تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 54

صفحه‌ها (6): صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین

رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیار ممنونم بابت مشارکت خوب دوستان

    ان شاء الله گام به گام پیش خواهیم رفت و به سؤالات پرسیده شده هم خواهیم پرداخت.

    تعاریف مختلفی از سبک های رفتاری گوناگون ارائه شده اند. در یکی از این تعاریف، رفتار جرات مندانه، به رفتاری گفته می شود که دارای دو مؤلفه اصلی است:

    1. حفظ حریم شخصی: همه ما دارای حریم شخصی ای هستیم که در آن قلمروی فیزیکی، روانشناختی، ارزشی، هیجانی و ... خود رو مشخص می کنیم. وقتی دو یا چند نفر با هم رابطه زنده ای را تشکیل می دهند، حریم اجتماعی شکل می گیرد. مثلا حریم بین زن و شوهر.

    2. تاثیرگذاری: اثرگذاری یک مسئولیت و یک فرصت است که در آن فرد تاثیرگذار به روشهایی سازنده برای کاربرد توانایی ها، اثبات حقّانیت، به کارگیری خلاقیّت، و پرورش روابط مستحکم روی می آورد. می توانیم تاثیرگذاری را نوعی احساس مسئولیت و تعهد نسبت به تلاش برای تاثیر بر جامعه خود نیز بدانیم؛ همچنین در نظر داشتن هدفی متعالی و کوشش برای رسیدن به آن و ... .

    راه دیگر برای توصیف رفتارهای ابراز وجود، قرار دادن آن در یک پیوستار، میان سلطه پذیری و پرخاشگری است.

    برخی از ویژگی های رفتاری مربوط به سبک های غیرجرات مندانه(سلطه پذیرانه) و پرخاشگرانه رو بیان می کنم.

    پیش از اون باید بیان کنم که رفتار سلطه پذیرانه، در ظاهر بعضا با برخی رفتارهای متواضعانه شباهت های ظاهری دارد. اما اینها دو نوع سبک رفتاری کاملا متفاوت هستند و من توضیحات مربوط به تفاوت این سبک ها رو بیان خواهم کرد. خب غربی ها چنین تمایزی رو ندارند(حداقل من ندیدم) و رفتار متوضعانه رفتاری است که بیشتر جنبه فرهنگی داره و لازمه که تفاوتش با سبک منفعلانه(سلطه پذیر) روشن بشه

    ویژگی های رفتاری سبک سلطه پذیرانه(منفعلانه)

    عدم احترام به نیازها و حقوق خود

    عدم بیان و ابراز احساسات خالصانه، نیازها، ارزش ها، خواسته ها، و نگرانی های خود

    اجازه دادن به دیگران برای تجاوز به حریم شان، نادیده گرفتن حقوق شان، و بی توجهی به نیازهایشان

    رفتارهای غیرکلامی مانند بالا انداختن شانه، فقدان تماس چشمی(این نشانه هم جنبه فرهنگی داره و مثلا در نگاه به نامحرم، باید به جنبه های فرهنگی توجه شود)، صدای بسیار ملایم، گفتار تردیدآمیز

    فقدان احترام به خود

    می توان رفتارهای فرد سلطه پذیر را اینگونه جمع بندی کرد:

    «من اهمیتی ندارم، تو می توانی از من بهره مند شوی. من همه چیز را از جانب تو تحمل می کنم. نیازهای من مهم نیستند. نیازهای تو اهمیت دارند. احساسات من بی ربطند و احساسات تو مرتبط! عقاید من بی ارزش اند و عقاید تو ارزشمند. من هیچ حقّی ندارم، و این تویی که محق هستی. مرا به خاطر زنده بودن ببخش!!»

    اما لازم است تمایز بسیار مهم بین رفتار منفعلانه و سبک متواضعانه را بیان کنم. چون سبک متواضعانه رو برخی به اشتباه تصور می کنند که برابر با سبک منفعلانه است، حتما لازم میدانم این تمایز آشکار را توضیح دهم. بنابراین، اجازه بدهید پیش از توضیح رفتار متواضعانه و تمایزات آن با رفتار منفعلانه، دو سبک دیگر یعنی رفتار ابراز وجود(جرات مندانه) و سبک پرخاشگرانه را توضیح بدم. ان شاء الله در ارسال بعدی، مفصلا سبک متواضعانه را توضیح خواهم داد.

    ویژگی های رفتاری سبک پرخاشگرانه

    ابراز احساسات، خواسته ها، و عقاید از طریق آسیب رساندن به دیگران

    همیشه برنده بحث بودن!(البته در ظاهر)

    بلند صحبت کردن، بددهنی، صحبت بی شرمانه و همراه با تمسخر

    دعوا کردن و تمایل به زدن حرف آخر در هر حالتی

    تمایل به غالب بودن بر دیگران

    خلاصه این سبک:

    «این چیزی است که من می خواهم؛ چیزی که تو می خواهی، اهمیت کمتری دارد یا اصلا مهم نیست!»


    ویژگی های رفتاری سبک جرات مندانه

    تمایل به حفظ حرمت نفس خود

    ارضای خواسته های خویش و دفاع از حریم و حقوق شخصی خود بدون سوء استفاده از دیگران و یا سلطه جویی بر آنان

    حفظ شان و ارزش فردی خود و دیگران

    دفاع از حقوق خویش و ابراز نیازها، ارزش ها، نگرانی ها و عقاید به شیوه ای مستقیم و مناسب

    عدم تعدّی به خواسته های دیگران و عدم تجاوز به حریم شخصی آنان

    فکر می کنید سبک رفتاری غالب شما کدام است؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط mehrdad539,negare,niloofarabi,PARSABARZEGAR,parvane,مهرسا62,ماهتاب,ساجده,سبز

  3. ارسال:42#
    parvane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    فکر می کنید سبک رفتاری غالب شما کدام است؟
    من معمولا داخل محل کارم جراتمند عمل میکنم و حرفم رو میزنم - یه جورایی حس ریاست دارم
    ولی داخل خونه - مخصوصا در مقابل پدر و و مادرم بیشتر شنونده هستم و گاها نقش یاور رو دارم
    و بیرون از خونه هم ... معمولا سلطه پذیرم - البته باز هم بستگی به موقعیتم و مبحثی که در اون هستم داره و تا وقتی که کسی پا رو دمم نزاره باهاش کاری ندارم

    یه جورایی بستگی به موقعیتم داره فکر کنم اینو قبلا گفته بودم!؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط niloofarabi,ماهتاب,محسن عزیزی,ساجده

  5. ارسال:43#
    باسلام
    من هم تقریبا با تعاریف همه دوستان موافقم. ولی اینکه چرا ما از زوش جراتمندانه کمتر استفاده میکنیم :

    یکی از دلایلش هم اینه که این روش بقول کوثر حبیبی که خیلی زیبا و کامل بیان کرده بودند ، نیاز به سنجش احساسات و افکار و بقول ایشون درون نگری داره که برای خود ما روشن بشه که این موضوع ارزشش رو داره. بنابراین نیاز به یه پیش زمینه فکری و از قبل تدارک دیده شده داره هم درمورد اهمیت موضوع و هم نحوه بیان و استدلالات قانه کننده. ماهم که معمولا همه عادت داریم تا وسط یه کار بریم بعد تازه برای بقیش تصمیم بگیریم!!! باصطلاح زیاد حال یا شاید بهتره بگم عادت به فکر کردن قبل از عمل رو نداریم

    دلیل دیگش هم اینه که خب این کار یجور تبحر خاصی هم نیاز داره که بعصیها چون تو محیطش نبودند و نیازی نداشتن، این تبحر رو بدست نیاوردن... مثلا اکثر ما تجربه یکی بدو کردن با یه آدم زبون باز رو داریم که هرطور باشه بلده که حتی شده باهمون زبون بازی ( و البته گاهی پرخاشگری) حق رو به خودش بده و یجورایی ما تو حرف کم آوردیم و حتی بیشتر حرص خوردیم....

    و دلیل آخر اینکه خب یکم هم برمیگرده به ضریب هوشی . چون درهرحال این کاری هست که نیاز به زیرکی در نحوه گویش و انتخاب موقعیت و حتی استدلالات محکم داره....
    به این دو دلیل آخری که آوردم یخورده هم ترسمون منطقیه.. واقعا نیاز به آموزش و تمرین داره که اوضاع رو خرابتر از قبل نکنیم

    دلیل raolهم خیلی خیلی بنظرم جالب اومد: ما تاحالا زیاد استفاده ازین روش رو تجربه ولمس نکردیم و بقول معروف طعمش رونچشیدیم.

    سبک رفتاری من هم قبلا بیشتر سلطه گر بود حالا بیشتر سلطه پذیر شده . توی خونه باهمسر و بچه هام هم جراتمند
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_12_01 در ساعت 19:52 دلیل: ترکیب دو پست
    پاسخ با نقل و قول

  6. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط niloofarabi,parvane,محسن عزیزی,ساجده

  7. ارسال:44#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    قرار بود که تمایز بین سبک رفتاری منفعلانه با رفتار متواضعانه رو بیان کنم.

    یکی از مهمترین تفاوت های تواضع با سلطه پذیری در این است که فرد متواضع، داوطلبانه و با قوت و قدرت، رفتار متواضعانه را انتخاب می کند؛ و این بسیار متفاوت است از اینکه فردی با ذلت، انفعال را بر خود تحمیل شده ببیند.

    به تعریف تواضع توجه کنید:

    تواضع آن است که انسان، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایین ترند، برتر نداند و نیز به معنای شکسته نفسی و افتادگی آمده است که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند(لغت نامه دهخدا واژه تواضع؛ معراج السعاده، باب چهارم، صفت پانزدهم)

    ریشه تواضع «وضع» است به معنای خویش را کوچک نشان دادن، در مقابل «تکبر» که خود را بزرگ دانستن است( بحار الأنوار ج۷۲، ص۱۱۸.)

    باید توجه داشت که مفهوم تواضع به معنای کوچکی کردن و به دیگران ارج نهادن است، نه آنکه تواضع خود را خوار کردن و زیر بار ذلّت رفتن باشد، تواضع اقدامی است که انسان داوطلبانه در برابر دیگران به خاطر امتیازاتی که در آنان احساس می‌کند، انجام می دهد، ممکن است فردی خود را برابر دیگران از جهتی یا جهاتی دارای امتیاز ببیند، برای این‌که مبادا به غرور و تکبر مبتلا شود باید به جهات امتیاز خود توجه نکند، بلکه به امتیازهای دیگران، حتی احتمال پاره‌ای امتیازات در آنان توجه کند و به خاطر همان جهات امتیاز، فروتنی کند؛ اما ذلّت امری است که معمولاً از ناحیه دیگران تحمیل می‌گردد، و در ذلّت، فردِ ذلت پذیر تحقیر می شود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.

    حال باید روشن سازیم که تواضع در برابر چه کسانی مطلوب است و در برابر چه کسانی نامطلوب. در واقع حدود تواضع کدام است؟

    فروتنی، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دین، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر و مادر شایسته و پسندیده است، زیرا در اینگونه موارد تواضع با ذلت همراه نیست؛ اما تواضع در مقابل مستکبران، فرومایگان و یا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نکوهیده است. زمانی که تواضع، انگیزه و جهت غیر الهی داشته باشد، شکل « ذلّت » به خود می گیرد و سبب بی مقدار شدن ارزشهای والای انسانی می‌گردد.

    امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

    «مَنْ اَتی غَنیّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثادینهِ»(نهج‌البلاغه، فیض، ص ۱۱۸۷.)

    هر کس نزد توانگری رود و به خاطر ثروتش برایش فروتنی کند، دو سوّم دینش از میان رفته است.

    در آيات و روايات اسلامي در كنار دعوت انسان به خوش ­اخلاقي و تواضع، حد و مرزي نيز ‌براي اين صفت پسنديده لحاظ شده است؛ به­ طوري­ كه افراط و تفريط در اين امر، انسان را به خصايص ناپسند كبر يا ذلت و پستي در برابر برخي افراد از قبيل متكبران و دشمنان و... دچار مي­ کند كه جزء صفات رذيله براي او به حساب مي­ آيد. پس همان­طور كه تكبر و فخرفروشي مذموم است، خوار شدن انسان در برابر ديگران نيز بسيار نكوهش شده است.(نراقي، احمد؛ معراج السعادة، قم، هجرت، 1378ش، ص281.)

    بنابراين در دين مبين اسلام مسئله ­ي عزت نفس و مبارزه با نفس بسيار مهم بوده و توصيه و تأكيد فراواني به اين مسئله شده است(مطهري، مرتضي؛ فلسفه اخلاق، قم، صدرا، 1376ش، چاپ 17، ص146.)

    قرآن کريم در بيان دوستان خدا مي ­فرمايد:

    «...فَسَوْفَ يأْتىِ اللَّهُ بِقَوْمٍ يحُِبهُُّمْ وَ يحُِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلىَ الْكَافِرِينَ...»(مائده/54.)

    «...خداوند جمعيتى را مى ‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند...»

    همچنين در توصيف خصوصيات پيامبر اکرم(ص) مي­خوانيم:

    «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَينَهُمْ...»(فتح/29.)

    «محمّد (ص) فرستاده­ ي خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند...»

    فروتني انسان در مقابل مؤمنان، در جهت ايمان و اخلاص او به خداوند صورت مي­ گيرد؛ لذا در اين آيات از وي خواسته شده تا براي ثبات بخشيدن به ايمان خود و بزرگ جلوه دادن دين اسلام، تواضع خود را از دشمنان اسلام دريغ نموده و در برابر آنان تکبر و قدرت خويش را جلوه دهند(مغنيه، محمدجواد؛ تفسير الكاشف، ‏تهران، دارالكتب الإسلامية، ‏1424ق، چاپ اول، ج‏3، ص78.)

    تواضع اقسامی دارد که مهمترین آنها، تواضع در گفتار و تواضع در رفتار هستند.

    از جمله پندهاي حكيمانه‌ي لقمان به فرزندش در قرآن كريم رعايت اعتدال در سخن گفتن است:

    «...وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الحَْمِيرِ»(لقمان/19.)

    «(پسرم!) ...و از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت ترين صداها، صداى خَران است.»

    بلندي صدا از غرور و خودپسندي نشأت گرفته و موجب آزار ديگران مي­ شود. همچنين صداي معتدل و آرام دليل متانت و بزرگ‌منشي متكلم بوده و موجب آساني درك و فهم كلام او مي‌گردد؛(زحيلى، وهبة بن مصطفى؛ ‏تفسير الوسيط (زحيلى)، دمشق‏، دارالفكر، ‏1422ق، چاپ اول، ج‏3، ص2027.) ‏لذا لقمان به فرزند خود توصيه کرد که در طول زندگي يعني هنگام قرائت، صحبت کردن، دعوت نمودن و خطاب کردن ديگري، صداي او آرام، نرم و همراه با تواضع باشد(شيبانى، محمد بن حسن؛ ‏نهج البيان عن كشف معانى القرآن‏، تهران، ‏بنياد دايرة المعارف اسلامى، ‏1413ق، چاپ اول، ج‏4، ص200.)

    يکي از نمودهاي بارز فروتني در رفتار، هنگام راه ­رفتن است که خداي متعال از پيامبر اسلام(ص) مي­خواهد در اعمال و رفتارهاي خود،‌ تواضع و فروتني را به عنوان نمادي از بندگي و عبوديت به همراه داشته باشد: (مكارم شيرازي، ‌ناصر؛ اخلاق در قرآن، ‌قم، انتشارات مدرسه­ي امام علي بن ابيطالب، 1378ش، چاپ اول، ‌ج2،ص72.)

    «وَ لَاتَمْشِ فىِ الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن‌تخَْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَن‌تَبْلُغَ الجِْبَالَ طُولًا»(اسراء/37.)

    «و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏ توانى زمين را بشكافى، و طول قامتت هرگز به كوه ‏ها نمى‏ رسد!»

    بسياري از اوقات تكبر و غرور انسان، هنگام راه رفتن و كوبيدن پاها بر زمين نمود پيدا مي ­كند؛ لذا خداوند با بيان مثال، عجز و ناتواني بشر را به او گوشزد نموده و انسان را به تواضع دعوت مي­ کند. قرآن به انسانهاي متكبر مي­ فهماند كه هرچه قدم هاي خود را محكم بر زمين بكوبند، باز هم توانايي شكافتن زمين را ندارند و همچنين هر قدر سرهاي خود را بالا بگيرند، نمي‌توانند قامت خود را به كوهها برسانند(طبرسى، فضل بن حسن‏؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، ‏1372ش، چاپ سوم، ج‏6، ص641.)

    اما موارد تواضع

    در آيات قرآن مجيد به مواردي برمي­خوريم كه تواضع در مقابل آنها صورت پذيرفته است:

    1. تواضع در برابر خدا

    ‏ حقيقت عبادت،‌ تواضع و خشوع بسيار در مقابل پروردگار يكتاست. كسي كه شيريني و لذت اين فروتني را دريابد، در برابر بندگان خدا نيز متواضع مي­ شود: (مكارم شيرازي، ‌ناصر؛ اخلاق در قرآن، ج 2، ص74.)

    «إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَايسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يسْجُدُونَ» (اعراف/206.)

    «آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هيچ گاه) از عبادتش تكبر نمى‏ ورزند و او را تسبيح مى‏ گويند و برايش سجده مى‏ كنند.»

    منظور از قرب در آيه‌ي شريفه، قرب مكاني نيست؛ زيرا پروردگار متعال به لحاظ زمان و مكان نامحدود بوده و جايگاه خاصي ندارد؛ بلكه مقصود از آن نزديكي خداوند به دليل انجام عبادت و طاعت اوست(طوسي، محمد بن حسن؛ التبيان في تفسير القرآن، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، بي‌تا، ج‏5، ص69.) هنگامي كه شخصي خود را در مقابل خداوند حاضر و ناظر ببيند و جلالت و عظمت او را به خوبي احساس نمايد، از هر نوع تكبر و غرور به دور و در مقابل پروردگار يگانه خاضع و متواضع مي­ گردد. در اين هنگام، به ايمان او افزوده شده و به تسبيح خداي يكتا مي­ پردازد. پس در اين زمان، آثار تواضع در تمام اعضاء او هويدا شده و در سجود به اوج عظمت خود مي ­رسد.(مدرسى، سيد محمدتقى؛ من هدى القرآن، تهران، دار محبى الحسين، 1419ق، چاپ اول، ج‏3، ص529.)

    2. تواضع در برابر پيامبر

    در قرآن كريم از مسلمانان صدر اسلام خواسته شده تا احترام و تواضع ويژه­اي براي رسول خدا قائل شوند:

    «ياأيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبىِ‏ِّ وَ لَاتجَْهَرُواْ لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ... إِنَّ الَّذِينَ يغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبهَُمْ لِلتَّقْوَى‏...»(حجرات/2 و 3.)

    «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏ كنند... آنها كه صداى خود را نزد رسول خدا كوتاه مى‏ كنند، همان كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوا خالص نموده...»

    پيامبر اكرم(ص) رسالت خداوند متعال را به عهده دارد و هيچكس در علو و برتري، به مقام ايشان نمي ­رسد؛ بنابراين خضوع و تواضع در برابر او واجب است و در حقيقت خضوع در مقابل پروردگار متعال محسوب مي­ گردد. همچنين انسان به وسيله‌ي اين عمل، مورد امتحان الهي قرار گرفته و اين كار از تقواي او نشأت مي­ گيرد؛ لذا انسان بايد همراه با عمل متواضعانه، هنگام صحبت كردن با حضرت نيز دقت نظر لازم را داشته و با صداي آرام و همراه با تواضع سخن بگويد.(صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، قم‏، فرهنگ اسلامى‏، 1365ش، چاپ دوم‏، ج‏27، ص226.)

    3. تواضع در برابر والدين

    نيكي به پدر و مادر و احترام و تواضع در مقابل آنها، از دستورات و اوامر اكيد پروردگار متعال به بندگان خويش است؛ اهميت آن به قدري است كه در آيات زيادي از قرآن كريم به آن اشاره شده است: (بقره/83، نساء/36، انعام/151، اسرا/23، مريم/14 و 32.)

    «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‏ِ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيانىِ صَغِيرًا»(اسراء/24.)

    «و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: پروردگارا! همان‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»

    همانطور كه والدين در دوران طفوليت و كودكي انسان، پر و بال او را گرفته و از او مواظبت مي­ کنند، فرزند نيز در تمام حالات، بايد در برابر آنان طوري گفتار و رفتار داشته باشد كه آنان تواضع او را نسبت به خود احساس نموده و از عملكرد او خضوع، مهر و محبت وي را درك كنند. خصوصا انسان بايد دوران پيري و ناتواني والدين نهايت خضوع و تذلل را در برابر آنان و در مراقبت از آنها داشته باشد.(الميزان في تفسير القرآن، ج‏13، ص80.)

    در آيه‌ي ديگري از قرآن كريم به رعايت ادب و حفظ تواضع در گفتار با ايشان نيز توصيه گرديده است:

    «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً»(اسراء/23.)

    «و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو»

    ادب و تواضع در گفتار، دلها را به هم نزديك نموده و كبر و غرور را از آنها دور مي­ سازد؛ بنابراين مطلوب است كه كلام انسان در همه­ جا متواضعانه باشد، بخصوص اين خضوع و تواضع در سخن گفتن با والدين رعايت گردد؛ زيرا آنها نسبت به ديگر افراد جامعه حق بيشتري بر گردن انسان داشته و مصالح اجتماعي و حقوق فرد از اين طريق بهتر تأمين مي ­شود.(مصباح يزدي، محمدتقي؛ اخلاق در قرآن، ‌قم، انتشارات مؤسسه آموزشي و پزوهشي امام خميني، 1387ش، چاپ اول، ج3، ص332.)

    4. تواضع در برابر مؤمنان

    خضوع و احترام به مؤمنان از سفارشات و توصيه­ هاي خداوند به پيامبر اسلام(ص) است:

    «...وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»(حجر/88.)

    «...و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر!»

    "خفض جناح" كنايه از فروتني همراه با محبت است. بدين معني كه پرندگان براي محبت به جوجه‌هاي خود و حفظ آنها از آسيبها و حوادث احتمالي، آنها را در زير بال و پر خود مي­گيرند؛
    پيامبر(ص) هم بايد اين تواضع محبت‌آميز را نسبت به مؤمنان راستين خود داشته(مكارم شيرازي، ‌ناصر؛ اخلاق در قرآن، ج2، ص72.) و با آنان همنشيني و مجالست متواضعانه داشته باشد.(رشيدالدين ميبدى، احمد بن ابى سعد؛ كشف الأسرار و عدة الأبرار، تهران، امير كبير، 1371ش، چاپ پنجم، ج‏5، ص340.) همان‌طوركه در آيه‌ي ديگري نيز بدين مطلب اشاره شده است:
    «وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»(شعراء/215.)
    «و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، بگستر!»

    5. تواضع در برابر مردم

    لقمان حكيم در نصايح خويش به فرزندش، ‌به رابطه‌ي وي با مردم نيز اشاره نموده و او را به فروتني با آنان توصيه مي ­کند:

    «وَ لَاتُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لَاتَمْشِ فىِ الْأَرْضِ مَرَحًا...»(لقمان/18.)

    «(پسرم!) با بى‏ اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو...»

    در اين آيه به دو صفت ناپسند كبر و غرور به عنوان از بين برنده‌ي روابط صحيح اجتماعي اشاره گرديده، به‌طوري‌كه اين صفات، انسان را در توهم خودبزرگ‌بيني نسبت به ديگران فرو برده و رابطه‌ي او را با آنان قطع مي ­كند(تفسير نمونه، ج‏17، ص54.) بنابراين از او خواسته شده كه در برابر ديگران متواضع بوده و از آنجا كه آثار تكبر بيشتر در صورت نمايان مي­ گردد؛ به سبب فروتني و تواضع، با چهره به مردم توجه نمايد.(طبرسي، فضل بن حسن؛ تفسير جوامع الجامع، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مديريت حوزه علميه قم، 1377ش، چاپ اول، ج‏3، ص281.)

    اما تواضع نشانه هایی هم دارد.

    در مورد نشانه ­هاى تواضع روایات جالبى در منابع اسلامى وارد شده است كه مي­توان به موارد ذيل اشاره داشت:

    غذا خوردن با فقرا

    شخصى از اهل بلخ روايت مي كند كه «با امام رضا(ع)در سفر خراسان همراه بودم روزى سفره حاضر كردند، پس حضرت همه ملازمان خود از خادمان و غلامان سياه را بر سفره جمع كردند، من عرض كردم: فداى تو شوم اگر سفره جدائى از براى ايشان قرار دهى بهتر است. فرمود: ساكت باش، به درستى كه خدای همه يكى و دين همه يكى و پدر و مادر همه يكى است و جزاى هر كس را به قدر عمل او مى‏دهند.(معراج ‏السعادة، ص241)

    تواضع در راه رفتن‏

    قرآن مى‏ فرمايد: «و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏ توانى زمين را بشكافى و طول قامتت هرگز به كوه‏ها نمى‏ رسد. »(سوره اسراء /37: وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا)

    حضرت على(ع) در توصيف اهل تقوا فرمود:

    از جمله صفات برجسته پرهيزكاران اين است كه راه رفتن آنان از روى تواضع و فروتنى است.(سيد رضي؛نهج البلاغة، محمد دشتى‏، قم‏، مشهور، 1379 ش‏، اول‏، ص 303... وَ مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ....)

    تواضع در نشستن

    حضرت امير المؤمنين(ع) فرمودند كه: «هر كه خواهد مردى از اهل آتش را بيند نگاه كند به مردى كه نشسته و در برابر او طايفه ‏اى ايستاده باشند.»(معراج ‏السعادة، ص241)

    ترك جدال

    از ديگر نشانه­ هاي تواضع، ترک«جدال»است یعنى انسان به خاطر برترى جویى با دیگرى بحث نکند.

    امام صادق(ع)در بیانی، تواضع را چنین معنی کردند: از تواضع است که...جرّ و بحث را رها کنی، هر چند حق با تو باشد.(شيخ كلينى؛الكافي، تهران، ‏اسلاميه، ‏1362ش‏، دوم‏، ج 2، ص 122، ح 6. مِنَ التَّواضُعِ ... اَنْ تَتْرُکَ الْمِراءَ وَ اِنْ کُنْتَ مُحِقّا)

    مانند مردم عادی عمل کردن

    يكي از اصحاب حضرت رسول(ص) روايت كرده است كه: «آن حضرت خود علف به شتر مى‏ داد و آن را مى‏ بست و خانه را مى‏ رفت و گوسفند را مى‏ دوشيد و نعلين خود را پينه مى‏ كرد و جامه خود را وصله مى‏ نمود و با خدمتكاران چيز مى‏ خورد و چون خادم از دست آسيا كشيدن خسته مى‏ شد آن حضرت خود آسيا مى‏ كشيد و از بازار چيزى مى‏ خريد و به دست يا به گوشه جامه خود مى‏ گرفت و به خانه مى‏ آورد...(معراج ‏السعادة، ص242)»

    سلام كردن

    امام صادق(ع) و امام حسن عسگری(ع) در دو تعبیر فرمودند:

    نشانه تواضع اين است كه به هر كس برخورد كردى سلام كنى.(کافی ، ج 2، ص 646 « من التّواضع أن تسلّم على من لقيت.»)

    پذيرفتن پيشنهاد و انتقاد ديگران و قبول حق

    از خصوصیات فرد متواضع آن است که اگر از جانب فردی پیشنهادی به او شد متواضعانه قبول نماید؛ امیر المومنین علی(ع) می­ فرمایند: خوشا بر کسی که عیبش او را از عیب جوئی از مردم باز دارد و بی ­دریغ تواضع کند و با اهل دانش و رحمت همنشین باشد که این موجب می­ گردد قبول انتقادات و پذیرش پیشنهادات دیگران برایش آسان گردد.(مجلسي، محمد باقر؛آداب معاشرت- ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، محمد باقر كمره‏اى، تهران‏، اسلاميه‏، 1364 ش‏، اول، 2جلد ، ج 2، ص 80 )

    نماز و اجزاء آن مانند: سجده، ركوع، قنوت از نشانه هاي تواضع(نوار العرفان في تفسير القرآن، ج‏1 ، ص 502-گنابادي، سلطان محمد؛ترجمه بيان السعادة فى مقامات العبادة، خانى رضا / حشمت الله رياضى، تهران‏، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پيام‏نور، 1372 ش‏، اول‏، ج‏2، ص 236-برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص 28)

    و نیز برای تواضع آنان که دارای درجه برتر هستند، به افرادی که در درجه پایین تر می باشند، پاداش افزون دارد. امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: «ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلبا لما عندالله; چه خوب است تواضع و فروتنی ثروتمندان در برابر فقرا، برای رسیدن به پاداش الهی.» (نهج البلاغه، حکمت 406. )

    برهمین اساس شاعر گفته است :

    تواضع ز گردن فروزان ن کواست
    گدا گر تواضع کند خوی اوست

    و سعدی چقدر زیبا سروده آنجا که گوید:

    یکی قطره باران ز ابری چکید
    خجل شد چو پهنای دریا بدید

    که جایی که دریاست من کیستم
    گر او هست حقا که من نیستم

    چو خود را به چشم حقارت بدید
    صدف در کنارش به جان پرورید

    بلندی از آن یافت که او پست شد
    در نیستی کوفت تا هست شد

    این مطلب از گفتار متعدد پیامبر (ص) و امامان (ع) گرفته شده، از جمله رسول خدا (ص) فرمود: «من تواضع رفعه الله، فهو فی نفسه ضعیف، و فی اعین الناس عظیم; کسی که فروتنی کند چنین کسی نزد خود ناچیز است، ولی در چشم مردم، بزرگ می باشد. » (کنزالعمال، حدیث 5737.)

    تواضع دارای آثار و برکات فراوانی نیز هست.

    آثار تواضع

    بى­ شك، روحيه تواضع چه در برابر خداوند و چه در برابر بندگان او از زيباترين جلوه ­هاى آداب معاشرت است و بهره­ هاى فراوانى نصيب افراد متواضع خواهد شد، از جمله:

    الف) آثار فردی تواضع

    بلند مرتبه شدن از طرف خدا

    رسول گرامى اسلام(ص) تواضع را وسيله سربلندى و عظمت مقام انسان مى‏ داند و مى‏ فرمايند: «كسى كه به خاطر خدا تواضع كند خداوند مقام او را بالا مى‏ برد.»[بحارالأنوار ، ج63 ، ص324، من تواضع للّه رفعه اللّه ]

    امام صادق(ع)می فرمایند:

    «حضرت لقمان به فرزندش فرمود: عزت از آن كسى است كه براى خدا خضوع كند و افتخار و بزرگى براى كسى است كه براى خدا تواضع كند...[مجموعه ورام، ج1، ص203 قال لقمان لابنه لا عزّ الا لمن تذلّل للّه و لا رفعة الا لمن تواضع للّه...]»

    برتری در بندگی

    رسول مکرم اسلام(ص)در خطبه ­ای فرمودند: «ای مردم، همانا برترین مردم از جهت بندگی، کسی است که با وجود برتری مقام، تواضع کند.»[بحارالانوار، ج 74، ص 181«اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ اَفْضَلَ النّاسِ عَبْدا مَنْ تَواضَعَ عَنْ رِفْعَةٍ؛»]

    کمال عقل

    امام صادق(ع) فرمودند:

    «كمال عقل در سه چيز است، يكى از آنها تواضع براى خدا است.»[مستدرک الوسائل، ج 11، ص296 عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام ) قَالَ كَمَالُ الْعَقْلِ فِي ثَلَاثَةٍ التَّوَاضُعِ لِلَّهِ وَ حُسْنِ الْيَقِينِ وَ الصَّمْتِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ]

    سلامتی

    امام علی(ع) فرمودند: «تواضع برای تو سلامتی را به ارمغان می­ آورد»[بحارالانوار، ج 72، ص 120.اَلتَّواضُعُ یَکْسِبُکَ السَّلامَةَ]

    سرچشمه نعمت

    امام علی(ع) فرمودند: «با تواضع و فروتنی نعمت کامل می­ شود.»[نهج البلاغة، ح224 بِالتَّواضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَةُ]

    از احادیث اسلامى استفاده مى­ شود که تواضع شرط قبولى عبادات بوده و از بزرگترین عبادتها محسوب می شود.[بحارالانوار، ج 72، ص 121التَّواضُعُ اَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ نَفیسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفیعَةٍ... وَ لَیْسَ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ عِبادَةٌ یَقْبَلُها وَ یَرْضاها اِلاّ وَ بابُهَا التَّواضُعُ] [بحارالانوار، ج 72، ص 119«عَلَیْكَ بِالتَّواضُعِ فَاِنَّهُ مِنْ اَعْظمَ العِبادَه»]

    ب) آثار اجتماعی تواضع

    تواضع، عامل محبوب شدن

    فروتنى دلهاى مردمان را نرم و نسبت به يكديگر مهربان مى­ سازد. امير مؤمنان(ع) فرمود: «نتيجه تواضع، جلب محبت و علاقه مردم است.»[همان، ح 5179ثمرة التّواضع المحبّة.]

    و يا امام صادق(ع) مى­ فرمايند: «سه چيز محبت و دوستى مى آورد: دين و فروتني وسخاوت.[مواعظ امامان عليهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، ص 205 « ثلاث يوجبن المحبّة, الدين والتواضع والسخاء»]»

    عامل بزرگواری و شرافت

    گاه چنین تصوّر مى ­شود که تواضع انسان را کوچک مى ­کند، در حالى که این یک برداشت نادرست است.

    حضرت علي(ع) مي­فرمايند: «تواضع نردبان بزرگی است.»[غررالحكم، ح 5146.التَّواضُعُ سُلَّمُ الشَّرَفِ]

    ایمن بودن از حسادتها

    امام حسن عسکری(ع) می­ فرمایند:

    فروتنی نعمتی است که مورد طمع حسودان قرار نمی­ گیرد.[حسن بن شعبه حرانى؛تحف العقول، قم، جامعه مدرسين قم، 1404 ق، ص489«التواضع نعمه لا یحسد علیها .» ]

    برقراري عدالت

    رسول اكرم(ص) تواضع را سبب رفع ستم از جامعه و برقراري عدالت دانسته، می­ فرمایند: «نسبت به یكدیگر فروتن باشید تا كسی بر دیگری ستم روا ندارد.»[مصباح الشريعة-ترجمه مصطفوى، ص 243تواضعوا حتى لا يبغى أحد على أحد]

    تواضع، سنگري در مقابل دشمنان

    امام علی(ع) فرمودند: «تواضع را سنگر میان خود و دشمنتان، یعنی ابلیس و سپاهیانش برگزینید.»[نهج البلاغة، خطبه 192«وَاتَّخِذُوا التَّواضُعَ مَسْلَحَةً بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ عَدُوِّکُمْ اِبْلیسَ وَ جُنُودِهِ»]

    اما برخی نمونه های رفتاری تواضع معصومین(علیهم السّلام):

    رهبران معصوم ـ علیهم السّلام ـ کلیه صفات انسانی از جمله تواضع را در حد اعلا دارا بودند، بطور مثال:

    ← از رسول اکرم
    رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ از روی تواضع، به گوسفندان علف می‌داد و شیرشان را با دست خود می‌دوشید، کفش و لباسش را خود وصله می‌زد، با خدمتکاران هم غذا می‌شد، در آسیا کردن غلّه به خدمتگزار خود کمک می‌کرد، نیازمندیهای خانه را از بازار تهیه کرده، به خانه حمل می‌کرد، با دارا و ندار، کوچک و بزرگ دست می‌داد، در سلام کردن بر دیگران پیشی می‌گرفت و دعوت مؤمنان را می‌پذیرفت.(بحارالانوار ج۷۰، ص۲۰۸. )

    ← از امیرالمؤمنان
    پدر و پسری از یاران امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ مهمان آن حضرت شدند، ایشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالای مجلس جای داد و خود پیش روی آنان نشست. سپس غذا آورد و با هم صرف کردند. پس از غذا، «قنبر»، خدمتگزار امام، طشت و ابریق -ابریق نوعی ظرف آب است شبیه آفتابه كه برای دست شستن سر سفره مورد استفاده قرار می‌گرفته است- آورد و خواست بر دست مهمانان آب بریزد. امام خود برخاست، ابریق را گرفت تا بر دست مهمان خویش آب بریزد. در این حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب کشید و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! چگونه در محضر خدا، کسی مثل شما روی دست من آب بریزد؟ امام فرمود: درست است که خدا تو را می بیند، ولی من برادر تو هستم، بنشین و دستت را بشوی، پاداش این کار آن است که در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند کرد، مهمان پذیرفت و دستش را شست. سپس آن حضرت، ابریق را به فرزندش، محمد حنفیه داد و فرمود: اگر این پسر به تنهایی مهمان من بود، خود آب بر دستش می‌ریختم، ولی خداوند دوست دارد میان پدر و پسر تفاوتی باشد. برخیز! تو نیز بر دست پسر آب بریز.(بحارالانوار ج۷۲، ص۱۱۸. )

    ← از امام باقر
    حضرت باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:
    «پدرم با کسانی مسافرت می‌کرد که او را نشناسند و با کاروانیان شرط می‌کرد که برخی نیازمندی‌هایشان را برآورده سازد و به‌ آنان خدمت کند، در سفری آن حضرت سرگرم خدمت به مسافران بود که فردی از آن میان او را شناخت و به اهل کاروان گفت: آیا می‌دانید این شخص کیست؟ گفتند: نه. گفت: این علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ است، مسافران گرد آن حضرت حلقه زدند، دست و پای ایشان را بوسیدند و گفتند: ای فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ آیا می خواهید ما دوزخی شویم؟ اگر خدای نخواسته ما به شما بی ادبی می‌کردیم، بدبخت می‌شدیم، چه سبب شده که شما چنین کنید؟ فرمود: من هرگاه با آشنایان مسافرت کنم آنان به احترام پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بیش از حد به من خدمت می کنند، از بیم آنکه مبادا شما نیز چنین کنید، ناشناخته با شما همراه شدم.»(سفینه البحار ج۱، ص۳۸۲.)

    ← از حضرت عیسی
    حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ روزی به یارانش فرمود:
    «از شما خواهشی دارم گفتند: بفرما ای روح الله! ما در خدمت شما هستیم گفت:‌ می‌خواهم پای شما را بشویم. گفتند: ما به چنین کاری سزاوارتریم. فرمود: سزاوارترین مردم به خدمت کردن عالم و دانشمند است. آن گاه برخاست و پای یاران خود را شست و فرمود: من این گونه تواضع کردم تا شما نیز بیاموزید و پس از من با مردم تواضع کنید با تواضع بنای حکمت و دانایی آباد می‌شود، نه با تکبّر، زراعت در دشت هموار رشد می‌کند نه در کوه و کمر.»( اصول كافی ج۱، ص۲۹.)
    افتادگی آموز اگر قابل فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است به امید آنکه سخن و سیره رهبران الهی را آویزه گوش کرده، از رذالت تکبر و غرور دست بشوییم و به فضیلت تواضع و فروتنی دست یابیم. آمین.

    در ادامه باز هم به تمایز مهم بین رفتار متواضعانه و ذلت و همچنین تملق می پردازیم.

    فرق بین تواضع و ذلّت پذیری و تملّق

    یکی از موضوعات مهمی که در همه ارزش ها و ضد ارزش ها باید مورد توجه قرار گیرد، درست معنی کردن آنهاست، و پرهیز از افراط و تفریط است، عدم توجه بعضی به این مساله مهم باعث تحریف از ناحیه خودی و غیرخودی شده، مثلا خصلت صبر به گونه ای معنی شده که درست بر ضد معنی واقعی، سر از عجز و تحمل ظلم بیرون می آورد، در این راستا مرز بین بعضی از فضایل و رذایل بسیار باریک است مانند مرز بین عزت وتکبر، سیاست و دنیا پرستی، قناعت و بخل، سخاوت و اسراف، سکوت و کنترل زبان، شجاعت و بی باکی، زهد و ترک دنیا، عفت وترک و تعطیل غرایز، ذلت و تواضع و... ضابطه و معیارها را باید شناخت تا مرزها نیز شناخته شوند، تا کسی به جای عزت، تکبرنورزد، و به نام قناعت بخل نکند و به جای تواضع، به ذلت و خواری یا به تملق تن درندهد. و همچنین باید توجه به استثناها داشت، چرا که بسیاری از اوصاف اخلاقی و یا گناهان دارای استثنا هستند، مثلا دروغ حرام است ولی گاهی حتی قسم دروغ (برای حفظ مظلوم از دست ظالم) واجب است. و در مساله مورد بحث، گر چه تواضع خصلت نیک است، ولی همین تواضع به معنی درست در بعضی از موارد، منفی و نابجا است، و به جای آن تکبر، خوب است، مانند صحنه جنگ با دشمن، و راه رفتن مغرورانه سرباز مؤمن در برابر دشمن، تا موجب رعب افکنی در قلب دشمن گردد. چنان که این مطلب در مورد ابودجانه انصاری و امضای رسول خدا (ص) از شیوه راه رفتن او در برابر دشمن در منطقه جنگ احد، آمده است (وسائل الشیعه، ج 11، ص 9; سیره ابن هشام، ج 3، ص 71. )


    اینک به اصل مطلب باز می گردیم و آن این که باید توجه داشت که تواضع باعث ذلت و خواری و یا تملق و چاپلوسی که از صفات نکوهیده است نگردد، و ضد ارزش به عنوان ارزش انجام نشود، مثلا بعضی تصور کنند حقیقت تواضع این است که انسان خود را در برابر مردم خوار و بی مقدار کند، و اعمالی انجام دهد تا از چشم مردم بیفتد، و نسبت به او سوءظن پیدا کنند، آن گونه که در حالات بعضی از صوفیه نقل شده است.


    اسلام اجازه نمی دهد که کسی به نام تواضع خود را تحقیر کند، و کرامت انسانی خود را پایمال نماید. عالم بزرگ فیض کاشانی در این راستا می نویسد: «تواضع مانند سایر صفات اخلاقی دارای دو طرف افراط و تفریط است، و تواضع حد وسط آن، حد بین افراط (تکبر) و تفریط (پذیرش ذلت و پستی) است، آنچه به عنوان تواضع، پسندیده است، همان کوچکی کردن بدون پذیرش ذلت است، به عنوان مثال: کسی که سعی دارد بر امثال خود برتری جوید و آنها را پشت سر اندازد، متکبر است، و کسی که خود را بعد از آنها قراردهد، متواضع است، ولی اگر پاره دوزی بر دانشمند بزرگی وارد شود، دانشمند از جای خود برخیزد و او را بر جای خود بنشاند، و کفش او را بردارد و پیش پای او جفت کند، این روش، تواضع نیست، بلکه یک نوع تذلل نکوهیده است. (اقتباس از المحجة البیضاء، ج 6، ص 271. )

    در روایات اسلامی در گفتار پیامبر (ص) و امامان (ع) به این مطلب اشاره شده است، رسول اکرم (ص) فرمود: «من اتی ذامیسره فتخشع له طلب ما فی یدیه ذهب ثلثا دینه ; کسی که نزد ثروتمندی بیاید و در برابر او به خاطر به دست آوردن آنچه در اختیار او است، فروتنی کند، دو سوم دینش از بین می رود.» (بحارالانوار، ج 73، ص 169.) نظیر این مطلب از امیرمؤمنان علی (ع) نیز نقل شده است (نهج البلاغه، حکمت 228. )

    امام صادق (ع) فرمود: «ما اقبح بالمؤمن ان تکون له رغبة تذله ; چقدر برای انسان باایمانی زشت است که میل و علاقه او به چیزی او را به ذلت و خواری بکشاند!» ( اصول کافی، ج 2، ص 320. )

    تملق وچاپلوسی یک نوع ذلت پذیری و پستی است که غالبا زاییده طمع و حرص و آز است، و گاهی بعضی بر اثر اشتباه در معنی تواضع، آن را به عنوان یک ارزش انجام می دهند، با این که تملق - جز در موارد استثنایی - از زشت ترین صفاتی است که ضربه شدیدی به کرامت انسان می زند. امیرمؤمنان علی (ع) در سخنی می فرماید: «الثناء باکثر من الاستحقاق ملق; مدح و ستودن بیش از حد شایستگی، تملق و چاپلوسی است.» (نهج البلاغه، حکمت 347. ) و چه بسا افرادی به عنوان تواضع، بعضی را بیش از حد تعریف می کنند، و یا بیش از حد نزد او کرنش می نمایند، این شیوه، همان تملق گفتاری و رفتاری است که در اسلام به شدت نهی شده است. پیامبر (ص) فرمود: «لیس من اخلاق المؤمن التملق و لا الحسد الا فی طلب العلم; تملق و حسد ورزی از اخلاق انسان باایمان نیست، مگر در راه تحصیل علم و دانش.» (کنزالعمال، حدیث 29364. )

    بر همین اساس در اسلام از پابوسی نهی شده است، و طبق پاره ای از روایات دست بوسی نیز روا نیست جز بوسیدن دست پدر و مادر از روی محبت، و بوسیدن دست معلم و استاد و رهبر دینی از روی احترام، و بوسیدن مردی دست همسر خود را از روی شهوت، و دست فرزند خردسالش را از روی محبت .

    روایت شده: یونس بن یعقوب گفت به امام صادق (ع) عرض کردم: دستت را به من بده تا ببوسم. دستش را به من داد. سپس به امام عرض کردم: قربانت گردم سرت را، حضرت سرش را پیش آورد و من بوسیدم، سپس عرض کردم پاهایت را، حضرت سه بار فرمود: سوگند می دهم تو را (که از بوسیدن پابگذری) و سه بار فرمود: آیا چیزی مانده است. (یعنی پس از بوسیدن دست وسر، عضو دیگری شایسته بوسیدن نیست(اصول کافی، ج 2، ص 185. ))

    رفتار متواضعانه با شرایطی که توصیف شد بسیار متفاوت از رفتار سلطه پذیرانه و ذلیلانه است، و بنابراین نباید این نوع رفتارها را مشابه تلقی نمود. اینکه فردی با بزرگواری و در عین داشتن قدرت، از حق خود چشم پوشی کند، از زمین تا آسمان متفاوت است با فردی که از روی ذلت و ناتوانی و ضعف چنین کاری را انجام می دهد.

    ما رفتار متواضعانه با اوصافی که بیان شد را قطعا پیشنهاد می کنیم و آن را بسیار مطلوب می دانیم؛ آنچه در اینجا با عنوان سبک منفعلانه، یا سلطه پذیر مورد بحث قرار می دهیم، بسیار متفاوت از رفتار متواضعانه است.


    منابع مورد استفاده:

    سایت ویکی فقه

    سایت پژوهشکده باقرالعلوم

    سایت حوزه

    سایت مطالعات قرآنی
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_12_05 در ساعت 12:00
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط negare,niloofarabi,PARSABARZEGAR,sokut,مهرسا62,ماهتاب,ساجده

  9. ارسال:45#
    mehrdad539 آواتار ها
    با سلام خدمت استادان گرامی
    من خیلی دوست دارم که تمامی رفتارم بنا بر روش متواضعانه باشه ولی هر از گاهی از اینور بوم میافتم هر از گاهی هم از اونور بوم.راهی هست برای اینکه سبک جراتمندانه رو بطور کامل در کل اموراتم پیاده کنم؟ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  10. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط ماهتاب

  11. ارسال:46#
    zari joon آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلامممنونم از مشارکت فعال دوستانبیشتر پاسخ ها درست بودند. البته درباره تمایز رفتار جراتمندانه از پرخاشگرانه، شیوه صحیح بیان جراتمندانه، تقسیم بندی سبک جراتمندانه، دردسرهای احتمالی سبک جراتمندانه و ... ان شاء الله صحبت خواهیم کرد.در خصوص تمایز بین دانستن و عمل کردن هم به نکته خوبی اشاره کردند. یکی دو نکته هم من رو متذکر میشم:نکته اول اینکه ممکنه حتی تمرین عملی هم بدیم و بگیم در محیط واقعی تمرین انجام بدین و گزارش کار بدیننکته دوم که در مورد بحث هست: ما نمیتونیم انتظار داشته باشیم که همیشه از رفتار جراتمندانه استفاده کنیم؛ درواقع، افراد از سبک های مختلف به تناوب استفاده می کنند، ولی سبک غالب در افراد متفاوت هست. اما در بیشتر موارد میتونیم با رفتار جراتمندانه مسائل خود رو حل کنیم، بدون اینکه حق کسی رو تباه کرده باشیم و بدون لطمه زدن به عزت نفس و اعتماد به نفس خود و دیگران.ضمن اینکه سعی می کنیم در ادامه مباحث، تفاوت رفتار سلطه پذیرانه با گذشت و فداکاری(سبک متواضعانه) رو مشخص کنیم.همچنین سبکهای دیگری چون سبک دغل کارانه رو هم مختصرا مرور کنیم.همچنین خشم به جا و خشم بی جا رو هم سعی می کنیم متمایز کنیم.یکی دو مثال رو که قبلا در تالار مطرح کرده بودم(تالارِ متلاشی شده قبل) برای سبک های دیگر بیان می کنم.مثالی برای رفتار سلطه پذیرانه میتونه این باشه که فردی واقعا حالت روانی مساعدی نداره و تعادل روانی اش رو از دست داده و اگر ما مقاومت کنیم ممکنه سبب آسیب خود یا دیگران بشیم. به عنوان نمونه فردی با عصبانیت تمام میاد تو نانوایی و بی نوبت نون بر میداره و میره. در چنین شرایطی، احتمالا درخواست جراتمندانه با شکست مواجه بشه و به مساله عمق بیشتری بده و موجب درگیری بشه.یا وقتی شما واقعا کار ضروری دارید و خیلی هم عجله دارید و احتمال می دهید که راننده با بیان جراتمندانه شما مخالفت کنه و بنابراین کار ضروری شما معطل بمونه، این رفتار پیشنهاد نمیشه. میتونید وقتی به مقصد رسیدید درخواست خود رو جراتمندانه مطرح کنید و بهش بگید که حتی میتونید از مجاری قانونی اقدام کنید!(البته در همون حین هم شما میتونید به موسیقی گوش ندید)مثالی برای خشم مفید(که باید تمایزش رو با خشم مضر بیان کنیم) هم میتونه این باشه که فردی بیاد و یکی از اعضای خانواده ما رو مورد ضرب و شتم قرار بده. خب در چنین شرایطی باید مداخله سریعی صورت بگیره تا از ادامه روند باز بمونه(در همین حد)حالا سوال می پرسم، سعی کنین با دقت و تفکر و تمرکز بهش پاسخ بدین: چرا خیلی از ماها رفتارهای پرخاشگرانه و سلطه پذیرانه رو به جای رفتار جراتمندانه برمی گزینیم؟ آیا آن نوع رفتارها مزایایی هم برای ما دارند؟ معایبشان چه می تواند باشد؟ چرا رفتار جراتمندانه را انجام نمی دهیم؟ آیا یاد گرفتن و انجام دادنش سخت است؟ آیا باید بهایی بپردازیم؟
    سلام آقای دکتر من خودم تحمل بی احترامی رو ندارم واصلا دست خودم نیست مثلا چند بار که داداشم بهم تهمت زده خیلی پرخاشگرانه باهاش برخورد کردم یا یه دفعه که مامانم ومادربزرگم باهم دعوا کردن من به مادربزرگم عصبانی شدم البته یه کم نه خیلی.به نظر من اگه آدم حرف خودشو نزنه توی موقعیت احساس میکنم که یعنی اون حرفا حقش بوده و چون حقش بوده نتونسته از خودش دفاع کنه
    پاسخ با نقل و قول

  12. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط ماهتاب

  13. ارسال:47#
    با کسایی که معذرت میخوام فکر میکنند از بینی فیل افتادند و هربار آدم رو میبینند یجوری میخواهند باقهر و بیمحلی و غیبت پیش دیگران و ... آدم رو بچزونند و کوچیک کنند (همسایه خیلی نزدیک) چیکار باید کرد؟
    -مقابله به مثل
    -محبت
    -بی محلی
    -...
    ولی این رفتارها بعضی وقتها اینقدر منو عذاب میده که ازخودم متنفر میشم میگم تو با اینهمه ادعای الکی چطور یاد نگرفتی با همچین آدمایی چیکار کنی! و اینقدر در شبانه روز به اینا فکرنکنی!
    پاسخ با نقل و قول

  14. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط mehrdad539

  15. ارسال:48#
    با همه ی اوصاف دوستان , بنده معتقدم در عصر حاضر فقط و فقط رفتار پرخاشگرانه جواب میده


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  16. ارسال:49#
    به نظرم وقتی مواردی که گفته شد جواب نداد بی اعتنایی میتونه بهترین راه حل باشه
    با پرخاش موضوع پیچیده تر میشه خصوصا که اولین ضربه رو تو پرخاشگری ادم خودش میبینه.
    همسایه خیلی سخت تره منم یه نمونه وحشتناکش کنارمه همه جوره خواستم کنار بیام اما نشد عصبی تر از این حرفا بود الانم خیلی نسبت بهش بی اعتنا شدم
    اینجوری خودم کمتر اسیب میبینم راحت ترم.

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:50#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    حالا که تمایز بین رفتار منفعلانه با رفتار متواضعانه روشن شد، بحث رو بهتر میتونیم پیگیری کنیم.

    قصد داریم به این سوال بپردازیم که چرا سبک های رفتاری منفعلانه و پرخاشگرانه را در عمل پیاده می کنیم؟

    برخی فواید رفتار سلطه پذیرانه

    اجتناب از تعارض و کشمکش

    اجتناب، به تعویق انداختن و یا پنهان نگه داشتن تعارضی که برای بسیاری از افراد سلطه پذیر به شدت ترس آور است.

    راهی برای جلب موافقت دیگران

    پذیرفتن بار مسئولیت کمتر به این دلیل که اگر اوضاع غلط از آب در بیاید، به ندرت مورد سرزنش قرار می گیرند.

    کنترل کردن دیگران با شیوه هایی چون شیره مالیدن بر سر دیگران، خود را لوس کردن و تظاهر به عذاب کشیدن و ... .

    فواید رفتار پرخاشگرانه

    داشتن نتایج خوب برای فرد پرخاشگر

    رسیدن به خواسته های مادی و اهداف مورد نظر

    داشتن کنترل ظاهری بر زندگی خود و دیگران

    کمتر آسیب پذیر بودن

    اما این دو نوع سبک رفتاری، معایبی هم دارند که ان شاء الله در ارسال بعدی به آنها می پردازیم. پاسخ سوالات رو هم در لابلای کارگاه خواهیم داد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  18. رفتار جراتمندانه(جرات مندانه) یا ابراز وجود(Assertiveness)  سپاس شده توسط negare,niloofarabi,PARSABARZEGAR

صفحه‌ها (6): صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •