تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:tahavol1
آخرین ارسال:joncofy
پاسخ ها 4

دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    پیشاپیش بابت راهنمایی هاتون در تاپیک قبلی ممنونم اما مشکلم کمی حادتر شده...از اول توضیح میدم:
    راستش من یک سالی بود به یکی از دخترای دانشگاهمون علاقه مند بودم ولی چون نه بلد بودم چه طوری برم جلو و نه شرایطش رو داشتم مثل شرایط مالی و... نرفتم جلو....چند روز پیش اتفاقی پروفایل اینستاگرام ایشون رو دیدم و از پست هاشون متوجه شدم ایشون مدتی توی رابطه بودن و الان به علت خیانت طرف مقابل شکست عشقی خوردن...تا اینا رو دیدم دنیا روی سرم هوار شد و نابود شدم...و الان چند روزه اوضاع روحیم شدیدا به هم ریخته...همش به خودم میگم اون زمانی که من شب ها تا صبح به اون فکر میکردم و هر ثانیه از روزم در فکرش بودم اون توی رابطه با یکی دیگه بوده...نمیدونم این طرز فکر هم از کجا نشات میگیره و میدونم هم دارم اشتباه میکنم و طرز فکرم بچه گانست چون مثلا جلو نرفتم و پیشنهاد هم ندادم که ایشون بخاد تعهدی به کسی دیگه مثل من داشته باشه....از طرفی هم یک ماه دیگه میخواد بره خارج از کشور واسه ادامه تحصیل و کلا ایجاد رابطه با ایشون منتفی میشه و دیگه کلا همون کورسوی امیدی هم که داشتم ندارم....نمیدونم چند روزه غذا نخوردم و اشتهایی هم ندارم . از اتاقم بیرون نیومدم و کلی درس و امتحان دارم که نخوندم...احساس میکنم دنیا به آخر واسم رسیده هرچی جمله انرژی بخش و مقاله توی نت میخونم توفیری نمیکه

    چی کار کنم به نظر شما از این وضعیت بیام بیرون و برگردم به زندگی عادیم.؟؟...تموم دل خوشیم تو این یک سال فکر کردن به این بود که روزی بهش میرسم...نمیدونم چی کار کنم.
    آیا اصلا امیدی هست هنوز که با ایشون رابطه ای داشته باشم؟؟


    ببخشید زیاد شد...ممنون میشم راهنمایی کنید...مچکرم
    پاسخ با نقل و قول

  2. دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  3. ارسال:2#
    Far Zane آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    راستش من ک تاپیک قبلیتون رو نخونده بودم اما هیمنجا ی توضیحی دادین تا حدودی متوجه شدم...
    خب شما وقتی به ایشون چیزی نگفتین توقع دارین ایشون چه کار کنن؟؟؟
    بعدم خب شما به این فکر کنین بودن با این خانم اصلا به نفعتون نیست
    شما باید برای خودتون ارزش قائل بشین در اولین مرحله البته از نظر من..
    چون الان نه به قولی گریه نه غذا نخوردن نه چیزه دیگه ای کارو جلو نمیبره...
    الانم نمیتونین باهاشون صحبت کنین؟
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟  سپاس شده توسط m1392

  5. ارسال:3#
    سلام
    نظرتون راجع به خارج رفتن ایشون چیه ؟ هنوز هم مایلید به ایشون برسید یا اینکه چون قصد دارن برن خارج از کشور می خواین فراموششون کنید ؟


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  6. دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane

  7. ارسال:4#
    به نظر بنده حقیر هم دو راه حل داری

    1-از این خوشتر چه سعادتی می خواستی؟
    چه بهتر که تو معشوق را گم میکنی
    خوشا به حال عاشقی که وجود محبوبش پیش از مردن عشق ناپدید بشود
    برو تا آخر عمر با این عشق بی درد خمار مستی کن و صورت معبود را در آب و آسمان و سبزه و کوه و دشت و شهر و خانه و آدم و در هر دیدنی ببین و همه را دوست بدار
    به یاد او باش که سختیها را نفهمی
    برو روزگار را ب عاشقی بگذران و خوش باش، چه بهتر که معشوق را گم کردی
    --
    هر سنی امراض خاص خودش را دارد یکی از امراض سن جوانی احساس عاشقی ست ما هم که هم سن شما بودیم همین احساس ها را داشتیم
    روزی احساس می کردیم عاشق دختر همسایه هستیم و چه رویاها که نداشتیم روز دیگر عاشق کس دیگر می شدیم و فکر میکردیم اگر نباشد میمیریم
    حتی یادش بخیر عاشق خاله یوکیکو هم شده بودیم در سریال ( از سرزمین های شمالی)
    پس این موارد در این سن عادی است شما خودتان را ملامت نکنید و از اتاق خویش بیرون بیایید غذا بخورید به درس و امتحان هایتان برسید و با خانواده خوش باشید

    دوست عزیز کمی منطقی باشید و اعمال و رفتار خود را بازبینی کنید نه کسی به شما قولی داده نه تعهدی در قبال شما دارد شما چرا انتظار کودکانه و بیجا دارید

    2- چون احساس شما نوعی وابستگی ، فرار از تنهایی و برطرف کردن نیازهای عاطفی است به نظر من یکی را جایگزین کنید حالتان رو به بهبود می رود

    امیدوارم که حالتان هرچه زودتر خوب و از سخنان من رنجیده خاطر نشوی
    عشق هرگز کافی نیست ، عشق سردتر از مرگ است
    پاسخ با نقل و قول

  8. دیگه امیدی واسه رسیدن بهش ندارم چی کار کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane,حسینی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •