تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مسئولیت و سازندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

مسئولیت و سازندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مسئولیت و سازندگی

    ع.ص

    در زبان و گفت و گوها و چه در قلم و نوشته‌هايم.
    در انتشار نوشته‌ها كارم را با اين مقاله‌ها شروع كردم.
    من مى‌ديدم كه انسان و مذهب‌ هر دو از آزادى و تفكر شروع مى‌شوند و به شناخت‌ها (جهان بينى) و آرمان‌ها (ايدئولوژى) مى‌رسند وبر اساس اين دو اصل معرفتى و عقيدتى به نظام‌ها و احكامى رو مى‌آورند.

    انسان و مذهب، اين هر دو از تفكر شروع مى‌شوند و تفكر:

    به مواد فكرى (تجربه و تدبر)
    و به نقد و سنجش (تعقل)
    و شكل فكرى (منطق صورى)
    و به روش فكر كردن (آزادى، آموزش، يادآورى) نياز دارد.
    مسأله‌ى تفكر سؤال‌هايى پيش مى‌آورد:
    در چه فكر كردن،
    چگونه فكر كردن،
    چگونه مطالعه‌ها و تفكرها و نيازها و زمينه‌ها را هماهنگ كردن.
    تفكر اين همه را به دنبال مى‌كشد و نظام تربيتى را شكل مى‌دهد.

    من تفكر را خط اول مى‌دانم؛ چون گرچه انسان هميشه همراه جبرمحيط و جامعه و وراثت و غريزه و... بوده ليكن محكوم اين‌ها نگرديده؛چون انسان در تضاد جبرها به آزادى رسيده و از محدوده‌ى روابط توليدى‌و رفلكس‌هاى شرطى و غريزه‌ى جنسى و غريزه‌ى قدرت طلبى رها شده‌و مى‌تواند آن گونه كه بايد و آن گونه كه مى‌خواهد فكر كند و به شناخت‌هاو بينش‌هايى برسد.
    با همين توجه است كه ما از مكتب‌هاى ديگر فاصله مى‌گيريم و در راه‌آزادى، آن هم آزادى در سايه‌ى جبرها، پيش مى‌رويم.
    اگر انسان از يك جبر برخوردار بود، ديگر مسأله‌اى نبود. اما انسان درروابط فكر و سنجش و بهتر طلبى به انتخاب و آزادى مى‌رسد و راه‌خويش را مى‌يابد و مى‌تواند - اگر خواست - از تلقين و تحميل و تقليد وعادت‌ها و سنت‌ها رها شود و اگر نخواست مى‌تواند همين‌ها را انتخاب‌كند، كه باز هم انتخاب اوست.
    من با مسئوليت و سازندگى شروع كردم؛ چون مى‌ديدم ما امروز بيش‌از هر وقت ديگر، نيازمند اين مسأله هستيم.
    ما در سازندگى و تربيت افراد، از روش سرشار و غنى خودمان بهره‌ نمى‌بريم و با شعارها و تلقين‌ها و دردها و رنج‌ها و محروميت‌ها،استعدادها را داغ مى‌كنيم و از ديگران سرمشق مى‌گيريم، در حالى كه مادر هدف‌ و در راه‌ و در روش‌، در هيچ كدام با آن‌ها همانندى و هماهنگى‌نداريم. ما در راهى مى‌رويم كه به هدف ما نمى‌رسد و در نتيجه طعمه‌ى‌آن‌ها مى‌شويم و نردبان مقاصدشان.

    ما در روش تربيتى‌ دو اشكال اساسى داريم:

    يك - اين كه شناخت‌ها و آگاهى‌ها را بسته‌بندى مى‌كنيم و از ديده‌هاى‌خودمان مى‌گوييم و يافته‌ها را صادراتى مى‌فرستيم.
    از روش‌هايى كه ما را به شناخت‌ها رسانده‌اند حرفى نمى‌زنيم و ديدنمى‌دهيم.
    ما بر قله‌ها عروج كرده‌ايم و از ديدگاه‌ها و منظره‌هاى زيبا حرف‌مى‌زنيم و اين پايينى‌ها فقط با گوش خودشان كار مى‌كنند. آن‌هاچشم‌هاشان در تاريكى است و پاهاشان در شهوت عروج، اما ما از راه... تاقله نشانى نمى‌دهيم و آن‌ها را سرگرم مى‌كنيم.

    دو - دردناك‌تر اين كه، اين بسته بندى‌ها را لااقل زمينه سازى هم‌نمى‌نماييم. كاسه‌ها را پاك نكرده، از شير سرشار مى‌سازيم و در نتيجه‌مسموميت مى‌آفرينيم و نه تنها صاحب كاسه كه هر مهمان محتاجى را به‌رختخواب مى‌سپاريم و به مرگ مى‌دهيم.

    اگر ما استعدادها را با كليدها و روش‌ها و ملاك‌ها آشنا كنيم و آرمان‌هايى‌بزرگ‌تر از آزادى و عدالت و آگاهى و عرفان و رفاه و تكامل نشان بدهيم و از راهِ رسيدن به آن حرفى بياوريم، نه به بن‌بست مى‌رسيم و نه طعمه‌مى‌شويم و نه در كشاكش مكتب‌ها، بر سر چند راهى انتخاب، حيران‌مى‌مانيم. ما مكتبى را مى‌خواهيم كه بالاتر از تكامل بهره بياورد و راه هم‌نشان بدهد و به تلقين و رياضت و شعار اكتفا نكند.
    استعدادهاى تكامل يافته، تازه، راه و جهت‌ مى‌خواهند... راهى نه به‌بن‌بست نشسته و جهتى نه پست‌تر و يا برابر، بل برتر و عالى‌تر.
    ما مكتبى را مى‌خواهيم كه انسان را زياد كند، نه فقط علم و عقل وثروت و... او را؛ انسان را زياد كند تا او بتواند به استعدادهاى تكامل‌يافته‌اش جهت بدهد و آن‌ها را رهبرى كند؛ كه زياد شدن انسان و رشدانسان؛ يعنى همين جهت دادن به خويشتن و رهبرى كردن خويش.
    و همين است كه بلال‌ها و ابوذرهاى تاريخ، با درك اين ملاك‌ها ورسيدن به اين آرمان‌ها زندگى و مرگ و جامعه و حكومت خويش را نقدمى‌زدند و حتى به عدالت و فتوحات و غنايم عُمَر هم قانع نمى‌شدند، كه‌عمر هدف عظيم حكومتى اسلام را تا سر حد رفاه و استعمار و فتوحات،تنزل داده و آن را مسخ كرده بود؛ و جامعه‌ى انسانى را در حد يك‌دامپرورى بزرگ و مرفه درآورده بود.

    با اين ملاكِ رشد و زياد شدن انسان، تمام سؤال‌هاى: چرا زنده باشم؟در زندگى دنبال چه باشم؟ و چرا خود را زياد كنم؟ و... همه حل‌مى‌شوند... چون هنگامى كه انسان نيازهاى عظيم دارد و وقت كم،چاره‌اى جز اين نيست كه خودش را زياد كند و رشد بدهد و زندگى و مرگش را در اين راه بگذارد و جلودار راه باشد و پيشواى راه رفته‌ها.

    اين را هم بگويم كه براى حركت و سازندگى، تنها اين شناخت‌ها وآگاهى‌ها كافى نيستند و حتى عشق‌ و طلب هم كافى نيست، كه ورزيدگى وتمرين‌ ضرورى است. من كسانى را مى‌شناسم كه از عشق و آگاهى‌برخوردارند و راستى مى‌خواهند كه گامى بردارند و بارى را به دوش‌بگيرند... اما بازويشان توانايى ندارد و ورزيده نيست...
    اين‌ها اگر بخواهند به زور بارى را بردارند كمر خود را مى‌شكنند و پاى‌خود را زير بار له مى‌كنند. يا از دست مى‌روند و يا مأيوس و خسته‌مى‌شوند... جوجه‌هايى كه شور پرواز دارند اما بالشان نيست، ناچارطعمه‌ى كلاغ مى‌شوند و بازيچه‌ى بچه‌ها و هديه‌ى مرگ.
    آن‌ها كه مى‌خواهند وزنه‌هاى سنگين را بردارند، بايد از وزنه‌هاى‌كوچك شروع كنند و ورزيدگى‌هايى بدست بياورند... تا آماده‌ى‌بزرگ‌ترها شوند.
    پس از رسيدن به آگاهى و طلب، آن‌ها كه مى‌خواهند حركت‌هايى وكارهايى داشته باشند، بايد از گام‌هاى كوچك و پروازهاى كوتاه استفاده‌ببرند و تمرين كنند و آماده بشوند... آن وقت نه پروازهاى بزرگ‌مغرورشان مى‌كند و نه گام‌هاى بلند به نخوتشان مى‌كشاند و نه بارهاى‌سنگين كمرشان را مى‌شكند.
    اگر مى‌بينى كه با آگاهى‌ها و عشق‌ها باز هم مانده‌اى و قدرت پروازت‌نيست به تمرين رو بياور و عشق و طلب را در اين راه رهبرى كن تا به آن‌

    خواسته‌ها برسى و به آن مقصدها دست بيابى.
    در اين نوشته‌ها تلاشم اين بوده كه اين كمبودها تأمين شوند و ياراهيابى براى تأمينشان آغاز گردد.
    در اين نوشته‌ها از:
    مسئوليت و زيربناها و...
    و تربيت و مفهومش و امكانش و...
    و مربى، ديدگاه‌ها، ويژگى‌ها، ضرورت و...
    و روش تربيتى،
    روش شناخت اسلامى،
    جهان بينى اسلامى،
    آرمان‌هاى اسلامى‌
    و شكل‌ها و شاغول‌ها
    و استعدادها و روحيه‌ها
    و هنگام مناسب سازندگى‌، سخن‌هايى رفته و در بحث جهان بينى اسلام‌طرحى آمده ... تا آن‌ها كه تمام اسلام را در  ١۶  صفحه مى‌خواهند نمونه‌اى‌ببينند.
    البته اين طرح را كامل مطرح ننمودم؛ چون در نوشته‌ى ديگر از آن‌سخن رفته بود.
    تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد...


    منبع: مسئولیت و سازندگی؛ استاد علی صفائی حائری(عین صاد)

    کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_14 در ساعت 17:10
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. مسئولیت و سازندگی  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •