نیاز به پذیرفته شدن دانش‌آموزان

دانش‌آموزان برای آنکه انگیزة درونی برای یادگیری داشته باشند باید احساس مورد پذیرش قرار گرفتن را داشته باشند. این نیاز به عنوان نیاز به تعلق یا وابستگی نیز شناخته شده است. تعلق یکی از نیازهای اساسی مازلو نیست (در سلسله‌مراتب بالاتر از نیازهای امنیت و بقا قرار دارد) اما یکی از سه نیاز فطری مفروض در نظریة خودمختاری است. نیاز به احساس پذیرفته شدن فراسوی نیاز به امنیت هیجانی در کلاس درس است چون به این باور دانش‌آموز بستگی دارد که معلمان و همسالان او عمیقاً به آنها توجه می‌کنند و احساسات و افکارشان را درک می‌کنند.
بسیاری از دانش‌آموزان زمانی ترقی می‌کنند که احساس کنند از جانب افرادی که در زندگی مهم تلقی می‌کنند، پذیرفته می‌شوند و در این رتبه‌بندی معلمان دقیقاً بعد از والدین قرار دارند. احساس تعلق دانش‌آموزان ارتباط مثبتی با تلاش، خودکارآمدی، پیشرفت تحصیلی و دنبال کردن اهداف موافق با اجتماع و مسئولیت اجتماعی دارد. اهداف موافق با اجتماع همان هدف دوست یابی و مداومت در دوستی، کمک‌کنندة معلم و سایر دانش‌آموزان بودن و درگیر کردن سایر افراد کلاس در فعالیت‌های مثبت است. به عنوان مثال رآلف در کلاس ریاضی خانم اندرسون، همیشه داوطلب کمک کردن به او برای تکالیف اجرایی و نظارت بر سایر دانش‌آموزان هنگام کشمکش‌ها بود.
اهداف مسئولیت اجتماعی اهدافی هستند که دانش‌آموزان به موجب آنها طرفداری خود را از قوانین و انتظاراتی مثل کوشش برای مسئول، قابل اعتماد و از لحاظ تحصیلی موفق بودن ابراز می‌کنند. به عنوان مثال لاریسا اهداف مسئولیت اجتماعی را زمانی از خود نشان می‌دهد که طبق قوانین کلاس دستش را بلند می‌کند و هر روز تکلیفش را به پایان می‌برد. سایر نتایج انگیزشی که مربوط به احساس تعلق دانش‌آموزان هستند عبارتند از: انگیزة درونی بالا، تمایل به احترام گذاشتن به قوانین و رویه‌های کلاسی، نگرش‌های مثبت نسبت به مدرسه و معلمان، انتظارات بالای موفقیت و اضطراب پایین.
در مقابل، احساس طرد شدن یا نابسته بودن با انگیزة درونی پایین، پیشرفت کم و مشکلات رفتاری ارتباط دارد. همچنین این احساس یکی از علل اصلی ترک تحصیل است. نابسته بودن یا بیگانگی به عنوان حالت یا تجربة انزوا از گروه یا فعالیتی که فرد باید به آن وابستگی داشته باشد یا به آن بپردازد تعریف می‌شود. زمانی که دانش‌آموزان احساس بیگانگی می‌کنند، فاقد احساس تعلق هستند و احساس می‌کنند از معلمان، همسالان و مدرسه جدا هستند. بیگانگی دانش‌آموزان می تواند نتیجة تمرکز کلاس بر تبعیت و نه خلاقیت، شیوه‌های ارزیابی ضعیف، تجربة "بیگانه" بودن در دنیای تحصیلی، خود-بیگانگی، تفاوت بین خود ایده‌آل با خود واقعی دانش‌آموزان ، احساس عدم توانایی و احساس عدم کنترل بر زندگی شخصی فرد باشد‌. بیگانگی نوجوانی مشکلی است که بسیاری از مدارس امریکا با آن روبرو هستند. معلمان مهربان نیاز به تعلق دانش‌آموزان را تأمین می‌کنند به این طریق که به آنها اجازه می‌دهند بدانند به عنوان شخصی که هستند مورد پذیرش معلمند و معلم به آنها کمک می‌کند با توجه به استعدادی که دارند بهترین عملکرد را داشته باشند.

ویژگی‌های معلم: توجه (مراقبت) و توجه مثبت نامشروط.

لحظه‌ای به معلمی فکر کنید که مهربان بود و به شما کمک می کرد احساس ارزشمندی و پذیرش کنید. آن معلم چه کاری کرد تا این توجه و پذیرش را انتقال دهد؟ شما چگونه برنامه‌ریزی می‌کنید تا این ویژگی‌ها را به عنوان یک معلم از خود نشان دهید. نیاز پذیرفته شدن از جانب معلم زمانی ارضا می‌شود که معلمان و همسالان از دانش‌آموز حمایت می‌کنند و شناخت و علاقمندی به دانش‌آموز را ابراز می‌کنند. معلمان با پذیرفتن دانش‌آموزان به عنوان همان شخصی که هستند به آنها کمک می‌کنند با مشکلاتشان کنار بیایند و اتکای به نفس و اعتماد به نفسشان افزایش یابد. دو مشخصة معلم که دانش‌آموزان نیاز به احساس پذیرش دانش‌آموزان را در کلاس تأمین می‌کند عبارتند از: توجه مثبت نامشروط و مراقبت.
مراقبت زمانی نشان داده می‌شود که معلم نسبت به محافظت و پیشرفت دانش‌آموزان از خود همدلی و تعهد نشان دهد. دانش‌آموزانی که معلمانشان را بی‌توجه و غافل می‌دانند، با احتمال کمتری انگیزة درونی دارند. معلمان می‌توانند به طرق زیر از خود مراقبت را نشان دهند:

- سازمان‌یافته بودن و آماده بودن برای کلاس
- استفاده از تمرین کیفی در کلاس
- تشویق کردن دانش‌آموزان به ابراز وجود در کلاس درس

مضاف بر این، معلمان زمانی نیاز به پذیرش دانش‌آموزان را تأمین می‌کنند که توجه مثبت نامشروط از خود نشان دهند، این همان نگرشی است که موجب می‌شود دانش‌آموزان بدون در نظر گرفتن پیشینه، عملکرد، و رفتارشان احساس ارزشمندی و پذیرش کنند.

معلمان مراقب اهداف، نیازها و انتظارات شخصی دانش‌آموزان را درک می‌کنند و هنگام طراحی آموزش، به طور مداوم به دیدگاه‌های دانش‌آموزان توجه می‌کنند. آنها دیدگاه واضحی نسبت به آنچه در کلاس خواهان دستیابی به آن را دارند در نظر دارند ولی نسبت به اطلاعات (انرژی) اولیة دانش‌آموزان گشوده‌اند و برای نشان دادن اینکه دیدگاه دانش‌آموزان ارزشمند و مناسب است، مشترکاً با آنها اهداف یادگیری ایجاد می‌کنند. در زیر چند مشخصة معلمان مراقب آمده است:

- به سرعت اسامی دانش‌آموزان را می‌اموزند و از آنها استفاده می‌کنند.
- هنگام اشاره به فعالیت‌های کلاسی از کلمات ما یا مال ما استفاده می‌کنند.
- تمامی نظرات دانش‌آموزان را می‌پذیرند و آنها را تشویق می‌کنند.
- تماس چشمی برقرار می‌کنند، لبخند می‌زنند، و زبان بدن آرمیده دارند.
- برای دانستن اهداف و انتظارات دانش‌آموزان زمان صرف می‌کنند.
- به شیوه ای غیرتهدیدآمیز گوش می‌دهند، سوال می‌پرسند، و کمک‌کننده‌اند.

آیا آموزشی فرهنگی پاسخگو می‌تواند کمک کند شکاف تحصیلی کاهش یابد؟
بسیاری از کارشناسان استدلال می‌کنند آموزش فرهنگی پاسخگو CRE می‌تواند به کاهش شکاف تحصیلی کمک کند. تمرین‌های مدرسه‌ای سنّتی زیان‌های زیادی را بر دانش‌آموزانی که از لحاظ فرهنگی گوناگونند، وارد می‌کند چون این تمرین ها تا حد زیادی بر اساس فرهنگ اروپایی-امریکایی قرار دارند. چون هدف برنامه‌های CRE کاهش آشفتگی فرهنگی است، با احتمال بیشتری پیشرفت دانش‌آموزانی را که از لحاظ فرهنگی متفاوتند ارتقا می‌دهد. از سوی دیگر، برخی کارشناسان محقق این سوال را مطرح می کنند که آیا CRE می‌تواند تأثیر مثبتی بر کاهش شکاف پیشرفت داشته باشد و استدلال می‌کنند که مدارس و معلمان باید بر هنجارها، مسئولیت و اثرات فقر تمرکز کنند. شما دربارة این بحث چه فکر می‌کنید؟ پاسخ این سوال را می‌توان در پایان این فصل یافت.
زمانی که دانش‌آموزان از پیشینه‌ای متفاوت با شما آمده باشند، توجه و پذیرش را می‌توان با پاسخگو بودن از لحاظ فرهنگی ابراز کرد. این مسئله زمانی صورت می‌دهد که متوجه بودن به همان اندازه‌ای که یک نگرش است یک مهارت باشد: چالشی مداوم برای پیش‌فرض‌های ما و جستجوی فعالانة احساسات و نیازهای دانش‌آموزان ما است. در حقیقت، کارشناسان برای اشاره به مهارت خاص کارورزان فرهنگیِ پاسخگو، از اصطلاح کفایت فرهنگی استفاده می‌کنند. کفایت فرهنگی متضمن تسلط بر آگاهی و حساسیت‌های پیچیده، ابعاد متفاوت دانش و مجموعة مهارت‌هایی است که با هم ترکیب می‌شوند و زیربنای آموزش بین‌فرهنگی کارآمد را تشکیل می‌دهند. ما به عنوان معلم باید تلاش کنیم به فرهنگ، علایق، و دیدگاه‌های دانش‌آموزان احترام بگذاریم و عقاید آنها را در کلاس درس فرا بخوانیم و آنها را بپذیریم. زمانی که دانش‌آموزان احساس می‌کنند در کلاس درس حق رأی دارند، و درمیان گذاشتن عقاید یک هنجار قابل احترام است، با احتمال بالاتری تفکراتشان را ابراز می‌کنند و احساس تعلق را تجربه می‌کنند.

راهکارهای معلم: بهبود ارتباط سالم و پذیرش همسالان.

آیا شما هرگز معلمی داشته‌اید که فعالانه به عقایدتان گوش می‌کرد؟ این معلم زمانی که دانش‌آموزی در کلاس درس بدرفتاری می‌کرد از چه زبانی استفاده می‌کرد؟ این معلم چه کاری می‌کرد تا پذیرش همسالان را تشویق کند؟ معلمان نیاز به پذیرفته‌شدن دانش‌آموزان را از طریق ارتباط سالم و تمرین ها تعاملی زیر تأمین کنند.
1. زمانی‌که دانش‌آموزان مشکلات و عقایدشان را درمیان می‌گذارند، فعالانه به آنها گوش دهید. زمانی که دانش‌آموزی مشکلی دارد (یعنی این مشکل تلویحاتی برای محیط یادگیری ندارد) معلمان مسئولیت مستقیمی در قبال حل کردن آن ندارند. اما همین نادیده گرفتن مشکلات دانش‌آموزان احتمالاً مانع برقراری رابطة طولانی‌مدت و محبت‌آمیز معلم-دانش‌آموز می‌شود. یکی از روش‌هایی که می‌تواند برای تأمین نیاز وابستگی دانش‌آموزان به کار رود، گوش دادن فعالانه است. فعالانه گوش دادن زمانی روی می‌دهد که معلمان با علاقه و پذیرش با آنچه دانش‌آموزان می‌گویند گوش می دهند، این روش شامل مراحل زیر است:

- اعلام وجود مشکل
- تشویق کردن دانش‌آموز به صحبت کردن دربارة مشکل
- تفسیر و بیان کردن گفته‌های دانش‌آموز به منظور روشن کردن مشکل و هیجانات دانش‌آموز
- ابراز همدلی نسبت به دانش‌آموز

در دیالوگ زیر معلم با نشان دادن مهارت های گوش‌دادن فعالانة مناسب، توجه از خود ابراز می‌کند:
معلم: کری متوجه شدم که امروز کمی حواسپرت شده‌ای (اعلام وجود مشکل). می‌شود به من بگویی در ذهنت چه می‌گذرد؟ (تشویق دانش‌آموز به صحبت دربارة مشکل).
کری: از اینکه مراقب برادر کوچکم زاک باشم متنفرم. مادرم هر روز صبح مرا مجبور به این کار می‌کند چون او صبح خیلی زود مجبور است برای کار از خانه برود و کسی نیست که تا وقتی اتوبوس مدرسه به دنبال زاک می‌اید از او مراقبت کند. امروز نتوانستم ظرف ناهار زاک را پیدا کنم و هر دو دیر به مدرسه رسیدیم. از این متنفرم. تقصیر من نبود که دیر کردم.
معلم: (با تکان دادن سر تأئید می‌کند).
کری: من باید بعد از مدرسه هم مراقب زاک باشم چون مادرم تا 5 خانه نیست و من هرگز نمی‌توانم با دوستانم وقت بگذرانم. آرزو می‌کنم مادرم مرا مجبور به این کار نمی‌کرد.
معلم: خیلی خب، حالا بگذار ببینم متوجه منظورت می‌شوم یا نه. تو باید قبل و بعد از مدرسه مراقب زاک باشی که این مسئله تو را ناراحت می‌کند چون ممکن است مثل امروز به مدرسه دیر برسی و همین طور چون نمی‌توانی با دوستانت وقت بگذرانی. آیا درست است؟ (تأویل و تفسیر مشکل).
کری: بله و این انصاف نیست.
معلم: من با تو همدردی می‌کنم کری. من باید خواهر کوچکم را به تنهایی بزرگ می‌کردم (همدلی). ایا به راه‌های ممکن برای حل کردن این مشکل فکر کرده‌ای؟
آیا معلم کری باید او را در جهت فرایند حل مسئله راهنمایی کند؟ آیا باید به مادر کری زنگ بزند؟ یا با مشاور مدرسه صحبت کند؟ یا مشکل کری را به دفتر مدرسه گزارش کند؟ طبق نظرات روانشناسان انسان‌گرا، کودکان و نوجوانان، قابلیت منطقی بودن و حل کردن مشکلاتشان را دارند. زمانی که به آنها درک همدلانه، گرما و گشودگی ابراز می‌شود، بهترین راه را انتخاب می‌کنند و به سوی فردی با عملکرد کامل تحول می‌یابند.اگر برای آنها فضایی حمایت‌گرانه و بدون قضاوت فراهم شود احساس پذیرفته شدن می‌کنند و سپس راه حل‌های خود را بیابد.
گوش دادن فعالانه نباید تنها برای مشکلات متعلق به دانش‌آموز به کار رود، بلکه باید زمانی نیز مورد استفاده قرار گیرد که دانش‌آموزان نظرات خود را در خلال رابطه‌ای یک به یک، گروهی کوچک و بحث‌های کلاسی در میان بگذارند. در چنین مواردی نشان دادن پذیرفتنِ دانش‌آموز بدون قضاوت و یا قید و شرط اهمیت بسیار دارد، حتی اگر نقطه‌نظر دانش‌آموز بسیار با دیدگاه خود شما متفاوت باشد. شما با الگوسازی گوش دادن فعال در کلاس درس به دانش‌آموزان کمک می‌کنید ظرفیت پذیرش همسالانشان را در خود گسترش دهند و بر محدودیت‌های گوش دادنشان فائق بیایند. ایا شما شنوندة فعالی هستید؟ جدول 2-10 سیاهه‌ای است که شما می‌توانید از آن برای سنجش مهارت‌های گوش‌دادن فعالانة خود در کلاس درس استفاده کنید.

جدول 2-10

چک لیست سنجش مهارت‌های گوش دادن فعال

آ یا در حداقل 90 درصد زمان‌ها با دانش‌آموزتان تماس چشمی را حفظ می‌کنید؟
آیا پیش از این که به دانش‌آموز پاسخ دهید سعی می‌کنید آنچه گفته‌اند تأویل و تفسیر کنید؟
آیا در پایان گفتة دانش‌آموز به منظور درک کامل منظور او، سوال می‌پرسید؟
آیا تلاش می‌کنید دیدگاه دانش‌آموز را درک کنید؟
آیا به دانش‌آموز فرصت می دهید قبل از حرف زدن شما گفته‌اش را تکمیل کند؟
آیا آگاهانه مراقب زبان بدن دانش‌آموز هستید تا سرنخ‌هایی را دربارة چگونگی احساسات او را دربارة موضوع مورد نظر به دست آورید؟
آیا حالات صورت، وضع بدن و زبان بدن شما نشان‌دهندة علاقمندی‌تان به آنچه دانش‌آموز می‌گوید است؟
آیا در مقابل این وسوسه مقاومت می‌کنید که به طور شفاهی یا ذهنی به این فکر که دانش‌آموز چه می‌خواهد بگوید خاتمه دهید؟
آیا عقاید متعصبانه را دربارة دیدگاه دانش‌آموز کنار می‌گذارید و با ذهنی باز واقعاً گوش می‌دهید؟
آیا مداوماً مهارت‌های گوش دادن خود را با تأمل دربارة نقاط قدرت و ضعف گوش دادنتان ارزیابی می‌کنید؟

2. پاسخ دادن مثبت به مشکلات کلاسی. معلمان باید چه سبک ارتباطی را اتخاذ کنند تا درحالیکه نیاز به پذیرش دانش‌آموزان را تأمین می‌کنند، مشکلات کلاسی را به طور کارآمدی حل کنند؟ مخصوصاً استفادة دقیق از زبان زمانی مهم است که معلم به رفتار نادرست می پردازد چون با احتمال بیشتری احساس ناکامی و ناراحتی خواهد کرد. کارشناسان مخصوصاً اجتناب از اخطارها و تهدید‌ها، انتقادهای تحقیرآمیز، نامگذاری و تعابیر طعنه‌آمیز را توصیه می‌کنند. این نوع پیام‌ها با احتمال بیشتری ترس روانی، حالت تدافعی و خشم را در دانش‌آموزان ایجاد می‌کنند. در مقابل معلمان باید درخواستی را تنظیم کنند که هم آبرومندانه و هم سازنده باشد. این عمل مستلزم آرام بودن، اجتناب از استفاده از اظهار نظرهای منفی، تلاش برای درک متقابل و حرأت‌ورز بودن برای حل مسائل است. بزرگترین مانع بر سر تأمین نیاز به پذیرش دانش‌آموزان تمایل به قضاوت، ارزشیابی و تأئید یا عدم تأئید رفتارها و اظهارات آنها است. دانش‌آموزان زمانی بیشتر برانگیخته می‌شوند که معلمانشان از زبان توصیفی استفاده می‌کنند تا قضاوتی. به عنوان مثال گفتن جملة "همیشه پر سر و صدایی، اصلاً می‌توانی لحظه‌ای آرام باشی" به دانش‌آموزی که در ساعت مطالعه حرف می‌زند، استفاده از زبان توصیفی است اما جملة کارآمدتر و توصیفی‌تر این است:" همکلاسی‌هایت برای تمرکز کردن بسیار مشکل دارند چون تو سر صدا می‌کنی".
3. استفاده از فعالیت‌های دست‌گرمی (آغاز کار) . معلمان با استفاده از فعالیتهای دست‌گرمی می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند سایر دانش‌آموزان را بپذیرند. این فعالیت‌ای غیررسمی غیر تهدید‌آمیز، دانش‌آموزان را قادر می‌کند در فضایی باز و قابل اعتماد، تعامل شفاهی داشته باشند. این فعالیت‌ها را می‌توان در هر سطحی استفاده کرد و به دانش‌آموزان کمک کرد مهارت‌هایی را در حوزه‌های زیر پرورش داد:

- گوش دادن، قدردانی کردن و درک احساسات دیگران
- گفتگو کردن توأم با احترام و باز دربارة اختلافات
- نشان دادن همدردی: آشنا شدن با دانش‌آموزان و اعتماد به آنها

برای اینکه دانش‌آموزان در روز اول کلاس با یکدیگر آشنا شوند معلم می‌تواند کارت‌هایی را در کلاس توزیع کند که در هر کدام از بالا تا پائین اسم کوچک، اسم غذای مورد علاقه، حیوان مورد علاقه و فعالیت یا ورزش مورد علاقة دانش‌آموزان توسط آنها تکمیل می‌شود. سپس معلم می‌تواند از دانش‌آموزان بخواهد کارت‌ها را به لباسشان بچسبانند و در اطراف کلاس دور بزنند و با یکدیگر اشنا شوند. معلم می‌تواند بحثی کلاسی را آغاز کند تا دانش‌آموزان انچه دربارة هم آموخته‌اند بازگو کنند. بعد از دانش‌آموزان بخواهد کارتهایشان را به پشتشان بچسبانند و سایر دانش‌آموزان حدس بزنند روی آنها چه نوشته شده. این فعالیت‌ها ممکن است شامل فعالیت‌های "نشان بده و بگو" یا خلق و نشان دادن آثار هنری مثل تابلوهای رنگ و روغن، نقاشی و.. که معرف شخصیت دانش‌آموزان هستند باشد.
4. درگیر کردن دانش‌آموزان به فعالیت‌های همکارانه. فعالیت‌های همکارانه تأثیری مثبت بر همدلی دانش‌آموزان، تحمل تفاوت‌ها، احساس پذیرش، دوستی و خودپنداره دارد. یک مولفة مهم نیاز به پذیرش، نیاز به وابستگی است، یعنی تمایل به همکاری، مقابله به مثل و حفظ روابط وفادارانه. معلمان می‌توانند با درگیر کردن دانش‌آموزان به فعالیت‌هایی که شامل وابستگی متقابل مثبت بین اعضای گروه برای دستیابی به هدفی خاص است (مثل آموزش متقابل، یادگیری مشارکتی، بررسی‌های گروهی، مباحثات ساختارمند و یادگیری مشکل مدار) نیاز به احساس پذیرفته شدن از سوی همسالان را تأمین کنند. معلمان برای اطمینان از این که فعالیت‌های گروهی، حامی نیاز به پذیرش دانش‌آموزان هستند، باید بر ارزش اشتراک، همکاری، و احترام تأکید کنند. این مسئله مخصوصاً در کلاس‌های درسی فراگیر و دانش‌آموزانی که رفتارهای بین فردی‌شان سایر همسالان را تهدید یا منحرف می‌کند اهمیت دارد.
5. افزایش حس اجتماعی : معلمان می‌توانند روابط معلم- دانش‌آموز و دانش‌آموز- دانش‌آموز سالم را با افزایش حس اجتماعی در کلاس درس تأمین کنند. اولاً با خلق محیطی حامی و توأم با مراقبت با موقعیت‌های شرکت فعالانه در تصمیمات کلاسی، برنامه‌ریزی و تنظیم کردن اهداف. بخشی از تفاوت مشاهده شده بین تفاوت پیشرفت دانش‌آموزان ژاپنی و امریکایی در آزمون‌های استانداردشدة ریاضی و علوم بعد از کلاس چهارم، را می‌توان به این امر نسبت داد که مدارس ژاپنی الگوی ارزش دوستی، مسئولیت و همکاری در بین دانش‌آموزان را تشویق می‌کنند. زمانی که دانش‌آموزان ژاپنی در کلاس چهارم هستند، دلبستگی هیجانی مثبتی با مدرسه و کلاس به عنوان یک اجتماع دارند. مطالعات نشان داده‌اند که برنامه‌هایی با هدف افزایش احساس اجتماعی در کلاس درس به برقراری احساس پذیرش و احترام متقابل، بهبود مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان، پیشرفت و احساسات مثبت دربارة مدرسه و افزایش حس خودکارآمدی معلمان کمک می‌کنند.
6. شخصی‌کردن تجربة مدرسه. نیاز دانش‌آموزان به پذیرش از طریق شخصی‌سازی تجربة مدرسه نیز تأمین می‌شود. شخصی‌سازی مدرسه متضمن ایجاد ارتباط بین پیشینه، علایق و اهداف و محتوایی است که آموخته می‌شود. معلم کلاس اولی که از اسم‌ها و سرگرمی‌ها برای ایجاد بافت و زمینه برای مسئلة ریاضی استفاده می‌کند از شخصی سازی به عنوان راهکاری برای درگیر کردن دانش‌آموزان با فعالیت حل-مسئله استفاده می‌کند. به همین ترتیب معلم مدرسة راهنمایی که از دانش‌آموزان می‌خواهد زمانی را که در خارج از مدرسه صرف فعالیت‌های گوناگون می‌کنند ثبت کنند و سپس از این اطلاعات برای برآورد درصد استفاده می‌کند در اصل از روش آموزشی استفاده کرده. نشان داده شده است که محتوای تحصیلی شخصی سازی شده، هم یادگیری و هم انگیزة یادگیری را افزایش می‌دهد. در سطح مدارس راهنمایی، تکنیک‌های شخصی‌سازی می‌توانند اَشکال گوناگونی به خود بگیرند، مثل ایجاد برنامه‌های شخصی‌شده که یادگیری را به استعداد و اشتیاق دانش‌آموزان، خلق مکاتب مختلف پیرامون موضوعات مرتبط با شغل، دستکم بخشی از روز کلاسی واداشتن دانش‌آموزان به تعامل با تیم‌های معلم و ارائة حمایت اجتماعی و تحصیلی از طریق مربیان، وکلا، مشاوران و معلمان خصوصی. شخصی‌سازی تجربه مخصوصاً برای دانش‌آموزان خطرپذیر و دانش‌آموزانی که مدام از مدارس انتقال می‌یابند، هم تفاوت اجتماعی و هم تحصیلی ایجاد می‌کند. اگرچه معلمان و کارکنان در مدارسی با فضای کوچک،نسبت به معلمان در مدارس بزرگتر فرصت‌های بیشتری برای شخصی‌سازی مدارس دارند. شخصی‌سازی مدارس مستلزم کاری فراتر از کاهش صِرف تعداد دانش‌آموزان در هر کلاس است. کوششی برای شخصی‌سازی در مدارس دبیرستانی در سال 2000 توسط موسسة بیل و ملیندا گیتس آغاز شد. این ابتکار عمل آغازین، از تبدیل کردن مدارس دبیرستانی بزرگ فعلی به مدارس کوچک خودمختار حمایت می‌کند و برنامة درسی چالش‌برانگیزِ بررسی-محور را پیشنهاد می‌کند که برانگیزاننده، قوی و پیش از کالج است. یافته‌های ابتدایی نشان می‌دهند که دانش‌آموزان و معلمان در مدارسی با طراحی جدید فرهنگ یادگیری بسیار مثبت‌تری را گزارش می‌کنند که بر اساس ارتباطات بین فردی نزدیک، تمرکز مشترک و احترام و مسئولیت متقابل قرار دارد.

چگونه نیاز به پذیرش دانش‌آموزان را تأمین کنیم؟

راهکار مثال‌‌ها
توجه مثبت بدون قید و شرط و مراقب را مدل سازی کنید با تشویق دانش‌آموزان به اضافه‌کردن مسائل شخصی به تکالیف درسی، نشان دهید برای ویژگی‌های منحصربفردشان اهمیت قائلید
دانش‌آموزان را مطمئن کنید وقتی انتظارات کلاسی را برآورده نمی‌کنند، نگرش مثبتی را که نسبت به آنها دارید تغییر نمی‌دهید
گوش دادن فعالانه را تمرین کنید برای دستیابی به درک بیشتری نسبت به مشکلات دانش‌آموزان از آنها سوال بپرسید
موضوعات کلاسی را به طور مثبت مورد توجه قرار دهید دانش‌آموزان را وارد بحث‌های دونفره دربارة مشکلاتشان کنید نه بحث‌هایی با شرکت کلّ افراد کلاس
موضوعات کلاسی را روشن، دقیق و واقعی بیان کنید
فعالیت‌های دست‌گرمی را خلق کنید از اولین ماه شروع مدرسه فعالیت‌های دست‌گرمی را وارد درس‌های روزانة کلاسی کنید تا فضای دوستانه و باز ایجاد کنید
با دانش‌آموزان به فعالیت‌های دست‌گرمی بپردازید تا هم به آنها اجازه دهید شما با بشناسند و هم خودتان با آنها آشنا شوید
دانش‌آموزان را در فعالیت‌های یادگیری همکارانه دخیل کنید با واداشتن گروه‌های دانش‌آموزانی به خلق راه‌حل‌ها از مسائل کلاسی (مثل نظافت، تأخیر در ورود و...) به عنوان موقعیتهایی برای تمرین مهارت‌های همکارانه استفاده کنید
از سیستم های دوستانه استفاده کنید و برای دانش‌آموزان جدید، دوستی تعیین کنید تا مدرسه را به آنها نشان دهد و به آنها کمک کند با همسالان سازگار شود
احساس اجتماعی را در کلاس افزایش دهید از نظرات دانش‌آموزان برای ایجاد قوانینی، سیاست‌ا و سیستم‌های عملکرد کلاسی استفاده کنید
فضایی را ایجاد کنید که در آن بی‌احترامی افراد و عقاید غیرمحترمانه تحمل نمی‌شوند
تجربة مدرسه را شخصی‌سازی کنید هر وقت در ارتباط مطالب مورد آموزش مناسب است، پیشینه و علایق دانش‌آموزان را درنظر بگیرید
موقعیت‌های یادگیری پروژه-‌مدار را ایجاد کنید که در آن دانش‌آموزان با اعضای گروهی که با آن علایق مشترک دارند تعامل می‌کنند

تهیه و تدوین: خانم عاصفه احمدی - دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) تهران

اختصاصی همیاری