انواع ترسها در قرآن: ترس از خدا، ترس از مرگ، ترس از فقر

چيزهايى كه باعث ترس انسان مى‌شوند، فراوانند. قرآن برخى از ترسهاى مهم انسان مانند ترس از خدا، ترس از مرگ و ترس از فقر را ذكر كرده است.
ترس از خدا در زندگى مؤمن اهميت بسزايى دارد زيرا همواره او را به تقوا و جلب رضامندى خدا و پيروى از راه و رسم او و ترك محرمات و انجام اوامر الهى وامى‌دارد.
ترس از خدا در واقع يكى از اركان ايمان و پايه‌هاى مهم شكل‌گيرى شخصيت مؤمن به شمار مى‌آيد.  ٢ 
إِنَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ أُولٰئِكَ هُمْ خَيْرُ اَلْبَرِيَّةِ جَزٰاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِينَ فِيهٰا أَبَداً رَضِيَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «آنان كه به خداى يكتا ايمان آوردند و نيكوكار شدند آنها به حقيقت بهترين اهل عالمند. پاداش آنها نزد خدا باغهاى بهشت عدن است كه نهرها زير درختانش جارى است و در آن بهشت به طور جاودان متنعمند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا راضى هستند و اين بهشت، مخصوص كسى است كه از خدا بترسد.»  ٣ 

 ١ ) -نمل: ١٠ .
 ٢ ) -محمد الغزالى: الجانب العاطفى من الاسلام، بحث فى الخلق و السلوك و التصوف، القاهرة: دار الكتب الحديثة (بدون تاريخ) ، ص  ٢۵٢ - ٢۵٩ .
 ٣ ) -بيّنه: ٧ ، ٨ .

إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ اَلَّذِينَ إِذٰا ذُكِرَ اَللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِيمٰاناً. . .
«مؤمنان آنها هستند كه چون ذكرى از خدا شود (از عظمت و جلال خدا) دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آيات خدا را بر آنها تلاوت كنند بر مقام ايمانشان بيفزايد.»  ١ قُلْ إِنِّي أَخٰافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذٰابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ «بگو كه من اگر خداى خود را نافرمانى كنم البته از عذاب روز بزرگ (قيامت) مى‌ترسم.»  ٢ . . . يَخٰافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ اَلْقُلُوبُ وَ اَلْأَبْصٰارُ «. . . و از روزى كه دلها و ديده‌ها در آن روز حيران و مضطرب است ترسان و هراسانند.»  ٣ إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً «(گويند) ما از قهر پروردگار خود در روزى كه از رنج و سختى آن، رخسار خلق درهم و غمگين است مى‌ترسيم.»  ۴ يكى از انواع ترسها كه در ميان مردم فراوان ديده مى‌شود، ترس از مرگ است. قرآن به ترس مردم از مرگ چنين اشاره مى‌كند:

 ١ ) -انفال: ٢ .
 ٢ ) -زمر: ١٣ .
 ٣ ) -نور: ٣٧ .
 ۴ ) -انسان: ١٠ .

قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِيكُمْ. . .
«اى رسول ما (با جهودان) بگو عاقبت مرگى كه از آن مى‌گريزيد شما را البته ملاقات خواهد كرد. . .»  ١ اين نوع ترس به هنگام جنگ به ويژه در ميان سربازانى كه به صحنۀ نبرد فرستاده مى‌شوند آشكارا مشاهده مى‌شود. در زمينۀ ترس منافقان از جنگ در قرآن چنين آمده است:
. . . فَلَمّٰا كُتِبَ عَلَيْهِمُ اَلْقِتٰالُ إِذٰا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ اَلنّٰاسَ كَخَشْيَةِ اَللّٰهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قٰالُوا رَبَّنٰا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا اَلْقِتٰالَ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنٰا إِلىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتٰاعُ اَلدُّنْيٰا قَلِيلٌ وَ اَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اِتَّقىٰ وَ لاٰ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً «(ديدى) آن‌گاه كه بر آنها (در جنگ بدر) حكم جهاد آمد در آن هنگام گروهى از ايشان بيش از آن اندازه كه بايد از خدا بترسند از مردم (دشمنان خود) ترسيدند و گفتند اى خدا چرا بر ما حكم جنگ را واجب كردى كه عمر ما را تا هنگام اجل و مرگ طبيعى به تأخير نيفكنى (اى رسول ما به آنان كه اين اعتراض كنند) بگو زندگى دنيا متاعى اندك است و جهان آخرت براى هر كه خداترس باشد بسيار بهتر از دنياست و آنجا كمترين ستم دربارۀ كسى نخواهد شد.»  ٢ وَ يَقُولُ اَلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا اَلْقِتٰالُ رَأَيْتَ اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ اَلْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ اَلْمَوْتِ فَأَوْلىٰ لَهُمْ «و مؤمنان مى‌گويند چه شده كه سوره‌اى (در حكم جهاد كفّار) نازل نشد؟ در صورتى كه چون سوره‌اى محكم و صريح آمد و در آن ذكر جنگ شد حال آنان را

 ١ ) -جمعه: ٨ .
 ٢ ) -نساء: ٧٧ .

كه دلهاشان مريض است بنگرى كه مانند كسى كه از ترس مرگ، حال بى‌هوشى به او دست مى‌دهد در تو نگاه مى‌كنند (آرى مرگ و نابودى) براى آنها سزاوارتر است.»  ١ ترس از مرگ در ميان مردم چنان رواج دارد كه حتى پيامبرى همچون موسى عليه السّلام نيز از آن مصون نمانده است. حضرت موسى آن طور كه قرآن از زبان خودش نقل مى‌كند مى‌ترسيد كه فرعون او را بكشد.
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ يَقْتُلُونِ «و بر من از اين قوم (قبطى) گناهى است كه مى‌ترسم بدان گناه مرا به قتل رسانند.»  ٢ قٰالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخٰافُ أَنْ يَقْتُلُونِ «(موسى) گفت اى خداى من، من از فرعونيان يك نفر را كشته‌ام و مى‌ترسم كه (به خونخواهى و كينۀ ديرينه) مرا به قتل رسانند.»  ٣ تنها راه نجات از اين نوع ترس، ايمان واقعى به خداست. چون مؤمن مى‌داند با مردن، به يك زندگى جاويدان اخروى منتقل مى‌شود و از رحمت و رضايت خدا بهره‌مند خواهد شد و اگر احساس ترس از مرگ مى‌كند در حقيقت به علت آن است كه مى‌ترسد از آمرزش خدا بهره‌مند نشود و به رحمت و رضايت او دست نيابد. شكى نيست كه ترس از مرگ، براى گناهكارانى كه مى‌ترسند مرگشان پيش از توبه فرا برسد، سخت

 ١ ) -محمد: ٢٠ .
 ٢ ) -شعراء: ١۴ .
 ٣ ) -قصص: ٣٣ .

است. بنابراين، ترس از مرگ در واقع به اين موضوع برمى‌گردد كه مرگ مانع توبه است.  ١ 
به همين دليل ترس از مرگ در رابطه‌اى بسيار نزديك با ترس از خدا قرار دارد كه ما قبلا درباره‌اش سخن گفتيم.
وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ اَلْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِي إِلىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ اَلصّٰالِحِينَ «و از آنچه روزى شما كرديم در راه خدا انفاق كنيد پيش از آن كه مرگ بر يكى از شما فرارسد در آن حال (به حسرت) بگويد پروردگارا اجل مرا اندكى تأخير انداز تا صدقه و احسان بسيار كنم و از نكوكاران شوم.»  ٢ قُلْ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هٰادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيٰاءُ لِلّٰهِ مِنْ دُونِ اَلنّٰاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ وَ لاٰ يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اَللّٰهُ عَلِيمٌ بِالظّٰالِمِينَ «(اى رسول ما به يهوديان) بگو، اى جماعت يهود اگر پنداريد كه شما به حقيقت دوستداران خداييد نه مردم ديگر، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى‌گوييد. و حال آن كه در اثر آن كردار بدى كه به دست خود (براى آخرت خويش) پيش فرستاده‌اند ابدا آرزوى مرگ نمى‌كنند و خدا از كردار ستمكاران آگاه است.»  ٣ ملحدانى كه به رستاخيز و زندگى اخروى ايمان ندارند به اين دليل از مرگ مى‌هراسند كه معتقدند مرگ به معناى از بين رفتن و نيستى و نابودى است. ازاين‌رو آنها نسبت به سرنوشتى كه در پايان زندگى به آن مى‌رسند، بيمناكند.  ۴ برخى هم چون

 ١ ) -محمد على التسخيرى: التوازن فى الاسلام، بيروت، الدار الاسلامية، ١٩٧٩ ، ص  ۵٩ ، ۶٠ .
 ٢ ) -منافقون: ١٠ .
 ٣ ) -جمعه: ۶ ، ٧ .
 ۴ ) -يوسف القرضاوى: الايمان و الحياة، چاپ  ۶ ، قاهره، مكتبة وهبه، ١٩٧٨ ، ص  ١۴۶ ، ١۶٧ .

نمى‌دانند مرگ، آنها را به چه سرنوشت نامعلومى دچار مى‌كند، از آن مى‌ترسند يعنى در واقع جهلشان نسبت به سرنوشت و پايان كار، باعث ترس و هراسشان مى‌شود.
ترس از فقر نيز از ترسهاى رايج در ميان مردم است. انسان در زندگى براى كسب روزى و فراهم آوردن وسايل يك زندگى آرام و گوارا براى خود و خانواده‌اش همواره تلاش مى‌كند. او معمولا براى كسب معاش، رنج و زحمت و خستگى فراوانى را تحمل مى‌كند و هر خطرى كه احتمالا منبع درآمدش را تهديد كند باعث ترس و هراسش مى‌شود. عربها، پيش از اسلام فرزندانشان را از ترس فقر مى‌كشتند ولى قرآن، اين كار را منع، و آنگاه را آگاه كرد كه روزى خود آنها و فرزندانشان در دست خداست.
وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيّٰاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كٰانَ خِطْأً كَبِيراً «و فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانيد كه ما رازق شما و آنها هستيم زيرا قتل فرزندان گناه بسيار بزرگى است.»  ١ . . . وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَكُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيّٰاهُمْ. . .
«. . . فرزندان خود را از بيم فقر نكشيد، ما شما و آنها را روزى مى‌دهيم. . .»  ٢ يكى از ويژگيهاى ايمان به خدا اين است كه ترس از فقر را در انسان از بين مى‌برد چون فرد مؤمنى كه براستى به خدا معتقد است، يقين دارد كه روزى در دست خداست و به همين دليل ديگر انگيزه‌اى براى ترس از فقر ندارد.
إِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلرَّزّٰاقُ ذُو اَلْقُوَّةِ اَلْمَتِينُ «همانا روزى بخشندۀ خلق تنها خداست كه صاحب قوت و اقتدار است.»  ٣ 

 ١ ) -اسراء: ٣١ .
 ٢ ) -انعام: ١۵١ .
 ٣ ) -ذاريات: ۵٨ .

وَ فِي اَلسَّمٰاءِ رِزْقُكُمْ وَ مٰا تُوعَدُونَ «و روزى شما با همۀ وعده‌هايى كه به شما داده شد در آسمان (به امر خدا مقدر) است.»  ١ بنابراين، آن ترس واقعى كه مؤمن احساسش مى‌كند در حقيقت، همان ترس از خداست  ٢ چه، ايمان به خدا باعث مى‌شود كه مؤمن از مرگ يا فقر يا از مردم و يا از هر چيز ديگرى در اين دنيا نترسد و تنها از خشم و غضب و عذاب خدا بيمناك باشد.
ترس از خدا، وظيفه‌اى مهم و مفيد در زندگى مؤمن انجام مى‌دهد يعنى او را از ارتكاب گناه دور مى‌سازد و در نتيجه از دچار شدن به خشم و عذاب الهى حفظ مى‌كند.
علاوه بر اين، او را به انجام عبادت و كارهاى شايسته براى كسب رضاى خدا تشويق مى‌كند. زيرا ترس از خدا سرانجام به اين موضوع منتهى مى‌شود كه مؤمن در خود نوعى امنيت روانى احساس كند چرا كه در چنين حالتى وجودش را هاله‌اى از اميدوارى نسبت به عفو و رضاى خداوند فرا مى‌گيرد.
إِنَّ اَلَّذِينَ قٰالُوا رَبُّنَا اَللّٰهُ ثُمَّ اِسْتَقٰامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ اَلْمَلاٰئِكَةُ أَلاّٰ تَخٰافُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ اَلَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ «آنان كه گفتند محققا پروردگار ما خداى (يكتا) است و بر اين ايمان پايدار ماندند فرشتگان (رحمت) بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) كه ديگر هيچ ترسى (از وقايع آينده) و حزن و اندوهى (از گذشتۀ خود) نداريد و شما را به همان بهشتى كه (انبياء) وعده دادند بشارت باد.»  ٣ 


 ١ ) -ذاريات: ٢٢ .
 ٢ ) -محمد على التسخيرى، التوازن فى الاسلام، ص  ۶١ .
 ٣ ) -فصلت: ٣٠ .

منبع: قرآن و روانشناسی
نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب
ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱
منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی