کودکان با مشکلات رفتاری و معلولیت ، به احتمال زیاد بیشتر دیگران را مورد آزار قرار می دهند.


مطالعات اخیر نشان می دهد که دانش آموزانی که خدمات ویژه آموزشی برای اختلالات رفتاری دریافت می کنند و کسانی دارای  ناتوانی های آشکار بیشتری هستند ، بیشتر احتمال دارد نسبت به همتایان خود که تحت آموزش عمومی قرار دارند، مورد آزار و اذیت بیشتری واقع می شوند - و نیز با احتمال بیشتری دانش آموزان دیگر را مورد آزار قرار می دهند.
یافته های منتشر شده در مجله روانشناسی مدرسه،ماهیت پیچیده زور گویی (قلدری) و چالش های موجود در پرداختن به این مشکل را مورد تاکید قرار می دهد .
Swearer نوشت: "این نتایج تصاویر نسبتا تاریک و غم انگیزی رابرای دانش آموزان معلول از لحاظ قلدری کردن، خشونت و اقدامات تنبیهی را نشان می دهد.  یک کارشناس ملی در مدرسه   bullyingاست که با همکاری در این بنیاد راه حل های ابتکاری  را بر ضد قلدری کردن ارایه داده است.   "متاسفانه، این دانش آموزان بیشتر نیاز به نمایش رفتار بدون لطافت و دریافت حمایت از همسالان خود دارند."
این پژوهش بیش از 800 دانش آموز  EDویژه وED عمومی بین سنین 9 و  16 را در 9مدرسه ابتدایی راهنمایی و دبیرستان، در طول زمان مورد مطالعات پیگری قرار دادند. بیش از یک سوم – 1/ 38 درصد - گفته اند که آنها دانش آموزان دیگر را  مورد آزار و اذیت قرار می دهند. در همان زمان، 67 درصد گفتند زورگویان آنها را مورد خشونت قرار داده اند.
این مطالعه نشان داد که دانش آموزانی که خدمات آموزش ویژه دریافت می کنند،  ریسک بیشتری برای قلدری کردن و اذیت دیگران دارند، وبیشتر برای مشکلات انضباطی به دفتر مدرسه فرستاده می شوند و همچنین بیشتر درگیر رفتارهای ضد اجتماعی بودند. به طور خاص، دانش آموزان با معلولیت آشکار - زبان و یا ضعف شنوایی یا معلولیت ذهنی خفیف - بالاترین سطح از قلدری کردن و اذیت دیگران را از خود نشان می دهند .
"Swearer و همکاران : ماهیت آشکار معلولیت شناسایی دانش آموزان را به عنوان افراد با معلولیت ها آسان می سازد،همچنین ممکن است آنها درمعرض خطر بیشتری برای قلدری کردن قرار دهد،.همچنین، با تجربه خشونت و تعدی  با عث سرخوردگی این دانش اموزان می شود ، وممکن است آنها از قادری کردن به عنوان انتقام جویی استفاده کنند."
همچنین از جمله یافته های این مطالعه:
  • دانش آموزان با ناتوانی های غیر قابل مشاهده، مانند ناتوانی در یادگیری ، به همان اندازه قلدری نشان دادند. آنها سطوح مشابهی از قلدری و خشونت  دانش آموزان بدون معلولیت را نشان دادند ، و خشونت آنها به طور قابل توجهی در مقایسه با دانش آموزان با ناتوانی های رفتاری ظاهری کمتر بود.
  • دانش آموزانی که آموزش و پرورش عمومی  رفتارقلدری کردن درآنها پیشرفت داشت ، و در کلاس هفتم به اوج خود رسید - و سپس به طور پیوسته کاهش یافته است.
  • قلدری کردن هم دررپسران و هم در دختران وجود داشت. تفاوت های جنسیتی در دانش آموزان تحت آموزش و پرورش عمومی و آموزش و پرورش خاص  به لحاظ آماری ناچیز بودند.
  • برای دانش آموزان آموزش و پرورش عمومی، بین سطح کلاس(پایه چندم هست) و تجربه خشونت تفاوت عمده وجود داشت.دردانش آموزان کلاس پنجم خشونت بسیار بیشتر از ششم، هفتم، هشتم و نهم بود. اما برای دانش آموزان در آموزش و پرورش ویژه، تفاوت سطح کلاس وجود نداشت.

نویسندگان گام های متعددی برای رسیدگی به  این یافته های پیشنهاد می کنند.
 اول، تاکید بر  انجام مداخلات ضد قلدری مهارت های prosocial برای دانش آموزان صرفنظر گرفتن توانایی آنها .
دانش آموزان در آموزش و پرورش عمومی می تواند در این فرآیند به عنوان مدل نقش prosocial برای دانش آموزان معلول کمک کند.
 همچنین، نویسندگان پیشنهاد می کنند که کمک به دانش آموزان با معلولیت قابل مشاهده برای از بین بردن رفتار قلدری کردن زمانی بهتر می شود  می شود آموزش و پرورش عمومی و یژه ادغام(یکپارچه) شود . بنابراین بهتر است این دو سته از دانش آموزان در یک محیط یکپارچه شده قرار بگیرند.
برنامه ریزی باید به طور مداوم در سراسر آموزش و پرورش عمومی و ویژه اجرا شود، و این برنامه باید در همه پایه ها انجام شود و نیز باید بخشی از یک برنامه آموزشی فراگیر در نظر گرفته شود.
"فرهنگ احترام گذاشتن، تحمل و پذیرش تنها امید برای کاهش قلدری کردن در میان تمام نوجوانان و کودکان سنین مدرسه است."
 
منبع:
تاریخ درج مقاله : 2 جولای 2012
ترجمه : گروه مترجمان همیاری