صبر داشتن یعنی چه؟ آیا صبوری ناشی از ضعف است؟

مفهوم صبر در روایات اسلامی



آیت الله جوادی آملی می گوید: صبر صفت انسان آزاده است. یک انسان آزادمنش صابر است، صبر، نه نشانه ذلت است، و نه سکوت، به معنای صبر است، نه تحمل ظلم به معنای صبر است، نه بی تفاوتی به معنای صبر است، نه کم حوصلگی به معنای صبر است؛ صبر اصولاً آن حرّیت و آزادی را می گویند.

کتاب شریف اصول کافی جلد دو «کتاب الایمان و الکفر»، بابی است به نام «باب الصبر»، روایات فراوانی در این باب است که از ائمه(علیهم السلام) رسیده است: «الصبر رأس الایمان» یا «الصبر من الایمان بمنزلة الرأس من الجسد فإذا ذهب الرأس ذهب الجسد کذلک إذا ذهب الصبر ذهب الایمان»، این روایات فراوان است.

این مدرس عالی حوزه با بیان اینکه صبر نشان آزادگی است، تأکید می کند: ابی بصیر از امام ششم(ع) نقل می کند: «عن ابی بصیر قال سمعت ابا عبد الله(ع) یقول: إن الحر حرٌّ علی جمیع أحواله»؛ یک انسان آزاده، آزاد است در همه حالات؛ چون حرّیت برای او ملکه است، حال نیست که گاهی آزاد باشد، گاهی برده. یک انسان آزاد، همیشه آزاده است: «إن الحر حرٌ علی جمیع احواله إن نابته نائبةٌ صبر لها»؛ اگر یک نائبه و رویداد دردناکی به او اصابت کند، در برابر این رویداد صبر می کند، «و ان تداکت علیه المصائب لم تکسره»؛ اگر مصیبت های دردناک فشار بیاورد، بکوبد او را، مندکش بکند، باز او شکسته نمی شود، «و ان اسر و قهر و استبدل بالیسر عسراً»؛ اگر چه مقهور بشود، اسیر بشود، آسانی و یسر او به عسر و دشواری تبدیل بشود، در همه این حالات او آزاده است، «کما کان یوسف الصدیق الامین(ع) لم یضرر حریته ان استعبد و قهر و أسر»؛ آن وقتی که به چاه افتاد آزاده بود، آن وقتی که به زندان افتاد آزاده بود، چیزی از آزادی او نکاست، نه قهر، نه استعباد، (آن وقتی که او را به عنوان بنده فروختند: و شروه بثمنٍ بخسٍ دراهم معدوده او را به عنوان یک عبد فروختند)، گرچه به عنوان بنده خریده شد، ولی او در حقیقت آزاد بود و روح آزادگی داشت: «لم یضرر حریته ان استعبد و قهر و اسر و لم تضرره ظلمة الجبّ و وحشته»؛ تاریکی جب و چاه و وحشت چاه او را از آزادی نینداخت، در همه حالات انسان آزاده بود، نه اهل گلایه و شکایت بود و نه اهل توسل به غیر حق.

آیت الله جوادی آملی در ادامه می افزاید، آنگاه فرمود: در اثر آزادی او خدای سبحان بر او منت نهاد که «و ما ناله أن منّ الله علیه فجعل الجبار العاتی له عبداً»؛ خدای سبحان آن جباری را که اهل عُتُو و استکبار بود، بنده او قرار داد «بعد إذ کان له مالکاً فارسله و رحم به أمةً و کذلک الصبر یعقِّب خیراً فاصبروا و وطّنوا أنفسکم علی الصبر توجروا»؛ حضرت فرمود به اینکه این مخصوص یوسف صدیق نیست، هر امتی اگر صابر باشد، به جایی می رسد که دماغ آن مستکبران را به خاک می مالد و آنها را که داعیه قدرت داشتند مقهور خود می کند و انسان صابر مأجور است.

وی تأکید می کند: و باز در همین باب شریف مسئله صبر را به عنوان مردانگی و رادمردی مطرح می کند، روایت ۲۲ این باب این است که امام باقر(ع) طبق این نقل فرمود: «مروة الصبر»؛ مُروَّه همان مروت است یعنی مردانگی، اصولاً مرد را مرد می گویند بخاطر مُروتش؛ چه اینکه امت را امت گفته اند برای اینکه اَمام و إمامی دارد یا قوم می گویند برای اینکه اهل قیام است؛ مرد را هم مرد گفتند برای مُروتش «مُرُوَّة الصبر فی حال الحاجة والفاقة والتعفف و الغنیٰ أکثر من مروّة الاِعطاء»؛ مردانگی که در انسان نیازمند است و انسان نیازمند که حیثیتش را حفظ کند و از کسی چیزی طلب نکند، بالاتر از مردانگی بخشندگان است که می بخشند. آن که دارد و می بخشد، اهل مروة و مردانگی است. آن که ندارد و بی اعتناست، مردانگی اش بیشتر است. پس صبر یک مروة و مردانگی است، یک آزادگی است؛ نه صبر یعنی سکوت، صبر یعنی خاموشی. صبر یعنی «حریت» یعنی اگر کسی در برابر مشکلات ایستاد و به غیر خدا پناه نبرد و آزاده بود انسان صابر است.

آیت الله جوادی آملی در پایان تفسیر آیه ۱۵۳ سوره بقره خاطرنشان می کند: پس ان الله مع الصابرین به منزله «ان الله مع الاحرار» است؛ خدا با آزادگان است و کسی آزاده است که از بردگی شهوت و غضبِ درون برهد؛ چون «عبد الشهوة أذلّ من عبد الرق»؛ اگر کسی خواهان شهوت خود بود و به میل شهوت خود عمل کرد، این از برده زرخرید بیرون ذلیل و فرومایه تر است؛ چون آن بنده زرخرید ممکن است در اثر تقوا به کرامت برسد و این انسانی که به حسب ظاهر آزاد ولی برده شهوت است به هوس کار می کند و به فرومایگی تن در می دهد. این از بیانات حضرت امیر(ع) است که فرمود: «عبد الشهوه أذلّ من عبد الرّق».

منبع