تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خنده ی بیش از حد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ZEYNAB
آخرین ارسال:کوثر حبیبی
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خنده ی بیش از حد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من 17 سالمه.از بچگی خیلی زیاد میخندیدم و انرژی زیادی داشتم ولی به موقع میتونستم جدی باشم و منطقی.....منتها چند سالی میشه(حدودا 3 سال) که دیگه کنترل خنده هام از دستم خارج شده یعنی جایی که باید بخندم اخم میکنم و مواقعی که نباید بخندم قهقهه میزنم...اوایل وقتی کسی با لهجه ی خاصی باهام حرف میزد یا وقتی معلم سر کلاس بچه ها رو دعوا میکرد یاد موضوعات خنده دار می افتادم وخنده ام میگرفت ولی حالا به هر چیزی میخندم ...حتی وقتی دارم با کسی حرف میزنم هم بی اختیار میخندم یا وقتی کسی منو در حال انجام کاری نگاه میکنه وقتی هم که کسی موضوعی رو داره بهم توضیح میده این حالت پیش میاد. ...دیگه خنده هام جنبه ی تمسخر به خودشون گرفتن و باعث ناراحتی دیگران میشه...خیلی تلاش میکنم که خندم نمایان نشه ولی نمیشه...دیگه با هیچکس نمیتونم درست و حسابی صحبت کنم ...دوس دارم هم به موقع شوخ طبعی ذاتیم رو داشته باشم و هم اینکه به مهارتی برسم که هر آدمی با هر لهجه و هر چهره و هر قامتی در مورد هر نوع موضوع جدی که صحبت میکنه بتونم باهاش هم کلام و همدرد شم بدون خنده ی تمسخر....یعنی شدنیه؟...مشکلم حل میشه؟....لطفا راهنماییم کنید..ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,سلماء

  3. ارسال:2#
    Far Zane آواتار ها
    سلام دوست خوبم
    به همیاری خوش اومدین
    ازتون میخوام ک صبر کنین تا مشاورین محترم بیان و حتما راهنماییتون میکنن
    اتفاق خاصی افتاده ک به گفته خودتون توی این 3 سال اخیر خنده هاتون تمسخر آمیز شده؟
    تا الان چه کارایی کردین ک مشکلتون حل بشه؟
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,ساجده

  5. ارسال:3#
    ممنون
    .الان که فکرشو میکنم میبینم اوایل که تازه به سن نوجوونی رسیده بودم یهو خجالتی شدم طوری که همه ی فامیل متعجب شدن که چطوری اون دختر شر و شلوغ حالا یه جا آروم نشسته..ولی بازم خیلی به روم نمی آوردن و من هم سعی میکردم با بازی کردن با هم سنّام تو فامیل یه جورایی این حالتم رو سرکوب کنم.ولی بعد از یه مدت به جایی رسیدم که حتی از هم سنام هم خجالت میکشیدم و نمیتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم..منتها اونا همش به روم میاوردن...نه مستقیما کلامی با بی محلی کردن و گوش نکردن به حرفام و کارای دیگه....خلاصه سرتونو درد نیارم... تو ذهنم همشونو شکستم و به خودم ابهت دادم البته فقط تو ذهنم...چون خودمو بالا تر از بقیه میدیدم حرفا و حرکاتشون رو هم مدام پیش خودم تجزیه تحلیل میکردم و وقتی میدیدم به طور مثال یه نفر با سواد کمش چطور داره راجع به مثلا موضوع نفت صحبت میکنه بی اختیار خندم میگرفت ...
    چون همونجا که سه چهار نفر از دستم شاکی شدن بلد نبودم چطور باید جلوی خندم رو بگیرم کم کم عود کرد و حالا دیگه اصلا نمیتونم جدی باشم ....ببخشید که اینقدر طولانی شرح حوادث کردم....تا حالا اینقدر دقیق راجع به مشکلم فکر نکرده بودم از دیشب تا حالا کلی فکر کردم و آخرش به این نتیجه رسیدم.....به نظرتون با توجه به چیزایی که تعریف کردم مشکلم حل شدنیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,کوثر حبیبی,ساجده

  7. ارسال:4#
    A@92 آواتار ها
    با سلام..
    راستش منم گاهی وقتاالکی میخندم..که حالا ب نظر خودم دلایلی هم داره...ولی شمارو نمیدونم..


    من خودم تو زندگی خیلی سختی دیدم..تا جایی که روحو روان و جسم تو عذابه الان..براهمین چون از زندگی خوشی نمیبیم گاهی وقتا الکی شادم ینی الکی همینجوری خندم میگیره و تا چند دیقه ای هم ادامه داره حتی اگه با ی فرد مهم صحبت کنم.....

    ب نظرم امکان داره از لحاظ روانی هم مشکل داشه باشیم.....

    منتظر جواب روانشناسان هستیم......
    پاسخ با نقل و قول

  8. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,ساجده

  9. ارسال:5#
    روانشناسا نمیان؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  11. ارسال:6#
    گلبرگ خانوم آواتار ها
    من روانشناس نیستم اما میدونم کسی که از خودت پایین تره یا قد و قیافش از نظرت خنده داره....گناه داره...خودتو بذار جاش...خوبه کسی بهت بخنده؟....همیشه باید طوری رفتار کرد که کسی دلش نشکنه...چون مدیونم جواب تمسخر دیگرانو میبینی ...کلا میگم...من امروز یکی از همکارای مردم 1 کاپشن ضایع نارنجی با 1 بلوز لیمویی پوشیده بود...همه میخندیدن..اما من دیدم فرق داشت..گفتم شاید نداره که بخره....اونا میگفتن نه کار میکنه چرا نداره...اما من گفتم ...ما که تو زندگیشون نیستم شاید مشکلاتی داره...گناه داره مسخره نکنید...بعد همکارای دیگمم دلشون سوخت و نخندیدن...تو باید دیدتو عوض کنی...این که کسی قیافه بدی داره...خودش که نخواسته...ارثیه..دست خودش نبوده..گناه داره..فردا جواب تمسخر و خدا میده...یا اگه کسی سوادش کمه ..مطمین باش روزی از تو بالاتر میشه...من اینو به عینه دیدم...کسی بوده که درسش زیاد خوب نبوده ولی آیندش خیلی قشنگو زیبا بوده الانم همه حسرتشو میخورن...هر کسی شخصیتی داره...همیشه خودتو بذار جاش...موفق باشی عزیزم
    احترام به پدر و مادر = خوشبختي
    پاسخ با نقل و قول

  12. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane,m1392,ZEYNAB

  13. ارسال:7#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ZEYNAB نمایش پست ها
    ممنون
    .الان که فکرشو میکنم میبینم اوایل که تازه به سن نوجوونی رسیده بودم یهو خجالتی شدم طوری که همه ی فامیل متعجب شدن که چطوری اون دختر شر و شلوغ حالا یه جا آروم نشسته..ولی بازم خیلی به روم نمی آوردن و من هم سعی میکردم با بازی کردن با هم سنّام تو فامیل یه جورایی این حالتم رو سرکوب کنم.ولی بعد از یه مدت به جایی رسیدم که حتی از هم سنام هم خجالت میکشیدم و نمیتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم..منتها اونا همش به روم میاوردن...نه مستقیما کلامی با بی محلی کردن و گوش نکردن به حرفام و کارای دیگه....خلاصه سرتونو درد نیارم... تو ذهنم همشونو شکستم و به خودم ابهت دادم البته فقط تو ذهنم...چون خودمو بالا تر از بقیه میدیدم حرفا و حرکاتشون رو هم مدام پیش خودم تجزیه تحلیل میکردم و وقتی میدیدم به طور مثال یه نفر با سواد کمش چطور داره راجع به مثلا موضوع نفت صحبت میکنه بی اختیار خندم میگرفت ...
    چون همونجا که سه چهار نفر از دستم شاکی شدن بلد نبودم چطور باید جلوی خندم رو بگیرم کم کم عود کرد و حالا دیگه اصلا نمیتونم جدی باشم ....ببخشید که اینقدر طولانی شرح حوادث کردم....تا حالا اینقدر دقیق راجع به مشکلم فکر نکرده بودم از دیشب تا حالا کلی فکر کردم و آخرش به این نتیجه رسیدم.....به نظرتون با توجه به چیزایی که تعریف کردم مشکلم حل شدنیه؟
    سلام زینب خانم

    به همیاری خوش اومدین

    در ابتدا چند تا سوال دارم

    الان که این متن ور مینوشتین هم داشتین میخندیدین؟

    در خانواده با بقیه اعضا مشکل خاصی ندارین؟

    آیا مسئولیتی در خانواده بر عهده ی شما هست؟

    در مورد نحوه ی برخورد مادر و پدرتون با شما یه مقدار توضیح بدین با مثال

    مثلا زمانی که نمره ی بدی در یکی از درس ها میگیرین چه برخوردی با شما دارن؟و مثال های دیگه
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  14. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,narges☺,niloofarabi,تیرا

  15. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ خانوم نمایش پست ها
    من روانشناس نیستم اما میدونم کسی که از خودت پایین تره یا قد و قیافش از نظرت خنده داره....گناه داره...خودتو بذار جاش...خوبه کسی بهت بخنده؟....همیشه باید طوری رفتار کرد که کسی دلش نشکنه...چون مدیونم جواب تمسخر دیگرانو میبینی ...کلا میگم...من امروز یکی از همکارای مردم 1 کاپشن ضایع نارنجی با 1 بلوز لیمویی پوشیده بود...همه میخندیدن..اما من دیدم فرق داشت..گفتم شاید نداره که بخره....اونا میگفتن نه کار میکنه چرا نداره...اما من گفتم ...ما که تو زندگیشون نیستم شاید مشکلاتی داره...گناه داره مسخره نکنید...بعد همکارای دیگمم دلشون سوخت و نخندیدن...تو باید دیدتو عوض کنی...این که کسی قیافه بدی داره...خودش که نخواسته...ارثیه..دست خودش نبوده..گناه داره..فردا جواب تمسخر و خدا میده...یا اگه کسی سوادش کمه ..مطمین باش روزی از تو بالاتر میشه...من اینو به عینه دیدم...کسی بوده که درسش زیاد خوب نبوده ولی آیندش خیلی قشنگو زیبا بوده الانم همه حسرتشو میخورن...هر کسی شخصیتی داره...همیشه خودتو بذار جاش...موفق باشی عزیزم
    سلام.ممنونم بابت راهنماییتون سعی میکنم رو طرز فکرم کار کنم....منم به خاطر گناهش و زشت بودنش دوس دارم ترکش کنم.....دعام کنید که بتونم...بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  16. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,گلبرگ خانوم

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط کوثر حبیبی نمایش پست ها
    سلام زینب خانم

    به همیاری خوش اومدین

    در ابتدا چند تا سوال دارم

    الان که این متن ور مینوشتین هم داشتین میخندیدین؟

    در خانواده با بقیه اعضا مشکل خاصی ندارین؟

    آیا مسئولیتی در خانواده بر عهده ی شما هست؟

    در مورد نحوه ی برخورد مادر و پدرتون با شما یه مقدار توضیح بدین با مثال

    مثلا زمانی که نمره ی بدی در یکی از درس ها میگیرین چه برخوردی با شما دارن؟و مثال های دیگه
    سلام...

    متنو دیروز نوشتم و یادم نمیاد اون موقع خندیده باشم چون حواسم به کل پیش متن بود و به هیچ چیزی جز نوشتن مشکلم فکر نمیکردم....

    تو خانواده هم مشکلی جز نداشتن استقلال ندارم...یعنی از بچگی مادرم همیشه جلو همه ازم تعریف میکرد و از مودب بودن و مرتب بودن و چیزایی که هیچوقت نفهمیدم که بودم یا نبودم میگفت...منم واسه اینکه یه وقتی حرفش دو تا نشه همیشه رو طرز حرکاتم دقت میکردم و سعی میکردم همونی باشم که مامانم میخواد...واسه همین هیچوقت آزادی بیان نداشتم و ندارم...همیشه موقع حرف زدن من که میشد قلبم میزد و میترسیدم که نکنه چیز اشتباهی بگم و مامانم پیش بقیه شرمنده شه واسه همینم مدام از حرف زدن با بزرگترا طفره میرفتم و خودمو قاطی کوچیکترا میکردم...واسه همینم هیچوقت یاد نگرفتم چه حرفی یا حرکتی رو تو چه جایی باید انجامش بدم و همینم باعث شد نسبت به هم سنام که مجلس گردونی بودن واسه خودشون کم بیارم...گوشه گیر و رویا پرداز شدم.تو جمع ها معمولا ترجیح میدادم تو یه گوشه بشینم و به موفقیتای آیندم...فیلمی که دیشب نشون داد..جوکایی که شنیدم....دقت به طرز صحبت دیگران و حدس زدن شخصیتشون و موارد اینچنینی فک کنم....و الان به جایی رسیدم که حتی نمیتونم یک دقیقه هم فکرمو یه جا نگه دارم......درواقع فک میکنم وقتی یکی باهام صحبت میکنه یا وقتی کسی نگام میکنه و من خندم میگیره دلیلش همون حواس پرتی زیادمه...چون دقت کردم مادامی که حواسم پیش صحبتای طرف مقابله با خندش میخندم و با غصه ش ناراحت....ولی به محض اینکه یاد خندیدن و مشکلم می افتم به خودم میگم عه زینب دیدی خنده ت نگرفت.....و همین میشه که بی اختیار وسط یه بحث میخندم یا حواثم پرت حالت صحبت و کش و قوس لب و لوچه ی طرف میشه و یاد یه چیز خنده دار می افتم و........براورد کردم تو یه لحظه میتونم به 20 موضوع مختلف همزمان فکر کنم،واسه هر کدوم 20جور برنامه بریزم و تو 20 جای مختلف مغزم ذخیرشون کنم.....
    اینو بگم که خانوادم هیچوقت منو بابت اشتباهاتم تنبیه نکردن یا حداقل من یادم نمیاد...همیشه هوامو داشتن و دارن....منتها طرز فکر خودم باعث میشد مدام خودمو تو منگنه ببینم و نتونم خودم باشم......
    پاسخ با نقل و قول

  18. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,کوثر حبیبی

  19. ارسال:10#
    سلام مجدد.....

    ممنونم ازتون...سوالاتتون باعث شد خیلی جدی بشینم و به مشکلم و علل به وجود اومدنش فکر کنم...واقعا این که میگن بیشتر مشکلات کنونی ریشه در کودکی دارن حقیقت داره من که اصلا فکرشم نمیکردم بتونم دردمو با رجوع به گذشتم ریشه یابی کنم.....

    تقریبا متوجه شدم که علت خنده هام روی سه موضوع متمرکز شده:1)حواس پرتی بیش از اندازه....2)خود بزرگ بینی....و3)اعتماد به نفس پایین

    مطمئنم که با کنترل این سه عامل میتونم خنده های سرکشم رو هم رام کنم.....الان دو روزی میشه که خنده های بی موردم به نصف رسیده.

    مچکرم از همه ی شما خوبایی که وقتتونو صرف من کردین........فدایی دارید دوستان
    پاسخ با نقل و قول

  20. خنده ی بیش از حد  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •