تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از گفتن حقیقت ناراحت شده چیکار کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شادونه
آخرین ارسال:ravanshenasi4all
پاسخ ها 3

از گفتن حقیقت ناراحت شده چیکار کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه ی دوستان عزیزم
    من حدودا 3 هفته ای میشه به یه مشکلی برخوردم که فقط داره واسم ناراحتی به بار میاره
    من یکسال پیش از همسرم که عقد بودیم جدا شدم
    و الان تو دانشگاه با یکی از همکلاسیام که از من یکسال بزرگتره حدود 5 ماهه اشنا شدم من 23 سالمه و دوستم 24 سالش
    من همون اوایل اشناییمون بهش گفتم که تا به هم وابسته نشدیم من باید یه موضوعی رو بهت بگم که من قبلا نامزد داشتم و اونم به راحتی قبول کرد و بهم گفت که به گذشته تو کاری ندارم مهم اینده است که قراره با هم بسازیم
    ولی یه موضوع رو بهش نگفتم که حدود 3 هفته پیش تصمیم گرفتم که بهش این موضوع رو بگم که من دوشیزه نیستم (اینم بهش گفتم که اون رابطه به اجبار بوده و برای من فقط افسردگی و گریه همراه داشته) چون واقعا مساله ای بود که فکرمو به خودش مشغول کرده بود و نمیتونستم ازش پنهون کنم
    ولی اون خیلی تحت تاثیر قرار گرفته و همش میگه تو باید همون اول به من میگفتی به من میگه من تورو از قبل بیشتر دوست دارم ولی تو باید مساله به این مهمی رو به من میگفتی
    الان 3 هفته است که ما همش داریم با هم سر هیچ و پوچ دعوا میکنیم و ناراحتی پیش میاریم
    وقتی با همیم یهو میره تو خودش یا اینکه سر یه حرفی که بهش میزنم ناراحت میشه
    در کنارش بازم مثل قبل واسم شعر میگه ابراز دوست داشتنش همون طوریه ولی بعضی اوقات من اصلا نمیشناسمش
    هفته پیش با هم رفته بودیم بیرون برگشتنی با کلی من من گفت که این قضیه اصلا از ذهن من بیرون نمیره که ببینم دست یکی دیگه به عشقم خورده باشه دارم دیوونه میشم با این حال که واقعا دوسش دارم ولی باهاش کلی صحبت کردم که اگر نمیتونه این موضوع رو قبول کنه من از زندگیش میرم بیرون میگه حالا که دنیام شدی میخوایی ترکم کنی من نمیتونم بدون تو
    ازتون میخوام به من یه کمکی کنید تا بتونم این مشکلو حل کنم چون واقعا از نظر روحی تو فشارم
    منتظر نظراتتون هستم دوستای گلم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام عزیزم
    اینکه با صداقت جلو رفتی خیلی خوبه و اینکه بهت حق میدم ابتدای امر بهش نگفتی و صبر کردی چون ابتدا اندازه حالا ازش مطمئن نبودی یکم بهش فرصت بده و اگرخواست کل ماجرا رو براش توضیح بده چون بهش نیاز داره که حلاجی کنه کم کم خودش کنار میاد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام برای /اقایون سخته که این مسئل رو توی ذهنشون حلاجی کنن چیزیه که براشون آزار دهنده است ارتباط با شخص دیگه آزار دهنده است و طبق تحقیقات زنها از ارتباط عاطفی مردشون بیشتر ناراحت میشن و زنها از ارتباط جنسی مردشون بهت پیشنهاد میکنم که یکم به هم دیگه زمان بیشتری بدین تا با اطمینان کاملتری پیش برین ازش بخواه به طور دقیق روی این مسئله فکر کنه و احساساتش رو با خودش حلاجی کنه هر چیزی که در مورد این موضوع براش آزاردهنده هست رو بنویسه حتی فکرهایی که در مورد شما میکنه و بعدش بشینه فکر کنه ببینه قدرت سازگاری اون تا چه حدی این امکان رو در اختیارش قرار میده که چیزایی رو که براش آزار دهنده پیش خودش حل کنه و یا به طور کامل به ورطه فراموشی بسپاره و بعد بشینید باهم در موردش صحبت کنید که این مسئله و این مسئله برام سخته اینکه اون رفتارش تا حدودی عوض شده نشون میده که این مسئله براش ناراحت کننده است و الان داره از روی احساس پیش میره و بعد از ازدواج که احساسات شدید فروکش میکنند ممکنه نظرش عوض بشه و یه زندگی..............از هم بپاشه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •