تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مبانی نظری هوش هیجانی، نظریه های هوش هیجانی، ارتقای هوش هیجانی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

مبانی نظری هوش هیجانی، نظریه های هوش هیجانی، ارتقای هوش هیجانی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مبانی نظری هوش هیجانی، نظریه های هوش هیجانی، ارتقای هوش هیجانی

    هوش(
    IQ
    )

    هوش رفتار حل مسئله سازگارانه ای است که درراستای تسهیل اهداف کاربردی ورشد سازگارانه جهت گیری شده است. رفتار سازگارانه شباهت اهداف متعددی راکه باعت تعارض درونی میشودکاهش میدهد.این مفهوم هوش مبتنی بر گزاره ای است که فرایند حرکت به سوی اهداف انجام راهبردهایی رابرای غلبه بر موانع وحل مسئله ضروری می سازد.(گلمن ،1990) هوش هر فرد را می توان به دو نوع هوش عمومی و اختصاصی تقسیم کرد. هوش عمومی نوعی توانایی است که در اغلب فعالیت های انسان خود را نشان می دهد. هوش اختصاصی توانایی ذهنی خاصی است که فرد در یک یا چند زمینه خاصی دارد. اگر به نمرات دروس مختلف یک فرد نگاه کنیم می بینیم نوعی رابطه بین آنها وجود دارد (هوش عمومی) یعنی این طور نیست که آن فرد دریک درس بسیار قوی و در درس دیگر بسیار ضعیف باشد. ازطرف دیگر کمی تفاوت ممکن است که دیده شود. مثلا ًَفرد ممکن است در درس علوم بهتر از ادبیات باشد(هوش اختصاصی). افراد از نظر هوش عمومی و اختصاصی با یکدیگر تفاوت های زیادی دارند. مطالعات نشان داده که درصد اندکی (حدود10درصد) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی است. اماامروزه آن اهمیتی که در گذشته برای هوش قائل بودند، دیگر قائل نیستند(بیابانگرد ، 1386: 211). در گذشته استدلال می شده است که هوش در میزان پیشرفت تحصیلی مؤثر است و اعضای طبقه کارگر کم هوش تر از اعضای طبقه متوسط هستند و این که به طورکلی، سفید پوستان باهوش تر از سیاهان می باشند. باولز و جین تیس[1] عقیده دارند که صرف ارتباط شایستگی های تحصیلی به بالا بودن میزان هوش، الزاماً بدان معنی نیست که یکی از این دو عامل سبب دیگری می شود. هوش، توانایی کشف قواعد، الگو و اصول منطقی حاکم بر اشیاء و پدیده ها و توانایی به کار بستن این کشفیات برای حل مسایل است. آزمون هایی که هوش را اندازه گیری می کنند چنان طراحی می شوند که معیار معتبری برای هوش نیستند. به طوری که بسیاری از پژوهشگران معتقدند که آزمونهای هوش به نفع طبقه متوسط سفیدپوست هستند، زیرا عمدتاً توسط اعضای این گروه ساخته و استاندارد می شوند. بسیاری از روان شناسان چنین استدلال می کنند که ساختن آزمونهای عاری از فرهنگ، یعنی آزمون هایی که بتواند بدون دخالت سابقۀ فرهنگی هوش را اندازه بگیرد، غیر ممکن است(هارا لامپوس،1369).

    هوش هیجانی

    باتوجه به مطالبی که در بخش مبانی زیستی هیجانی ذکر خواهد شد.هوش هیجانی به چگونگی کنترل و هدایت تکانی دستگاه لیمبیک،خصوصا بادامه اشاره دارد که مطلوب و متناسب و با موقعیت زمانی و مکانی فرد و هنجارهای جامعه باشند. دانیل گلمن[2] هوش هیجانی را نوع دیگری از هوش می داند که مشتمل بر شناخت احساسات خود و استعاره از آن برای ایجاد تصمیم های مناسب و زندگی است. هوش هیجانی عبارتست از اینکه فرد چه میزان از هیجانات، عواطف و احساسات خودآگاهی دارد و چگونه آنها را کنترل می نمایند. هوش هیجانی شامل مؤلفه های خودآگاهی تعدل هیجانها با برانگیختن خود و همدلی می باشد. هوش هیجانی توانایی درک هیجانها وعواطف به منظور دست یابی به هیجان هایی است تا کمک به تفکر بهتر منجر به شناخت هیجانها و عواطف گردد.( مایروسالوی ، به نقل از تجلی و نصراللهی ،1387) هیمن اشتین در کتاب هوش هیجانی برای همه،شناخت آنچه باعث احساس خوب و بد در درون ما می شود و اینکه چگونه از احساسات بد به احساسات خوب برسیم را هوش هیجانی می داند. سالوی و مایر یک تعریف تجدید نظر شده پیچیده تری را از هوش هیجانی ارائه نمودند. دراین تعریف چهاربعد برای این سازه درنظر گرفته شده است. 1- احساس و ابراز هیجانها 2- تسهیل تفکر توسط هیجانها 3- فهم و تحلیلی هیجانها 4- تنظیم بازبینی هیجانها بنابراین تعریف می توان کفایت های مرکزی درگیر در هوش هیجانی را شامل ابراز هیجان در خود ودیگران و فهم این هیجانها و اداره هیجانها ذکر نمود.گولمن هوش هیجانی را توانایی برای انگیختگی خود پایداری در مواقع شکست و توانایی کنترل انگیزه های ناگهانی (تکانه ها) و تمایلات به تاخیر احساسات اثر می گذارند. مایروسالوی هوش هیجانی را تحت عنوان سه معنی بررسی نموده اند این معنی عبارت اند از :انداختن و ارضا تمایلات،توانایی تنظیم نظم بخشیدن به حالت های روحی و و سلامت روانی فرد آینده باشد،توانایی هوش هیجانی است. چهاربعدی که سالوی و مایر برای هوش هیجانی ذکر کرده بودند در اصلاحیه ای از طرف گلمن به چهار حوزه به شرح زیر تبدیل شد: 1- آگاهی از هیجانات خود 2- مدیریت هیجانات خود 3- شناسایی هیجانات دیگران 4- تنظیم روابط خود و دیگران هوش هیجانی[3]وجنبه­های جذاب و گسترده­ی آن در دهه­های اخیرعلاوه بر روان­شناسان و روان‌پزشکان، توجه عموم را به خود جلب کرده است. امروزه روان­شناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش شناختی (علمی)[4]دارند، هوش هیجانی[5](عاطفی) را نیز به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت­های مختلف قلمداد می­کنند. در سال 1989 روان­شناسی به نام مایر[6]هوش هیجانی را به عنوان شکلی از تخیل، شناخت و شخصیت در مجله­ی تخصصی ارائه کرد. سپس اولين بار در دهه­ی نود، روان­شناسی به نام سالوی[7] اصطلاح «هوش هيجاني» را برای بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره­ی مطلوب خلق ‏وخو به كار برد. در همین راستا دانیال گلمن[8]اظهار مي­دارد که هوش شناختي در بهترين شرايط، تنها 20 درصد از موفقيت­ها را باعث مي­شود و 80 درصد از موفقيت­ها به عوامل ديگر وابسته­اند و سرنوشت افراد در بسياري از موقعيت­ها، در گرو مهارت­هايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي­دهند. هوش هيجاني دارای مزایای­ اجتماعی، شناختی و زیست­شناختی می­باشد. پژوهش­ها نشان داده که افراد با هوش هیجانی بالا، سطح پایین­تری از هورمون­های استرس و برانگیختگی هیجان را از خود نشان می‌دهند.کودکان با کفایت هوش هیجانی بهتر، توانایی بیش­تری برای تمرکز بر مشکلات و استفاده از مهارت­های حل مسئله را دارند. در تحقيق ديگري که چامورو پريموزيک(2007) انجام دادند پنج ويژگي شخصيتي را همراه با هوش هيجاني و شادکامي مورد بررسي قرار دادند که نتايج نشان دادويژگي هاي شخصيتي مثل ثبات ، برون گرايي ، وظيفه شناسي ، و سازگاري همبستگي مثبتي با شادکامي و هوش هيجاني دارند.به طوري که 18درصد از تغييرات شادکامي را تبيين کردند. در برخي تحقيقات ارتباط هوش هيجاني و هوش معنوي در پرورش خلاقيت و نوآوري مورد بررسي قرار گرفته است. چين و همکاران(2012) در تحقيق خود به يک چارچوب مفهومي در رابطه با تاثير هوش هيجاني و هوش معنوي در پرورش خلاقيت و نوآوري در ميان کارآفرينان موفق دست يافتند. آنها تأکيد مي کنند که هوش هيجاني و معنوي يکديگر را تقويت مي کنند. هوش هیجانی[9]و رضایت از زندگی[10] از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر، مورد توجه افراد کمی از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است.اما قدمت تاریخی این موضوع در مباحثی که علما و فلاسفه علمی و تربیتی درگذشته داشته اند،به چشم می خورد. چارچوب هوش هیجانی،تعریف رسمی آن و پیشنهاد و در مورد اندازه گیری آن اولین بار دردو مقاله مایروسالوی که در سال 1990 چاپ گشت. سالوی و مایر عقیده دارند که در زمینه روانشناسی در مورد مفهوم هوش هیجانی،دو مرجع قبل از تئوری آنها وجود دارد.اول مایر(1960) نتیجه گیری معروف خود را ارائه داد."هیجان ها را نباید به هیچ عنوان در مقابل هوش قرار داد."به نظر می رسد آنها خود یکی از مراتب بالای هوش می باشند. دوم پاین(1) (1986 و 1984) این اصطلاح را در مسئله خود به چاپ نرسیده است، به کار برد.(شریفی، 1385) در این بخش به دنبال ارائه دیدگاه های اندیشمندان در رابطه ی با هوش هیجانی و رضایت زناشویی هستیم . در نهایت سابقه پژوهش در این زمینه را مرور خواهیم کرد.

    تاریخچه هوش هیجانی:

    ایده هوش هیجانی توسط گاردنر(1983)،استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد دنبال شد.گاردنر هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون زبانی،موسیقیایی، منطقی،ریاضی،جسمی،میان فردی و درون فردی می داند.او وجوه شناختی مختلفی را به عناصری از هوش غیر شناختی یا به گفته خودش،شخصی ترکیب کرده است.بعد غیرشناختی(شخصی)موردنظر گاردنر مشتمل بر دو مؤلفه کلی است که آنها را با عناوین استعدادهای درون روانی و مهارت های(میان فردی)معرفی میکند. به نظر گاردنر،هوش هیجانی متشکل از دو مؤلفه زیر است: 1- هوش درون فردی :به توانایی درک و فهم دیگران اشاره دارد و می خواهد بداند چه چیزهایی انسانها را برمی گزیند،چگونه فعالیت می کنند و چگونه می توان با آنها همکاری داشت. 2- هوش میان فردی :به نظر گاردنر،فروشندگان،سیاست مداران،متخصصان بالینی و رهبران مذهبی موفق احتمالا ازهوش میان فردی بالایی برخوردارند. روان شناسان در قلمرو فعالیت های پژوهشی خود،علاوه بر این دو نوع هوش،به انواع دیگری از هوش نیز پی برده و به طور کلی آنها را به سه گروه به شرح زیر تقسیم کرده اند 1- هوش انتزاعی[11]:منظور،درک و فهم انسان و حل مسائل از طریق نمادهای کلامی و ریاضی است 2- هوش عینی :منظور،توانایی درک و فهم و حل مسائل از طریق دستکاری و به کارگیری اشیاء است 3- هوش اجتماعی :منظور،درک و فهم دیگران و ایجاد رابطه با آنها است.(شریفی،1385) مایر و سالوی(1979) هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجانی های خود و دیگران و تمایز بین آنها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکر و عمل دانسته و آن را متشکل از مؤلفه های درون فکری و میان فردی گاردنر می دانند و در پنج حیطه به شرح زیر خلاصه میکنند. 1- خودآگاهی[12] :به معنای آگاهی از خویشتن خویش،توان خودنگری و تشخیص دادن احساس های خود به همان گونه ای که وجود دارد. 2- اداره هیجان ها[13] :به معنای اداره یا کنترل هیجانها،کنترل احساسات به روش مطلوب و تشخیص منشاء این احساسات و یافتن راه های اداره و کنترل ترس ها و هیجان ها و عصبانیت ها و امثال آن است 3- خودانگیزی[14]: به معنای جهت دادن و هدایت عواطف و هیجان ها به سمت و سوی هدف،خویشتن داری هیجانی و به تاخیر انداختن خواسته ها و بازداری تلاش هاست. 4- هم حسی[15]:به معنای حساسیت نسبت به علایق و احساسات دیگران و تحمل دیدگاه های آنان و بها دادن به تفاوت های موجود بین مردم در رابطه با احساسات خود نسبت به اشیاء امور است. 5- تنظیم روابط[16] : به معنای اداره هیجان های دیگران و برخورداری از کفایت های اجتماعی است. تعریف هوش هیجانی نیز مانند هوش غیرشناختی،دشوار است.این اصطلاح از زمان انتشار کتاب معروف گولمن(1995) به گونه ای گسترده به صورت بخشی از زبان روزمره درآمد و بحث های بسیاری را برانگیخت. گلمن مصاحبه ای با جان انیل(1996)هوش هیجانی را چنین توصیف می کند.هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است.این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده ازآن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است،توانایی اداره مطلوب خلق و خوی با وضع روانی،کنترل و تکانش هاست. عاملی که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در شخص ایجاد انگیزه و امید کند.هم حسی یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست.مهارت اجتماعی یعنی خوب کنار آمدن با مردم و کنترل هیجانهای خویش در رابطه با دیگری و توانایی تشویق و هدایت آنهاست.(بار،ان، به نقل از سلطانی فر،1997)

    نظریه های هوش هیجانی:
    تاکنون بحث های متفاوتی درمورد چیستی هوش مطرح شده است و نظریه های متعددی در پاسخ به این پرسشهاکه آیا یک توانایی کلی است یا مجموعه ای از توانایی ها؟و یا اینکه آیا هوش ذاتی است یا میتوان آن را آموخت شکل گرفته است. فیلسوفانی چون افلاطون،ارسطو و دکارت و کانت علاقه مند به موضوع هیجانات و در تفکر و رفتار بودند.افلاطون عقیده داشت که هیجانات،جنبه ابتدایی و حیوانی انسان هستند و یا عقل و منطق ناسازگارند(رجایی، 1385)

    نظریه فروید
    فروید[17] (نظریه پرداز روانکاری) معتقد است که هیجانات تفکر منطقی را تصنیف میکند و آرتور کاستلر[18] اظهار کرد که ناتوانی ما در آگاهی به واکنش های هیجانی،خشم و کنترل آنها به علت بروز اشکالاتی در رشد سلسله اعصاب مرکزی و دوران جنینی می باشد که خود ناشی از یک اشتباه تکاملی است و جنبه های حیاتی نوع انسان را تهدید می کند. در سالهای 1969-1900 هوش و هیجان به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند و هوش به عنوان توانایی استدلال انتزاعی در نظر گرفته شد.دیدگاههای معتددی نیز در این زمینه به وجود آمد به بعضی از نظریه پردازان،هوش را توانایی منحصر به فرد برای یادگیری دانستند و بعضی دیگر معتقد بودند که افراد در زمینه های مختلف،توانایی های گوناگون دارند عده ای از محققان هوش را به عنوان یک کل تعیین کردندو عده ای دیگر مطرح کردند که هوش مجموعه ای از توانایی ذهنی جداگانه است که کم و پیش مستقل عمل می کند. طی سالهای 1990-1920 پژوهشگران زیادی درپی شناسایی هوش هیجانی بودند. درسال 1920 (ثرندایک)(روانشناس رفتارگرا)در دانشگاه کلمبیا از عبارت(هوش اجتماعی)برای توصیف مهارت سرکردن با دیگران استفاده کرد.او توانمندی های اجتماعی را یکی از عنصرهای مهم هوش میدانست.(هوتز واشتنبرگ،2001،به نقل از سپهریان آذر)

    نظریه کرانباخ
    کرانباخ عقیده داشت که هوش هیجانی را نمی توان تعریف کرد و اندازه گیری هم نشده است.در سالهای 1980 شکافتهایی در تجزیه و تحلیل ماهیت هوش ضدظاهر شد به این ترتیب دیدگاههای جدید هوش شناختی سنتی را به چالش کشیدند و بیشتر روانشناسان به نتیجه مشابهی رسیدند که بر اساس آن مفاهیم قدیمی هوش بهترین ها محدود به مهارتهای کلامی و ریاضی عملکرد خود در محیطهای تحصیلی است. معروفترین این دیدگاهها،نظریه های گاردنر و سالوی می باشند که هوش را از منظر فراگیرتری نگریستند.

    هوش هیجانی، مهارتهای اجتماعی-هیجانی

    واژه هوش هیجانی EI و بهره هیجانیEQبه عنوان پرکاربردترین لغات و مفاهیم جدید در سال 1995 از سوی جامعه آمریکا انتخاب شدند.ازآن پس تاکنون نیز تحقیقات درمورد هوش هیجانی رو به افزایش است. در سال 1990، (پیتر سالوی..ری خود را برای اولین بار تحت عنوان (هوش هیجانی) به چاپ رساندند.در سال 1995 این مفهوم در پر فروش ترین کتاب سال ،1995 نوشته،تحت عنوان (هوش هیجانی) ظاهر شد و عمومیت یافت.(اکبرزاده، 1383) سالوی و مایر(1990) هوش هیجانی را به عنوان توانایی ادراک احساسات و درخود و دیگران معرفی نمودند. یک سازه واحد محسوب شود اما در بیشتر کارهای ما پیشنهاد می شود که هوش هیجانی می تواند به چهار شاخه تقسیم گردد : الف)اولین شاخه احساس و بیان هیجان،شامل بازشناسی و وارد کردن اطلاعات کلامی و غیر کلامی از سیستم هیجانی است. ب) شاخه دوم تسهیل تفکر به وسیله هیجان. بعضی اوقات بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیت که فرد با آن مواجه شده آماده می کنند.هیجانها هدفمند هستند مانند گرسنگی که هدفش زنده نگه داشتن است،سازه کار هیجانها پدیده های اجتماعی نیز هستند وهمراه علائمی قابل درک برای دیگران مانند اخم کردن که علامتی است برای نارضایتی و ناراحتی یک فرد.با توجه به این چهار ویژگی،جان مارشال ریو[19] در کتاب انگیزش و هیجان،هیجان را اینگونه تعریف کرده است:"هیجان پدیده های احساسی-انگیختگی هدفمند و بیانگر کم دوامی هستند که به ما کمک می کنند با فرصتها و چالش هایی که هنگام رویدادهای مهم زندگی مواجه می شویم سازگار شویم." دانیل گولمن هوش هیجانی را اینگونه تعریف میکند:"هیجان اشاره به یک احساس یا فکر و حالت های روانی و بیولوژی مشخص آن و دامنه از تمایلات شخصی برای عمل کردن بر اساس آن(احساس و فکر)دارد."از لحاظ فیزیولوژیکی یک هیجان فرایندی جسمانی است شامل نوسانهای بارز در وضعیت انگیختگی فرد.این تغییرات و دگرگونی های ضربان قلب،سرعت شخص،تعریف غدد عرق و غیره مشهود است. از لحاظ روانی هیجانی،واکنش ناخوشایند و خوشایند تجربه شود که با واژه های توصیفی از قبیل شادی یا خشم از آنها نام می بریم(براهنی ،1387)

    افزایش هوش هیجانی

    آیا هوش هیجانی را می توان افزایش داد. آیا میتوان آنرا آموخت. بسیاری ازدرمانگران نیز ادعای توانایی افزایش هوش هیجانی دارند. اگر نتوان هوش هیجانی افراد را تغییر داد شاید بتوان به افراد مهارت های هیجانی را آموزش داد وبه معلومات آنها دراین زمینه افزود. مثلا می توان به افراد لغات بیان کننده ی هیجان ها را یاد داد وباعث بوجود آورنده ی هیجان ها را شناسند. به عقیده مایر قسمتی از این ظرفیت غریزی است درحالیکه قسمت دیگراست که ازتجارت زندگی می آموزیم قسمت اخیر میتواند بوسیله کوشش , تمرین و تجربه پیشرفت یابد. رشد هیجانی وهوش هیجانی نماینده کوشش هماهنگ برای ساختن پل های بین این زمینه ها و بین تحقیق و آموزش می باشد. برنامه های آموزشی که مستقیما درمورد هوش هیجانی می باشد اغلب دانش آموزان که محتاج برنامه آموزشی هیجانی می باشند متاسفانه اکثرا از خانواده هایی می آیند که در آنها ارتباطات هیجانی به نحوی منحرف شده است . این افراد از راههای ناسازگارانه هیجانی استفاده می نمایند. سالوی اظهار دارد که مطمئن نیست چنین کودکان آسیب دیده ای از شرکت در بحث های کلامی که مستلزم دربیان نوشتن همایش ها با دیگران است بهره ای برند یا شاید از این موضوع احساس ناراحتی یا اجبار بنمایند . خلاصه هوش هیجانی عبارتست از توانایی درک هیجان ها , دسترس یافتن و تولید هیجان ها بنحوی که به تفکر یاری دهد .

    مؤلفه های اصلی و عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی :


    بار- آن (1985) بدنبال دودهه پژوهش درباره هوش هیجانی 15خرده مقیاس زیر را مورد توجه قرار می دهد :
    الف)مؤلفه های درون فردی[20]: توانایی های شخصی را در آگاهی از هیجان ها و کنترل آنها مشخص میکند . ب ) خوداگاهی عاطفی[21]:میزان اگاهی فردازاحساسات خویش ودرک وفهم این احساسات رابررسی می کند . ج )جرات مندی: ابرازاحساسات ،باورها،انکار و دفاع منطقی مطلوب از حق وحقوق خویش را موردبررسی قرار میدهد . د )حرمت نفس:توان خودآگاهی ودرک و پذیرش خویش واحترام به خود را بررسی میکند . ه )خودشکوفایی:توانایی تشخیص استعدادهای ذاتی واستعدادانجام دادن کارهایی را که شخص میتواند و میخواهد وازانجام دادن آنهالذت میبرد بررسی میکند . خ )استقلال عمل: توانایی خود رهبری خویشتن داری فکری ،عملی ،رهایی از وابستگی های هیجانی را بررسی میکند .

    هوش هیجانی و راههای افزایش آن : هوش هیجانی مجموعه ی گسترده ای از مهارت ها وخصوصیات فرد را در برگرفته ومعمولا به آن دسته مهارتهای درون فردی و بین فردی اطلاق می گردد که فراتراز حوضه ی مشخص از دانش های تبیین , هوشهبر و مهارت های ذهنی یا حرفه ای است . از دید گلمن هوش هیجانی اینگونه تعریف شده است: هوش هیجانی می نامیم شامل توانایی هایی است که فرد بتواند انگیزه ی خود را حفظ نماید درمقابل ناملایمات پایداری نماید و نگذارد پریشانی خاطر , قدرت تفکر اورا خدشه دار سازد، بادیگران همدلی کند و امیدوار باشد (گلمن،1380).

    ویژگی های افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند : شباهت بسیاری ثابت می کند افرادی که مهارت های هیجانی دارند یعنی کسانی که احساسات خود را بخوبی می شناسند و هدایت می کنند و احساسات دیگران را نیز درک و بروشنی اثربخش با آن برخورد می کنند. درهر حیطه ای اززندگی ممتازند . افرادی که درمهارتهای عاطفی شان خوب رشد یافته اند و در زندگی خویش نیز خرسند و کارآمدند عاداتی فکری در اختیار دارند که موجب می شود آنها افرادی مولد و کارآمد باشند . افرادی که نمی توانند در زندگی عاطفی خود تسلط داشته باشند درگیر
    کشمکش های روانی هستند . همین از توانایی آنان در انجام کار متمرکز و تفکر روشن می کاهد (کلمن ،1380)


    [1]-Boils & Gintens
    [2] -Daniel Golman
    1. emotional quotient
    [4] .intelligence and cognitive science
    3. emotional intelligence
    [6]. Mayer
    5. Salovey
    6. Daniel Goleman
    [9]- Emotional Intellectual
    [10] -Life Satisfaction
    [11]- Abstract inteliligence
    [12] -Self-awareness
    [13] -Managing onself
    [14] Motiviating oneself
    [15]-Empathy
    [16] -Handling relationship
    [17]-Freud
    [18]- Kastels
    [19] -Marshal Riau
    [20]-interpersonal components
    [21] - emotional self awareness

    منبع: پایان نامه بررسی رابطه هوش هیجانی با رضایت زناشویی در میان زوجین روستای صفی آباد ابرکوه، سعیده رنجبر

    اختصاصی همیاری
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_09 در ساعت 23:20
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. مبانی نظری هوش هیجانی، نظریه های هوش هیجانی، ارتقای هوش هیجانی  سپاس شده توسط niloofarabi

موضوعات مشابه

  1. رشد در اوایل بزرگسالی، میانسالی و پیری
    توسط محسن عزیزی در انجمن کلیات روانشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_04_12, 00:29

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •