توازن میان نیازهاى جسمى و روحى و تأثیر آن در آرامش انسان

سوره بقره

آیه 143


(و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء على الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا و ما جعلنا القبلة التى كنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب على عقبیه و ان كانت لكبیرة الا على الذین هدى الله و ما كان الله لیضیع ایمانكم ان الله بالناس لرؤوف رحیم)

موضوعات: آرامش و تنش - توازن میان نیازهاى جسمى و روحى و تأثیر آن در آرامش انسان - تأثیرگذارى قرآن

منبع: بهداشت روان در اسلام - صفحه 14 تا 16

در تأثیرگذارى شگرف قرآن، همین بس كه این كتاب، در بین مردمى نازل شد كه از فضیلت و انسانیت، به كلى بى‏ بهره بودند و در كفر و نفاق و جنگ و خونریزى به سر مى‏ بردند. جاذبه‏ ى تربیتى آن، چنان توانى دارد كه پیامبر اسلام توانست به وسیله‏ ى آن كتاب و تعلیماتش، مردم شبه جزیره‏ ى عربستان را در مدتى اندك به بالاترین درجه‏ى كمال و فضیلت سوق داده، ملتى را كه هیچ گونه برجستگى و نقطه‏ ى مثبتى نداشته و از خصایص انسانى برخوردار نبودند، به اوج سعادت و برازندگى برساند.

به فرموده‏ ى امیرمؤمنان، على (ع) در زمان پیامبر اكرم (ص) مردم عربستان پیرو بدترین كیش، كه شرك و بت‏ پرستى است بودند و در بدترین جایى كه قحطى و فلاكت، آن جا را فراگرفته بود، در سرزمین‏هاى سنگلاخ و در میان مارهاى زهرآگینى كه از صداها نمى‏ رمیدند، اقامت داشتند. آب لجن سیاه مى‏ آشامیدند و غذاهاى خشن، مانند نانى كه از آرد هسته خرما درست مى‏شد، مى‏ خوردند. صله‏ ى رحم نمى‏ كردند و خون یكدیگر را مى‏ ریختند... " نهج ‏البلاغه، خ 26؛ در سفینه‏ ى البحار، ماده «جهل» نیز شبیه این تعبیرات آمده است ".

به بركت تربیت اسلام و قرآن و استقامت پیامبر (ص) كار همین مردم به جایى رسید كه در بین مردم دنیا نمونه شدند و بزرگ‏ترین قدرت‏هاى ستمگر را درهم شكستند و آن قدر برترى فكرى پیدا كردند كه زمامداران جور و طاغوتان زمان را به عدل و دادگرى و وسعت نظر و گذشت و ایثار و فضیلت فرا مى‏ خواندند و آنان را از غرور و تجمل دوستى برحذر مى‏ داشتند. در سال چهاردهم هجرى، هنگامى كه مسلمانان براى جهاد و برافراشتن پرچم تقوا و فضیلت، با جمعى از بزرگان ایران، كه یزدگرد جزو آنان بود، رو به ‏رو شدند، نعمان بن مقرن به نمایندگى از سوى جمعیتى كه همراه او بودند، آغاز سخن كرد و به ایرانیان چنین گفت: «همانا خداوند به ما رحم كرد و پیامبرى براى ما فرستاد كه ما را به خوبى دستور مى‏دهد و از بدى باز مى‏دارد و به ما وعده كرده است كه اگر دعوتش را اجابت كنیم، از خیر دنیا و آخرت بهره‏ مند مى‏ شویم» " ابن‏ اثیر، الكامل فى التاریخ، ج 2، ص 310 ".

راستى مردمى كه پیش از اسلام، در سایه‏ ى عبودیت ابر قدرت‏هاى زمان بودند و نمى ‏توانستند حق خود را از ستمگران بگیرند، چه شد كه پس از طلوع فجر اسلام، این گونه رشد فكرى پیدا كردند و توانستند در برابر پادشاهى همچون یزدگرد، بدین سان اظهار وجود كنند و عقیده‏ ى خود را بیان دارند؟

این مزایا حاصل نشد مگر با تعلیم و تربیت قرآن كه دل‏هاى مرده را زنده كرد و مردمى را كه با نیكویى‏ ها و برترى‏ ها فرسنگ‏ها فاصله داشتند، به اوج عظمت و سرورى رسانید.

آرى، اگر به مقررات و دستورهاى اسلامى عمل شود، زمین غیر از این زمین مى ‏گردد، " ابراهیم (14) آیه 48 " خداوند درهاى بركات آسمان و زمین را بر مردم مى‏ گشاید و به طور كلى ناآرامى، ناراحتى و تلخ‏ كامى، ضدیت، نفاق و اضطراب، از اجتماع رخت بر مى‏ بندد و همه‏ ى انسان‏ها در كمال رفاه و آسودگى به سر مى‏ برند و با هم در نهایت صفا و صمیمیت زندگى مى‏ كنند و هیچ گونه اضطراب و تشویشى نخواهند داشت.

اصل این است كه بشر در كارها راه اعتدال را در پیش گیرد و در صراط مستقیم گام بردارد؛ یعنى همان گونه كه به نیازهاى مادى و دنیوى‏ اش مى‏ پردازد، نیازهاى روحى، فطرى و اخروى را نیز در نظر بگیرد و چنان كه قبلا به آن اشاره شد، با هر دو جنبه پیش برود؛ كه اگر یك جهت را برگزیند و همت خود را به یك سو مصروف دارد، یقینا به مقصود نمى ‏رسد و وضع اجتماعات، روز به‏ روز نابهنجارتر و وخیم‏ تر خواهد شد.

در منابع اسلامى، به این مسأله، توجه خاص شده و به مردم سفارش گردیده كه در زندگى حد اعتدال را در پیش گیرند؛ یعنى بین نیازهاى جسمى و روحى تعادل برقرار كنند و تنها یك جهت را در نظر نداشته باشند.

خداوند فرموده است:

(و كذلك جعلناكم أمة وسطا) " بقره (2) آیه 143 ".

یعنى هم چنان كه شما از راه‏یافتگان صراط مستقیم هستید، شما را امتى با اعتدال قرار دادیم (كه در زندگى از حد افراط و تفریط بركنارید، هم نیازهاى جسمى و هم روانى خود را برآورده مى‏ سازید). در این باره، در حدیثى از حضرت امام حسن مجتبى (ع) چنین روایت شده است:

«عجبت لمن یتفكر فى مأكوله كیف لا یتفكر فى معقوله...» " سفینه‏ ى البحار، ماده «طعم» ".

«شگفتا از كسى كه درباره ‏ى غذاى جسمى ‏اش فكر مى‏ كند (كه چه بخورد و چه نخورد) اما به غذاى معنوى (و روانى)اش نمى‏ اندیشد!»

به یقین باید بگوییم كه یگانه راه آرامش و آسودگى خاطر و سعادت آدمیان، علاوه بر تأمین نیازهاى مادى، توجه به نیازهاى روانى و معنوى است كه اساس آنها شناختن خداوند و ارتباط با او است؛ بدین معنا كه اگر بشر به آفریدگار خود راه نیابد و با وى انس نگیرد، در زندگى دچار نا به‏ سامانى‏ ها و كشمكش ‏هاى درونى مى‏ گردد. هر انسانى فطرتا متوجه پروردگار و جویاى او است و پیوسته به سوى او در تكاپو مى‏ باشد و تلاش مى‏ كند تا گمشده‏ ى خود را بیابد.

قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی-محسن عباس نژاد

سایت راسخون سابق