تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به اجبار بخند هرچند هم خنده دارنباشه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رویامه
آخرین ارسال:ویونا شاکری
پاسخ ها 139

صفحه‌ها (14): صفحه 5 از 14 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

به اجبار بخند هرچند هم خنده دارنباشه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#



    از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟

    اون اسب جواب نداد.
     سرشو انداخت پایین و هیچی نگفت.

    میدونید چرا؟؟؟
     . . . . . . . . . . چون اسبا نمیتونن حرف بزنن.

    نه واقعا انتظار داشتین اسبها حرف هم بزنن؟




    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#




    زنه شوهرشو می بره دکتر

    دکتر به زن می گه :

    خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه.

    باید خوب غذا بخوره، هرچی که می خواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ
    بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید
    با هم داشته باشین وگرنه شوهرتون میمیره

    تو راه برگشت مردِ می پرسه: خانم، دکتر چی گفت؟

    و خانم می گه :

    هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری




    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:43#




    هیچ خوابی مثل خواب شب امتحان روی جزوه و کتاب
    نمیچسبه…


    لامصب انگار توی بغل مامانت
    خوابی
    ..

    --
    --
    --
    --
    به مامانم میگم موهام میریزه،میگه کمتر برو اینترنت
    !!!
    خواستم بگم اگه دردی،مرضی،سرطانی چیزی دارین
    بگین از مامانم بپرسم دلیلش چیه


    --
    --
    --
    --
    دقت کردین اونایی که میخوان برن دندون پزشکی 6-7 برابر از
    قبل بیشتر مسواک میزنن که نشون بدن دندوناشون تمیزه !؟







    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:44#



    دختره فرم دانشگاه پر کرده:

    نام:اعظم ….

    نام خانوادگی:کمالی ….

    فرزند: سوم!!

    این چطوری کنکور قبول شده واسم سواله

    --
    --
    --
    --
    بالاخره حکمت " آی سی یو " رو در بیمارستان
    دریافتم !

    .

    .

    .

    جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار :
    ;I See
    You .





    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:45#
    کشیدن ترمز دستی قبل دعوا تو خیابون، قدرتی به آدم می ده که فنون معبد شائولین در چین یه همچین قدرتی رو نمی ده!      
    شوخی پسرا
    ﺍﻭﻟﯽ: من ترمز ماشینش رو می برم، یه کم دورِ هم بخندیم!
    ﺩﻭﻣﯽ: ﺣَﻠﻪ ﺩﺍﺩﺍ!
    ...
    ...
    ...
    ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ:
    ﺍﻭﻟﯽ: ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺩﺷﻮ ﺑﺮ می دﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻪ!
    ﺩﻭﻣﯽ: ﻭﺍﺍﺍﯼ ^_^ عجب هیجانی، ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰیزﻡ، ولی ممکنه ناراحت بشه     

     رفتم شیرینی بخرم، به شیرینی فروش می گم: این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟ می گه: شما شیرینی ناپلئونی می خرید لای هر کدوم ناپلئونه؟
    تا حالا این قدر قانع نشده بودم تو زندگیم!    
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:46#



    یک مرغ دارم روزی یه تخم هم نمیکنه پاشو انداخته رو پاش قیافه گرفته !!!!

    --
    --
    --
    --


    با تمام بدیهاش این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره : . . . . . . . اونم این که آدم با رشته ی تحصیلیش یکم آشنا میشه !!!




     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:47#
     




    خونمون مهمون اومد،

    وقتی در رو بازکردم دخترشون قدش حدودیک و نودبود

    o_O

    وقتی کفشش رو درآورد یک و هفتاد وپنج شد ،

    اومد توی خونه گل سرش رو برداشت شدیک و پنجاه

    .

    .

    .

    نگرانم کم کم محوبشه
     
    --
    --
    --
    --
    ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻻﻏﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺰﺩ!

    ﻋﺎﻟِﻤﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻧﺰﻥ ﮔﻨﺎﻩ

    ﺍﺳﺖ…

    ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ

    ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺷﻤﺎﺳﺖ

    ﻋﺎﻟِﻢ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻋﺎﻕ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻮﯼ !
     
    --
    --
    --
    --
    پر سودترین معامله ای که ما دهه شصتیها انجام دادیم

    تعویض نون خشکه با جوجه رنگی بود
    --
    --
    --
    --
    تو کلاس داشتم با دوستم پچ پچ میکردم

    استاد اومد با خط کش بهم اشاره کرد و گفت:

    تهِ این خط کش یه آدم ابله وجود داره…

    منم گفتم: استاد منظورتون کدوم تهشه…!؟

    نمیدونم چی شد که اخراجم کرد!!
     
    --
    --
    --
    --
    پسره نوشته بود :

    جــای خــالی تــــورو اِنقـد بـــا چـشام آب میدم تا
    بـــــازکـنــار­م ســبز بشــی..!

    فکر کنم مخاطبش یونجه بوده!
     



    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:48#



    ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!!

    ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟!
     
    --
    --
    --
    --
    پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده
    !؟ نه خدایی چی بود؟؟
    --
    --
    --
    --
    دختـــــــره 8 سالشه از باباش تبلـــــــــــت میخواد اونوقت ما 8
    سالمون بــود دستمــــــونو گـــــــــاز میگرفتیم جاش بمونه شبیــــه
    ساعــــــــت مچــــــی شه
     
    --
    --
    --
    --
    خواهر زادم (پنج سالشه) بهم میگه : دلم برات تنگ شده …

    ازش می پرسم : دلت برای من تنگ شده یا موبایلم ؟

    میگه : هم موبایلت هم کامپیوترت !
     
    --
    --
    --
    --
    دیشب بابابزرگ و مامان بزرگمو بردیم فرودگاه بدرقه کنیم که برن مکه
    ، هواپیما تاخیر داشت !

    مامان بزرگم نگران بود ، عموم میاد دلداریش بده میگه :

    این چیزا عادیه ، تاخیر داره ، نقص فنی پیدا میکنه ، سقوط میکنه ،
    نگران نباش !
     
    --
    --
    --
    --
    غضنفر با دوست دخترش تو قبرستون راه میرفته…یهو گشت ارشادو
    میبینه…میگه بشینیم سر یه قبر…طرف میاد گیر میده میگه:آقا و خانوم
    اینجا چیکار میکنید؟غضنفر میگه:مگه کوری؟سر قبر پدرم نشستم.طرف
    میگه:اینکه قبر بچه است.غضنفر میگه:از شما چه پنهون,پدرم تو بچه گی
    مرد!!!
    --
    --
    --
    --
    اسپری خریدم روش نوشته مخصوص دفع حشرات مزاحم

    تازه فهمیدم که یه سری حشراتم هستن که مراحِمن

    حالا موندم واسه اونا چی بخرم که اذیت نشن؟!
     
    --
    --
    --
    --
    طرف اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه

    بیا تو باهاش حرف بزن …

    نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو
    --
    --
    --
    --
    امروز نمی دونم جواب کدوم کار خوبم رو گرفتم !

    رفتم صدگرم نخودچی گرفتم، داشتم می خوردم که یهو دیدم یه
    پسته توشه!!!!

     باور کنید اشک توی چشمام حلقه زده بود :’( خدایا شکرت)






    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:49#
    عالی بود.مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:50#
    دوستان خوب مثل تکه های پازلند. اگر یکی شون نباشه پازل کامل نیست. تو یکی از اون تکه هایی که هیچ وقت نیستی و گند زده ای به پازل!
     
    من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی می زدم، اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن
    بهشون گریس هم نمی زنم، آدم فروش های پس فطرت!
     
    شازده کوچولو از سیاره شون زنگ زد به روباه و گفت: چرا آدم ها این قدر از یکدیگر بت می سازند؟
    صدا آمد: از بی ادبان!
    فهمید اشتباهی شماره لقمان رو گرفته، قطع کرد!
     
    رفتم عسل بخرم، فروشنده می گه عسل خوب داریم 75 تومان، خوانسار هم هست 57 تومن، عسل 3 تومنی و 5 تومنی هم داریم…
    فکر کنم اون آخریا دیگه آزمایش مدفوع زنبور بوده!
     
    فكر كنم درد شكست عشقی ژاپنی ها چند برابر بیشتر از ماست،
    بی چاره ها هر جا نگاه كنن قیافه عشقشون رو می بینن!


     
    پسره: اسمت چیه؟
    دختره: یه شارژ بفرست.
    پسره: چند سالته؟
    دختره: یه شارژ بفرست.
    پسره: می خوام بیام خواستگاریت!
    دختره: واقعا؟ کِی؟
    پسره: یه شارژ بفرست!


     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (14): صفحه 5 از 14 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •