تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پیشگفتار کتاب قرآن و روانشناسی محمد عثمان نجاتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

پیشگفتار کتاب قرآن و روانشناسی محمد عثمان نجاتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    پيشگفتار

    قرآن كتاب دينى و هدايت است كه خداوند پاك و بلندمرتبه براى هدايت همۀ مردم بر حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده است. خداوند در قرآن، عقل و وجدان انسان را مورد خطاب قرار مى‌دهد و به او اعتقاد به توحيد و يگانه‌پرستى را مى‌آموزد و به وسيلۀ عبادات تزكيه‌اش مى‌كند و نيز آنچه خير و صلاحش در زندگى فردى و اجتماعى است، رهنمون مى‌شود. همچنين براى دستيابى به خودشناسى و رشد شخصيت و ارتقاى نفسش به مدارج كمال انسانى، مناسب‌ترين راه را نشان مى‌دهد تا بتواند زمينۀ خوشبختى دنيا و آخرت را براى خودش فراهم كند.
    هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ «اين قرآن براى عموم مردم مايۀ بصيرت بسيار و براى اهل يقين موجب هدايت و رحمت است.»  ١ يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِي اَلصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ «اى مردم، نامه‌اى (قرآن) كه همه پند و اندرز و شفاى دلهاى شما و هدايت و رحمت براى مؤمنان است، از جانب خدا براى نجات شما آمد.»  ٢ 


     ١ ) -جاثيه: ٢٠ .
     ٢ ) -يونس: ۵٧ .

    . . . وَ نَزَّلْنٰا عَلَيْكَ اَلْكِتٰابَ تِبْيٰاناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرىٰ لِلْمُسْلِمِينَ «. . . و ما بر تو اين قرآن را فرستاديم تا حقيقت هر چيز را روشن كند و براى مسلمانان هدايت و رحمت و مژده باشد.»  ١ كَمٰا أَرْسَلْنٰا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيٰاتِنٰا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ مٰا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ «چنان كه رسول گرامى را كه از خود شماست فرستاديم كه آيات ما را براى شما تلاوت كند و نفوس شما را (از پليدى و آلودگى) پاك و منزه گرداند و به شما تعليم شريعت و حكمت دهد و هرچه را نمى‌دانيد به شما بياموزد.»  ٢ هُوَ اَلَّذِي بَعَثَ فِي اَلْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ إِنْ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ «اوست خدايى كه در ميان مردمى امّى (مردمى كه خواندن و نوشتن نمى‌دانستند) پيغمبرى از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاك سازد و شريعت كتاب آسمانى و حكمت الهى بياموزد، با آن كه پيش از اين همه در جهل و گمراهى آشكار بودند.»  ٣ قرآن كريم مردم را به سير و گردش در روى زمين و مشاهدۀ آفريده‌هاى جهان هستى و آسمانها و زمين و مخلوقات خدا كه در آسمانها و زمين هستند و همچنين تفكر و تدبّر دربارۀ آنها تشويق مى‌كند تا بتوانند از طريق مشاهدۀ شگفتيهاى آفرينش، به وجود آفريدگار شگفتى آفرين پى برند.

     ١ ) -نحل: ٨٩ .
     ٢ ) -بقره: ١۵١ .
     ٣ ) -جمعه: ٢ .

    قُلْ سِيرُوا فِي اَلْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ اَلْخَلْقَ. . .
    «اى رسول، به مردم بگو كه در زمين گردش كنيد و ببينيد كه خدا چگونه خلق را ايجاد كرده است. . .»  ١ أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اَللّٰهُ مِنْ شَيْءٍ. . .
    «آيا در ملكوت و قواى آسمانها و زمين فكر و نظر نمى‌كنند و در هر چه خدا آفريده است، نمى‌نگرند. . .»  ٢ قُلِ اُنْظُرُوا مٰا ذٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ. . .
    «اى پيامبر، به مردم بگو بنگريد آنچه را كه در آسمانها و زمين است. . .»  ٣ قرآن كريم توجه و عنايت بسيارى به تشويق مردم به امر آموزش و فراگيرى دانش نشان داده است. در اين مورد هيچ دليلى بالاتر از اين نيست كه نخستين آيۀ قرآن مجيد، مردم را به خواندن و فراگيرى دانش دعوت مى‌كند و مقام «قلم» را كه خداوند توسط آن به انسان، نوشتن و ندانسته‌هاى علوم را آموخت، گرامى مى‌دارد.
    اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ اَلَّذِي خَلَقَ خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ اِقْرَأْ وَ رَبُّكَ اَلْأَكْرَمُ اَلَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ اَلْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ يَعْلَمْ «اى رسول گرامى، (قرآن) را به نام پروردگارت كه خداى آفرينندۀ عالم است قرائت كن، آن خدايى كه آدمى را از خون بسته آفريد. بخوان و (بدانكه) پروردگارت كريم‌ترين كريمان است آن خدايى كه به بشر توسط قلم، علم نوشتن آموخت. و به آدم آنچه را نمى‌دانست تعليم داد.»  ۴ 

     ١ ) -عنكبوت: ٢٠ .
     ٢ ) -اعراف: ١٨۵ .
     ٣ ) -يونس: ١٠١ .
     ۴ ) -علق: ١ - ۵ .

    خداوند در قرآن به قلم سوگند ياد مى‌كند و اين خود نشان‌دهندۀ مقام والاى «قلم» و «نوشتن» و اشاره به اين است كه قلم و نوشتن در كار آموزش و فراگيرى دانش تأثير تعيين كننده‌اى دارند.
    ن وَ اَلْقَلَمِ وَ مٰا يَسْطُرُونَ «ن (قسم به نون كه نام نور و ناصر حق يا لوح نور خداست) و قسم به قلم و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ) خواهدنگاشت.»  ١ «قرآن كريم فضيلت دانش را مى‌ستايد، دانشمندان را گرامى مى‌دارد و مقامشان را رفعت مى‌بخشد و دانش را در مرتبه و مقامى عالى همچون مقام ايمان قرار مى‌دهد» .
    يَرْفَعِ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ. . .
    «. . . خداوند مقام مؤمنان و دانشمندان را به مراتب و درجاتى بالا مى‌برد. . .»  ٢ وَ قٰالَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ وَ اَلْإِيمٰانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتٰابِ اَللّٰهِ إِلىٰ يَوْمِ اَلْبَعْثِ فَهٰذٰا يَوْمُ اَلْبَعْثِ وَ لٰكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ «و آنان كه به مقام علم و ايمان رسيده‌اند (به آن فرقۀ بدكار) مى‌گويند: شما تا روز قيامت كه هم امروز است، در عالم علم خدا مهلت يافتيد ولى از جهل بر آن آگاه نبوديد» .  ٣ 
    در تمجيد قرآن از دانش و دانشمندان چه دليلى از اين بالاتر كه در آيۀ فوق، دانشمندان «اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ» پيش از مؤمنان ذكر شده‌اند و نيز در آيۀ زير، قرآن هنگام

     ١ ) -قلم: ١ .
     ٢ ) -مجادله: ١١ .
     ٣ ) -روم: ۵۶ .

    مطرح كردن موضوع اقرار به يگانگى و عدالت و قدرت و حكمت خدا، دانشمندان را پس از فرشتگان ذكر مى‌كند.
    شَهِدَ اَللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ أُولُوا اَلْعِلْمِ قٰائِماً بِالْقِسْطِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ «خدا به يكتايى خود گواهى دهد كه جز او خدايى نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز به يكتايى او گواهى دهند. او نگهبان عدل و درستى است و خدايى جز او كه توانا و داناست، وجود ندارد.»  ١ دليل ديگرى كه نشانگر ارج نهادن خداوند به دانش و تمجيد از برترى و فضيلت آن مى‌باشد، اين است كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داده است به هنگام دعا از او بخواهد علمش را افزون كند.
    . . . وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً «. . . و بگو (اى پيامبر) : خدايا دانشم را افزون كن.»  ٢ اصولا علم و حكمت دو نعمت از نعمتهاى بزرگ خدا بر انسان هستند و به هر بندۀ مؤمن و شايسته‌اى كه خود بخواهد، عطا مى‌فرمايد.
    يُؤْتِي اَلْحِكْمَةَ مَنْ يَشٰاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ اَلْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلاّٰ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ

     ١ ) -آل عمران: ١٨ .
     ٢ ) -طه: ١١۴ .

    «خداوند به هر كه بخواهد حكمت عطا خواهد كرد و به كسى كه حكمت داده شود در واقع بهره و خير بسيارى به او عطا شده است و اين حقيقت را جز خردمندان عالم متذكر نمى‌شوند.»  ١ نعمت دانش و حكمت از مهم‌ترين نعمتهايى است كه خداوند به پيامبران و فرستادگان برگزيدۀ خود عطا فرموده و در آيات بسيارى  ٢ به اين موضوع اشاره شده است. قرآن همچنين انسان را به تفكر و انديشيدن دربارۀ خويش و شگفتى آفرينش و دقتى كه در ايجاد او به كار رفته است، تشويق مى‌كند. به اين ترتيب قرآن انسان را به بررسى ذات «خود» و شناخت اسرار و رموز آن برمى‌انگيزد چه، خودشناسى سرانجام به خداشناسى منتهى مى‌شود.
    وَ فِي اَلْأَرْضِ آيٰاتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ «براى اهل يقين در روى زمين آيات و نشانه‌هايى است. همچنين در وجود خود شما مردم، آيا به چشم بصيرت نمى‌نگريد؟»  ٣ أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اَللّٰهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى. . .
    «آيا در خلقت وجود خويش انديشه نمى‌كنند. خداوند آسمانها و زمين و موجودات ميان آن دو را نيافريد مگر به حق و براى مدتى معيّن. . .»  ۴ سَنُرِيهِمْ آيٰاتِنٰا فِي اَلْآفٰاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ. . .
    «آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و در وجود خودشان كاملا هويدا

     ١ ) -بقره: ٢۶٩ .
     ٢ ) -ر. ك به سوره‌هاى: بقره: ٢۴٧ ، يوسف: ٢٢  و  ۶٨ ، انبياء: ٧۴ ، نمل: ١۵ .
     ٣ ) -ذاريات: ٢٠ - ٢١ .
     ۴ ) -روم: ٨ .

    و روشن مى‌گردانيم تا براى آنها آشكار شود كه خدا (و آيات حكمت و قيامت و رسالتش همه) بر حق است. . .»  ١ فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ اَلصُّلْبِ وَ اَلتَّرٰائِبِ «پس انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است. او از آب جهنده‌اى كه از ميان پشت پدر و سينۀ مادر بيرون مى‌آيد، آفريده شده است.»  ٢ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در همين رابطه چنين فرمود:
    «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» « هركس خود را بشناسد خدا را هم خواهد شناخت.» و در جاى ديگر مى‌فرمايد:
    «أعرفكم بنفسه أعرفكم بربّه» «خودشناس‌ترين شما، خداشناسترين شماست.»  ٣ علاوه بر اين، خودشناسى انسان به او كمك مى‌كند تا بر هواى نفس خود مسلط شود و از غلتيدن در گمراهى و انحراف مصون ماند. خودشناسى همچنين انسان را به راه

     ١ ) -فصلت: ۵٣ .
     ٢ ) -طارق: ۵ - ٧ .
     ٣ ) -به نقل از: ابو حامد محمد بن محمد غزالى: معارج القدس فى مدارج معرفة النفس، چاپ دوم، بيروت: دار الآفاق الجديدة، ١٩٧۵ ، ص  ۶ .

    ايمان و عمل صالح و رفتار بهنجار راهنمايى مى‌كند و اينها نيز براى انسان زمينۀ يك زندگى آرام و مطمئن و خوشبختى دنيا و آخرت را فراهم مى‌سازند.
    در قرآن كريم آيات بسيارى وجود دارد كه فطرت وجودى انسان و حالات گوناگون روان او را متذكّر شده علل و عوامل انحراف و بيمارى و همچنين راههاى تهذيب و تربيت و تداوى روان انسان را نشان داده است. و البته از كتابى كه براى هدايت و راهنمايى و تربيت و آموزش انسان نازل شده است، انتظار پرداختن به چنين مسائلى مى‌رود.
    آياتى كه در اين خصوص (روان انسان) در قرآن كريم وجود دارند، به مثابۀ نشانه‌هايى هستند كه انسان براى شناختن «خود» و خصلتهاى گوناگونش مى‌تواند از آنها راهنمايى بجويد و براى دستيابى به روشى درست به منظور تهذيب و تربيت نفس خويش، توسط آيات مزبور ارشاد شود. ما كاملا مى‌توانيم به كمك حقايقى كه در قرآن دربارۀ انسان و صفات و حالات روانى او آمده است، به ترسيم چهره‌اى درست از شخصيت انسان راهنمايى شويم و همچنين انگيزه‌هاى اصلى محرك رفتار انسان و عواملى را كه در هماهنگ كردن شخصيت و تكامل و ايجاد بهداشت روانى او، تأثير بسزايى دارند، بشناسيم. و اين مى‌تواند همواره كنندۀ راه پيدايش نوعى علم « روان‌شناسى» باشد كه نتايج و حقايق آن با حقايق و دانسته‌هاى درست ما دربارۀ انسان كه از قرآن برگرفته شده‌اند، هماهنگى داشته باشد، قرآنى كه سخن خداى آفريدگار انسان است و بديهى است كه آفريدگار، به طبيعت و اسرار آفرينش مخلوق خود داناترست.
    أَ لاٰ يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ «آيا آن خدايى كه خلق را آفريده، عالم (به اسرار) آنها نيست؟ حال آن كه او بر همه چيز آگاه و داناست.»  ١ 

     ١ ) -ملك: ١۴ .

    كتابى كه هم اكنون در برابر ديدگان خواننده قرار دارد، كوششى است به منظور گردآورى حقايق و مفاهيم روانيى كه در قرآن آمده است، بلكه بتوانيم با ره‌جويى از آيات قرآن، به تكوين شخصيت و رفتار انسان به شكلى واضح و دور از ابهام دست يابيم.

    اين كار در واقع راه رشد و تكامل بررسيها و تحقيقات جديد روان‌شناسى را هموار خواهد كرد، تحقيقاتى كه مى‌كوشد براى نظريات جديد مطرح‌شده پيرامون «شخصيت» ، قوانينى اساسى وضع كند، قوانينى كه حقايق و مفاهيم آن دربارۀ انسان با حقايق و مفاهيم موجود در قرآن هماهنگى داشته باشد.

    روان شناسان جديد به دليل اين كه در تحقيقاتشان روش علوم تجربى را به كار مى‌گيرند، خود را تنها در چارچوب بررسى آن بخش از پديده‌هاى روانى كه امكان مشاهده و بررسى موضوعى آنها وجود دارد، محصور مى‌كنند و از تحقيق و كاوش دربارۀ بسيارى از پديده‌هاى مهمّ روانى كه در محدودۀ مشاهده و آزمون تجربى نمى‌گنجند، دورى مى‌كنند. ازاين‌رو كار بررسى در مورد خود «نفس» را از حوزۀ تحقيقاتى خود كنار گذاشتند، چون «روان» چيزى نيست كه بتوان آن را ديد يا به آزمايش گذاشت. به همين دليل اينها بررسيهاى خود را تنها به آن بخش از «رفتار» انسان كه قابل مشاهده و ارزيابى است، محدود مى‌كنند. حتى برخى از روان شناسان معاصر پيشنهاد كرده‌اند كه نام اين علم از « روان‌شناسى» به « رفتارشناسى» تغيير يابد و دليلشان هم اين است كه روان‌شناسى جديد، به مطالعه و تحقيق پيرامون رفتار (و نه روان) انسان مى‌پردازد.

    يكى از پيامدهاى گرايش به تطبيق روشهاى علوم تجربى بر تحقيقات روان‌شناسى اين بود كه در اين تحقيقات گرايشهاى ماترياليستى كه همۀ پديده‌هاى روانى را ناشى از فعاليتهاى فيزيولوژيك مى‌دانند، حاكم شود. ماترياليستها اصولا به انسان به چشم يك حيوان مى‌نگرند و در اين روند آن قدر پيش رفته‌اند كه حتى تحقيقاتشان را در مورد رفتار حيوان، دروازۀ طبيعى ورود به حوزۀ مطالعه و بررسى رفتار انسان مى‌دانند و از اين واقعيت كه ميان ذات و حقيقت انسان (بعد معنوى) و حيوان تفاوت اساسى وجود دارد، غافل مانده‌اند و اين مسألۀ مهم را در تحقيقاتشان تقريبا به طور كامل به دست فراموشى سپرده‌اند.

    اين مسئله آن چنان باعث افزايش پژوهشهاى روان‌شناسى شد كه اين علم، انواع رفتارهاى سطحى و غير مهم انسان را در بر گرفت، ولى از بررسى بسيارى از پديده‌هاى رفتارى مهم انسان كه شامل جنبه‌هاى دينى و معنوى و ارزشهاى والاى انسانى او مى‌شود، غفلت ورزيد و از تحقيق دربارۀ مسألۀ عشق، در برترين شكل انسانى‌اش (بدور از جنبه‌هاى جنسى كه اتفاقا تحقيقات روان‌شناسان جديد اغلب همين جنبۀ عشق را در برمى‌گيرد) بازماند و نتوانست تأثير عبادت در رفتار انسان و يا مسألۀ درگيرى روانى ميان انگيزه‌هاى جسمى و معنوى او را بررسى كند. همچنين بحث در مورد كيفيت هماهنگ كردن شخصيّت انسان از طريق ايجاد توازن بين جنبه‌هاى مادى و معنوى او و موضوعات ديگرى را كه در اين كتاب به بررسى آنها خواهيم پرداخت، كنار گذاشت.
    البته بعضى از روان‌شناسان معاصر اين مطلب را مورد توجه قرار داده‌اند كه دست روان‌شناسى جديد از بررسى و تحقيق در جنبه‌هاى معنوى انسان كوتاه است. مثلا روانكاو معروف معاصر اريك فروم  ١ ، در اين باره چنين مى‌گويد: « روان‌شناسى جديد به جاى اين كه روشهاى تازه‌اى براى بررسى مشكلات مهم انسان ايجاد كند، غالبا به مسائل ناچيزى كه حلّ آنها با روش علمى موهوم هماهنگى دارد، توجه مى‌كند.
    بدين ترتيب باز روان‌شناسى به موضوع اصلى خود يعنى «روان» انسان، نيازمند شد.
    توجه و اهتمام روان‌شناسى تاكنون به مكانيسمها و عوامل سازندۀ واكنشها و غرايز انسان بود و به پديده‌هاى اصلى روانى مانند محبّت، عقل، شعور و آگاهى و ارزشها كه انسان را از موجودات ديگر كاملا متمايز مى‌سازند، توجهى نمى‌كرد.»  ٢ در سالهاى اخير تعداد بسيار كمى از روان شناسان به اهميّت بررسى جنبه‌هاى معنوى انسان توجه، و تلاشهايى را براى بررسى برخى از پديده‌هاى روانى مانند «تله پاتى»  ٣ و «توهم»  ۴ آغاز كرده‌اند. اما اين كوششها همچنان در آغاز راه است و هنوز به نتايج دقيقى


     ١ ) -Erich Fromm.
     ٢ ) -اريك فروم: الدين و التحليل النفسى، ترجمۀ فؤاد كامل، قاهره، مكتبه غريب، ١٩٧٧ ، ص  ١١ .
     ٣ ) -تله پاتى، همان تبادل خاطره و يا انديشه با شخصى ديگر است كه گاهى دور از انسان نيز زندگى مى‌كند.
     ۴ ) -توهم، ادراك و احساس اشياء دور و خارج از حوزۀ حواس انسان است.

    كه بتوان آن را با اطمينان به مجموعه اطلاعات دقيق بشر دربارۀ انسان افزود، نرسيده است.
    بى‌ترديد ما نياز به همت و تلاش بيشترى در زمينۀ بررسى ميراث اسلامى خويش داريم و اين كار را بايد از قرآن كريم و احاديث شريف نبوى بياغازيم و بعد سير تكامل انديشه در تحقيقات روانى را در ميان فلاسفه و انديشمندان مسلمان دنبال كنيم و از اين طريق به شناخت صحيح مفاهيم روانى اسلام دست يابيم تا در تحقيقات روان‌شناسى و تكوين و پيدايش نظريات ويژه‌مان دربارۀ شخصيّت انسان راهنمايى و كمكمان كند. ما بايد در اين كار به نحوى پيش برويم كه هم به عنوان يك تحقيق علمى، دقت كافى در آن مصروف داريم و هم حقايقى را كه در قرآن دربارۀ انسان آمده است، به خوبى بيان كنيم؛ چون حقايق قرآنى به دليل اين كه از سوى خداى آفريدگار انسان، نازل شده‌اند، همه قطعى و يقينى هستند.

    لاٰ يَأْتِيهِ اَلْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ «و هرگز از پيش و پس (آينده و گذشته) ، اين كتاب حق باطل نشود زيرا آن فرستادۀ خداى حكيم ستوده صفات است.»  ١ 

     ١ ) -فصلت: ۴٢ .



    منبع: قرآن و روانشناسی
    نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب

    ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
    محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱

    منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی



    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_14 در ساعت 16:45
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •