تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 5

تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    گزینش معیارها، متناسب با انتخاب خویش؛ قبل از انتخاب همسر

    در مقاله قبل در خصوص انتخاب خویش، قبل از انتخاب همسر نکاتی بیان شد.

    ما در انتخابمان باید « معیار » داشته باشیم تا بتوانیم به وسیله ی آن طرف مقابل را محک بزنیم. اگر این معیارها پیش از انتخاب همسر مشخص شده باشند؛ تا اندازه ی زیادی از آفت خطرناک انتخاب های احساسی که در آینده درباره اش سخن خواهیم گفت مصون خواهیم ماند.

    همه ی کسانی که می خواهند ازدواج کنند، باید یک روز، دو روز، یک هفته، یک ماه، هر چقدر که لازم است، بنشینند فکر کنند و معیارهایشان را انتخاب کنند؛ معیارهایی متناسب با آن چه در مرحله ی اول به آن رسیده اند؛ یعنی مرحله ی« انتخاب خویش».

    بسیاری از جوانان معیارهایی که بتواند ملاک سنجش مطمئنی در انتخاب باشد را ندارند؛ به همین دلیل، خیلی زود تحت تاثیر ملاک های دهان پر کن، عرفی و سطحی قرار می گیرند؛ اما برای رسیدن به ملاک هایی که بتواند سنگ محک مطمئنی برای انتخاب باشد، باید قواعدی را رعایت کرد که در ذیل به آن اشاره می کنیم:

    الف) جزئی کردن معیارها

    این نکته، بسیار مهم و کارآمد است. بسیاری از اختلافاتی که در زندگی رخ می دهد، به جهت بی توجهی به این نکته است. وقتی از برخی جوانان می پرسیم آیا معیاری برای انتخاب همسر دارند یا خیر؟ خیلی محکم می گویند: بله؛ اما وقتی از آنها می خواهیم که درباره ی معیارهایشان صحبت کنند، معلوم می شود که داشتن و نداشتن این معیارها چندان تفاوتی ندارد.

    دلیل این مطلب را در مثال ذیل می توانید متوجه شوید.




    به جوانی می گویم: آیا درباره ی معیارهای همسر آینده ات فکر کرده ای؟ می گوید: بله فکر کرده ام. می گویم: برایم بگو. می گوید: اولا باید عفیف و باوقار باشد، ثانیا باید حجابش را رعایت کند، ثالثا باید اجتماعی باشد، رابعا از خانواده ای اصیل باشد، خامسا اهل عشق ورزیدن باشد. سادسا... . این جوان وقتی در جلسه ی خواستگاری حضور پیدا می کند، از طرف مقابلش درباره ی اصل عفاف، حجاب، اجتماعی بودن و ... می پرسد. طرف مقابل هم خیلی خوب در این باره صحبت می کند و می گوید: من معتقدم که عفاف، تمام هستی یک زن بوده و بدون آن، زندگی معنا و مفهومی برای زن ندارد. اگر زنی حجابش را رعایت نکند، ارزش خود را درک نکرده است و ... . به این جوان با شنیدن این سخنان، احساسِ خوشِ تفاهم در معیارها دست می دهد؛ زیرا او هم درباره ی عفاف و حجاب و ... همین طور فکر می کند. وقتی این دو وارد زندگی می شوند؛ از همان روزهای اول مشکلاتشان شروع می شود. اختلافات آنها هم درست درباره ی همان چیزهایی است که فکر می کردند درباره ی آن اشتراک و تفاهم دارند. اما چرا این اتفاق می افتد؟ یکی از دلایل اصلی این اتفاق آن است که این دو درباره ی اصل معیارها با هم اشتراک داشتند؛ ولی تفسیر هر کدام از آنها درباره ی معیارها متفاوت از دیگری بود؛مثلا زن بگو و بخند با پسر عمو و پسر دایی خود را منافی عفت نمی داند؛ اما مرد، این کار را بی عفتی می داند. یا اینکه مرد جوراب پوشیدن در مقابل مردان غریبه و نامحرم را لازمه ی حجاب می داند؛ اما برای زن اهمیتی ندارد. از طرفی دیگر ممکن است مرد گفت و گوی دوستانه با زنان را از آداب معاشرت و لازمه ی اجتماعی بودن بداند؛ اما زن از این کار مرد متنفر باشد.

    در بعضی از این خواستگاری ها زن می گوید: « من اگر سرم برود حجابم نمی رود». مرد هم می گوید: « اصلا من هم چنین زنی می خواهم». اما وقتی برادر مرد، به خانه می آید و زن در مقابل او حجابش را رعایت می کند، شوهر ناراحت می شود و می گوید:« مگر برادر من غریبه است؟» تفسیر این دو از حجاب و محرم و نامحرم، کاملا متفاوت است.

    دو جوان تصمیم به ازدواج گرفته بودند. از من خواستند تا کفویت این دو را از نگاه یک مشاور بررسی کنم. با دختر خانم که صحبت کردم، بحث از مسائل اقتصادی پیش آمد. گفتم از نظر شما زندگی اقتصادی چگونه باید باشد؟ گفت: معمولی. گفتم: معمولی، یعنی چه؟ گفت: معمولی دیگر. معموای که مشخص است. برای اینکه بداند معمولی یک حرف کلی است که در نظر هر کسی تفسیری دارد، به او گفتم: اگر شما با این پسر ازدواج کردید، برای زندگی چه خانه ای را از او مطالبه می کنید؟ گفت: خانه ی معمولی. گفتم: خانه ی معمولی یعنی چه؟ گفت: فکر نمی کنید پیش از ازدواج حرف زدن درباره ی خانه ای که می خواهیم در آن زندگی کنیم زود است؟ گفتم: شما همین که خواستید زندگی مشترکتان را شروع کنید، اولین بحثی که پیش می آید، محل سکونت است. برای اینکه باز هم پرسشم برای او واضح تر شود گفتم: اگر همسر شما زیرزمینی را در پایین شهر اجاره کند، حاضر هستید در آن زندگی کنید؟ گویا که به او برخورده باشد با حالت خاصی گفت: اصلا. گفتم: پس معلوم است تفسیر شما از «معمولی»، با آنچه من می گویک متفاوت است. گفت: خانه معمولی از نظر من یعنی خانه ای در طبقه اول؛ آن هم در فلان نقطه شهر. اجاره جایی که او مشخص کرد، از اندازه کل حقوق آن پسر هم بیشتر بود. این دختر هم نمی توانست در جایی که پسر قصد داشت خانه ای بگیرد، زندگی کند.

    داشتن معیارهای کلّی با نداشتن معیار، تفاوت چندانی ندارد.

    باید تفسیر شما از معیارها کاملا مشخّص شود تا بتوان به وسیله آن انتخاب درستی انجام داد.


    منبع: نیمه دیگرم، مهارت های انتخاب همسر، محسن عباسی ولدی، جلد 1

    اختصاصی همیاری
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,mozhghan,niloofarabi,raoul,sokut,مهدوی,مهرسا62,کوثر حبیبی,سلماء,ساجده

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ب_ واقعی کردن معیارها

    معیارها را نباید خیلی ایده آل فرض کرد. معیارها را واقعی انتخاب کنیم؛ نه چندان ایده آل معنوی و نه چندان ایده آل مادی.

    برخی از جوانان اهل معنا! وقتی درباره معیارهای همسر خود سخن می گویند، انسان بیش از آن که به یاد یک همسر بیفتد، تصویر یک استاد اخلاق در ذهنش نقش می بندد! مثلا می گوید:«همسر من باید کسی باشد که مقیّد به نماز شب بوده و شب های جمعه را از نیمه شب تا به صبح بیدار باشد. دوشنبه ها و پنجشنبه ها را روزه بگیرد و هر ماه، قرآن را ختم کند و ...». کسی که چنین معیارهایی را برای همسر خود انتخاب می کند، واقع بینانه فکر نکرده است. شما اگر در این معیارها تامل کنید، دلیل واقعی نبودن آن را متوجه می شوید. کسی که این معیارها را دارد، جوانی بیست و چند ساله است؛ پس همسرش هم سنّی در همین حدّ و حدود دارد. حالا چند جوان بیست و چند ساله وجود دارد که چنین ویژگی هایی را داشته باشند؟ اصلا مگر کسی که این ویژگی ها را دارد، حتما همسر خوبی هم هست؟ شما باید واقعیت زندگی مشترک را در نظر بگیرید و ببینید در زندگی مشترک، همسر خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

    البته نمی گویم قید ایده آل های معنوی را بزنید؛ بلکه باید به گونه ای معیارها را انتخاب کرد که با واقعیت افرادی که در معرض انتخاب ما هستند تناسب داشته باشد.

    درباره معیارهای مادّی هم باید واقع بینانه فکر کرد. دختری که خانه شخصی، اتومبیل آن چنانی، حقوق چند میلیونی و ... را از معیارهای همسر آینده خود می داند، از این نکته غافل است که بسیاری از جوانانی که در سنّ ازدواج با او هستند، این ویژگی ها را نداشته و بسیاری از افرادی که این ویژگی ها را دارند، به قدری از او بزرگ ترند که او حاضر نیست با آنها ازدواج کند.

    پسری هم که درباره همسر آینده اش می گوید:«پدرش وضع مالی خوبی داشته باشد. دو تا بچه باشند؛ یکی پسر و یکی دختر. هم پدر و هم مادر، هر دو استاد دانشگاه باشند. دختر، دانشحو و قصد ادامه تحصیل تا مقطع دکترا داشته باشد. یک سر و گردن از من کوتاه تر باشد. دو سال از من کوچک تر باشد. فامیل شلوغی نداشته باشند. اصالتا هم شهری ما باشند و ...»، فراموش کرده باید از میان دختران موجود، همسری را انتخاب کند؛ نه این که جنسی را با ویژگی های خاص سفارش دهد تا برای او حاضر کنند.

    یکی دیگر از زوایای واقعی کردن معیارها آن است که واقعیت خودمان را هم در نظر بگیریم. اگر در معیارهای معنوی بلند بالا فکر می کنیم، خودمان را هم محک بزنیم و ببینیم آیا در حدّ و اندازه این معیارها هستیم؟ کسی که نماز نمی خواند و روزه نمی گیرد و در مواجهه با جنس مخالف خویشتن دار نیست، آیا صحیح است به دنبال کسی بگردد که به مسائل شرعی مقیّد بوده و در مقابل نامحرم، حدود دینی را رعایت می کند؟ کسی که قیافه چندان زیبایی ندارد، آیا درست است یکی از معیارهای اصلی خود را زیبایی آن چنانی همسر آینده اش بگذارد؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  4. تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,mozhghan,niloofarabi,sokut,مهدوی,ساجده

  5. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ج- درجه بندی معیارها، متناسب با انتخاب خویش

    معیارهای ما باید دو درجه داشته باشد؛ معیارهای درجه یک و معیارهای درجه دو. معیارهای درجه یک معیارهایی هستند که حتی اگر یکی از آن ها در طرف مقابلم نبود، به راحتی و خیلی محکم می گویم: نه.

    مثلا یکی از معیارهای درجه یک دخترها این است که همسر آینده شان معتاد نباشد. حالا اگر کسی که به خواستگاری او آمده، معتاد باشد؛ اما باقی معیارهای او را داشته باشد، می گوید نه. البته این، یک معیار عمومی است؛ ولی هر کسی متناسب با آنچه در زندگی به دنبالش می گردد، معیارهای درجه یک دیگری هم دارد. نکته مهم این جاست که نباید فراموش کرد معیارهای درجه یک، آنهایی هستند که اگر نباشند، ما نمی توانیم با آنچه در زندگی به عنوان هدف انتخاب کرده ایم، برسیم. کسی که هدفش در این دنیا، یک زندگی معنوی و رو به رشد است، نباید معیار درجه یک او مثلا پولدار بودن طرف مقابلش باشد؛ چرا که انسان بدون پول هم می تواند زندگی معنوی داشته باشد؛ همانگونه که با پول هم می تواند؛ اما اگر یکی از اهداف این شخص در زندگی، جلب توجّه مردم به خود؛ آن هم به هر قیمت ممکن بود، باید معیار درجه یک خود را مدرک بالا، ثروت زیاد، خانه آن چنانی و ... بگذارد. بگذریم از این که چنین نگاهی به زندگی اصلا درست نیست.

    معیارهای درجه دو، معیارهایی است که می شود در آنها تساهل و تسامح کرد و اگر یک یا چند تا از آنها نبود، اشکالی ایجاد نمی کند. نام دیگر این معیارها را می توان «معیارهای ترجیحی» گذاشت؛ مثلا برخی دوست ندارند همسرشان دارای یک خانواده شلوغ باشد؛ اما این عدم تمایل، به این معنا نیست که به هیچ وجه طاقت چنین خانواده ای را نداشته باشند. به این می گویند، معیار درجه دو.

    درجه بندی معیارها موجب می شود فکر کردن جوان درباره گزینه هایی که به او پیشنهاد می شود منظّم شود. وقتی به ما گزینه ای معرفی شد، ابتدا باید درباره وجود معیارهای درجه یک در او تحقیق کنیم. وقتی هم یک پسر از دیگران می خواهد گزینه مطلوبی به او معرفی کنند، اگر معیارهای درجه یک او مشخّص باشد، دیگران می توانند با دقت بیشتری به او گزینه ای را معرفی کنند.

    معیارهای درجه دو، در جایی بیشتر به کمک انسان می آید که دختر یا پسر، بر سر دو گزینه متحیّر شده باشند؛ در حالی که هر دو گزینه، تمام معیارهای درجه یک را هم دارند. در این صورت، کسی را انتخاب می کنند که معیارهای درجه دو در او بیشتر است.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  6. تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,mozhghan,niloofarabi,raoul,مهدوی,ساجده

  7. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    د- حذف معیارهای متناسب با روحیه های اشتباه تا حدّ ممکن

    بعضی از معیارها، متناسب با روحیه های اشتباه، شکل می گیرد.

    تا حد امکان باید آن روحیه ها را باید اصلاح کرد تا در پی آن، معیارهای اشتباه هم حذف شود.

    بعضی از خانمها وقتی به مجلس عروسی می روند، حتما با خودشان دو سه دست لباس برده و هر ساعت یک بار، لبتس هایشان را عوض می کنند و حاضر نیستند در مراسم بعدی یکی از آنها را بپوشند. چنین کسی، اگر می تواند این اخلاق اشتباه را از خود دور کند، باید چنین کند؛ اما اگر نتوانست و لباس نو پوشیدن برایش اصل بود، بدون اینکه با خود رودربایستی کند، باید این روحیه را در معیارهای خود وارد کند. پس اگر پسری به خواستگاری او آمد که به هیچ وجه چنین روحیه ای را نمی پذیرفت و یا اینکه پول پاسخگویی به چنین روحیه ای را نداشت، حتما باید بگوید: نه.

    برخی «آنچه باید باشد» را به عنوان معیار در نظر می گیرند؛ در حالی که «آنچه هست» را باید به عنوان معیار قرار داد. بعضی ها شعار می دهند که قیافه یعنی چه؟ اصلا قیافه طرف برای ما مهم نیست؛ اصل، ایمان و اعتقاد است و ... . خودتان را فریب ندهید. واقعی فکر کنید. اگر قیافه برایتان مهم است، آن را به همان اندازه در نظر بگیرید. نکند در هنگام تصمیم گیری سجّاده آب بکشید و بعد از ازدواج ببینید از قیافه طرف خوشتان نمی آید و هرچه می خواهید به ایمانش، نماز شبش، ادبش توجّه کنید، قیافه اش در مقابل چشمانتان می آید و همه چیز را پاک می کند. «آنچه باید باشد» آن است که انسان نباید به قیافه تا این اندازه توجه کند؛ اما «آنچه هست» چیست؟ آیا واقعا شما برای قیافه این اندازه ارزش قائل نیستید؟

    آقایی به بنده گفت: من در فکر ازدواج با دختری هستم که لبش در بچگی پاره شده و بد، جوش خورده. حالا وقتی می خندد، خیلی زشت می شود و نمی دانم با او ازدواج کنم یا نه.
    گفتم: خودت را فریب نده. کلاه خودت را قاضی کن و ببین این مساله برایت مهم هست یا نه. اگر برایت خیلی مهم است، منصرف شو؛ چون بعد از اینکه زندگی تان آغاز شد، هر بار که او می خندد، او زجر می کشی که آخ و واخ، چه می شد لبش اینگونه نبود. او که نمی تواند تا آخر عمر نخندد یا اینکه لب فروبسته بخندد و یا وقتی می خندد، رویش را از تو برگرداند. اگر بنا است هر بار خنده او، برای تو ماتمی در پی داشته باشد و دل تو را نسبت به او تیره کند، با او ازدواج نکنی بهتر است.
    گفت: واقعیتش هر چه فکر می کنم می بینم نمی توانم نسبت به قیافه اش بی اعتنا باشم، برایم خیلی مهم است.

    بعضی از دخترخانم ها هم در ابتدا می گویند:«پول که مهم نیست؛ ایمان داشته باشد بس است». بعد که به خانه بخت می روند، قصّه ها شروع می شود. هروقت که مهمانی می آید و آنها توانایی پذیرایی با غذاها و میوه های آن چنانی را ندارند، احساس شکست می کنند. همین احساس هم رابطه آنها و همسرشان را دچار مشکل می کند.

    البته باور کنید قیافه و مادیات، زندگی ساز نیست. چه پسران و دختران زیبا و پول داری که الان پشت در دادگاه ها منتظرند زودتر حکم طلاقشان صادر شده و خلاص شوند.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  8. تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,مهدوی,ساجده

  9. ارسال:5#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ه-توجّه به هر معیاری به اندازه ارزشش

    در درجه بندی معیارها، باید ارزش واقعی آنها را در نظر گرفت. برخی از دختران و پسران، قیافه را آنقدر ارزشمند می دانند که مقام آن را از ایمان و صداقت هم بالاتر می برند. نمی خواهم بگویم قیافه را جزو معیارهای خود قرار ندهید؛ اما نباید ارزش آن را از آنچه که هست، بالاتر برد.

    بعضی دیگر درباره شغل پدر، تب و تاب زیادی دارند؛ مثلا دختر بسیار متین و فهیمی را به او معرفی می کنند؛ اما چون پدرش آبدارچی فلان اداره است، نی پذیرد؛ البته نه اینکه شغل پدر هیچ اهمیتی نداشته باشد؛ اما مگر یک آبدارچی یا رفتگر نمی تواند انسان خوبی باشد؟ انسان های فهیم و قابل احترام در میان این اقشار کم نیستند. نکته ای که باید در شغل پدر در نظر گرفت آن است که او لقمه حلالی را سر سفره خانواده گذاشته باشد. اگر این نکته در شغل پدر وجود داشت، کافی است.

    پایان این بخش

    منبع: نیمه دیگرم، مهارت های انتخاب همسر، محسن عباسی ولدی، جلد 1؛ با اندکی تلخیص

    اختصاصی همیاری
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  10. تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,مهدوی,ساجده

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •