سرکوب انگیزه یا مدیریت و کنترل آن؟ تفاوت سرکوب میل با کنترل آن

غلبه بر انگيزه‌ها


از مجموع مطالب گذشته اين مسئله روشن مى‌شود كه خواست خداوند متعال چنين است كه در فطرت و سرشت انسان و حيوان يك سرى انگيزه‌هاى فيزيولوژيك قرار دهد تا اهداف خداوندى، كه همان حفظ وجود و بقاى نوع است، تحقق يابد. بنابراين، بديهى است كه اشباع اين انگيزه‌ها امرى طبيعى باشد كه فطرت و سرشت وجودى انسان و حيوان آن را مى‌طلبد و لازم دارد، چون به طور كلى ادامۀ زندگى و بقاى نوع، به اشباع آنها وابسته است. به همين دليل احكام و فرامين قرآن در خصوص اين انگيزه‌ها با فطرت انسان هماهنگى دارد زيرا، قرآن اين انگيزه‌ها را مى‌پذيرد و به آنها اقرار مى‌كند و در حدودى كه شرع مقدس اجازه مى‌دهد، خواهان اشباع آنهاست. نه در قرآن و نه در سنت مطلبى كه نشان‌دهندۀ پست شمردن يا انكار و يا دعوت به سركوبى اين انگيزه‌ها باشد، وجود ندارد. قرآن و همچنين سنّت، انسانها را تنها به تسلط و حكومت كردن بر انگيزه‌ها دعوت مى‌كند و از آنها مى‌خواهد كه فقط در حدودى كه دين اجازه مى‌دهد- بدون زياده‌روى و تجاوز از اين حدود-انگيزه‌هاى خود را اشباع كنند و اين موضوع، هم به سود فرد و هم به سود جامعه است.


در اينجا لازم است، فرق ميان دو واژۀ كنترل و سركوبى را در ارتباط با انگيزه‌ها بيان كنيم. كنترل، به معناى بازداشتن ارادى يك انگيزه، يا تمايل و مقاومت در برابر اشباع آن، در شرايط نامناسب است. اما، بطور كلى به معناى قبول نداشتن و نپذيرفتن آن نمى‌باشد زيرا ممكن است در مواقع مناسب ديگر، به آن اجازۀ فعاليت داد و اشباعش كرد. اما سركوبى يك انگيزه، به معناى انكار و نپذيرفتن و پست شمردن و يا ترس از آن است و انسان مى‌كوشد بطور كلى آن را از حوزۀ آگاهى و شعور خود دور سازد، تا از احساس گناه و نگرانى-كه از آن انگيزه ناشى مى‌شود-رهايى يابد به نحوى كه اين مسئله منجر به سركوب آن در ضمير ناخودآگاه انسان مى‌شود. بنابراين، مفهوم سركوبى يك انگيزه اين است كه فعلا از دايرۀ آگاهى و شعور، دور شده و در اعماق ضمير ناخودآگاه انسان مدفون گشته اما در آنجا بطور كلى نابود نشده است، بلكه با روشها و حيله‌هاى ناخودآگاهانه مى‌كوشد همواره خود را به صورتى مطرح كند و همين مسئله موجب پيدايش عوارض گوناگونى مى‌شود كه ناشى از اضطراب و تزلزل در رفتار انسان هستند.


قرآن نمى‌گويد انگيزه‌هاى فطرى را به آن معنايى كه در بالا گفتيم سركوب كنيم، بلكه از ما مى‌خواهد آنها را كنترل كنيم و بر آنها تسلط يابيم و طورى هدايتشان كنيم كه هم منافع فرد و هم منافع جامعه به شايستگى، حفظ و رعايت شود؛ يعنى طورى باشد كه فرد بر انگيزه‌هاى خود مسلط شود و آنها را ارشاد و هدايت كند نه اين كه انگيزه‌ها بر او غلبه كنند و راهنماى كارهايش باشند. نظر قرآن را- آنجا كه به مشروعيت اشباع انگيزه‌هاى فيزيولوژيك اعتراف مى‌كند-مى‌توان به روشنى در آيات زير مشاهده كرد:


يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ كُلُوا مِمّٰا فِي اَلْأَرْضِ حَلاٰلاً طَيِّباً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ اَلشَّيْطٰانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ «اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را تناول كنيد و از وسوسه‌هاى شيطان پيروى نكنيد كه محققا او براى شما دشمن آشكارى است.»  ١ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ وَ اُشْكُرُوا لِلّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيّٰاهُ تَعْبُدُونَ «اى اهل ايمان از روزى حلال و پاكيزه كه ما نصيب شما كرده‌ايم بخوريد و شكر خدا را به جاى آوريد اگر تنها او را مى‌پرستيد.»  ٢ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُحَرِّمُوا طَيِّبٰاتِ مٰا أَحَلَّ اَللّٰهُ لَكُمْ وَ لاٰ تَعْتَدُوا إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ اَلْمُعْتَدِينَ وَ كُلُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اَللّٰهُ حَلاٰلاً طَيِّباً وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ «اى اهل ايمان حرام مكنيد طعامهاى پاكيزه‌اى كه خدا براى شما حلال كرده است و ستم مكنيد كه خدا ستمكاران را دوست نمى‌دارد. و از هر چيز حلال و پاكيزه‌اى كه خدا روزى شما كرده است بخوريد و بپرهيزيد از آن خدايى كه به او گرويده‌ايد.»  ٣ . . . كُلُوا وَ اِشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اَللّٰهِ. . .
«. . . از روزى خدا بخوريد و بياشاميد. . .»  ۴ 

 ١ ) -بقره: ١۶٨ .
 ٢ ) -بقره: ١٧٢ .
 ٣ ) -مائده: ٨٧ ، ٨٨ .
 ۴ ) -بقره: ۶٠ .

يٰا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ اَلْمُسْرِفِينَ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اَللّٰهِ اَلَّتِي أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ اَلطَّيِّبٰاتِ مِنَ اَلرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا خٰالِصَةً يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ كَذٰلِكَ نُفَصِّلُ اَلْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ «اى فرزندان آدم، زيورهاى خود در مقام عبادت برگيريد و هم از نعمتهاى خدا بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمى‌دارد. بگو (اى پيامبر) چه كسى زينتهاى خدا را كه براى بندگان خود آفريده، حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است؟ بگو اين نعمتها در دنيا براى اهل ايمان است و خالص اينها (يعنى لذت كامل بدون رنج) و نيكوتر از اينها در آخرت براى آنان خواهد بود. ما آيات خود را براى اهل دانش چنين بيان مى‌كنيم.»  ١ وَ أَنْكِحُوا اَلْأَيٰامىٰ مِنْكُمْ وَ اَلصّٰالِحِينَ مِنْ عِبٰادِكُمْ وَ إِمٰائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اَللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ «و البته بايد مردان بى‌زن و زنان بى‌شوهر و كنيزان و بندگان خود را به نكاح يكديگر درآوريد (تا ميان مؤمنين مرد بى‌زن و زن بى‌شوهر باقى نماند و از فقر مترسيد كه) اگر مرد و زنى فقيرند خدا به لطف خود آنان را بى‌نياز و مستغنى خواهد فرمود و خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسيع است.»  ٢ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِي اَلْيَتٰامىٰ فَانْكِحُوا مٰا طٰابَ لَكُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تَعْدِلُوا فَوٰاحِدَةً أَوْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ ذٰلِكَ أَدْنىٰ أَلاّٰ تَعُولُوا «و اگر بترسيد كه مبادا دربارۀ يتيمان مراعات عدل و داد نكنيد، پس آن‌كس از زنان را به نكاح خود درآوريد كه براى شما نيكو و مناسب با عدالت است: دو يا

 ١ ) -اعراف: ٣١ ، ٣٢ .
 ٢ ) -نور: ٣٢ .

سه يا چهار. و اگر بترسيد كه چون آنان زنان گيريد راه عدالت نپيموده و به آنها ستم كنيد پس تنها يك زن اختيار كرده و يا چنانچه كنيزى داريد به آن اكتفا كنيد كه اين نزديكتر به عدالت و ترك ستمكارى است.»  ١ نِسٰاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنّٰى شِئْتُمْ. . .



«زنان شما كشتزار شمايند، پس براى كشت به آنها نزديك شويد هرگاه كه مى‌خواهيد. . .»  ٢ آيات فوق اين موضع را روشن مى‌كنند كه قرآن نه تنها انسان را به نپذيرفتن و سركوب كردن انگيزه‌هاى فطريش دعوت نمى‌كند، بلكه او را از درگيرى روانى-كه نتيجۀ عدم قبول انگيزۀ جنسى و سركوب آن است-برحذر مى‌دارد، درگيريى كه مسبب بروز عوارض اضطراب‌آميز در رفتار انسان مى‌شود. ولى با اين حال قرآن انسان را افسارگسيخته رها نمى‌سازد كه انگيزه‌هاى فطريش را بى‌حساب و افراطى، اشباع كند بلكه او را به سازماندهى اشباع انگيزه‌ها و در دست گرفتن زمان آنها دعوت مى‌كند.  ٣ 
اصولا هيچ اشكالى ندارد كه انسان از طريق ارضاى انگيزه‌هاى خود از راه حلال و مشروع لذّت ببرد. قرآن در مسائل مربوط به ارضاى انگيزه‌هاى فطرى، انسان را به دو نوع سازماندهى دعوت مى‌كند:
اول ارضاى انگيزه‌ها از طريق حلال، كه شرع مقدس تشريع و تجويز كرده است و دوم عدم اسراف در ارضاى آنها.
دربارۀ نخستين سازماندهى براى ارضاى انگيزه‌هاى فيزيولوژيك، كه همان اشباع از

 ١ ) -نساء: ٣ .
 ٢ ) -بقره: ٢٢٣ .
 ٣ ) -ر. ك، به: الانسان بين المادية و الاسلام، محمد قطب، چاپ سوم، قاهره: عيسى البابى الحلبى و شركا،  ١٩۶٠ ، ص  ٨۴ - ٩١  و محمد قطب: منهج التربية الاسلامية، چاپ دوم، بيروت: دار الشروق (بدون تاريخ) ، ص  ١٢٨ ، ١٢٩ ، ١۴۵ .

راه حلال باشد، قرآن ما را از اشباع انگيزۀ گرسنگى از طريق حرام، و همچنين از خوردن انواعى از خوردنيها-به دليل ضررى كه براى تندرستى انسان دارند-و يا از نوشيدن شراب-كه براى سلامت جسم و عقل مضرّ است-بازمى‌دارد. قرآن همچنين انسان را از اشباع انگيزۀ جنسى از طريق نامشروع-به دليل ضررهاى فراوان بهداشتى و اجتماعى- نهى مى‌كند. خداوند با آفريدن جنس نر و ماده، برنامۀ ارضاى انگيزۀ جنسى را براى انسان منظم كرده است و زندگى مشترك زن و شوهر در خانواده را وسيله‌اى قرار داده است براى ارضاى انگيزۀ جنسى و تحقق امنيت و آرامش براى آنها، چرا كه زندگى خانوادگى توأم با محبت و عشق و همكارى و فداكارى است.


وَ مِنْ آيٰاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهٰا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «و باز يكى از آيات لطف الهى آن است كه براى شما از جنس خودتان جفتى بيافريد كه در كنار او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهربانى برقرار فرمود، و در اين امر نيز براى مردم با فكرت، ادلّۀ علم و حكمت حق آشكار است.»  ١ . . . هُنَّ لِبٰاسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ. . .



«. . . آنها (زنان) جامۀ ستر و عفاف شما و شما نيز لباس عفت آنها هستيد. . .»  ٢ اما اگر شرايط مساعد براى ازدواج انسان فراهم نباشد بايد در حفظ عفاف و پاكدامنى و تسلط بر غريزۀ جنسى و سركوبى آن، تا حصول شرايط مقتضى

 ١ ) -روم: ٢١ .
 ٢ ) -بقره: ١٨٧ .

بكوشد.  ١ 
وَ لْيَسْتَعْفِفِ اَلَّذِينَ لاٰ يَجِدُونَ نِكٰاحاً حَتّٰى يُغْنِيَهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ. . .
«و آنان كه وسيلۀ نكاح نيابند بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آنها را به لطف خود بى‌نياز گرداند. . .»  ٢ قرآن، جوانان مسلمان را به زندگى در جامعه و محيطى تشويق مى‌كند كه در غلبه بر انگيزۀ جنسى به آنها كمك كند و آنها را در معرض چيزهايى قرار ندهد كه سبب برانگيختن و تحريك غريزۀ جنسى شوند. ازاين‌رو قرآن از مردان مسلمان مى‌خواهد كه از نگاه نامشروع، خوددارى كنند، چنان كه از زنان نيز مى‌خواهد زينت و آرايش و

 ١ ) -شايستۀ يادآورى است كه اغلب بيماران روانى (پسيكونورزها) كه زيگموند فرويد به درمان آنها مى‌پرداخت در جوامع مسيحى اروپا زندگى مى‌كردند و در آن زمان در جوامع مزبور، غريزۀ جنسى به عنوان يك انگيزۀ ناپسند كه بايد نابود شود، تلقى مى‌شد. ازاين‌رو تعجبى نداشت كه فرويد بين سركوبى انگيزۀ جنسى و بروز بيماريهاى روانى رابطه برقرار كند با اين كه بعضى از شاگردان فرويد مانند آدلر و يونگ و روان‌كاوان ديگرى چون كارن هورناى و اريك فروم با او در توجه زايدالوصفش به غريزۀ جنسى و پافشارى فراوانش روى اين موضوع كه امراض روانى در واقع از سركوب غريزۀ جنسى ناشى مى‌شوند، موافق نيستند. اما اين نكته نيز شايان توجه است كه حتى اگر برخى از نتايج به دست آمده توسط فرويد در مورد برخى از حالتها در جامعۀ خودش درست باشد، لازمه‌اش اين نيست كه نتايج مزبور در جوامع ديگرى كه از نظر فرهنگى با جامعۀ فرويد متفاوت هستند، نيز صحيح باشد. از مطالبى كه ما دربارۀ ديدگاه اسلام پيرامون انگيزۀ جنسى و پذيرش آن و عدم تلقى‌اش به عنوان پديده‌اى ناخوشايند كه بايد از بين برود، گفتيم، روشن مى‌شود كه ما از يك جامعۀ اسلامى كه فرزندانش را بر اساس معيارهاى درست اسلامى تربيت مى‌كند و جوانانش را به ازدواج زود هنگام تشويق مى‌نمايد و خود را از قيد آداب و رسومى كه مانع تحقق اين اهداف هستند، رها مى‌كند، توقع و انتظار نداريم كه لزوما غريزۀ جنسى را سركوب و نابود كند. همچنان كه فكر نمى‌كنيم اگر جوانان را طورى تربيت كنيم كه بر انگيزۀ جنسى خود مسلط شوند و آن را تا فرا رسيدن زمان مناسب براى ازدواج از اشباع بازدارند، ضررى متوجه سلامت روانى آنها شود. البته اين موضوع تا وقتى درست است كه جوانان به مسائل عبادى، به ويژه روزه به عنوان وسيله‌اى كه به آنها كمك مى‌كند تا بر نيروى غريزى تسلط يابند و آن را والايش دهند، روى بياورند. همچنين امكانات ديگر والايش انگيزه‌ها مانند ورزشهاى بدنى، مشاركت در انواع فعاليتهاى اجتماعى و اشتغال به تحصيل علم و ادب و هنر، نيز بايد برايشان فراهم شود.
 ٢ ) -نور: ٣٣ .

زيباييهاى جسمى خويش را-مانند مو و گردن و سينه كه ممكن است سبب فريفتن مردان شود-بپوشانند.


قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِكَ أَزْكىٰ لَهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنٰاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصٰارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاٰ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّٰ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلىٰ جُيُوبِهِنَّ وَ لاٰ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّٰ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبٰائِهِنَّ أَوْ آبٰاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنٰائِهِنَّ أَوْ أَبْنٰاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوٰانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوٰانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوٰاتِهِنَّ أَوْ نِسٰائِهِنَّ أَوْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُهُنَّ أَوِ اَلتّٰابِعِينَ غَيْرِ أُولِي اَلْإِرْبَةِ مِنَ اَلرِّجٰالِ أَوِ اَلطِّفْلِ اَلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلىٰ عَوْرٰاتِ اَلنِّسٰاءِ وَ لاٰ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مٰا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اَللّٰهِ جَمِيعاً أَيُّهَا اَلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «اى رسول ما، مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از كار زشت) محفوظ دارند كه اين براى پاكيزگى (جسم و جان) شما اصلح است و البته خدا به هر چه مى‌كنيد كاملا آگاه است. (اى پيامبر) به زنان مؤمن بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آنچه قهرا ظاهر مى‌شود بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه (و بر و دوش) خود را به مقنعه بپوشانند و زينت و جمال خود را آشكار نسازند جز براى شوهران خود و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و پسران خواهران خود و زنان (يعنى زنان مسلمان ديگر) و كنيزان ملكى خويش و اتباع خانواده كه رغبت به زنان ندارند از زن و مرد يا كودكى كه هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نيستند (و از غير اين اشخاص مذكور خود را بپوشانند) و آن طور پاى به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود، و اى اهل ايمان همه به درگاه خدا توبه كنيد باشد كه رستگار شويد.»  ١ 

 ١ ) -نور: ٣٠ ، ٣١ .

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، خلوت كردن زن و مرد (اجنبى) را نهى فرموده است زيرا، تنها بودن آنها خودبخود فضاى مناسبى براى برانگيختن انگيزۀ جنسى ايجاد مى‌كند و امكان لغزش و خطا را افزايش مى‌دهد. همچنين قرآن به نكته‌اى اشاره مى‌كند، كه بايد به خدمۀ منزل و كودكانى كه به سن بلوغ نرسيده‌اند گوشزد كرد كه در سه هنگام از شبانه روز بدون اجازه وارد اتاقى كه زن و شوهر در آن هستند، نشوند. اين سه وقت عبارتند از:


پيش از نماز صبح، هنگام قيلوله در ظهر، و پس از نماز عشا، وقتى كه انسان براى استراحت و خواب، آماده مى‌شود.


يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ اَلَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ وَ اَلَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا اَلْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاٰةِ اَلْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيٰابَكُمْ مِنَ اَلظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاٰةِ اَلْعِشٰاءِ ثَلاٰثُ عَوْرٰاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ عَلَيْهِمْ جُنٰاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوّٰافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلىٰ بَعْضٍ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اَللّٰهُ لَكُمُ اَلْآيٰاتِ وَ اَللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ وَ إِذٰا بَلَغَ اَلْأَطْفٰالُ مِنْكُمُ اَلْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اِسْتَأْذَنَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اَللّٰهُ لَكُمْ آيٰاتِهِ وَ اَللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «اى كسانى كه به خدا ايمان آورده‌ايد (بدانيد كه) بايد بندگان ملكى شما و كودكانى كه هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسيده‌اند، شبانه‌روزى سه مرتبه از شما اجازه بخواهند، يك‌بار پيش از نماز صبح، ديگر هنگام ظهر كه جامه‌ها را از تن برمى‌گيريد و سوم پس از نماز خفتن، كه اين سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اغلب برهنه يا در لباس كوتاهيد) و بعد از اين سه بار اجازه، ديگر باكى بر شما و آنها نيست كه بى‌دستور با بندگان و اطفال خود گرد هم جمع شويد و هر ساعت در كارها به شما مراجعه كنند، خدا آياتش را بر شما چنين روشن بيان مى‌كند و او به كار خلق دانا (و به مصالح خلق كاملا آگاه) و محكم كار است.»  ١ 

 ١ ) -نور: ۵٨ ، ۵٩ .

چون در اوقات سه‌گانۀ مذكور، انسان غالبا لباسهايى را كه معمولا با آنها در اجتماع ظاهر مى‌شود از تن خارج مى‌كند و لباس خواب و استراحت مى‌پوشد و در چنين لباسهايى احتمال ظاهر شدن قسمتهايى از بدن-كه شايستۀ مشاهده نيست-مى‌رود.


دليل اين كه قرآن ورود بدون اجازۀ خدمه و اطفال را به اتاق مردان و زنان-در اين اوقات- ممنوع كرده، اين است كه، از آگاهى آنها نسبت به آنچه نبايد آگاه شوند، جلوگيرى كند چه، اين امر-علاوه بر خدشه‌دار كردن حياى مرد و زن-گاهى منجر به تحريك انگيزۀ جنسى خدمه مى‌شود و همچنين احتمال دارد كودكان، چيزهايى را كه لزوما نبايد ببينند، از والدين مشاهده كنند و برخى از اعضاى بدن آنها را كه مستقيما به امور جنسى مربوط مى‌شود ببينند. تحقيقات روان‌كاوى، اثرات سوئى را كه ديدن اين‌گونه امور در روان كودكان به جاى مى‌گذارد، ثابت و روشن كرده است.  ١ علاوه بر اين، گاهى در روزنامه‌ها، اخبار ناگوارى را مى‌خوانيم كه در اثر معاشرت و ارتباط بدون قيد و شرط خدمه با دختران و زنان جوان خانواده و عدم كنترل آنها اتفاق مى‌افتد و خانواده‌اى را دچار فاجعه مى‌كند.
اما در زمينۀ سازماندهى دوم انگيزه‌هاى فيزيولوژيك، يعنى زياده‌روى نكردن در ارضاى آنها بايد گفت كه از طريق تجربيات شخصى و نيز بررسيهاى پزشكى اين مطلب روشن شده است كه اسراف در خوردن براى سلامت انسان ضرر دارد چون او را به ناراحتى معده و ديگر بيماريهاى دستگاه هاضمه دچار مى‌كند و در نتيجه باعث فربهى شخص مى‌شود كه به نوبۀ خود براى تندرستى ضررهاى فراوانى در بردارد. همچنين اسراف در نوشيدن و زياده‌روى در استراحت و خوابيدن، همه براى سلامت انسان مضرّ است، به همين دليل خداوند متعال از اسراف در خوردن و آشاميدن نهى فرموده است.


يٰا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ اَلْمُسْرِفِينَ «اى فرزندان آدم، زيورهاى خود را در مقام عبادت برگيريد و هم از نعمتهاى خدا بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد كه خدا مسرفان را (كه اندازه نگه ندارند)

 ١ ) -احمد محمد جمال: نحو تربية اسلامية، جدة: تهامة، ١٩٨٠ ، ص  ٧٨ ، ٧٩ .

دوست نمى‌دارد.»  ١ بديهى است كه نهى از اسراف در آيۀ فوق، تنها متوجه دو انگيزۀ گرسنگى و تشنگى نيست بلكه، ساير انگيزه‌هاى فيزيولوژيك را نيز در بر مى‌گيرد و هدف قرآن، به نهى از اين دو انگيزه، خلاصه نمى‌شود بلكه غرضش تنها ارائۀ نمونه، و اشاره به ضررى است كه بطور كلى از طريق زياده‌روى در ارضاى انگيزه‌هاى فطرى انسان بر او وارد مى‌شود.
اساسا يكى از ويژگيهاى قرآن در بسيارى از آيات، بيان مطالب به ايجاز و اشاره و كنايه است. علاوه بر اين، شايد دليل ديگر نام بردن انحصارى گرسنگى و تشنگى در آيه و جريان نهى از اسراف در ارضاى انگيزه‌هاى فطرى، اين باشد كه، دو انگيزۀ مزبور در حفظ نسل و بقاى انسان، اهميت بسزايى دارند و انسان در ارضاى اين انگيزه‌ها معمولا تمايل به زياده‌روى دارد.
قرآن نه تنها انسان را در جهت تسلط بر انگيزه‌هاى فيزيولوژيك راهنمايى مى‌كند بلكه، همچنين به حاكميت و غلبه بر انگيزه‌هاى روانى توجه مى‌دهد. و نيز در بسيارى از موارد، انسان را به غلبه بر انگيزه‌هاى تجاوز و مالكيت تشويق مى‌كند. مثلا از نظر قرآن، خصلت خويشتندارى و حاكميت بر خواسته‌ها و تمايلات نفس، اعم از جسمى و روانى، از خصلتهايى است كه هر فرد مؤمن داراى شخصيتى ثابت و بهنجار بايد بدان خصايل آراسته شود.


دربارۀ انگيزۀ تجاوز بايد گفت كه قرآن مردم را از ستم و تجاوز به ديگران-چه از طريق بدن و چه لفظ-نهى مى‌كند و به آنها دستور مى‌دهد كه با ديگران رفتارى نيك و ملايم داشته باشند.
وَ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ بِغَيْرِ مَا اِكْتَسَبُوا فَقَدِ اِحْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً «و آنان كه مردان و زنان با ايمان را بى‌تقصير و گناه بيازارند (بترسند) كه دانسته گناه و تهمت بزرگى را مرتكب شده‌اند.»  ٢ 

 ١ ) -اعراف: ٣١ .
 ٢ ) -احزاب: ۵٨ .

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا تَنٰاجَيْتُمْ فَلاٰ تَتَنٰاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِيَةِ اَلرَّسُولِ وَ تَنٰاجَوْا بِالْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد شما هرگاه با هم سخنى به راز گوييد هرگز بر بزهكارى و دشمنى و مخالفت رسول نگوييد بلكه بر نيكويى و تقوى راز به ميان آوريد و از خدا كه (پس از مرگ) به سوى او محشور خواهيد شد بترسيد و پرهيزكار شويد.»  ١ . . . وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعٰاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ وَ لاٰ تَعٰاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ. . .



«. . . و عداوت گروهى كه از مسجد الحرام منعتان كردند شما را بر ظلم و بى‌عدالتى وادار نكند و بايد شما به يكديگر در نيكوكارى و تقوى كمك كنيد نه بر گناه و ستمكارى. . .»  ٢ . . . وَ لاٰ تَقْتُلُوا اَلنَّفْسَ اَلَّتِي حَرَّمَ اَللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ. . .



«. . . و نفسى را كه خداوند قتلش را حرام كرده است جز به حق (يعنى به حكم حق و قصاص) نكشيد. . .»  ٣ وَ إِنْ طٰائِفَتٰانِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ اِقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمٰا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدٰاهُمٰا عَلَى اَلْأُخْرىٰ فَقٰاتِلُوا اَلَّتِي تَبْغِي حَتّٰى تَفِيءَ إِلىٰ أَمْرِ اَللّٰهِ فَإِنْ فٰاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمٰا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُقْسِطِينَ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

 ١ ) -مجادله: ٩ .
 ٢ ) -مائده: ٢ .
 ٣ ) -انعام: ١۵١ .

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لاٰ نِسٰاءٌ مِنْ نِسٰاءٍ عَسىٰ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لاٰ تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لاٰ تَنٰابَزُوا بِالْأَلْقٰابِ بِئْسَ اَلاِسْمُ اَلْفُسُوقُ بَعْدَ اَلْإِيمٰانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ «و اگر دو طايفه از اهل ايمان با هم به قتال و دشمنى برخيزند البته شما مؤمنان بين آنها صلح برقرار كنيد و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم كرد با آن طايفۀ ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا بازآيد (و ترك ظلم كند) پس هرگاه به حكم حق برگشت با حفظ عدالت ميان آنها را صلح دهيد و هميشه به عدالت رفتار كنيد كه خدا اهل عدل و داد را بسيار دوست مى‌دارد. به حقيقت مؤمنان برادر يكديگرند، پس هميشه بين برادران (ايمانى) خود (چون نزاعى شود) صلح دهيد و خدا ترس و پرهيزكار باشيد، شايد كه مورد لطف و رحمت الهى قرار گيريد. اى اهل ايمان هرگز نبايد قومى قوم ديگر را مسخره و استهزا كند (شما چه مى‌دانيد) شايد آن قوم كه مسخره‌اش مى‌كنيد بهترين مؤمنان باشند و نيز بين زنان با ايمان گروهى گروه ديگرى را مسخره نكنند كه بسا آن گروه بهترين زنان باشند و هرگز عيبجويى (از همدينان) خود مكنيد و به نام و لقبهاى زشت يكديگر را مخوانيد كه پس از ايمان به خدا، نام فسق (اگر بر مؤمن نهند) بسيار زشت است و هر كه از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نكند بسيار ظالم و ستمكار است.»  ١ قرآن، همچنين مردم را به مهار كردن انگيزۀ مالكيت فرا مى‌خواند و آنها را از بخل ورزيدن، مال‌اندوزى، ربا خوارى، خوردن اموال مردم و دزدى نهى مى‌كند. و در مقابل، به انفاق در راه خدا و دادن صدقه به فقرا و بيچارگان و پرداخت زكات، امر مى‌فرمايد.


. . . وَ اَلَّذِينَ يَكْنِزُونَ اَلذَّهَبَ وَ اَلْفِضَّةَ وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ

 ١ ) -حجرات: ٩ - ١١ .

يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا فِي نٰارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوىٰ بِهٰا جِبٰاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هٰذٰا مٰا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مٰا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ «. . . و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره مى‌كنند و در راه خدا انفاق نمى‌كنند آنها را به عذابى دردناك بشارت بده. روزى كه (آن طلا و نقرۀ ذخيره‌شان) در آتش دوزخ گداخته شود و پيشانى و پشت و پهلوى آنها را به آن داغ كنند و (فرشتگان عذاب به آنها گويند) اين است نتيجۀ آنچه از زر و سيم (كه در دنيا) براى خود ذخيره كرديد، اكنون بچشيد عذاب سيم و زرى را كه اندوخته مى‌كرديد.»  ١ وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ وَ لِلّٰهِ مِيرٰاثُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «آنان كه بخل ورزيده و حقوق فقيران را از مالى كه خدا به فضل خويش به آنها داده نمى‌پردازند، گمان نكنند كه اين بخل به نفع آنها خواهد بود بلكه به ضرر آنها است چه آن كه آن مالى كه در آن بخل ورزيده‌اند در روز قيامت زنجير گران آنها شود (كه آن روز هيچ‌كس مالك چيزى نيست) و تنها خدا وارث آسمانها و زمين خواهد بود و خدا به كردار شما آگاه است.»  ٢ فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ وَ اِسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ «پس تا مى‌توانيد خداترس و پرهيزكار باشيد و سخن حق بشنويد و از او اطاعت كنيد و از مال خود براى (ذخيرۀ آخرت) خويش به فقيران انفاق كنيد و كسانى كه از خوى لئامت و بخل نفس خود محفوظ مانند آنها رستگاران عالمند.»  ٣ 

 ١ ) -توبه: ٣۴ ، ٣۵ .
 ٢ ) -آل عمران: ١٨٠ .
 ٣ ) -تغابن: ١۶ .

وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ اَلْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِي إِلىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ اَلصّٰالِحِينَ «و از آنچه روزى شما كرديم در راه خدا انفاق كنيد. پيش از آن كه مرگ بر يكى از شما فرارسد، در آن حال (به حسرت) بگويد: پروردگارا اجل مرا اندكى تأخير انداز تا صدقه و احسان بسيار كنم و از نكوكاران شوم.»  ١ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ «به خدا و رسول او ايمان آوريد و از آنچه شما را در آن وارث گذشتگان گردانيد (در راه خدا) انفاق كنيد، پس براى كسانى از شما كه ايمان آورده و انفاق كردند پاداش بزرگ (بهشت ابد) خواهد بود.»  ٢ إِنَّ اَلْمُصَّدِّقِينَ وَ اَلْمُصَّدِّقٰاتِ وَ أَقْرَضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً يُضٰاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ «همانا مردان و زنانى كه در راه خدا به فقيران صدقه و احسان كنند و به خدا قرض نيكو دهند (يعنى به محتاجان قرض‌الحسنه دهند) خدا احسان آنها را چندين برابر سازد و پاداش با لطف و كرامت نيز عطا فرمايد.»  ٣ قُلْ لِعِبٰادِيَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ يُنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خِلاٰلٌ «(اى رسول ما) به آن بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز بپادارند و از آنچه روزى آنها كرديم در نهان و آشكار انفاق كنند پيش از آن كه روزى بيايد كه نه

 ١ ) -منافقون: ١٠ .
 ٢ ) -حديد: ٧ .
 ٣ ) -حديد: ١٨ .

چيزى توان خريد و نه دوستى كسى (بجز خدا) به كار آيد.»  ١ قرآن، بطور كلى انسان را به مهار كردن انگيزه‌ها و تسلط بر آنها دعوت مى‌كند و از او مى‌خواهد كه آنها را در چارچوب حدود و مقررات دينى و بدون اسراف و زياده‌روى، نگه دارد و بردۀ خواسته‌ها و تمايلات خويش نشود بلكه، به عكس بر آنها مسلط و حاكم شود و به هر سو كه خود مى‌خواهد راهنمايى‌شان كند.


فَأَمّٰا مَنْ طَغىٰ وَ آثَرَ اَلْحَيٰاةَ اَلدُّنْيٰا فَإِنَّ اَلْجَحِيمَ هِيَ اَلْمَأْوىٰ وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَى اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوىٰ فَإِنَّ اَلْجَنَّةَ هِيَ اَلْمَأْوىٰ «پس هركس از حكم خدا سركشى كرد. و زندگى دنيا را برگزيد. دوزخ جايگاه اوست. و هركس از حضور در پيشگاه عزّ ربوبيّت بترسيد و از هواى نفس دورى جست. همانا بهشت منزلگاه اوست.»  ٢ مفهوم پيروى نكردن از هواى نفس، در واقع همان مهار كردن انگيزه‌ها و جلوگيرى از خواسته‌ها و بازداشتن آنها از تمايلات غير منطقى و به عبارت ديگر تسلط بر آنهاست.


قرآن، از انسان مى‌خواهد، ميان خواسته‌هاى روزمرۀ جسمى كه مصرانه ارضاى خود را از او مى‌خواهند و خواسته‌هاى معنوى و روانى كه رو به سوى خدا دارند و به نعمتهاى زندگى اخروى نظر دارند، هماهنگى و توازن ايجاد كند. بنابراين، انسان بايد به نداى نيازهاى جسمى خود پاسخ مثبت دهد و انگيزه‌هاى فطرى‌اش را در چارچوب مقررات ارضا كند تا بتواند به زندگى ادامه دهد و به آبادانى و عمران بپردازد و رسالتى را كه از سوى خدا بر عهده دارد، به پايان برساند. اما در عين حال بايد نيازهاى روانى خود را نيز برآورده سازد، نيازهايى چون، اعتراف به ربوبيّت و عبادت خدا و پيروى از راه و روشى كه خداوند در زندگى او معيّن كرده است، تا از آمرزش و رضايت خدا، در آخرت

 ١ ) -ابراهيم: ٣١ .
 ٢ ) -نازعات: ٣٧ - ۴١ .

بهره‌مند شود. از انسان خواسته شده است كه براى ايجاد هماهنگى ميان خواسته‌هاى جسمى و روحى و خواسته‌هاى زندگى دنيوى و اخروى تلاش كند، زيرا اين تلاش باعث مى‌شود، انسان از كشمكشهاى روانى كه او را دچار اضطراب و نگرانى مى‌كند و نيز از نعمت امنيت و احساس آرامش و خوشبختى محروم مى‌سازد، رها شود.


وَ اِبْتَغِ فِيمٰا آتٰاكَ اَللّٰهُ اَلدّٰارَ اَلْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ اَلدُّنْيٰا. . .



«و به هر چيزى كه خدا به تو عطا كرده (از قواى ظاهرى و باطنى و مال و ساير نعمتهاى دنيا) بكوش تا ثواب و سعادت در آخرت تحصيل كنى و (ليكن) بهره‌ات را از (لذات و نعمتهاى حلال) دنيا فراموش مكن. . .»  ١ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُلْهِكُمْ أَمْوٰالُكُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اَللّٰهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ «اى اهل ايمان مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل سازد و كسانى كه به امور دنيا از ياد خدا غافل شوند آنها به حقيقت زيانكاران عالمند.»  ٢ موضوع دعوت قرآن از انسان، براى مهار كردن انگيزه‌ها و حاكميت بر آنها و فعاليت به منظور والايش و رشد و راهنمايى آنها در جهت خشنودى خدا و خير و نيكى فرد و جامعه و انسانيت، وقتى بيشتر روشن مى‌شود كه توجه كنيم قرآن در سورۀ آل عمران، پس از ذكر برخى از انگيزه‌ها كه مردم معمولا تلاش مى‌كنند در زندگى دنيوى خود، آنها را ارضا كنند، مستقيما و بلافاصله يادآور مى‌شود كه تقواى خدا براى انسان بهتر از تأمين و ارضاى اين انگيزه‌ها در زندگى دنيوى است، چون تقوا، لذت بهره‌مندى از بهشت و نعمتهاى امروزى را براى انسانها متحقق خواهد ساخت.

 ١ ) -قصص: ٧٧ .
 ٢ ) -منافقون: ٩ .

زُيِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ اَلشَّهَوٰاتِ مِنَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْبَنِينَ وَ اَلْقَنٰاطِيرِ اَلْمُقَنْطَرَةِ مِنَ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ اَلْخَيْلِ اَلْمُسَوَّمَةِ وَ اَلْأَنْعٰامِ وَ اَلْحَرْثِ ذٰلِكَ مَتٰاعُ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ اَللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ اَلْمَآبِ قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذٰلِكُمْ لِلَّذِينَ اِتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِينَ فِيهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ «مردم (ظاهربين دنياپرست كوته‌نظر) را آرايش حب شهوات نفسانى كه عبارت از ميل به زنها و فرزندان و هميانهاى زر و سيم و اسبهاى نشان‌دار نيكو و چهارپايان و مزارع و املاك است در نظر زيبا و دل‌فريب است ليكن اينها همه متاع زندگانى فانى دنياست و نزد خدا همان منزل بازگشت نيكوست (كه بهشت لقاى الهى و نعمت باقى ابدى است) . بگو اى پيامبر مى‌خواهيد شما را آگاه گردانم به بهتر از اينها كه محبوب شما مردم دنياست، براى آنان كه تقوا پيشه كنند نزد خدا باغهاى بهشتى است كه در زير درختان آن نهرها جارى است و در آن جاويد هستند، همچنين در آن زنانى پاكيزه و (از همه خوش‌تر) خشنودى خدا وجود دارد و خداوند به حال بندگان بيناست.»  ١ در اين دو آيه صريحا از مردم خواسته شده است كه انگيزه‌هاى خود را مهار كنند و آنها را از طريق تقوا و طلب رضايت خدا، رشد و تعالى بخشند. و نيز در اين باره در قرآن چنين آمده است:


اَلْمٰالُ وَ اَلْبَنُونَ زِينَةُ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ اَلْبٰاقِيٰاتُ اَلصّٰالِحٰاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوٰاباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً «مال و فرزندان زينت زندگى دنيا هستند (و ليكن) اعمال صالح كه تا قيامت باقى است نزد پروردگار بسى بهتر و عاقبت آن نيكوتر است.»  ٢ 

 ١ ) -آل عمران: ١۴ ، ١۵ .
 ٢ ) -كهف: ۴۶ .

اِعْلَمُوا أَنَّمَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفٰاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكٰاثُرٌ فِي اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَوْلاٰدِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ اَلْكُفّٰارَ نَبٰاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطٰاماً وَ فِي اَلْآخِرَةِ عَذٰابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰانٌ وَ مَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ مَتٰاعُ اَلْغُرُورِ «بدانيد كه زندگى دنيا به حقيقت بازيچه‌اى است كودكانه و لهو و عياشى و آرايش و تفاخر و خودستايى با يكديگر و حرص افزودن مال و فرزندان است و در مثل مانند بارانى است (كه به موقع ببارد و گياهى در پى آن برويد) كه گياهش برزگر يا كفّار دنياپرست را به شگفت آرد سپس بنگرى كه زرد و خشك شود و بپوسد و در عالم آخرت (دنيا طلبان را) عذاب سخت جهنم و (مؤمنان را) آمرزش و خشنودى حق نصيب است (و بدانيد) كه دنيا جز متاع فريب و غرور چيزى نيست.»  ١ آيات فوق به انسان هشدار مى‌دهد كه سرنوشت آنچه در دنيا از لهو و لعب و زينت، و افتخار به زيادى اموال و اولاد وجود دارد، رو به نابودى است، درست مانند گياهان سبز و با طراوتى كه پژمرده و خشك مى‌شوند و وزش باد آنها را پراكنده مى‌سازد و آنچه باقى مى‌ماند تنها عمل انسان است. كسانى كه زندگى اين جهان را بر آخرت ترجيح مى‌دهند و تمام همّتشان در اين دنيا متوجه ارضاى انگيزه‌ها و تمايلات شخصى و دستيابى به لذتهاى زودگذر مى‌باشد و از اطاعت و عبادت خدا سرپيچى مى‌كنند، در آخرت گرفتار عذابى سخت خواهند شد. اما پاداش كسانى كه در زندگى دنيوى از اطاعت و عبادت خدا و عمل صالح غافل نيستند و بر هواها و تمايلات نفسانى خويش تسلط دارند، آمرزش و خشنودى خداوند است. در اين خصوص در قرآن چنين آمده است:


وَ مَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

 ١ ) -حديد: ٢٠ .

«زندگى دنيا جز بازيچۀ(كودكان) و هوسرانى (بى‌خردان) هيچ نيست و همانا سراى ديگر، اهل تقوا را نيكوتر است آيا تعقل و انديشه (در اين گفتار) نمى‌كنند.»  ١ 



منبع: قرآن و روانشناسی
نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب

ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱

منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی