تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:dorsa.s
آخرین ارسال:ساجده
پاسخ ها 6

تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    دختر 21 ساله ای هستم 3ساله با یه پسر آشنا شدم که 24سالشه.
    یه رابطه ی دوستی خیلی خوب و پاک تا جایی که اون پیشنهاد ازدواج داد و از من خواست که حداقل با مادرم در میون بگذارم ولی من چون نسبت به حس خودم و حس اون دچار تردید شدم ازش خواستم فعلا اجازه بده که نگم.
    پسر خوبیه ولی بخاطر شرایطتش(پدرش فوت کرده)و دانشجو و شغل رسمی نداره شرایط سختی رو داره و تا اونجایی که من شناخت از خانوادش دارم احساس میکنم از یه جهتایی فرق داشته باشیم(چون خانواده ها برای من خیلی مهمه)
    چون سه ساله باهمیم و خواسته یا ناخواسته حس و وابستگی پیش امده و از طرفی دیگه اون شرایط رو داره من بین دو راهییم نمیدونم چیکار باید کنم.
    اخه اون قبلا یه بار همینجوری بود و جدا شده و خیلی شرایط روحیه سختی رو گذرونده که به اینجا رسیده و نمیخوام باعث ضربه زدن به کسی بشم واقعا شرایط بدی دارم
    ازتون خواش میکنم اگه واستون مقدوره راهنماییم کنید چون شرایط خیلییییی سختی رو می گذرونم از یه طرف زندگی خودم و از اون طرف زندگی و احساس یه بنده ی خدای دیگه
    ویرایش توسط Masoomi : 2014_11_05 در ساعت 21:51 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:2#
    سلام
    خوش اومدین به انجمن
    رابطه شما در چه حدی بوده این سه سال؟آیا از اول به نیت ازدواج و شناخت جدی وارد رابطه شدید؟
    از خونواده ایشون کسی خبر دارن؟
    از جه جهاتی خونواده هاتون فرق دارن؟
    امتیازات ایشون رو میگین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,مهدوی,مهرسا62,ترنّم

  5. ارسال:3#
    ممنونم ساجده جان از جوابتون.
    یه رابطه خیلی سالم و صمیمی. نه از اولش یه دوستی ساده بود. گفته بود که اگه همه چی بین دو طرف خوب باشه ممکنه به ازدواجم برسه ولی اینکه از اول به این نیت باشه یا از اول وعده ی ازدواج رو داده باشه نه.
    مامانشون تا حدودی در جریان هستن ولی پسر خالشون کاملا در جریان رابطه ما هست.
    احساس میکنم یکم فرهنگمون متفاوته البته از روی چندتا عکس اونم از روی چند نفر خاص (ناگفته نماند ممکنه برداشت من نادرست باشه و زود قضاوت کرده باشم )
    میگم اینکه پسر خوبیه و من تو این سه سال ازش بدی و دروغ نشنیدم و ندیدم واقعا و تو هر شرایطی هرکاری از دستش برامده به من کمک کرده توی خیلی مسایل نقاط مشترک داریم .
    ولی خوب از نظر من ازدواج خیلی سخته و نمیشه سر سری گرفت و راحت از کنارش رد شد باید تمام جوانب و در نظر گرفت
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام
    سه سال رابطه ، یعنی شروعش از 18 ساگی شما و 21 سالگی ایشون بوده. شرایط خانوادگی و روحی هرکدوم از شما در طی این سه سال و محرکهای گرایش به وابستگی بیشترتون قابل بررسیه .
    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa.s نمایش پست ها
    یه رابطه خیلی سالم و صمیمی. نه از اولش یه دوستی ساده بود. گفته بود که اگه همه چی بین دو طرف خوب باشه ممکنه به ازدواجم برسه ولی اینکه از اول به این نیت باشه یا از اول وعده ی ازدواج رو داده باشه نه.
    ییک سوال که پاسخش مشخص نشده : کجا با ایشون آشنا شدین و چه تعاملات و ارتباطاتی باعث شد همون دوستیه ساده و روابط خوب شکل بگیره ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa.s نمایش پست ها
    احساس میکنم یکم فرهنگمون متفاوته البته از روی چندتا عکس اونم از روی چند نفر خاص (ناگفته نماند ممکنه برداشت من نادرست باشه و زود قضاوت کرده باشم )
    بیشتر توضیح بدین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa.s نمایش پست ها
    میگم اینکه پسر خوبیه و من تو این سه سال ازش بدی و دروغ نشنیدم و ندیدم واقعا و تو هر شرایطی هرکاری از دستش برامده به من کمک کرده توی خیلی مسایل نقاط مشترک داریم .
    ولی خوب از نظر من ازدواج خیلی سخته و نمیشه سر سری گرفت و راحت از کنارش رد شد باید تمام جوانب و در نظر گرفت
    معیارهایی که برای همسر ایده آلتون در نظر دارین رو لیست کنین . اولویت بندی کنین . سعی کنین معقول باشن .
    ببینین این آقا طبق اولویت بندیهاتون چه میزان ازون معیارها رو دارن و چه میزان از اونها رو ندارن .

    شما در شرایط روحی و سنی خاصی وارد رابطه ای شدین و درنهایت یک تعهد نسبی به دلیل وابستگیتون به ایشون در خودتون ایجاد کردین.
    اما الان که باید تصمیم بگیرید دودل شدید . تردید دارید .

    من توصیه میکنم که از طریق خانواده ها اقدام کنید تا مسئله جدی پیگیری بشه . این تعهد مبنی بر وفاداری نیست . ممکنه از سر دلسوزی یا تصمیم احساسی باشه .
    بهتر اینه که با مادرتون صحبت کنید و این آقا با شرایطی که داره یا با تضمینهایی که برای فراهم کردن شرایط مورد نظر در آینده میتونه ارائه بده جلو بیاد .

    حقیقت اینه که افراد در این روابط چشم بسته به چیزی متعهد میشن که زمان تصمیم گیریِ نهایی ، برای اونها موانعی رو ایجاد میکنه . بالاخره ایشون هم مسوول انتخابهاشون هستن . قرار نیست شما دلسوزی کنید برای کسی اونم به این دلیل که" اگه من ازش جدا بشم قبلا هم یک تجربه جدایی داشته و الان دیگه با این جدایی دوم از بین میره "!!!.
    شما موظفی عاقلانه ادامه ی این رابطه رو پیگیری کنی . این برای هردوتون بهتره . چون ادامه ی رابطه بدون هیچگونه تصمیم جدی ای به ضرر شماست .

    موفق باشید
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_11_06 در ساعت 18:50
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  7. تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج  سپاس شده توسط m1392,mozhghan,niloofarabi,rahe shab,مهدوی,ماهتاب,محسن عزیزی,ساجده

  8. ارسال:5#
    ممن.ن از توضیحاتتون ترنم جان.
    (ییک سوال که پاسخش مشخص نشده : کجا با ایشون آشنا شدین و چه تعاملات و ارتباطاتی باعث شد همون دوستیه ساده و روابط خوب شکل بگیره ؟)
    از طریق نت باهم آشنا شدیم .در حد دیدن و بیرون رفتن بود ولی خوب انقدر باهم خوب بودیم و درک می کردیم همو و انتظاری از هم نداشتیم باعث شد همون طور خوب و ساده بمونه.
    الان بیشترین چیزی که آزارم میده اینه که تکلیفم با خودم مشخص نیست نمیدونم چیکار کنم که خوب باشه و پشیمون نشم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    سلام
    راهکار دوست خوبم ترنم خانوم جامع بود.اینکه معیارهاتونو لیست کنین و اگه همخوانی داشتید خونواده رو در جریان قرار بدین و ادامه مسیر رو کاملا زیر نظر خونواده پیش برین
    با اجازتون چند نکته رو هم من خدمتتون عرض کنم.
    از جهت عذاب وجدانی که دارید: رابطه شما همونطور که خودتون اشاره کردین به نیت شناخت برای ازدواج صورت نگرفته و هیچ تعهدی مستقیما به هم نداده بودید. گرچه حتی در روابطی که با نیت ازدواج شکل میگیره باز هیچ تعهدی نمیتونه و نباید برقرار بشه. علت این مساله این هست که اصولا رابطه ای که طولانی مدت و به دور از اطلاع خونواده شکل بگیره، هر قدر هم سالم و منطقی باشه رابطه درستی نیست و اگه عواقبی داشته باشه(جدائی ، مخالفت خونواده ها، منصرف شدن یکی از طرفین به هر علتی، یا خدائی نکرده پیشرفت رابطه غیراخلاقی و..و...) هر دو طرف به یک اندازه مقصر هستن و نمیشه طرف مقابل رو متهم به خیانت یا ... کرد. و اون ضرری که نصیب دو طرف یا یکی از طرفین میشه درواقع هزینه اون تصمیم اشتباه یا روند اشتباهی هست که برای رابطه پیش گرفتین.
    پس شما در وهله اول باید به این حستون غلبه کنین تا منطقی تر تصمیم بگیرین
    دوم اینکه ظاهرا تنها امتیازی که شما برا ایشون قائلین خوب بودن ایشون هست اما کامل نگفتین این خوب بودن از چه منظر هست. اینکه تا حالا دروغی نشنیدین و بهتون در مسائل مختلف کمک کردن ، نباید مبنای انتخاب شما باشه. پس اگه ممکنه قدری بیشتر راجع به معیارهای خودتون و خصوصیات ایشون بگین تا بهتر راهنمائی کنیم.
    بعد از اینکه برای خودتون مساله رو حلاجی کردین و مطمئن شدین خودتون شخصا با شرایط و خصوصیات ایشون مشکلی ندارین هرچی سریعتر واگذار کنین به خونواده
    موفق باشین
    ویرایش توسط ساجده : 2014_11_09 در ساعت 09:20
    پاسخ با نقل و قول

  10. تردید در وجود علاقه و شرایط برای ازدواج  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,ترنّم

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •