تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام طلاق بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahta.s.n
آخرین ارسال:mahta.s.n
پاسخ ها 64

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

میخوام طلاق بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    الهام67 عزیز من هر دو تاپیکت رو دارم دنبال میکنم. هرچند مشکلت درحدی هست که خود جناب دکتر فقط میتونن راهنماییت کنن، ولی میخواستم بگم منم درکت میکنم هرچند تاحالا گرفتارچنین مشکلی نشدم ولی منم با یه دختر بچه کوچیک طلاق گرفتم هرچند خانوادم چندان پشتم نبودنو... خیلی سختی کشیدم خیلی تنهایی کشیدم. حال تورو میفهمم.
    تودختر بسیار عاقل و خویشتنداری هستی که با وجود چنین مشکلی اینطور دوراندیشی کردی و به کسی چیزی نگفتی واقعا بهت آفرین میگم.
    واقعا امیدوارم با همین درایت و دوراندیشی که داری زندگیتو بتونی نجات بدی و دوباره بسازیش... البته بخداتوکل کن و همه چیزرو بسپار به اون. ازش بخواه بهترین راه رو پیش پات بذاره. روزهای سختم یه عمری دارن ولی حکمت خدارو هیچکس نمیتونه درک کنه..

    فقط خواستم بگم من خیلی بفکرتم و واقعا نگران شرایط و احساستت هستم. برات دعا میکنم خواهر


    "زندگی سخت است و

    من از آن سخت تر..."

  2. میخوام طلاق بگیرم  سپاس شده توسط sara2

  3. ارسال:32#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهتاب نمایش پست ها
    الهام67 عزیز من هر دو تاپیکت رو دارم دنبال میکنم. هرچند مشکلت درحدی هست که خود جناب دکتر فقط میتونن راهنماییت کنن، ولی میخواستم بگم منم درکت میکنم هرچند تاحالا گرفتارچنین مشکلی نشدم ولی منم با یه دختر بچه کوچیک طلاق گرفتم هرچند خانوادم چندان پشتم نبودنو... خیلی سختی کشیدم خیلی تنهایی کشیدم. حال تورو میفهمم.
    تودختر بسیار عاقل و خویشتنداری هستی که با وجود چنین مشکلی اینطور دوراندیشی کردی و به کسی چیزی نگفتی واقعا بهت آفرین میگم.
    واقعا امیدوارم با همین درایت و دوراندیشی که داری زندگیتو بتونی نجات بدی و دوباره بسازیش... البته بخداتوکل کن و همه چیزرو بسپار به اون. ازش بخواه بهترین راه رو پیش پات بذاره. روزهای سختم یه عمری دارن ولی حکمت خدارو هیچکس نمیتونه درک کنه..

    فقط خواستم بگم من خیلی بفکرتم و واقعا نگران شرایط و احساستت هستم. برات دعا میکنم خواهر


    "زندگی سخت است و

    من از آن سخت تر..."
    سلام عزیزم.ممنونم از این همه حس همدردی که باهاش کلی انرژی مثبت بهم دادی.شاید اگه زودتر با این سایت و اساتید و دوستای به این خوبی اشنا می شدم با این همه مشکل روبرو نمی شدم وخیلی قبلتر مشکلاتم حل می شد.واقعا خیلی درموندم.مشکلات بعد از طلاق رو میدونم .اما به این زندگی هم نمیتونم ادامه بدم.زندگی پراز ترس،خیانت،بی اعتمادی،بی حرمتی.بازم توکلم به خداست.اگه تا الان زندم بخاطر ترس از خدا و هم چنین دختر نازنینمه.بازم ممنونم ازت.مرسی که برام دعا میکنی.امیدوارم تو زندگیت همیشه محکم باشی و خوشحال.

  4. ارسال:33#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    خواهش می کنم.

    آنچه من از صحبت های شما متوجه شدم، این موارد هست:

    شما و همسرتون، پیش از واقع شدن مساله اخیر، با همدیگه مشکلاتی دیگر داشته اید و این احتمال وجود داره که این مشکلات هم نقش عوامل زمینه ساز رو برای مشکل اخیر داشته باشند. با توجه به تاپیک قبلی تون، به نظر میرسه به ویژه چند عامل خاص، باعث شده باشند که مشکل اخیر به گونه دیگری دیده بشه. یکی از این عوامل، شک قبلی شما به همسرتون و اعتراف ایشون به اشتباهش و قولی که به شما داده و زیرش زده هست. دومین عامل، تماشای فیلمهای مستهجن از جانب همسرتون بوده. اما موردی که از زاویه دید همسرتون باید قابل توجه قرار بگیره، این فکر همسرتون هست مبنی بر اینکه شما او رو دوست ندارید. عامل مهم دیگری که در این مساله باید مورد توجه قرار بگیره، حساسیت های خاص دوران بارداری هست که مساله رو مقداری تشدید کرده

    و این عامل خیلی مهم که شما در واقع در زندگی مشترک، برای خودتون خط قرمزی داشته اید، و اون خط قرمز رابطه همسرتون با زن دیگر بوده؛ و عبور از این خط قرمز رو به منزله یک شکست و نابخشودنی می دانستید.

    در عین حال، به خاطر بچه یا برخی عوامل دیگر، تصمیم بر این گرفتید که به رابطه با همسرتون بازگردید، و با هم قول و قرارهایی رو گذاشتید. اون موقع من بهتون پیشنهاد کردم که حتما نزد مشاور مجرب و متعهد برید تا مسائل و قول و قرارها، به شکل دقیق منعقد بشه و منظور دقیقم این بود که قول و قرارها بین شما و همسرتون به صورت مکتوب در بیاد و پیامدهای زیر قول زدن ها همونجا در موردشون صحبت بشه. در واقع مشاور کمک میکنه که طرفین دقیقا مشخص کنند که در نظر آنها، خیانت چه معنایی دارد؛ بر سر رفتارهایی که خیانت تلقی می شود، توافق حاصل کنند و با فراهم کردن زمینه های اعتماد به همدیگر، به بازسازی رابطه آسیب دیده شون کمک کنند. اما زمانی که کلی گویی بشه و قراردادی معین تدوین نشه، و رفتارهای نامقبول به درستی تعریف نشن، و پیامدها به وضوح روشن نباشه، و زمینه سازی های اعتماد به شکل درست سازمان نیابند، و ... اونوقت احتمال بازگشت مشکل به حالت قبل، افزایش پیدا می کنه؛ حتی اگر مشکل به قوه خود باقی نباشه، به دلیل مشخص نبودن معیارها، و به دلیل برداشتهای ذهنی متفاوت طرفین، یک سوء برداشت میتونه تبدیل به یک مانع بزرگ برای حل مساله بشه

    نمونه عینی اش رو در جمله زیر می بینیم:



    نمونه دیگرش در ارسال زیر هست.



    بخشی رو که قرمزرنگ کردم، برداشت های ذهنی شما رو نشون میده.

    این نوع برداشت، ناشی از افکار قبلی شماست و البته میشه از جواب های این خانم، برداشت های دیگری هم داشت.

    مثال میزنم. فرض کنید یک نفر که شما او رو می شناسید، دیدش نسبت به شما اینه که شما یک فرد درونگرا هستید. زمانی که پیش شما مینشینه، با همین دیدی که داره، سعی نمی کنه چندان صحبت خاصی با شما داشته باشه و اصطلاحا سرد برخورد میکنه. واکنش شما چیه؟ احتمالا شما هم با این برخورد سرد، پیش خودتون فکر می کنید که چه دلیلی داره که باهام سرد برخورد کنه، مگه چکارش کردم؟ و احتمالا شما هم باهاش برخورد سردی می کنید و صحبت خاصی نمی کنید. نتیجه چی میشه؟ نتیجه این میشه که باور اولیه اون فرد در مورد شما، یعنی درونگرا بودن، تایید میشه. درواقع خود فرد هست که داره با رفتارهاش، کاری میکنه که اون باور تایید بشه. به این میگن «پیشگویی خودکامبخش»

    حالا مشابه همین چرخه رو در خصوص باور شما مبنی بر اینکه بین همسرتون و این خانم هنوز هم رابطه به شکل قبل ادامه داره پی می گیریم. به دلیل این باور، هر نوع رد و بدل شدن پیام بین همسرتون و این خانم، بر مبنای باور قبلی برداشت و تفسیر میشن، حتی اگر این پیامها، توهین آمیز و حاکی از پیامهای مخالف اون برداشت باشند.

    یک دلیل این مساله، این مهم هست که شما هنوز ته دلتون نمی خواهید بپذیرید که رابطه ای بین همسرتون و اون خانم شکل گرفته باشه. دلایل دیگری هم هست.

    من متوجه احساسات ناخوشایند شما هستم، و سعی می کنم درک کنم که چگونه به این مساله نگاه می کنید، چه افکاری در سر می پرورانید، چه احساسات و هیجاناتی رو تجربه می کنید، و چه رفتارهایی رو انجام می دهید. با این حال، نیاز داریم در خصوص این موارد، شما به ما کمک کنید.

    میتونم تصور کنم زمانی که این احساسات منفی رو تجربه می کنید، احتمالا تنها راه چاره ای که به ذهنتون میرسه، طلاق هست و این امر رو درک می کنم.

    اما از زاویه ای که من قضیه می بینم، راه های دیگری هم دیده میشن. آیا تمایل دارید درباره اینها بیشتر صحبت کنیم؟
    یکم بیشتر که به حرفاتون فکر می کنم متوجه میشم که منظور شما اینه که شایدهمسرم سر قولش مونده باشه و رابطه ای در حال حاضر نداشته باشه یعنی اینکه شرایطی پیش اومده و ناخواسته تو این موقعیت قرار گرفته. اما نمیتونه بهم ثابت کنه که واقعا چیزی نبوده و برای همین هم وقتی صحبت از دروغگویی میشه عصبانی میشه چون نمیتونه حرفاش رو ثابت کنه.درسته؟ باحرفای شما از دید دیگه ای دارم به قضیه نگاه میکنم.اما از نظر من همین که جواب تلفن های خانم رو دادن و پیشنهاد کاری رو قبول کردن یعنی زیر قولش زده.با شرایطی که الان پیش اومده میدونم که همسرم سر حرفش میمونه و هیچ جوری راضی به طلاق نمیشه.با حرفاتون دلگرم شدم که یه جور دیگه ای به قضیه نگاه کنم.مطمئن نیستم بتونم مشاور حضوری برم.
    اول اینکه اگه امکانش هست چیزایی رو که فکر میکنین برای قول و قرار گذاشتن باید کتبی شه رو بهم بگین تا خودم اقدام کنم.
    دوم اینکه به نظرتون شرط و شروطی که قبلا گفتم رو درسته بزارم یانه؟
    سوم اینکه چطوری بفهمم واقعا چه چیزایی بینشون گذشته چون فقط در این مورد میتونم ببخشمش.اخه واقعا روزانه هزارجور فکر مختلف تو ذهنم میاد و بیشتر عصبیم میکنه.
    چهارم اینکه اگه امکانش هست یه مشاور خوب بهم معرفی کنین برای مشاوره حضوری که اگه شد برم پیشش.
    تا قبل از حرفای شما واقعا خون جلو چشمامو گرفته بود . راستش رو بخاین میخواستم بیشتر انتقام بگیرم.خیلی به حرفای شما و بقیه دوستان فکر کردم.نمیدونم چی پیش بیاد.ولی تا عمر دارم ازتون ممنونم. چون احساس میکنم یه جورایی با اومدن به این سایت و حرف زدن اروم شدم.

  5. ارسال:34#
    سلام بانو
    تنها راه شفادادن زخم هايتان بخشايش است. اگرزخمي را لمس كرده ولي متوجه شديد كه اين زخم ديگر آزارتان نمي دهد،آن گاه مي فهميد
    كه واقعا بخشيده ايد. البته ، هنوز همچون جاي زخمي كه بر پوستتان مانده اندكي احساس رنج مي كنيد
    از آنچه رخ داد خاطره اي داريد، اما وقتي كه زخم شفايافت ، ديگر آزارتان نخواهد داد.
    به این تاپیک هم نگاه کن
    پیوند زخم خورده / خیانت در زندگی زناشویی
    اگر امکانش برات بود حتما تهیه کن
    عشق هرگز کافی نیست ، عشق سردتر از مرگ است

  6. میخوام طلاق بگیرم  سپاس شده توسط anahid,m1392

  7. ارسال:35#
    نقل قول نوشته اصلی توسط joncofy نمایش پست ها
    سلام بانو
    تنها راه شفادادن زخم هايتان بخشايش است. اگرزخمي را لمس كرده ولي متوجه شديد كه اين زخم ديگر آزارتان نمي دهد،آن گاه مي فهميد
    كه واقعا بخشيده ايد. البته ، هنوز همچون جاي زخمي كه بر پوستتان مانده اندكي احساس رنج مي كنيد
    از آنچه رخ داد خاطره اي داريد، اما وقتي كه زخم شفايافت ، ديگر آزارتان نخواهد داد.
    به این تاپیک هم نگاه کن
    پیوند زخم خورده / خیانت در زندگی زناشویی
    اگر امکانش برات بود حتما تهیه کن
    ممنونم دوست خوبم.بعدازین که به این نتیجه رسیدم که می تونم ببخشمش حتما این کتاب رو هم تهیه میکنم.بازم ممنونم ازتون.یه دنیا ارامش رو براتون ارزو می کنم.

  8. ارسال:36#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ممنونم از شما. خوشحالم که در این شرایط، به لطف خدا، آرامش نسبی رو تجربه کردید.

    ول اینکه اگه امکانش هست چیزایی رو که فکر میکنین برای قول و قرار گذاشتن باید کتبی شه رو بهم بگین تا خودم اقدام کنم.
    دوم اینکه به نظرتون شرط و شروطی که قبلا گفتم رو درسته بزارم یانه؟
    سوم اینکه چطوری بفهمم واقعا چه چیزایی بینشون گذشته چون فقط در این مورد میتونم ببخشمش.اخه واقعا روزانه هزارجور فکر مختلف تو ذهنم میاد و بیشتر عصبیم میکنه.
    چهارم اینکه اگه امکانش هست یه مشاور خوب بهم معرفی کنین برای مشاوره حضوری که اگه شد برم پیشش.
    اول:

    این موارد رو در تاپیک قبلی تون و در ارسال زیر بیان کردم:

    خیانت همسرم در دوران باداری و پس از آن

    منتها نکته اینه که با حضور مشاور باید بر سر این موارد به توافق برسید و بعد عملی اش کنید.

    مثال: ممکنه از نظر شما، هر گونه تماس این خانم با همسرتون مصداق ادامه روابط غلط تعبیر بشه، اما از دید همسرتون تماس های غیر ضرور چنین مفهومی رو داشته باشه. مشاور کمک می کنه بر سر این موارد توافق کنید. بر سر اینکه چه نوع روابطی پذیرفتنی و چه نوع روابطی ناپذیرفتنی هستند.

    دوم:

    درباره شرط و شروط، پیش از اینکه مشاوره مشترک انجام بدید، با مشاور هماهنگ کنید و مزایا و معایشون رو بسنجید. برخی شروط، ممکنه باعث بشن طرف مقابل در مقام تلافی بربیاد. باید خیلی جوانب رو در نظر گرفت تا اگر قرار باشه شروطی گذاشته بشه، منصفانه، سازنده و منطقی باشه

    سوم:

    در این مورد، من ازتون سوال می پرسم که «به نظرتون دانستن این موضوع به شما کمک بیشتری میکنه؟»

    سعی کنید بنویسید که دانستن تمام ماجرا، چه مزایا و معایبی برای شما در پی داره؟ در این باره صحبت می کنیم تا به یک جمع بندی مناسب برسیم.

    چهارم:

    به شکل خصوصی معرفی می کنم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  9. میخوام طلاق بگیرم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  10. ارسال:37#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    ممنونم از شما. خوشحالم که در این شرایط، به لطف خدا، آرامش نسبی رو تجربه کردید.



    اول:

    این موارد رو در تاپیک قبلی تون و در ارسال زیر بیان کردم:

    خیانت همسرم در دوران باداری و پس از آن

    منتها نکته اینه که با حضور مشاور باید بر سر این موارد به توافق برسید و بعد عملی اش کنید.

    مثال: ممکنه از نظر شما، هر گونه تماس این خانم با همسرتون مصداق ادامه روابط غلط تعبیر بشه، اما از دید همسرتون تماس های غیر ضرور چنین مفهومی رو داشته باشه. مشاور کمک می کنه بر سر این موارد توافق کنید. بر سر اینکه چه نوع روابطی پذیرفتنی و چه نوع روابطی ناپذیرفتنی هستند.

    دوم:

    درباره شرط و شروط، پیش از اینکه مشاوره مشترک انجام بدید، با مشاور هماهنگ کنید و مزایا و معایشون رو بسنجید. برخی شروط، ممکنه باعث بشن طرف مقابل در مقام تلافی بربیاد. باید خیلی جوانب رو در نظر گرفت تا اگر قرار باشه شروطی گذاشته بشه، منصفانه، سازنده و منطقی باشه

    سوم:

    در این مورد، من ازتون سوال می پرسم که «به نظرتون دانستن این موضوع به شما کمک بیشتری میکنه؟»

    سعی کنید بنویسید که دانستن تمام ماجرا، چه مزایا و معایبی برای شما در پی داره؟ در این باره صحبت می کنیم تا به یک جمع بندی مناسب برسیم.

    چهارم:

    به شکل خصوصی معرفی می کنم.
    من فقط زمانی می تونم ببخشم که بفهمم راست میگه و واقعا اتفاق خاصی بینشون نیوفتاده.نمیدونم چطوری باید واقعیت رو بفهمم.
    من باید بدونم واقعا چی بینشون گذشته.مزیتش اینه که تا 80 درصد میتونم کوتاه بیام و برگردم و به فکر درست کردن رابطمون باشم.و اگه بدونم که بینشون اتفاقی افتاده هرگز نمیتونم ببخشم. نمیدونم .نظر شما چیه؟ چطوری باید بفهمم؟

  11. میخوام طلاق بگیرم  سپاس شده توسط ماهتاب

  12. ارسال:38#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام67 نمایش پست ها
    من فقط زمانی می تونم ببخشم که بفهمم راست میگه و واقعا اتفاق خاصی بینشون نیوفتاده.نمیدونم چطوری باید واقعیت رو بفهمم.
    من باید بدونم واقعا چی بینشون گذشته.مزیتش اینه که تا 80 درصد میتونم کوتاه بیام و برگردم و به فکر درست کردن رابطمون باشم.و اگه بدونم که بینشون اتفاقی افتاده هرگز نمیتونم ببخشم. نمیدونم .نظر شما چیه؟ چطوری باید بفهمم؟
    خب ما هنوز وارد فرایند بخشش نشدیم و در موردش صحبت خاصی نکردیم.

    واقعیت اینه که راه صد در صد تضمینی برای فهمیدن کل ماجرا سراغ نداریم.

    اما می خوایم بررسی کنیم و ببینیم که دانستن این امر چه مزایایی میتونه برای شما داشته باشه و چه معایبی

    با توجه به اینکه گفتم راه تضمینی برای فهمیدن کل ماجرا سراغ نداریم، و فقط خود طرفین و خدا از اون با خبر هستند، بنابراین منبع کسب اطلاعات در این مورد، خود همسرتون و اون خانم هستند.

    اگر فرض کنیم بینشون همون چیزی گذشته که همسرتون بیان کرده، سه مزیت عمده داره:

    1. ابراز و انتقال حس اعتماد شما به همسرتون که میتونه در بهبود رابطه بسیار موثر باشه

    2. کاهش افکار منفی و آزاردهنده شما

    3. تقویت انگیزه همسرتان برای مشاوره حضوری و جبران گذشته

    عیبش هم اینه که در ذهن شما درصدی ابهام باقی میمونه و شاید فکر کنید که همسرتون شما رو ساده فرض کنه

    اما اگر اصرار بر این داشته باشید که از زیر زبون همسرتون حرفهایی رو بیرون بکشید که مطمئنتون کنه(در حالی که شاید واقعا همه ماجرا همانی است که او تعریف کرده و ظن و گمان شما ممکن است نادرست باشد)، از نظر من چند عیب داره:

    1. خشم همسرتان و انتقال احساس بی اطمینانی شما نسبت به او به طور کامل؛ در نتیجه احتمال انتقام گرفتن

    2. تشدید احساسات منفی شما

    3. افزایش شک و تردید شما نسبت به همسرتان

    مایلم نظر شما رو در این باره بدونم.

    خب، همانطور که گفتم راه قطعی برای دانستن کل ماجرا نداریم.

    با این اوصاف، و با توجه به شناختی که از همسرتان دارید، نظر شما چیست؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  13. میخوام طلاق بگیرم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,ساجده

  14. ارسال:39#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    خب ما هنوز وارد فرایند بخشش نشدیم و در موردش صحبت خاصی نکردیم.

    واقعیت اینه که راه صد در صد تضمینی برای فهمیدن کل ماجرا سراغ نداریم.

    اما می خوایم بررسی کنیم و ببینیم که دانستن این امر چه مزایایی میتونه برای شما داشته باشه و چه معایبی

    با توجه به اینکه گفتم راه تضمینی برای فهمیدن کل ماجرا سراغ نداریم، و فقط خود طرفین و خدا از اون با خبر هستند، بنابراین منبع کسب اطلاعات در این مورد، خود همسرتون و اون خانم هستند.

    اگر فرض کنیم بینشون همون چیزی گذشته که همسرتون بیان کرده، سه مزیت عمده داره:

    1. ابراز و انتقال حس اعتماد شما به همسرتون که میتونه در بهبود رابطه بسیار موثر باشه

    2. کاهش افکار منفی و آزاردهنده شما

    3. تقویت انگیزه همسرتان برای مشاوره حضوری و جبران گذشته

    عیبش هم اینه که در ذهن شما درصدی ابهام باقی میمونه و شاید فکر کنید که همسرتون شما رو ساده فرض کنه

    اما اگر اصرار بر این داشته باشید که از زیر زبون همسرتون حرفهایی رو بیرون بکشید که مطمئنتون کنه(در حالی که شاید واقعا همه ماجرا همانی است که او تعریف کرده و ظن و گمان شما ممکن است نادرست باشد)، از نظر من چند عیب داره:

    1. خشم همسرتان و انتقال احساس بی اطمینانی شما نسبت به او به طور کامل؛ در نتیجه احتمال انتقام گرفتن

    2. تشدید احساسات منفی شما

    3. افزایش شک و تردید شما نسبت به همسرتان

    مایلم نظر شما رو در این باره بدونم.

    خب، همانطور که گفتم راه قطعی برای دانستن کل ماجرا نداریم.

    با این اوصاف، و با توجه به شناختی که از همسرتان دارید، نظر شما چیست؟
    بله کاملا حق با شماست.اما در مورد همسرم باید بگم همه چی بستگی به من داره و اگه بدونه که من بخشیدم و سعی دارم زندگیمو بسازم اونم تلاشش رو میکنه . برای
    مشاوره هم هرزمان که من بخام میاد.اما باید بگم که من کاملا بی اعتمادم .مزایا و معایب رو هم میدونم اما چه کنم که هیچ جوره دلم راضی نیست که بگذرم و نادیده بگیرم . میدونم ممکنه حالم بدتر بشه . اما به خودم میگم مرگ یه بار شیون هم یه بار. لااقل تکلیفم روشن میشه.اما مثل اینکه راهی نیست.نمیدونم چطوری باید خودم رو گول بزنم.

  15. ارسال:40#
    پراز حس انزجارو تنفر.........

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •