١ -انگيزه‌هاى حفظ ذات:

خداوند متعال در برخى از آيات قرآن مهم‌ترين انگيزه‌هاى فيزيولوژيك را كه وظيفۀ حفظ نفس و بقاى فرد را بر عهده دارند، ذكر كرده است. مانند گرسنگى، تشنگى، خستگى، گرما و سرما، درد و تنفس.


پروردگار متعال حضرت آدم عليه السّلام را مورد خطاب قرار داد و نعمتهايى را كه از آن بهره‌مند بود به او يادآورى كرد و اين در زمان سكونت آدم در بهشت بود، بهشتى كه در آن احساس گرسنگى يا تشنگى، آزارش نمى‌داد، جايى كه برهنه نبود تا آزرمش، خدشه‌دار شود و دگرگونيهاى جوّى به او آسيب رساند و جايى كه گرماى سوزان خورشيد را احساس نمى‌كرد-چون اصولا در بهشت خورشيدى وجود ندارد-خداوند همچنين به او هشدار داد كه مبادا در دام شيطان-كه مى‌خواهد او را از بهشت بيرون كند- گرفتار شود و در نتيجه به زندگى زمينى هبوط كند و خود و فرزندانش براى اشباع انگيزۀ گرسنگى گرفتار مشقّت كار و تلاش مداوم شوند. مانند شكار كردن و شخم زدن زمين و كشاورزى. و نيز براى اشباع انگيزۀ تشنگى و دستيابى به آب و رودخانه، به حفر چاه و جستجو در زمين بپردازند و براى مصون ماندن از برهنگى-كه آنها را در معرض آسيب دگرگونيهاى جوى قرار مى‌داد-به بافتن لباس مشغول گردند و براى محافظت از گرماى خورشيد و سرماى شب به سايه‌هاى درختان و درون غارها و يا ساختن مسكن پناه برند.
خداوند در اين باره مى‌فرمايد:
فَقُلْنٰا يٰا آدَمُ إِنَّ هٰذٰا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلاٰ يُخْرِجَنَّكُمٰا مِنَ اَلْجَنَّةِ فَتَشْقىٰ إِنَّ لَكَ أَلاّٰ تَجُوعَ فِيهٰا وَ لاٰ تَعْرىٰ وَ أَنَّكَ لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ اَلشَّيْطٰانُ قٰالَ يٰا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلىٰ شَجَرَةِ اَلْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لاٰ يَبْلىٰ «آن‌گاه گفتيم اى آدم (محقّقا بدان) كه اين شيطان با تو و همسرت دشمن است مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه در نتيجه به شقاوت و بدبختى گرفتار شويد.
همانا براى تو در بهشت (همه چيز مهياست) نه هرگز آنجا گرسنه شوى و نه عريان مانى. و نه هرگز در آنجا به تشنگى و گرماى آفتاب آزار بينى. باز (با اين همه سفارش) شيطان در او وسوسه كرد و گفت: اى آدم، آيا تو را به درخت

ابديت و ملك جاودان راهنمايى كنم؟»  ١ در اين آيات به سه انگيزۀ مهم از انگيزه‌هاى حفظ ذات اشاره شده است كه عبارتند از: انگيزه‌هاى گرسنگى و تشنگى و پرهيز از گرما-و همچنين سرما-ى سخت.
اين آيات همچنين به انگيزه‌هاى حب بقا و مالكيت نيز اشاره مى‌كند. اصولا انگيزه‌هاى حفظ ذات در خدمت انگيزۀ «حب بقاى نفس» عمل مى‌كنند، زيرا اين انگيزه‌ها با برآوردن نيازهاى فيزيولوژيك جسم، در واقع براى بقاى شخص و ادامۀ زندگى وى، فعاليّت مى‌كنند. اما دربارۀ انگيزۀ مالكيت كه از انگيزه‌هاى روانى محسوب مى‌شود در آينده بحث خواهيم كرد. انگيزه‌هاى «حب بقاى نفس» و «مالكيت» در واقع دروازه‌هاى ورودى شيطان به نفس حضرت آدم بودند. شيطان آدم را وسوسه كرد كه:
«آيا تو را به درخت جاويدان و ملكى كه كهنه نشود راهنمايى كنم؟» در اينجا بود كه آدم هشدارهاى خداوند متعال را به دست فراموشى سپرد و از دستور او سرپيچى كرد و از ميوۀ آن درخت خورد. در آيات زير (سورۀ نحل) مى‌بينيم كه به بعضى از انگيزه‌هاى حفظ ذات مانند گرما و سرما و خستگى و درد اشاره شده است. خداوند مى‌فرمايد:
وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ اَلْأَنْعٰامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَهٰا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقٰامَتِكُمْ وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلىٰ حِينٍ وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمّٰا خَلَقَ ظِلاٰلاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ اَلْجِبٰالِ أَكْنٰاناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرٰابِيلَ تَقِيكُمُ اَلْحَرَّ وَ سَرٰابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ «و خدا براى سكونت دايم شما منزلهايتان را و براى سكونت (موقت سفر) از پوست چهارپايان خيمه‌ها را براى شما قرار داد، تا وقت حركت و سكون سبك وزن و قابل انتقال باشد و از پشم و كرك و موى (شتر و گوسفند) اثاثيۀ منزل و اسباب زندگانى براى شما خلق فرمود تا در حيات دنيا از آن استفاده كنيد.

 ١ ) -طه: ١١٧ - ١٢٠ .

و خدا براى آسايش شما از گرما سايبانهايى (از درختان و سقف و ديوار و كوهها) مهيا ساخت و از غارهاى كوه، براى شما پوشش و اتاقها قرار داد (تا از سرما و گرما پناهى گيريد) و نيز (از نباتات و حيوانات و كرم ابريشم) لباسى كه شما را از گرماى آفتاب و سرماى زمستان بپوشاند خلق كرد و نيز براى آن كه در جنگ محفوظ مانيد لباس آهنى مقرر گردانيد، اين چنين نعمتهاى خود را بر شما تمام و كامل كرد تا مگر مطيع و تسليم امر او باشيد.»  ١ بنابراين، انسان در غارها، در زير خيمه‌ها و داخل خانه‌ها، نوعى مسكن مى‌يابد كه او را از آزار حيوانات وحشى و گزند دشمنان و دگرگونيهاى جوّى مانند گرما و سرما حفظ مى‌كند. همچنين در آنها محل آسايش و جاى امن خود را مى‌يابد كه مى‌تواند پس از خستگى كار روزانه، در آن استراحت كند. انسان همچنين در سايۀ درختان و تپه‌ها و كوهها پناهگاهى مى‌يابد كه او را از گزند گرماى خورشيد مصون مى‌دارد. او توسط لباسهايى كه تهيه مى‌كند نيز خود را از شدت گرما و سرما حفظ مى‌كند و با زرهى كه از آهن مى‌سازد در جنگها، جسم خود را از آسيب دشمنان و درد زخمها محفوظ مى‌دارد.
يكى از دلايلى كه نشان مى‌دهد انگيزه‌هاى گرسنگى و تشنگى و خستگى از انگيزه‌هايى هستند كه معمولا انسان نمى‌تواند آنها را براى مدتى طولانى-به سبب رنج و درد و وارد آوردن خسارت و زيان-تحمل كند، همين وعدۀ پاداشى است كه خداوند براى تحمل رنج گرسنگى و تشنگى و خستگى در راه خدا، به مؤمنان داده است.
مٰا كٰانَ لِأَهْلِ اَلْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ اَلْأَعْرٰابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اَللّٰهِ وَ لاٰ يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لاٰ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لاٰ نَصَبٌ وَ لاٰ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ لاٰ يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ اَلْكُفّٰارَ وَ لاٰ يَنٰالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاّٰ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صٰالِحٌ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُضِيعُ أَجْرَ اَلْمُحْسِنِينَ

 ١ ) -نمل: ٨٠ - ٨١ .

«اهل مدينه و باديه‌نشينان اطرافش نبايد هرگز از فرمان پيامبر تخلّف كنند و نه هرگز بر خلاف ميل او ميلى از خود اظهار كنند تا آن كه به عوض اطاعتشان هيچ رنج تشنگى و گرسنگى و خستگى را در راه خدا نكشند و هيچ قدمى كه كفار را خشمگين كند برندارند و هيچ دستبردى به دشمنان دين نرسانند جز اين كه در مقابل هريك از اين رنج و آلام، عمل صالحى در نامۀ اعمالشان نوشته شود كه خدا هرگز اجر نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد.»  ١ انگيزه‌هاى حفظ ذات، هم در حيوانات و هم در انسان وجود دارد. آيۀ زير از سورۀ نمل به انگيزه‌هاى حفظ ذات در مورچه اشاره مى‌كند، انگيزه‌هايى كه موجب مى‌شوند تا مورچه از چيزهايى كه او را آزار و زيان مى‌رسانند و باعث نابودى او مى‌شوند، دورى گزيند.
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمٰانَ جُنُودُهُ مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ اَلطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ حَتّٰى إِذٰا أَتَوْا عَلىٰ وٰادِ اَلنَّمْلِ قٰالَتْ نَمْلَةٌ يٰا أَيُّهَا اَلنَّمْلُ اُدْخُلُوا مَسٰاكِنَكُمْ لاٰ يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمٰانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ «سپاهيان سليمان از گروه جن و انس و مرغان، هر سپاهى تحت فرمان رئيس خود، در ركابش حاضر شدند. تا وقتى كه به وادى مورچگان رسيد، مورى (پيشواى آنها) گفت: اى موران همه به خانه‌هاى خود اندر رويد، مبادا سليمان و سپاهيانش ندانسته شما را پايمال كنند.»  ٢ مى‌بينيم كه در اين دو آيه آشكارا به انگيزۀ حفظ ذات در مورچگان اشاره شده است به طورى كه، يكى از آنها-شايد رئيس يا نگهبان-را وامى‌دارد كه ساير مورچه‌ها را در جريان خطرى كه آنها را تهديد مى‌كرده است، قرار دهد تا براى مصون ماندن از اين خطر، به داخل لانه‌هاى خود بروند.

 ١ ) -توبه: ١٢٠ .
 ٢ ) -نمل: ١٨ - ١٧ .

برخى از آيات قرآن به اهميت ويژۀ هريك از انگيزه‌هاى گرسنگى و حالت انفعالى ترس در زندگى انسان، اشاراتى مى‌كنند. هريك از حالتهاى گرسنگى و ترس، در زندگى انسان تأثير بسزايى دارد، زيرا انسان معمولا براى دستيابى به لقمه‌اى نان براى خود و خانواده‌اش متحمل رنج فراوانى مى‌شود، همان‌طور كه ترس از مرگ، يا از آيندۀ نامعلوم و يا از دشمنان و ديگر گرفتاريهاى روزگار، اغلب باعث بدبختى انسان مى‌شود. به همين دليل در بعضى از آيات قرآن هريك از حالتهاى گرسنگى و ترس به عنوان دو عامل، كه تأثير بزرگى در زندگى انسان دارند، ذكر شده‌اند.  ١ خداوند مى‌فرمايد:
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِينَ «و البته شما را به سختيها چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و به صابران (در اين گرفتاريها) مژده بده.»  ٢ وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً قَرْيَةً كٰانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهٰا رِزْقُهٰا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكٰانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اَللّٰهِ فَأَذٰاقَهَا اَللّٰهُ لِبٰاسَ اَلْجُوعِ وَ اَلْخَوْفِ بِمٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ «و خدا (براى شما) مثل آورد مثل شهرى را (چون مكّه) كه در آن امنيت كامل حكمفرما بود و اهلش در آرامش و اطمينان بودند و از هر جانب روزى فراوان به آنها مى‌رسيد، تا آن كه اهل آن، نعمت خدا را كفران كردند، خدا هم به موجب آن كفران و معصيت، طعم گرسنگى و ترس را به آنها چشانيد.»  ٣ 

 ١ ) -مسألۀ ترس را با اندكى تفصيل در فصل دوم كه مخصوص حالتهاى انفعالى است، مورد بحث قرار خواهيم داد.
 ٢ ) -بقره: ١۵۵ .
 ٣ ) -نحل: ١١٢ .

فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا اَلْبَيْتِ اَلَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ «پس بايد خداى يگانۀ كعبه را بپرستند. كه به آنها هنگام گرسنگى طعام داد و از ترس و خطر، ايمنشان ساخت.»  ١ مورد ديگرى كه اهميّت ارضاى انگيزۀ گرسنگى در زندگى انسان، و همچنين اهميّت نگهدارى بدنش را از دگرگونيهاى جوّى-مانند گرما و سرما-بيان مى‌كند، اين است كه خداوند متعال كفّارۀ عمل نكردن به سوگند را، غذا دادن به ده فقير بى‌خانمان و يا پوشانيدن لباس به آنها قرار داده است.
لاٰ يُؤٰاخِذُكُمُ اَللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمٰانِكُمْ وَ لٰكِنْ يُؤٰاخِذُكُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ اَلْأَيْمٰانَ فَكَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيٰامُ ثَلاٰثَةِ أَيّٰامٍ ذٰلِكَ كَفّٰارَةُ أَيْمٰانِكُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ اِحْفَظُوا أَيْمٰانَكُمْ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اَللّٰهُ لَكُمْ آيٰاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «خدا به سوگندهاى لغو و بيهوده، شما را مؤاخذه نخواهد كرد ولى بر آن سوگندى كه از روى عقيدۀ قلبى ياد كنيد مؤاخذه خواهد كرد و كفّارۀ آن، طعام دادن به ده فقير است از آن غذاى متوسطى كه معمولا براى خانوادۀ خود تهيه مى‌كنيد يا جامه بر آنها بپوشانيد يا يك بنده آزاد كنيد هركس توانايى اينها را ندارد سه روز روزه بگيرد و اين است كفارۀ سوگندهايى كه ياد مى‌كنيد و بايد حرمت سوگندهاى خود را نگه داريد. بدين گونه خدا آيات خود را براى شما بيان مى‌كند شايد كه شكر او به جاى آريد.»  ٢ 

 ١ ) -قريش: ٣ ، ۴ .
 ٢ ) -مائده: ٨٩ .

قرآن به انگيزه‌هاى گرما و سرما نيز چنين اشاره مى‌كند:
وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً مُتَّكِئِينَ فِيهٰا عَلَى اَلْأَرٰائِكِ لاٰ يَرَوْنَ فِيهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِيراً «خداوند در پاداش صبر كاملشان باغ بهشت و لباسى از حرير به آنها عطا فرمود.
كه در آن بهشت بر تختهاى (عزّت) تكيه زنند و در آنجا نه آفتابى سوزان بينند و نه سرماى زمهرير (سخت) .»  ١ اصولا در بهشت، خورشيدى وجود ندارد كه سبب احساس گرما شود، همچنان كه سرماى شديد هم وجود ندارد. همچنين قرآن به انگيزۀ خستگى اشاره مى‌كند. خداوند متعال از زبان مؤمنان اهل بهشت مى‌فرمايد:
وَ قٰالُوا اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا اَلْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنٰا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَلَّذِي أَحَلَّنٰا دٰارَ اَلْمُقٰامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لاٰ يَمَسُّنٰا فِيهٰا نَصَبٌ وَ لاٰ يَمَسُّنٰا فِيهٰا لُغُوبٌ «و گويند حمد خداى را كه حزن و اندوه ما را از بين برد، همانا خداى ما بسيار بخشنده و پاداش‌دهنده است. شكر آن خدايى كه ما را به منزل دايمى (بهشت) وارد كرد كه در آنجا هيچ رنج و المى به ما نرسد و ابدا رنج ضعف و خستگى نخواهيم يافت.»  ٢ در بهشت جاودان انسان به دليل نداشتن تكليف، احساس خستگى و عجز نمى‌كند.
خداوند در توصيف بهشتيان مى‌فرمايد:

 ١ ) -انسان: ١٢ - ١٣ .
 ٢ ) -فاطر: ٣۴ - ٣۵ .

لاٰ يَمَسُّهُمْ فِيهٰا نَصَبٌ وَ مٰا هُمْ مِنْهٰا بِمُخْرَجِينَ «هيچ رنج و زحمتى در آنجا (بهشت) به آنها نرسد و هرگز از آنجا بيرونشان نكنند.»  ١ اما در زندگى اين جهان كه انسان براى كسب روزى و انجام وظايف و مسئوليتهاى گوناگونش سختى مى‌كشد، طبيعى است كه احساس خستگى و عجز مى‌كند و براى بازيافتن طراوت و شادابى زندگى خود نياز به استراحت و خواب دارد تا بتواند دوباره براى ادامۀ وظايف زندگى توانا شود.
وَ مِنْ آيٰاتِهِ مَنٰامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهٰارِ وَ اِبْتِغٰاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ «و يكى از آيات خدا همين خوابيدن شما در شب و روز و طلب روزى شما از فضل خداست و در اين امر نشانه‌هاى (قدرت) خداست براى مردمى كه گوش شنوا دارند.»  ٢ بنابراين، يكى از نشانه‌هاى قدرت خدا اين است كه انسان چه شب و چه روز براى آسايش جسمش از خستگى كار روزانه مى‌خوابد، كار روزانه‌اى كه در آن به دنبال طلب روزى از فضل بى‌پايان خدا و انجام مسئوليتهاى گوناگون زندگى مى‌رود. خداوند در اين باره نيز مى‌فرمايد:
هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اَللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ اَلنَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ

 ١ ) -حجر: ۴٨ .
 ٢ ) -روم: ٢٣ .

«او خداوندى است كه شب را براى آسايش و روز روشن را (براى امر معاش) قرار داد و در اين گردش روز و شب نشانه‌هاى قدرت خدا براى مردمى كه گوش شنوا دارند، وجود دارد.»  ١ اَللّٰهُ اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اَللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ اَلنَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ اَللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى اَلنّٰاسِ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ يَشْكُرُونَ «خدايى كه شب تار را براى آرامش و استراحت و روز را (براى كسب معاش به نور خورشيد) ، روشن قرار داد. همانا خداوند بر مردم تفضل دارد ولى اكثر مردم شكرگزار نيستند.»  ٢ أَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنَا اَللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ اَلنَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ «آيا نمى‌بينيد كه ما شب تيره را براى آسايش و روز روشن را (براى امرار معاش) آنها قرار داديم، همانا در اين وضع شب و روز، نشانه‌هاى قدرت خداوند براى مردمى كه ايمان دارند، پديدار است.»  ٣ وَ جَعَلْنٰا نَوْمَكُمْ سُبٰاتاً وَ جَعَلْنَا اَللَّيْلَ لِبٰاساً وَ جَعَلْنَا اَلنَّهٰارَ مَعٰاشاً «و خواب را براى شما مايۀ قوام حيات و استراحت قرار داديم و پردۀ سياه شب را به مثابۀ لباس، (مايۀ استراحت) و روز روشن را براى كسب معاش قرار داديم.»  ۴ 

 ١ ) -يونس: ۶٧ .
 ٢ ) -غافر: ۶١ .
 ٣ ) -نمل: ٨۶ .
 ۴ ) -نبأ: ٩ - ١١ .

وَ هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اَللَّيْلَ لِبٰاساً وَ اَلنَّوْمَ سُبٰاتاً وَ جَعَلَ اَلنَّهٰارَ نُشُوراً «و او خدايى است كه ظلمت شب را براى شما لباس گردانيد و خواب را مايۀ آرامش و ثبات شما قرار داد و روز روشن را براى جنبش و كار مقرر داشت.»  ١ آيات فوق به اين موضوع اشاره مى‌كنند كه خداوند متعال پردۀ سياه شب را آفريد تا مردم پس از رنج كار و تحرك و فعاليت زياد روزمره، در پناه آن با آرامش و آسودگى بخوابند، و روز را روشن قرار داد تا مردم بتوانند براى كسب روزى در زمين تلاش كنند و نيازمنديهاى زندگى را برآورده سازند. خداوند دربارۀ انگيزۀ خستگى و طلب آسايش و راحتى نيز چنين مى‌فرمايد:
وَ هُوَ اَلَّذِي يَتَوَفّٰاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضىٰ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «و اوست خدايى كه شب‌هنگام جان شما را نزد خود برده و شما را مى‌ميراند (حالت خواب) و كردار شما را در روز مى‌داند و پس از آن (مرگ موقت يعنى خواب) شما را برمى‌انگيزاند تا به اجلى كه در قضا و قدر معيّن است برسيد، سپس هنگام مرگ به سوى او بازمى‌گرديد تا به نتيجۀ آنچه كرده‌ايد شما را آگاه گرداند.»  ٢ وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهٰارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «يكى از رحمتهاى خدا آن است كه شب و روز را براى شما قرار داده است تا در شب آرام گرفته و در روز از فضل خدا روزى طلب كنيد، باشد كه شكرگزار نعمتهاى خدا شويد.»  ٣ 

 ١ ) -فرقان: ۴٧ .
 ٢ ) -انعام: ۶٠ .
 ٣ ) -قصص: ٧٣ .

خستگى، انگيزۀ مهمى است كه انسان را وامى‌دارد پس از رنج كار روزانه به استراحت و خواب بپردازد تا سلولهاى بدنش شادابى و طراوت زندگى را بازيابند زيرا انسان در حالى كه از خواب بيدار شود نيرومند و با نشاط است و نيز قادر است با نشاط به كار خويش ادامه دهد. خواب نيز انسان را از تشنج جسمى ناشى از ترسهايى كه به او دست مى‌دهند و از مشكلات و سختيهاى فراوانى كه در خلال زندگى روزانه دچارشان مى‌شود، مى‌رهاند. اين موضوع از توصيف حالت مسلمانان در قرآن در اثناى جنگ بدر، هنگامى كه بر بعضى از آنها ترس چيره شده بود، روشن مى‌شود. خداوند مى‌فرمايد:
إِذْ يُغَشِّيكُمُ اَلنُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ اَلشَّيْطٰانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلىٰ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ اَلْأَقْدٰامَ «هنگامى كه خواب راحت شما را فرا گرفت در حالى كه از جانب خدا ايمن بوديد و از آسمان براى شما آبى فرستاد كه توسط آن شما را پاك گرداند و پليدى شيطان را از شما دور گرداند و دلهاى شما را به هم پيوند دهد و گامهاى شما را استوار گرداند.»  ١ اين خواب راحت، باعث از بين بردن ترس آنها و در نتيجه بازگرداندن حالت امنيت و آرامش به آنها شد. خداوند متعال در آيۀ زير به اهميت خواب در زندگى انسان چنين اشاره مى‌فرمايد:
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اَللّٰهُ عَلَيْكُمُ اَلنَّهٰارَ سَرْمَداً إِلىٰ يَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَيْرُ اَللّٰهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ «بگو چه تصور مى‌كنيد اگر خدا براى شما روز را تا قيامت پاينده و ابدى قرار

 ١ ) -انفال: ١١ .

دهد، جز خدا كيست كه براى آرامش و استراحت شما شب را پديد گرداند؟ آيا چشم بصيرت نمى‌گشاييد؟»  ١ اگر روز، همچنان تا بى‌نهايت ادامه مى‌يافت و شبى وجود نمى‌داشت كه انسان در پناه آن با آرامش بخوابد و رنج خستگى را از خود دور سازد، آيا مى‌توانست داراى يك زندگى آرام و بدون رنج و بدبختى باشد؟ اين خود دليل بر تفضل و نعمت خدا بر انسان است كه شب و روز را به طور متوالى و پشت سرهم قرار داد و در انسان انگيزۀ خستگى را به وديعه نهاد كه او را به خواب و استراحت وادار كند تا نشاط و زندگى تازه را بازيابد.
درد، نيز از انگيزه‌هاى فطرى فيزيولوژيك به حساب مى‌آيد كه انسان را وامى‌دارد، از چيزهايى كه باعث آزار و رنج و عذابش مى‌شوند، دورى كند. ما قبلا در دو آيه‌اى كه از سورۀ نحل (آيه‌هاى  ٨٠ - ٨١ ) آورديم، به انگيزۀ درد اشاره كرديم. همچنين از مواردى كه نشان مى‌دهد درد، انگيزۀ نيرومندى است كه مردم را به دورى و پرهيز از چيزهاى آزاردهنده وامى‌دارد، مطالبى است كه در بسيارى از آيات قرآن آمده است، از قبيل هشدار به كفار و منافقان كه اگر توبه نكنند و به خدا ايمان نياورند، عذاب دردناكى چه در دنيا و چه در آخرت بر آنها وارد مى‌شود. اگر درد انگيزه‌اى نيرومند و فطرى و همگانى در ميان همۀ انسانها نبود، خداوند براى ترساندن مردم به علت كفر ورزيدن به خدا و ايمان نياوردن به رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه نتيجۀ آن دچار شدن به عذاب دردناك است، از اين شيوه كمك نمى‌گرفت. در قرآن آيات فراوانى وجود دارد كه كفار را از عذاب جهنم برحذر مى‌دارد كه ما ذيلا نمونه‌هايى را يادآور مى‌شويم:
إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِي اَلْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ يَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ اَلنّٰارِ وَ مٰا هُمْ بِخٰارِجِينَ مِنْهٰا وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِيمٌ

 ١ ) -قصص: ٧٢ .

«آنان كه كافر شدند اگر دو برابر آنچه در روى زمين است فرا بياورند تا به وسيلۀ آن خود را از عذاب روز قيامت برهانند، هرگز از آنها قبول نشود و براى آنان عذابى دردناك است. آنها مى‌خواهند كه از آتش دوزخ بيرون روند ولى از آن بيرون نخواهند شد و براى آنان عذابى دايم و پايدار است.»  ١ . . . فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اَللّٰهُ عَذٰاباً أَلِيماً فِي اَلدُّنْيٰا وَ اَلْآخِرَةِ وَ مٰا لَهُمْ فِي اَلْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ نَصِيرٍ «. . . پس اگر توبه كنند برايشان بهتر است و اگر روى برگردانند خدا آنها را در دنيا و آخرت عذابى دردناك خواهد كرد و ديگر در همۀ روى زمين دوست و ياورى نخواهند داشت.»  ٢ يٰا قَوْمَنٰا أَجِيبُوا دٰاعِيَ اَللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ «اى طايفۀ ما، دعوت خدا را اجابت كنيد و به او ايمان بياوريد تا خدا از گناهانتان درگذرد و شما را از عذابى دردناك نگاه دارد.»  ٣ 

 ٢ -انگيزۀ تنفس

انگيزۀ تنفس يكى از انگيزه‌هاى ضرورى فيزيولوژيك زندگى است، زيرا انسان-و نيز حيوان-براى زنده ماندن، نياز به استفاده از اكسيژن دارد و هنگامى كه اكسيژن كم شود، انسان در خود انگيزه‌اى احساس مى‌كند كه او را به استنشاق اكسيژن وامى‌دارد. و اگر بطور كلى اكسيژن يافت نشود، انسان مى‌ميرد. خداوند در آيۀ زير به اهميت نفس در زندگى انسان چنين اشاره مى‌كند:

 ١ ) -مائده: ٣۶ - ٣٧ .
 ٢ ) -توبه: ٧۴ .
 ٣ ) -احقاف: ٣١ .

وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنّٰا حَمَلْنٰا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي اَلْفُلْكِ اَلْمَشْحُونِ وَ خَلَقْنٰا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مٰا يَرْكَبُونَ وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاٰ صَرِيخَ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ يُنْقَذُونَ «و نشانۀ ديگر اين كه ما نژاد بشر را در كشتى پربار سوار گردانيديم. و براى آنها مانند كشتى چيزى كه بر آن سوار شوند خلق كرديم (مركبهاى ديگر) . و اگر بخواهيم همه را غرق مى‌كنيم كه ابدا نه فريادرسى و نه راه نجاتى يابند.»  ١ . . . وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ اَلْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا. . .
«. . . برخى از آنها را در زمين فروبرديم (به زلزله) و گروهى را غرق كرديم (در دريا. . .) .»  ٢ اهميّت انگيزۀ تنفس، به عنوان يك انگيزۀ فيزيولوژيك فطرى كه وظيفۀ مهمى در حفظ وجود انسان و بقاى او دارد، وقتى روشن مى‌شود كه توجه كنيم. انسان به هنگام خطر غرق شدن، شديدا احساس ترس مى‌كند. خداوند به حالت پريشانى و ترس انسان كه به هنگام قرار داشتن در كشتى در پهنۀ دريا و وزش توفانى شديد و آمدن امواج از هر سو و احساس خطر غرق شدن و به دنبال آن نابودى به انسان دست مى‌دهد، چنين اشاره مى‌فرمايد:
هُوَ اَلَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ حَتّٰى إِذٰا كُنْتُمْ فِي اَلْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهٰا جٰاءَتْهٰا رِيحٌ عٰاصِفٌ وَ جٰاءَهُمُ اَلْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكٰانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اَللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ اَلدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ اَلشّٰاكِرِينَ

 ١ ) -يس: ۴١ - ۴٣ .
 ٢ ) -عنكبوت: ۴٠ .



منبع: قرآن و روانشناسی
نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب

ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱

منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی