تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیدونم چی میشه... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Far Zane
آخرین ارسال:narges☺
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

نمیدونم چی میشه...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    samin66 آواتار ها
    ببین فرزانه جان، خیلی از ما آدما تجربه مرگ رو داشتیم. خود من هم تا حالا 3 بار به طور واقعی تجربه مرگ رو داشتم. اما این دلیل خوبی نیست که بگم چون مرگ به این راحتی هست پس انگیزه تلاش رو از دست بدم. واسه دنیات طوری زندگی کن که تا ابد زنده هستی و واسه آخرتت طوری زندگی کن که همین فردا میمیری.
    به دانش آموزم میگم: ساحل چرا درس نمیخونی؟ میگه این همه بخونم، حالا اومد 2 ماه دیگه مردم، اونوقت این همه زحمتم هدر میره.
    فرزانه جان به نظر شما این طرز تفکر شاگردم درسته؟ اگه همه مردم جامعه اینجوری فکر کنند که جامعه نابود میشه.

    متاسفانه ما آدما (مخصوصا روی صحبتم با خودم هست) هدف اصلی رو گم میکنیم. هدف رسیده به ذات پاک خداست، رسیدن منشایی هست که از اونجا اومدیم.حالا خدا خواسته یه فرصت بهمون بده. گفته از روی این پل (دنیا) عبور کنید تا به من برسید. من این طرف پل هستم. حالا ما اومدیم روی این پل، یه عده که نشسته اند و دارند پل رو سوراخ میکنن. یه عده دارن خودشونو از پل به پایین پرتاپ میکنند و....
    دریغ که کمتر انسانی میدونه که وقت موندنمون روی پل محدوده. ما اومدیم یکم توشه جمع کنیم تا دست پر پیش هدفمون (خدا بریم).
    خب پس هدف اصلی شد خدا. حالا واسه رسیدن بهش باید چکار کنیم توشه جمع کنیم. توشه چیه؟ تلاش و پشتکار ماست. چون خود خدا گفته باید تلاش و پشتکار داشته باشیم واسه رسیدن به هدف. باید اتلاف وقت نداشته باشیم و...
    حالا من میخوام پشتکار داشته باشم. لازمه اش چیه؟ برنامه ریزی و هدف
    لازمه برنامه ریزی و هدف چیه؟ خواستن
    لازمه خواستن چیه؟ اراده
    لازمه اراده چیه؟ توکل به خود خدا و صبور بودن

    کاری به رایگان بودن یا غیررایگان بودن وایب نداریم.
    چقدر برات مفیده؟
    یعنی اگه حذفش کنی و برای کارهای واجبت از تلفن همراه استفاده کنی، این هزینه مالی ارزش حفظ هزینه فکری و تلاشت رو نداره؟
    بیشتر بی حوصلگی و بی ارادگی ما از اتلاف وقته. چون وقتی من میبینم کار مفیدی انجام نمیدم احساس یاس میکنم و این احساس یاس میتونه منو بی انگیزه کنه.
    اشعه هایی که از کامپیوتر و موبایل به ما میرسه بسیار زیان بار هست و به راحتی میتونه تعداد زیادی از نرون ها و سلول های مغزی ما رو از بین ببره.
    این اشعه ها در درازمدت موجب افسردگی و ناراحتی های روحی میشه. مخصوصا هنگامی که همراه این اشعه ها، در ما احساس گذران وقت ناشی از نت ایجاد شود.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,niloofarabi,parvane,محسن عزیزی,سلماء

  3. ارسال:12#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    ببین فرزانه جان، خیلی از ما آدما تجربه مرگ رو داشتیم. خود من هم تا حالا 3 بار به طور واقعی تجربه مرگ رو داشتم. اما این دلیل خوبی نیست که بگم چون مرگ به این راحتی هست پس انگیزه تلاش رو از دست بدم. واسه دنیات طوری زندگی کن که تا ابد زنده هستی و واسه آخرتت طوری زندگی کن که همین فردا میمیری.
    به دانش آموزم میگم: ساحل چرا درس نمیخونی؟ میگه این همه بخونم، حالا اومد 2 ماه دیگه مردم، اونوقت این همه زحمتم هدر میره.
    فرزانه جان به نظر شما این طرز تفکر شاگردم درسته؟ اگه همه مردم جامعه اینجوری فکر کنند که جامعه نابود میشه.

    متاسفانه ما آدما (مخصوصا روی صحبتم با خودم هست) هدف اصلی رو گم میکنیم. هدف رسیده به ذات پاک خداست، رسیدن منشایی هست که از اونجا اومدیم.حالا خدا خواسته یه فرصت بهمون بده. گفته از روی این پل (دنیا) عبور کنید تا به من برسید. من این طرف پل هستم. حالا ما اومدیم روی این پل، یه عده که نشسته اند و دارند پل رو سوراخ میکنن. یه عده دارن خودشونو از پل به پایین پرتاپ میکنند و....
    دریغ که کمتر انسانی میدونه که وقت موندنمون روی پل محدوده. ما اومدیم یکم توشه جمع کنیم تا دست پر پیش هدفمون (خدا بریم).
    خب پس هدف اصلی شد خدا. حالا واسه رسیدن بهش باید چکار کنیم توشه جمع کنیم. توشه چیه؟ تلاش و پشتکار ماست. چون خود خدا گفته باید تلاش و پشتکار داشته باشیم واسه رسیدن به هدف. باید اتلاف وقت نداشته باشیم و...
    حالا من میخوام پشتکار داشته باشم. لازمه اش چیه؟ برنامه ریزی و هدف
    لازمه برنامه ریزی و هدف چیه؟ خواستن
    لازمه خواستن چیه؟ اراده
    لازمه اراده چیه؟ توکل به خود خدا و صبور بودن

    کاری به رایگان بودن یا غیررایگان بودن وایب نداریم.
    چقدر برات مفیده؟
    یعنی اگه حذفش کنی و برای کارهای واجبت از تلفن همراه استفاده کنی، این هزینه مالی ارزش حفظ هزینه فکری و تلاشت رو نداره؟
    بیشتر بی حوصلگی و بی ارادگی ما از اتلاف وقته. چون وقتی من میبینم کار مفیدی انجام نمیدم احساس یاس میکنم و این احساس یاس میتونه منو بی انگیزه کنه.
    اشعه هایی که از کامپیوتر و موبایل به ما میرسه بسیار زیان بار هست و به راحتی میتونه تعداد زیادی از نرون ها و سلول های مغزی ما رو از بین ببره.
    این اشعه ها در درازمدت موجب افسردگی و ناراحتی های روحی میشه. مخصوصا هنگامی که همراه این اشعه ها، در ما احساس گذران وقت ناشی از نت ایجاد شود.
    سمین عزیز ممنون.راستش تمام تلاشم رو کردم ک بتونم برای استفاده از نت چ با موبایل چ با لپ تاپ برنامه داشته باشم ک موفق شودم تا حدودی.یعنی میدونم اگه تصمیم بگیرم ک فلان کارو کنم ک واسه تمرکزش نباید از موبایل استفاده کنم خب استفاده نمیکنم و برام مشکلی نداره.

    برای درسها هم با دوستم صحبت کردم و قرار شد بریم کتابخونه دانشگاه درس بخونیم اما هنوز برنامه ای واسش نذاشتیم...
    خب راستش من بخاطر اینکه دو ترم پشت سر هم مشروط شدم یجور نگرانی یا شایدم ناامیدی دارم ک نکنه باز این ترمم مشروط بشم!!!
    میدونم واسه بهتر شدن زندگیم یا بهتره بگم واسه اینکه کارام درست انجام بشه باید چکار کنم اما چون کارای عقب افتاده و ناقص دارم نمیدونم از کجا باید شروع کنم همین هم منو سردرگم کرده...
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط samin66

  5. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    بله. خیلی هم خوب.
    درسته کارهای نیمه تمام زیاد دارید. ولی خب نمیشه با یه دست چند تا هندوانه برداشت.
    اولویت بندی کنید. و آرام آرام پیش برید.
    فعلا اولویت درس های دانشگاه است. که خداروشکر تا امتحان ترم زمان واسه خوندن هست. پس اصلا جای نگرانی نیست.
    ان شالله که موفق باشی فرزانه جان.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,محسن عزیزی

  7. ارسال:14#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    بله. خیلی هم خوب.
    درسته کارهای نیمه تمام زیاد دارید. ولی خب نمیشه با یه دست چند تا هندوانه برداشت.
    اولویت بندی کنید. و آرام آرام پیش برید.
    فعلا اولویت درس های دانشگاه است. که خداروشکر تا امتحان ترم زمان واسه خوندن هست. پس اصلا جای نگرانی نیست.
    ان شالله که موفق باشی فرزانه جان.
    چندتا نمیخوام همون دوتا هندونه بسه
    راستش خب من دوست دارم کارامو باهم پیش ببرم.بلاخره کارایی هست ک وقت زیادی نمیخواد
    دوست دارم کارام و زندگیم منظم باشه.

    اره وقت هست چون من از 29 آذر امتحانای عملی و آزمایشگاهیم شروع میشه و از 22 دی تا 2 بهمن امتحان کتبی دارم.
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:15#
    samin66 آواتار ها
    منظم بودن فقط در گرو برنامه ریزی دقیق، اصولی و با واقع بینی است.
    حتما برنامه هاتو یادداشت کن.
    تواناییهاتو درنظر بگیر و بعد برنامه ریزی کن.
    دو تا هندوانه هم در صورتی که با توانایی ها و امکانات موجودت همخوانی داشته باشه میتونی برداری، در غیر اینصورت دچار تشویش میشی.
    روزها رو تا زمان امتحانت بشمار. کتاب های درسیتو تقسیم بندی کن و هر روز مقداری رو مطالعه کن. فعلا هدف اصلیت باید امتحاناتت باشه. بقیه برنامه ها بمونه برای بعد امتحانات.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,محسن عزیزی

  10. ارسال:16#
    Far Zane آواتار ها
    دوستان سلام

    خسته نباشین

    دوست داشتم اینجا بگم ک خب من شروع کردم به درس خوندن و اینکه یه جلسه مشاوره هم رفتم...خب درباره علاقه به رشته و خیلی چیزا حرف زده شد و اینکه مشاورم گفتن ک باید جلسه بعدی حتما پدر و مادرم رو ببینن و باهاشون حرف بزنن.
    گفتن اگه مشکلی ک دارم رو پیگیری نکنم باعث میشه توی درس،کار،زندگی زناشویی و تربیت بچه ها و کلا همه چیز به مشکل بربخورم...
    راستش به خودم چیزی نگفتن یعنی وقتی ازشون پرسیدم خب مشکل من توی تمرکز هست،توی اراده است چیه گفتن ک ی چیزی بین اینا....یعنی تمرکز نداشتن و اینا اثرات اون مشکل هست.نمیدونم چیه...

    وقتی به مادرم گفتم ک باید بیان مشاوره گفت من نمیام من مشاور خودمم میگم مادر من بخاطر من میخوای بیای میگه نه اگه میخوای پدرتو ببر...به پدرمم هنوز هیچی نگفتم..یعنی میترسم...
    میدونم اگه بگم میاد اما نمیدونم چجوری بگم انگار میترسم چیزی بهش بگم...

    چکار کنم الان؟شنبه هم وقت مشاوره گرفتم ک توی عمل انجام شده قرارشون بدم.اما میترسم لج کنن نیان مخصوصا مامانم...
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:17#
    Far Zane آواتار ها
    سلام

    من مشاوره رفتم با پدرم....
    دکتر با پدرم حرف زد اما نه در حضور من و به پیشنهاد ایشون من با ی دکتر اعصاب و روان ملاقات داشتم و ایشون گفتن ک باید نوار مغزی بگیرم...منم گرفتم و تست افسردگیو اضطراب هم دادم...
    برام قرص دپاکین تجویز کردن و آزمایش قند و اینا....
    توی نت درباره قرص دپاکین ی سرچ کردم و اصلا حس خوبی به این قرص ندارم!!!

    به نظر شما مصرف کنم؟؟؟
    دکتر گفته تا ی هفته شبی نصف قرص بعد ی هفته شبی 1 قرص...برای دو هفته دیگه هم دوباره باید برم
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:18#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Far Zane نمایش پست ها
    سلام

    من مشاوره رفتم با پدرم....
    دکتر با پدرم حرف زد اما نه در حضور من و به پیشنهاد ایشون من با ی دکتر اعصاب و روان ملاقات داشتم و ایشون گفتن ک باید نوار مغزی بگیرم...منم گرفتم و تست افسردگیو اضطراب هم دادم...
    برام قرص دپاکین تجویز کردن و آزمایش قند و اینا....
    توی نت درباره قرص دپاکین ی سرچ کردم و اصلا حس خوبی به این قرص ندارم!!!

    به نظر شما مصرف کنم؟؟؟
    دکتر گفته تا ی هفته شبی نصف قرص بعد ی هفته شبی 1 قرص...برای دو هفته دیگه هم دوباره باید برم
    سلام

    علت مراجعه تون به مشاور همون مطلبی بوده که در ارسال اول عنوان کردین؟
    خب بهترین توصیه این هست که به حرف دکترتون گوش بدین

    ولی یه پیشنهاد بهتر این هست که با یه روانشناس بالینی هم مشورت کنید. به نظر من درمان های روانشناختی بهتر از درمان های دارویی هست در مورد مشکل شما.
    البته پزشکتون حتما با توجه به نتایج آزمایش ها این قرص رو برای شما تجویز کردن.
    پاسخ با نقل و قول

  13. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  14. ارسال:19#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    سلام

    علت مراجعه تون به مشاور همون مطلبی بوده که در ارسال اول عنوان کردین؟
    خب بهترین توصیه این هست که به حرف دکترتون گوش بدین

    ولی یه پیشنهاد بهتر این هست که با یه روانشناس بالینی هم مشورت کنید. به نظر من درمان های روانشناختی بهتر از درمان های دارویی هست در مورد مشکل شما.
    البته پزشکتون حتما با توجه به نتایج آزمایش ها این قرص رو برای شما تجویز کردن.

    سلام نیلوفر عزیز

    راستش ی جورایی مربوط میشه.
    من اول پیش روانشناس رفتم بعد ایشون گفتن ک باید متخصص اعصاب و روان منو ببینن
    توی آخرین پست گفته بودم ک برای مشاوره تحصیلی رفته بودم ک ببینم خب مشکل من کجاست ک درس نمیخونم و ازاین حرفا ک علاوه بر حرف زدن درباره این موضوع،حرف های دیگه هم زده شد.و دکتر گفتن ک باید جلسه بعدی با پدر و مادرم حرف بزنن که جلسه بعد فقط پدرم با من اومدن و دکتر گفتن ک میخوان با پدرم خصوصی حرف بزنن و من بیرون بودم.بعد اینکه صحبتهاشون تموم شده بود به من گفتن ی خانم دکتری باید منو ببینن و اصلا جای نگرانی نیست و اینا

    منم فردای اون روز رفتم پیش این خانم ک متخصص اعصاب و روان بودن.دکتر به من گفته بودن ک وقتی رفتم اونجا باهاشون تماس بگیرم ک ایشون با خانم دکتر حرف بزنن.
    قبل اینکه این کارو کنم وقتی گفتم ک اره من اصلا کششی سمت درس ندارم اینا گفت رشتتو دوست داری گفتم اره.گفت پس درسارو نمیتونی درکشون کنی میتونی این ترم مرخصی تحت درمان بگیری گفتم نه من باید امتحانامو بدم من مشکلی با درسام ندارم و متوجهشون میشم و بعدش گفتن ک پس دانشگاهتو عوض کن ...من دیدم خییلی حرفاشون غیرمنطقی هست گفتن دکتر فلانی گفتن باهاشون تماس بگیرم تا باهاتون صحبت کنم
    وقتی باهاشون حرف زدن به من گگفتن از عدد 100 شما 7 تا 7 تا کم کن .. من شروع کردم 93-86 دیگه نتونستم..هم استرس گرفته بودم هم واقعا مغزم دیگه جواب نمیداد...
    خلاصه بهم گفتن ک نوار مغزیو تست افسردگیو اضطراب...
    ادامه اش هم ک گفتم

    نیلوفر جان من هنوز آزمایش ندادم...فقط براساس اون نوار مغزی بهم دپاکین دادن
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  15. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط niloofarabi

  16. ارسال:20#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Far Zane نمایش پست ها
    سلام نیلوفر عزیز

    راستش ی جورایی مربوط میشه.
    من اول پیش روانشناس رفتم بعد ایشون گفتن ک باید متخصص اعصاب و روان منو ببینن
    توی آخرین پست گفته بودم ک برای مشاوره تحصیلی رفته بودم ک ببینم خب مشکل من کجاست ک درس نمیخونم و ازاین حرفا ک علاوه بر حرف زدن درباره این موضوع،حرف های دیگه هم زده شد.و دکتر گفتن ک باید جلسه بعدی با پدر و مادرم حرف بزنن که جلسه بعد فقط پدرم با من اومدن و دکتر گفتن ک میخوان با پدرم خصوصی حرف بزنن و من بیرون بودم.بعد اینکه صحبتهاشون تموم شده بود به من گفتن ی خانم دکتری باید منو ببینن و اصلا جای نگرانی نیست و اینا

    منم فردای اون روز رفتم پیش این خانم ک متخصص اعصاب و روان بودن.دکتر به من گفته بودن ک وقتی رفتم اونجا باهاشون تماس بگیرم ک ایشون با خانم دکتر حرف بزنن.
    قبل اینکه این کارو کنم وقتی گفتم ک اره من اصلا کششی سمت درس ندارم اینا گفت رشتتو دوست داری گفتم اره.گفت پس درسارو نمیتونی درکشون کنی میتونی این ترم مرخصی تحت درمان بگیری گفتم نه من باید امتحانامو بدم من مشکلی با درسام ندارم و متوجهشون میشم و بعدش گفتن ک پس دانشگاهتو عوض کن ...من دیدم خییلی حرفاشون غیرمنطقی هست گفتن دکتر فلانی گفتن باهاشون تماس بگیرم تا باهاتون صحبت کنم
    وقتی باهاشون حرف زدن به من گگفتن از عدد 100 شما 7 تا 7 تا کم کن .. من شروع کردم 93-86 دیگه نتونستم..هم استرس گرفته بودم هم واقعا مغزم دیگه جواب نمیداد...
    خلاصه بهم گفتن ک نوار مغزیو تست افسردگیو اضطراب...
    ادامه اش هم ک گفتم

    نیلوفر جان من هنوز آزمایش ندادم...فقط براساس اون نوار مغزی بهم دپاکین دادن
    جای نگرانی و استرس نیست! قرصی که بهت داده برای تنظیم خلق و خو هست. این مدت رو که دکترتون تعیین کرده؛ قرص رو مصرف کنید. بعدش ببیند دکتر چی میگه اگه دارو تاثیر مثبت داشته باشه، خودت حس میکنی. دکتر هم تشخیص میده.

    ولی باز هم میگم درمان های روانشناختی و مخصوصا درمان های شناختی هم چیز خوبی هست اگه نظر مثبتی نداری نسبت به دارودرمانی محض، بهتره مجددا به یه روانشناس بالینی دیگه مراجعه کنی.
    پاسخ با نقل و قول

  17. نمیدونم چی میشه...  سپاس شده توسط Far Zane,محسن عزیزی

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •