تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




استرس و نداشتن اعتماد به نفس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:pari
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

استرس و نداشتن اعتماد به نفس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sokut نمایش پست ها
    سلام پری خانم دامپزشک آینده، خوب هستید؟

    من هم فارق التحصیل دامپزشکی ام. رشته ی سختیه خصوصا ترم هایی که میخوای از علوم پایه وارد درمانگاه بشی و سر کلاس جراحی هم نمونه ی یکی از موارد سخت علوم درمانگاهی است. چند تا نکته رو در این مورد بهت بگم:

    اولا مطمئن باش تو این بخش از رشته ات اکثر بچه ها استرس و ترس دارند حتی اگه به روی خود نیارن.

    همچنین چون رشته ای هست که خیلی نسبت به سایر رشته ها وقت گیر تر و سخت تر هست باعث میشه نسبت به بچه های دیگه ای که در رشته ی شما تحصیل نمیکنن و شما اونها رو در محیط دانشگاه میبینی بچه های این رشته خسته تر و پر استرس تر و ... بشن که البته بعد تحصیل درست میشه (ان شاالله)

    یه چیزی هم در مورد درس جراحی بگم درس جالبی هست ولی بعد تحصیل اگر نخوای کلینیک بزنی و بخوای در بخش های دیگه کار کنی اصلا بهش نیاز نخواهی داشت پس خیلی غصه ی این درس رو نخور همه ی اینها برای تو بعدا خاطره میشه!

    این رو هم بگم در بخش علوم درمانگاهی و از جمله ی اون جراحی کلا کلاس سوتی بچه ها هست، ممکنه شما چون خودت استرس سوتی دادن خودت را داشته باشی کمتر متوجه سوتی و اشتباه های سایر دانشجوها بشی ولی وقتی انترن 2 بشی و بچه های اکسترن رو ببینی خودت به سوتی هاشون که قبلا مانند سوتی های خود تو بود خنده ات میگیره

    در مورد بیهوشی الاغ هم بگم چون شما تازه وارد این کلاس ها شدید و آموزشی هست خود استاد شما خیلی حواسش به میزان دارویی که در سرنگ می کشید هست (اگر بخوای الاغ رو هم بکُشی نمیذاره!!) با دوستان نزدیکت هم در این موارد میتونی مشورت بگیری مثلا بگی همین میزان بود دیگه درسته؟ در مورد تزریقش هم بگم اگر استادتون ابتدا توضیح میده صبر کن تا توضیحش تموم بشه و خودت خوب گوش بده سعی کن خوب به ناحیه سر حیوان نزدیک بشی دستت رو آروم روی وداجش بکش و مطمئن باش که رگش رو پیدا می کنی آرامشت رو حفظ کن و مطمئن باش که موفق میشی

    این رو هم بدون همین استادی هم که الان از نگاهش میترسی (که ما شاالله دامپزشکی از نمونه ی این جور اساتید کم نداره!) خودش تا چند تا الاغ رو سربه نیست نکرده استاد نشده!!!

    اگر کمکی از دستم بر میاد خوشحال میشم

    موفق باشی
    سلام خیلی ممنون از جوابتون اتفاقا یه استرس دیگم اینه که رگو نتونم پیدا کنم!آنژیوکتم که بلد نیستم ینی قبلا رو سگ نتونستم آنژیوکت بزنم بچه های ما همشون خیلی زرنگن لااقل از من زرنگ ترن سوتیم بدن یه جوری برخورد میکنن انگار اتفاق خاصی نیفتاده ولی من اگه یه اشتباه کنم قیافم اینقد دپرس و افسرده و نگران میشه که سوتیم به چشم همه بزرگ میاد.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط pari نمایش پست ها
    سلام خیلی ممنون از جوابتون اتفاقا یه استرس دیگم اینه که رگو نتونم پیدا کنم!آنژیوکتم که بلد نیستم ینی قبلا رو سگ نتونستم آنژیوکت بزنم
    آنژیوکت زدن به سگ سخت تر از الاغ هست خصوصا اگر سگ دهیدره باشه یا رگش کوچک باشه. من هم برای اولین بار نتونستم به سگ آنژیوکت بزنم اتفاق خاصی هم نیفتاد تازه دلیل نمیشه اگه یک بار نتونستی بزنی یعنی موارد دیگه هم همون اتفاق می افته

    نقل قول نوشته اصلی توسط pari نمایش پست ها
    بچه های ما همشون خیلی زرنگن لااقل از من زرنگ ترن سوتیم بدن یه جوری برخورد میکنن انگار اتفاق خاصی نیفتاده ولی من اگه یه اشتباه کنم قیافم اینقد دپرس و افسرده و نگران میشه که سوتیم به چشم همه بزرگ میاد.
    رشته دامپزشکی دو جنبه داره یکی تئوری ها است و دیگر عملی در درسهای تئوری بچه هایی که تلاش میکنن و به قول شما زرنگ هستن موفق هستند ولی کارهای عملی مثل تزریقات، خونگیری، معاینات خصوصا دام بزرگ، جراحی و ... علاوه بر درس خوندن نیاز به هنر داره و به همین خاطر وقتی بچه ها به درمانگاه وارد می شوند استعداد بعض بچه ها که قبلا مخفی بود بیشتر شکوفا میشه و بعضی دیگه که در تئوری قوی تر بودند گاهی اینجا کمرنگ تر جلوه می کنند.
    برای اینکه بتونی در این مرحله موفق باشی باید استرس رو کنار بذاری آرامش خودت رو حفظ کنی اینجوری میتوانی کارهای ظریف و هنرمندانه رو انجام بدی به خودت بگو من وارد مرحله جدیدی شدم اگر تا به حال نتوانستم توانایی هایم رو نشان بدهم الان زمان شکوفایی من هست من از آن دسته ای خواهم بود که در دروس درمانگاهی موفق هستم. فقط آرامشت رو حفظ کن و سعی کن علم و هنر رو در این مرحله به هم بیامیزی و از خلاقیت های ذهنی خودت هم بهره بگیر سعی کن تا اونجا که می توانی از این مرحله درسی نکات کاربردی رو برای بعد از فارق التحصیلیت بیاموزی
    ان شاالله موفق می شوی
    به حضرت صادق (ع) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده ‏اى؟

    فرمود بر چهار چيز:

    فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نمي دهد. پس به كوشش پرداختم
    دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشيدم
    فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد آرامش يافتم
    و دانستم بالاخره بسوى مرگ مي روم به همين جهت آماده آن شدم
    بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد 111
    پاسخ با نقل و قول

  3. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,pari,محسن عزیزی,تبسّم,سلماء,ساجده

  4. ارسال:13#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sokut نمایش پست ها
    آنژیوکت زدن به سگ سخت تر از الاغ هست خصوصا اگر سگ دهیدره باشه یا رگش کوچک باشه. من هم برای اولین بار نتونستم به سگ آنژیوکت بزنم اتفاق خاصی هم نیفتاد تازه دلیل نمیشه اگه یک بار نتونستی بزنی یعنی موارد دیگه هم همون اتفاق می افته



    رشته دامپزشکی دو جنبه داره یکی تئوری ها است و دیگر عملی در درسهای تئوری بچه هایی که تلاش میکنن و به قول شما زرنگ هستن موفق هستند ولی کارهای عملی مثل تزریقات، خونگیری، معاینات خصوصا دام بزرگ، جراحی و ... علاوه بر درس خوندن نیاز به هنر داره و به همین خاطر وقتی بچه ها به درمانگاه وارد می شوند استعداد بعض بچه ها که قبلا مخفی بود بیشتر شکوفا میشه و بعضی دیگه که در تئوری قوی تر بودند گاهی اینجا کمرنگ تر جلوه می کنند.
    برای اینکه بتونی در این مرحله موفق باشی باید استرس رو کنار بذاری آرامش خودت رو حفظ کنی اینجوری میتوانی کارهای ظریف و هنرمندانه رو انجام بدی به خودت بگو من وارد مرحله جدیدی شدم اگر تا به حال نتوانستم توانایی هایم رو نشان بدهم الان زمان شکوفایی من هست من از آن دسته ای خواهم بود که در دروس درمانگاهی موفق هستم. فقط آرامشت رو حفظ کن و سعی کن علم و هنر رو در این مرحله به هم بیامیزی و از خلاقیت های ذهنی خودت هم بهره بگیر سعی کن تا اونجا که می توانی از این مرحله درسی نکات کاربردی رو برای بعد از فارق التحصیلیت بیاموزی
    ان شاالله موفق می شوی
    سلام منظورم از زرنگی هم تئوریشون بود هم عملیشون ماشالا از هیچی کم نمیارن ولی من تئوریم فقط خوب بود اونم فقط در حدی که نیفتم چون از اول بی علاقه وارد دانشگاه شدم الانم فقط از ترس اینکه بابام سکته نکنه همه بگن تقصیر تو بود دارم ادامه میدم وگرنه لحظه لحظش واسم عذابه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    میشه بگی به چی علاقه داشتی و چطور شد که این رشته رو انتخاب کردی؟

    الان دامپزشکی چقدر با رشته ای که فکر می کنی اگر توی اون رشته تحصیل می کردی موفق تر بودی تفاوت داره؟
    به حضرت صادق (ع) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده ‏اى؟

    فرمود بر چهار چيز:

    فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نمي دهد. پس به كوشش پرداختم
    دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشيدم
    فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد آرامش يافتم
    و دانستم بالاخره بسوى مرگ مي روم به همين جهت آماده آن شدم
    بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد 111
    پاسخ با نقل و قول

  6. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط anahid,محسن عزیزی,تبسّم,سلماء,ساجده

  7. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sokut نمایش پست ها
    میشه بگی به چی علاقه داشتی و چطور شد که این رشته رو انتخاب کردی؟

    الان دامپزشکی چقدر با رشته ای که فکر می کنی اگر توی اون رشته تحصیل می کردی موفق تر بودی تفاوت داره؟
    من به روانشناسی و ادبیات علاقه داشتم .کلا به رشته های انسانی علاقه داشتم .بابام مجبورم کرد تجربی برم چون دوست داشت همه بچه هاش دکتر بشن .دامپزشکیم همه بهش گفتیم من نمیتونم اما بازم قبول نکرد تا الانم دارم به خاطر اون میخونم من قطعا تو اون 2 تا موفق تر بودم لااقل دیگه عذاب نمیکشیدم تا امروزم فک میکردم دیگه درسم تموم بشه ولم میکنه اما همین 1 ساعت پیش شروع کرد به اینکه معدلت چنده؟تخصص برو کار حتما بکن تو خونه نشین البته منم گفتم نه میخوام تخصص بگیرم نه میخوام کار کنم .
    آیا من حق ندارم سرمو بزنم تو دیوار؟به خدا 24 سالمه موهام شروع به سفید شدن کرده.هنوزم دست از سر من برنداشته..
    پاسخ با نقل و قول

  8. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط محسن عزیزی,سلماء

  9. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به شکل کلی باید بگم که سه چهار مساله عمده اینجا وجود داره که به همدیگه گره خوردند و شرایط سختی رو برای شما ایجاد کردند:

    1. استرس و اعتماد به نفس که با توجه به توضیحاتتون مربوط به حالا هم نمیشه

    2. حساسیت بسیار زیاد روی حرف دیگران و تاثیرات مخربی که بر شما وارد میکنه و همچنین تمایل شما به برآورده کردن انتظارات دیگران، حتی اگر خودتون عذاب ببینید.

    3. نداشتن علاقه به رشته تحصیلی تون، و احتمالا متناسب نبودن روحیاتتون با رشته دامپزشکی

    4. ترس از سرزنش دیگران، و مخالفت شما با رای و نظر دیگران که به مورد دو بسیار مرتبط هست.

    اول از همه می خوام درباره مورد شماره سه صحبت کنم.

    واقعیت اینه که انسانها دارای روحیات، تمایلات، انگیزه ها، و علایق متفاوتی هستند. مثلا خود من، اصلا روحیه ام به رشته های مرتبط با پزشکی جور نیست! مثلا حتی دیدن عمل قلب باز از تلویزیون رو اصلا نمی پسندم؛ پیدا کردن رگ و تزریق و اینجور موارد هم برام بسیار دشوار هست، حتی فکر کردن بهش هم برام چندان راحت نیست! چشم پزشکی که اصلا نمیتونم فکرشم بکنم. به قدری روی چشم حساسم که مثلا اگر کسی بخواد قطره تو چشمم بندازه، ازش میگیرم و خودم قطره مو میندازم تو چشمم! حتی واکسن زدن به یه مرغ هم برام سخته، چون با پیدا کردن رگ و اینجور مسائل سر و کار داره که اصلا با روحیات من سازگار نیست و حتی ترجیح اکید میدم که نگاهش هم نکنم!

    برعکس همسرم اینطور نیست. به مسائل پزشکی بسیار علاقه مند هست و همیشه مشتاق یادگیری بیشتر در این جور مسائل

    من به قدری روحیاتم با اینجور مسائل ناسازگار هست، که حتی کلاس هلال احمر رو هم بعد یک جلسه دیگه ادامه ندادم(گرچه دلم میخواد برم، ولی اقدامی نکردم براش)! البته دلیل ادامه ندادنم کمتر به خاطر استرس، و بیشتر به خاطر ناسازگاری روحیاتم با این قبیل مسائل هست.

    این رو اطرافیانم هم اطلاع دارند. ما اگر حتی توی خونه جوجه هم بخریم و بزرگ کنیم، من اجازه نمیدم کسی بکشتشون و باید جوجه هام به مرگ طبیعی بمیرند! اگر هم قرار باشه بفروشیمشون، شرط خرید اینه که به مرگ طبیعی باید بمیره و خریدار حق نداره اونها رو بکُشه

    خب، من با این روحیات، عمرا نمیتونم بیام رشته ای مثل پزشکی، یا حتی پرستاری، اتاق عمل و ... . آیا این عیب هست؟ مسلّما نه

    خدا استعدادها و روحیات متفاوتی رو در افراد قرار داده و اصطلاحا «هر کسی را بهر کاری ساختند».

    رشته دبیرستانی من ریاضی و فیزیک بود، و هم به خاطر علاقه ام و هم معدل بالام و توصیه مشاورین این رشته رو انتخاب کرده بودم. معدل دیپلم ریاضی ام هم 19.24 بود و عملکردم در دروس ریاضی و فیزیک و شیمی همیشه خوب بود. با این حال، این رشته من رو ارضا نمی کرد و دلم میخواست در زمینه های دیگری فعالیت کنم. تا اینکه نوبت رسید به انتخاب رشته من و من به کسانی که دور و برم بودن گفتم که توی رشته ها روانشناسی(روانشناسی صنعتی و سازمانی جزو گرایش های ریاضی و تجربی هست) رو نمی خوام و توی شهرها اهواز رو. میتونید حدس بزنید چی قبول شدم؟!

    بله درسته: روانشناسیِ اهواز!!

    اولش خیلی شوکه بودم و باورم نمیشد، اما بعد که رفتم دیدم هم رشته رو دوست دارم و هم شهر دور اهواز برام منشا خیر شده و هم روحیاتم با رشته جور هست و همین رشته رو هم ادامه دادم تا الان

    تو دانشگاه یادمه یکی از همکلاسی هام که خودش تجربی بود، به من میگفت با این هوشی که داری اگر تجربه میخواندی حتما پزشکی میاوردی. منم بهش جواب می دادم اگر رتبه یک کمکور هم میشدم، پزشکی رو انتخاب نمیکردم، چون روحیات خودم رو میشناختم که با پزشکی سر سازگاری نداره

    اینها رو گفتم تا به این نتیجه برسم که علاقه داشتن به رشته و سازگار بودن روحیات فرد با رشته اش نکته حائز اهمیتیه و نمیشه اونو دست کم گرفت.

    اگر شما هم روحیاتتون مثل من هیچگونه سنخیتی با رشته های مرتبط با پزشکی نداره، اونوقت میتونیم روی این موارد کار کنیم که چطور این مساله رو با اطرافیان مطرح کنید و چطور با پیامدهای احتمالی اش مواجه بشید.

    قدم بعدی میتونه کار کردن بر روی استرس و اعتماد به نفس شما در زندگی روزمره باشه، و همچنین کار بر روی حساسیت هاتون نسبت به مردم

    اما اگر اینگونه نیستید و متوجه شده اید که روحیاتتون با رشته همخوانی دارند، ولی مشکل تون صرفا استرس و نداشتن اعتماد به نفس هست، کلا قضیه متفاوت میشه و اونوقت ما میتونیم روی استرس های شما کار کنیم تا به یاری خدا کمتر بشن

    گزینه سومی که در پیش داریم اینه که به شکل آزمایشی روی استرس های مرتبط با کار عملی هاتون کار کنیم، و ببینیم آیا تاثیری بر شما و علایقتون داره یا نه

    مایلم نظر شما رو در این باره بدونم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط anahid,pari,sokut,تبسّم,سلماء,ساجده

  11. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    به شکل کلی باید بگم که سه چهار مساله عمده اینجا وجود داره که به همدیگه گره خوردند و شرایط سختی رو برای شما ایجاد کردند:

    1. استرس و اعتماد به نفس که با توجه به توضیحاتتون مربوط به حالا هم نمیشه

    2. حساسیت بسیار زیاد روی حرف دیگران و تاثیرات مخربی که بر شما وارد میکنه و همچنین تمایل شما به برآورده کردن انتظارات دیگران، حتی اگر خودتون عذاب ببینید.

    3. نداشتن علاقه به رشته تحصیلی تون، و احتمالا متناسب نبودن روحیاتتون با رشته دامپزشکی

    4. ترس از سرزنش دیگران، و مخالفت شما با رای و نظر دیگران که به مورد دو بسیار مرتبط هست.

    اول از همه می خوام درباره مورد شماره سه صحبت کنم.

    واقعیت اینه که انسانها دارای روحیات، تمایلات، انگیزه ها، و علایق متفاوتی هستند. مثلا خود من، اصلا روحیه ام به رشته های مرتبط با پزشکی جور نیست! مثلا حتی دیدن عمل قلب باز از تلویزیون رو اصلا نمی پسندم؛ پیدا کردن رگ و تزریق و اینجور موارد هم برام بسیار دشوار هست، حتی فکر کردن بهش هم برام چندان راحت نیست! چشم پزشکی که اصلا نمیتونم فکرشم بکنم. به قدری روی چشم حساسم که مثلا اگر کسی بخواد قطره تو چشمم بندازه، ازش میگیرم و خودم قطره مو میندازم تو چشمم! حتی واکسن زدن به یه مرغ هم برام سخته، چون با پیدا کردن رگ و اینجور مسائل سر و کار داره که اصلا با روحیات من سازگار نیست و حتی ترجیح اکید میدم که نگاهش هم نکنم!

    برعکس همسرم اینطور نیست. به مسائل پزشکی بسیار علاقه مند هست و همیشه مشتاق یادگیری بیشتر در این جور مسائل

    من به قدری روحیاتم با اینجور مسائل ناسازگار هست، که حتی کلاس هلال احمر رو هم بعد یک جلسه دیگه ادامه ندادم(گرچه دلم میخواد برم، ولی اقدامی نکردم براش)! البته دلیل ادامه ندادنم کمتر به خاطر استرس، و بیشتر به خاطر ناسازگاری روحیاتم با این قبیل مسائل هست.

    این رو اطرافیانم هم اطلاع دارند. ما اگر حتی توی خونه جوجه هم بخریم و بزرگ کنیم، من اجازه نمیدم کسی بکشتشون و باید جوجه هام به مرگ طبیعی بمیرند! اگر هم قرار باشه بفروشیمشون، شرط خرید اینه که به مرگ طبیعی باید بمیره و خریدار حق نداره اونها رو بکُشه

    خب، من با این روحیات، عمرا نمیتونم بیام رشته ای مثل پزشکی، یا حتی پرستاری، اتاق عمل و ... . آیا این عیب هست؟ مسلّما نه

    خدا استعدادها و روحیات متفاوتی رو در افراد قرار داده و اصطلاحا «هر کسی را بهر کاری ساختند».

    رشته دبیرستانی من ریاضی و فیزیک بود، و هم به خاطر علاقه ام و هم معدل بالام و توصیه مشاورین این رشته رو انتخاب کرده بودم. معدل دیپلم ریاضی ام هم 19.24 بود و عملکردم در دروس ریاضی و فیزیک و شیمی همیشه خوب بود. با این حال، این رشته من رو ارضا نمی کرد و دلم میخواست در زمینه های دیگری فعالیت کنم. تا اینکه نوبت رسید به انتخاب رشته من و من به کسانی که دور و برم بودن گفتم که توی رشته ها روانشناسی(روانشناسی صنعتی و سازمانی جزو گرایش های ریاضی و تجربی هست) رو نمی خوام و توی شهرها اهواز رو. میتونید حدس بزنید چی قبول شدم؟!

    بله درسته: روانشناسیِ اهواز!!

    اولش خیلی شوکه بودم و باورم نمیشد، اما بعد که رفتم دیدم هم رشته رو دوست دارم و هم شهر دور اهواز برام منشا خیر شده و هم روحیاتم با رشته جور هست و همین رشته رو هم ادامه دادم تا الان

    تو دانشگاه یادمه یکی از همکلاسی هام که خودش تجربی بود، به من میگفت با این هوشی که داری اگر تجربه میخواندی حتما پزشکی میاوردی. منم بهش جواب می دادم اگر رتبه یک کمکور هم میشدم، پزشکی رو انتخاب نمیکردم، چون روحیات خودم رو میشناختم که با پزشکی سر سازگاری نداره

    اینها رو گفتم تا به این نتیجه برسم که علاقه داشتن به رشته و سازگار بودن روحیات فرد با رشته اش نکته حائز اهمیتیه و نمیشه اونو دست کم گرفت.

    اگر شما هم روحیاتتون مثل من هیچگونه سنخیتی با رشته های مرتبط با پزشکی نداره، اونوقت میتونیم روی این موارد کار کنیم که چطور این مساله رو با اطرافیان مطرح کنید و چطور با پیامدهای احتمالی اش مواجه بشید.

    قدم بعدی میتونه کار کردن بر روی استرس و اعتماد به نفس شما در زندگی روزمره باشه، و همچنین کار بر روی حساسیت هاتون نسبت به مردم

    اما اگر اینگونه نیستید و متوجه شده اید که روحیاتتون با رشته همخوانی دارند، ولی مشکل تون صرفا استرس و نداشتن اعتماد به نفس هست، کلا قضیه متفاوت میشه و اونوقت ما میتونیم روی استرس های شما کار کنیم تا به یاری خدا کمتر بشن

    گزینه سومی که در پیش داریم اینه که به شکل آزمایشی روی استرس های مرتبط با کار عملی هاتون کار کنیم، و ببینیم آیا تاثیری بر شما و علایقتون داره یا نه

    مایلم نظر شما رو در این باره بدونم.
    با سلام .من قبلا اصلا روحیاتم با خون و کارایی که نیاز به دل بزرگ داره سازگار نبوداما طی این چند سال عادت کردم و انجام این کارا حداقل روی حیوانات مایع عذابم نمیشه یه مقدار کمی هست که این مقدارو در دوستامم میبینم پس فک نمیکنم روحیم چندان مشکلی داشته باشه.
    اما استرس و عدم اعتماد به نفس وااای بیداد میکنه بذارین از امروز بگم که چند مورد از عدم اعتماد به نفس و ناتوانی در انجام کار عملی رو نشون میده.
    امروز مسئول بیهوشی من بودم استرس از دیشب نمیذاشت بخوابم از شروع جراحی که باید دارو میکشیدم و فک میکردم آسون ترین مرحله همینه سرنگا سفت بودن و راحت دارورو نمیکشیدن استرسم شدیدتر شد .مرحله تزریق رگو پیدا میکردم اما هرقدر آسپیره میکردم و سرنگو جاشو عوض کردم دریغ از خون...آخر سر با کمک خودشون تزریق کردم ..خیلی احساس بی عرضگی کردم خیلی خجالت کشیدم. تازه یکی از بچه هام با لحن مسخره متلک انداخت خیلی مشغول بودی پوزخندم زد از اون موقع تو دلمه..بقیه مراحلم که دست و پا شکسته طی شد..
    اما... امروز نمره یه امتحانی که واقعا براش زحمت کشیده بودم و این دفعه مطمئن بودم خوب میشه نمرم رفتم دیدم جزو 3 نمره آخر کلاسم!!...من اینقد خراب نکرده بودم اما زیاد نوشته بودم استادم از اونایی بود که حوصله نداشت زیاد بخونه و نوشته بود توضیح اضافی نمره منفی داره مطمئنم سر زیاد نوشتنم بهم نمره کم داده...خیلی دلم شکست و در حالی که میخواستم ساعت 2 برم کلاس نرفتم چون گفتم همه نمره منو دیدن(نمره هارو با اسم زده بود)یا ازم بپرسن چقد خجالت میکشم پس از عدم اعتماد به نفس برگشتم خونه با 1000 فکر منفی و کلی گریه کردم که چرا من اینقد بدشانس و بی عرضم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:18#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    برای مقابله با استرس، گامهایی رو باید برداشت. این مقابله تدریجی هست و بستگی به عواملی داره که بیشترشون دست خود شماست و بنابراین با رعایت آنها، می توان امیدوار به حل مشکل بود.

    مدیریت استرس یک مهارت هست که قابل اکتساب است.

    استرس هم چیزی نیست که فقط شما تجربه بکنید. استرس فقط مربوط به حوادث منفی زندگی نیست، و شامل رویدادهای مثبت زندگی هم میشه. استرس به خودی خود بد نیست، اما اگر شدتش از کنترل خارج بشه، مخرب و آسیب زاست.

    چهار مؤلفه مهم در مدیریت استرس، عبارتند از:

    ادراک فرد، حمایت های اجتماعی، اعتقاد داشتن به منابع کنترل درونی و بیرونی، شیوه های مقابله

    افکار خودکار نقش بسیار مهمی رو در تجربه کردن احساسات ناخوشایند ایفا می کنند. بنا به دلایل مختلفی چون تجارب دوران کودکی، تجربیات گذشته، ارزیابی های دیگران و ... افراد در مورد خود مفروضه هایی رو می سازند و این مفروضه ها می توانند افکار خودآیندی را ایجاد کنند و این افکار احساسات و رفتار فرد را به نوعی تحت کنترل خود قرار می دهند.

    برای آشنایی با این افکار، لینک ده خطای شناختی معمول را مطالعه کنید. ببینید کدامیک از این افکار رو در شرایط استرس را تجربه می کنید؟

    خطاهای شناختی معمول

    فرم ثبت روزانه افکار اتوماتیک رو هم پر کنید و برای ما ارسال نمایید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,pari,sokut,سلماء

  14. ارسال:19#
    سلام من همه اون افکارو تجربه کردم
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:20#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط pari نمایش پست ها
    سلام من همه اون افکارو تجربه کردم
    سلام

    بسیار خوب

    برای اینکه عینی تر با مساله برخورد کنیم، چند مثال از اینگونه افکار و تاثیراتشان بر خودتان بیان کنید.

    فرم ثبت روزانه افکار اتوماتیک رو هم پر کنید و برای ما ارسال نمایید.

    دستورالعمل: هروقت مي‌بينيد خلق­تان تغيير كرده و بدتر شده‌است، از خودتان بپرسيد «همين الآن چي در ذهنم بود؟» و بعد هرچه سريع‌تر فكر يا تصوير ذهني خودتان را در ستون افكار اتوماتيك منفي بنويسيد.
    سپس ببينيد اين افكار تا چه اندازه دقيق و واقع‌بينانه هستند.

    تاريخ موقعيت

    وقتي ناراحت شديد كجا بوديد و چه اتفاقي افتاد؟
    هيجان‌ها

    در آن موقع چه هيجاني احساس مي‌كرديد (مثلاً اضطراب، غم، خشم و غيره). شدت احساس و هيجان خود را از صفر تا صد درجه‌بندي كنيد (100%-0%).
    افكار اتوماتيك

    چه فكر يا تصويري در ذهنتان بود؟ به چه فكر مي‌كرديد؟ تا چه اندازه اين فكر يا تصوير را باور داريد و به آن معتقديد. ميزان باور خود را از صفر تا صد درجه‌بندي كنيد (100%-0%).
    پاسخ‌هاي ديگر

    از پرسش‌هاي انتهاي اين صفحه براي پاسخ دادن به افكار اتوماتيك منفي استفاده كنيد.
    باور خود را به هر پاسخ از صفر تا صد درجه‌بندي كنيد (100%-0%).
    از فهرست خطاهاي شناختي هم مي‌توانيد كمك بگيريد.
    پيامد/ نتيجه

    دوباره باور خود به فكر يا تصوير ذهني‌تان را از صفر تا صد درجه‌بندي كنيد (100%-0%) و شدت هيجان و احساستان را هم از صفر تا صد درجه‌بندي كنيد (100%-0%).
    تاریخ فرضی موقعیت فرضی هیجان(های) فرضی افکار خودکار پاسخ های جایگزین نتیجه تغییر پاسخ




    چه شواهد و مداركي وجود دارد كه اين فكر اتوماتيك درست است؟
    چه توضيح يا تبيين ديگري براي اين رويداد و اتفاق وجود دارد؟
    اگر اين فكر درست باشد، چه عواقبي به‌دنبال دارد؟ بدترين و ناراحت‌كننده‌ترين چيزي كه مي‌تواند اتفاق بيافتد چيست؟ واقع‌بينانه‌ترين چيزي كه مي‌تواند اتفاق بيافتد چيست؟ من در اين‌باره چه مي‌توانم انجام دهم؟

    خطاهاي شناختي ممكن: همه يا هيچ، تعميم بيش از حد، بي‌توجهي به جنبه‌هاي مثبت، نتيجه‌گيري شتابزده، ذهن‌خواني، پيش‌گويي، بزرگ‌نمايي و كوچك‌نمايي، استدلال براساس احساسات، بايدها، برچسب زدن، سرزنش غير منصفانه.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  16. استرس و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط niloofarabi,sokut

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •