تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:آيرين
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و خسته نباشيد
    من 29 ساله هستم و يكم ستني ، سالها پيش تقريبا 12 سال، با آقاپسري آشنا شدم از طرق اقوام براي ازدواج، رابطه خيلي خوبي داشتيم و ايشون حامي و پشتيبان بسيار خوبي بودند و من هر روز وابسته تر ، تا اينكه دست تقدير ما رو ياري نداد و ايشون رو طي يه تصادف از دست دادم، الان سالهاست كه يادش با منه با اينكه رابطمون يكسال طول كشيد ولي من انگار هنوز يه غمه خيلي بزرگ توي سينم دارم احساس ميكنم 50 سالمه انقدر كه خودداري كردم و دم نزدم ، موقعيت ازدواج داشتم و دارم ، اما مشكل اصلي من ترسي هستش كه در من نهادينه شده ، وقتي ميخوام جدي در مورده رابطه اي كه منجر به ازدواج ميشه و دوران نامزدي قرار ميگيرم همش استرس و ناراحتي دارم كه نكنه از دستش بدم، وابسته نشم، نره، فوت نكنه... انگار يه چيزي درونم همش رابطه رو به جدايي دعوت ميكنه ، بعد از اون خدابيامرز رابطه طولاني با هيچكس نداشتم همش تنها بودم ، يعني توس اين 29 سال يكسال با عشق عميق زندگي كردم و بقيه همش حسرت و بغض. خواهشي كه دارم اين هست كه چطور اين حس منفيه از دست دادن رو از خودم دور كنم، خيلي آدم شاد و مثبتي هستم توي همه چيز، ولي براي ازدواج و رابطه دونفره تا حالا نا موفق بودم، اين ترس داره من رو ميكشه
    ممنون ميشم راهنمايي كنيد
    ارادتمند
    ویرایش توسط تبسّم : 2014_12_01 در ساعت 23:28 دلیل: تغییرعنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane

  3. ارسال:2#
    سلام.خوش اومدین به همیاری
    اینطور که از حرفاتون متوجه شدم با خود مساله ازذواج با فرد دیگه ای (از نظر پذیرش مساله از بعد عاطفی) مشکلی ندارید.یعنی میتونین بار دیگه عاشق بشین. تنها مشکلتون ترس از دست دادن همسر آینده یا عشق هست. درسته؟
    تا حالا موردی برای ازدواج داشتین که از نظر معیارهاتون قابل قبول باشن و فقط به خاطر ترس از دست دادن، جواب رد بدین؟

    فقط درباره همسر آینده ترس فوت شدن و... دارید یا درمورد تمام اطرافیان نزدیکتون؟
    چقدر از مرگ میترسید؟
    البته من مشاور نیستم و فقط فکر کردم این سوالات کمک کننده به مشاوران یا راهنمایان دیگه باشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,آيرين,حسینی

  5. ارسال:3#
    سلام
    ممنونم ساجده جان
    من راستش اولين بار هست كه توي يه تالار ثبت نام ميكنم و ممنونم از پيگيري دوست خوبي مثل شما
    درسته با ازدواج مشكلي ندارم ممكنه بتونم حتي دوباره عاشق بشم، مورد براي ازدواج داشتم براي هر دختري پيش مياد
    اما انقدر خودم رو كنار ميكشم يا همش منتظرم رابطه تموم بشه، ميخوام قبل از اينكه طرف مقابلم بگه نه ، خودم پيش دستي كنم ،
    ديگه مثل يه بيماري كه داره ريشه ميده توي وجودم ترسم از آينده و از دست دادن خونواده هم هست و ...
    اصلا از مرگ نميترسم
    از شما چه پنهون استقبالم ميكنم
    اعتقادات مذهبي دارم و با راز و نياز و نماز تاحالا تونستم كنار بيام اما يكم مستعصل شدم ، يكم از كنترلم داره خارج ميشه اين ترس
    منتظر جواباي و راهنمايي هاي قشنگتون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,ساجده

  7. ارسال:4#
    با سلام
    ممنون از پاسخ هاتون به سوالهای دوستمون ساجده خانم!
    بله درست است! تجارب با توجه به عمقشون و زمان وقوعشون روی ما تأثیرات متفاوتی دارند. اما با توجه به مدت زمانی که از وقوع این حادثه میگذره لازمه این احساس شما ترمیم بشه و احیانا موقعیتهای مناسب ازدواج رو از دست ندید. اما در ادامه به سئوالات زیر پاسخ بدید:
    1- آخرین موردی که برای ازدواج داشتید، چه زمانی بوده؟
    2- به چه دلایلی به ایشون جواب رد دادید؟
    3- چه مدت زمانی رو برای آشنایی و نامزدی (قبل از عقد) مناسب میدونید؟
    4- تا به حال چند مورد در اطرافیان خودتون، تصادف و با جدایی در زمان نامزدی اتفاق افتاده؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,آيرين,ساجده

  9. ارسال:5#
    این مسئله نیاز مند صحبت که مطمئنا دوستان که قبلا عضو انجمن بودن و برخورد داشتن می تونه حل بشه. اما خواستم من هم یک نصیخت دوستانه کرده باشم.
    ...برای از بین بردن ترس باید با آن روبرو شد...
    ترس در درونت ریشه کرده، ترسی که در یک نگاه می شه گفت می تونه خیال باشه. چرا اسرار داری که ممکنه مرگ پیش بیاد،من چند سال پیش مادرم رو از دست دادم از همون موقع هم از مرگ ترسیدم... نکنه این بلا برای پدر، برادر، عمو، دایی، خاله و هر کس دیگه ای پیش بیاد بعضی وقت ها به جایی می رسیدم که از خدا می خواستم قبل از اون ها من رو بکشه... اما بعد از چند وقت با خودم فکر کردم... مرگ چیه؟...اون ها مردن و این یعنی این که من باید زندگیم رو با ترس این ادامه بدم که کسای دیگه بمیرن... با ترسم روبه رو شدم و یکبار ایت الکرسی رو خوندم...ترسم فرو ریخت و دیگه افکارم در اطراف مرگ دوستانم نمی چرخید... میتونستم ازاده فکر کنم،چرا؟... چون به خدا توکل کردم و گفتم هر چی مصلحت خودتت ای خدا فقط بذار خانوادم من رو ببینن که به جایی رسیدم و روح مادرم روتوی اون دنیا شاد کن. توی دلم گفتم، راضیم به رضایت ای خدا. تو هم با ترست رو به رو شده، می دونم سخت و می دونم فکر می کنی که ممکنه این اتفاق بیفته اما قبل از اون به عشقی که بین شماست فکر کن. عشقی که بین زن و مرد وجود داره، به حال فکر کن نه به آینده نه به گذشته.
    در کل به نظرم شما می تونید با اعتقاداتتون و اعتماد به خودتون این ترس رو از بین ببرید.
    عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ،
    زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,آيرين

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط آيرين نمایش پست ها
    با سلام و خسته نباشيد
    من 29 ساله هستم و يكم ستني ، سالها پيش تقريبا 12 سال، با آقاپسري آشنا شدم از طرق اقوام براي ازدواج، رابطه خيلي خوبي داشتيم و ايشون حامي و پشتيبان بسيار خوبي بودند و من هر روز وابسته تر ، تا اينكه دست تقدير ما رو ياري نداد و ايشون رو طي يه تصادف از دست دادم، الان سالهاست كه يادش با منه با اينكه رابطمون يكسال طول كشيد ولي من انگار هنوز يه غمه خيلي بزرگ توي سينم دارم احساس ميكنم 50 سالمه انقدر كه خودداري كردم و دم نزدم ، موقعيت ازدواج داشتم و دارم ، اما مشكل اصلي من ترسي هستش كه در من نهادينه شده ، وقتي ميخوام جدي در مورده رابطه اي كه منجر به ازدواج ميشه و دوران نامزدي قرار ميگيرم همش استرس و ناراحتي دارم كه نكنه از دستش بدم، وابسته نشم، نره، فوت نكنه... انگار يه چيزي درونم همش رابطه رو به جدايي دعوت ميكنه ، بعد از اون خدابيامرز رابطه طولاني با هيچكس نداشتم همش تنها بودم ، يعني توس اين 29 سال يكسال با عشق عميق زندگي كردم و بقيه همش حسرت و بغض. خواهشي كه دارم اين هست كه چطور اين حس منفيه از دست دادن رو از خودم دور كنم، خيلي آدم شاد و مثبتي هستم توي همه چيز، ولي براي ازدواج و رابطه دونفره تا حالا نا موفق بودم، اين ترس داره من رو ميكشه
    ممنون ميشم راهنمايي كنيد
    ارادتمند
    با سلام و خوش امد به شما دوست گرامی
    به نظر میرسه شما هنوز نتونستید با اتفاقی که برای نامزد سابقتون افتاده کنار بیاید و از اونجایی که زمان زیادی میگذره باید این مشکل برطرف بشه وگرنه ممکنه در ازدواج مجدد دچار مشکلاتی بشید.
    با توجه به ریشه دار بودن این قضیه در 12 سال پیش بهتره حضورا به یک روان شناس بالینی مراجعه کنید.
    معمولا گفته میشه که نهایت تا 6 ماه باید فرد بتونه با چنین مسائلی کنار بیاد اما شما هنوز با این قضیه کنار نیومدید.
    این را هم بدونید که ترس زیاد از چیزی دقیقا باعث میشه همون بلا سرمون بیاد.
    به عنوان مثال فردی که ترس از طرد شدن داره ممکنه همیشه به دیگران بچسبه و به اصطلاح آویزون دیگران باشه و نهایت همین بلا هم سرش بیاد و دیگران از بس که بهشون مثله کنه چسبیده طردش کنند.
    با توجه به حرفهاتون به نظر میرسه شما از نظره تیپ شخصیتی یکم فرد وابسته ای هم هستید که البته باید بیشتر بررسی بشه.
    من بهتون پیشنهاد میکنم کمی در رابطه با مرگ و ماهیت آن در کتب دینی و قرآن تحقیق کنید.
    مطمئنا وقتی فلسفه اون رو بفهمید راحت تر با این قضیه کنار خواهید اومد.
    مرگ حق است و همه روزی تجربه اش میکنیم.هیچ تضمینی وجود نداره که ما تا چه زمانی زنده هستیم.ممکنه من در حین تایپ همین کلمات از دنیا بروم. اما نمیتونم بگم زندگی چه معنایی داره وقتی قراره بمیریم.چرا درس بخونیم،شاغل بشیم، ازدواج کنیم، بچه دار بشیم وقتی ممکنه هر لحظه بمیریم. در واقع وقتی ما به دنیا به عنوان مسافرخانه ای نگاه کنیم و مرگ را به عنوان پلی برای زندگی جاوادنه بدانیم دیگه چنین ترسی نخواهیم داشت.
    باوری که ما مسلمان ها بهش اعتقاد داریم و همین باور مرگ و تحمل از دست دادن عزیزانمان را برامون راحت تر میکنه.
    مطمئنا هیچکی نمیتونه با جرات بگه من یقین دارم فردا همین ساعت زنده ام چراکه مرگ ما زمان دقیقی نداره همانطور که ظهور منجی و قیامت زمان دقیقی نداره.
    به طور خلاصه بخواهم جمع بندی کنم باید بگم ابتدا به یک روان شناس مراجعه کنید و این قضیه را با خودتان حل کنید و هر وقت احساس کردید اتفاقی که در گذشته افتاده را پذیرفته اید و باهاش کنار اومدید با توکل بر خدا پا پیش بگذارید و با فردی که ملاک های مورد نیاز از نظر دین و عرف را داره ازدواج کنید چراکه زندگی همچنان جاری است و بدانید که در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد،كه نزد خدای عز وجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_12_02 در ساعت 23:13
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  12. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,warrior,آيرين,ساجده,شروین

  13. ارسال:7#
    سلام
    اختيار داريد
    ميبخشيد يكم دير سر زدم
    1- 6ماه پيش
    2- همش دنباله نقطه ضعف و ايراد ميگشتم دنباله يه سر نخ بجاي اينكه روي خصوصيات مثبت تمركز كنم منفي ها رو پررنگ كردم ، البته واقعا 100% اشتباه نكردم چون كمي حق داشتم بخاطر اينكه براحتي دروغ گفتن و تظاهر كردن و متاسفانه با ديگري يا ديگران در ارتباط بودن، ذهن من رو خرابتر كردن ...
    3- 3 ماه فكر كنم كافي باشه و بعد خونواده ها وقتشه كه بيشتر كنار بيان و كمك كنن براي شناخت دوطرف از همديگه
    4- اصلا اتفاق نيوفتاده دوست من

    فكر كنم قضيه قانون جذب واقعيت داشته باشه ) البته در مورد نكته هاي منفي ذهن من )
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:8#
    ممنون عزيزدلم
    بخدا همينطور تا حالا دوام اوردم و توكلم بخدا بوده و هست ، گاهي اوقات ميگم خوب شايد من بايد تا آخر عمر تنها باشم
    ولي ته دلم خسته شدم از تنهايي انگار جاي دوست داشتن و عشقم خاليه
    دلم محبت ميخواد و عشق دوست داشته شدن ، البته اين رو هم بگم كه هر بار خواستم اعتماد كنم به خودم و پيش برم متاسفانه آدم هاي دو رو و متظاهر و بي اخلاقي به پستم خوردن كه فكر من خراب تر شده ، واقعا آسيب ديدم از هر جهت ممكن كه فكر كنيد ، مرگ عشق، خيانت توي رابطه هاي بعدي و ناراحتي روحي
    در مجموع ميخوام ديد روشني از زندگي داشته باشم از اين به بعد و گذشته رو هم فراموش كنم ، فقط منتظر يه جرقه و يه جمله يا اتفاق نيك هستم
    پاسخ با نقل و قول

  15. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane

  16. ارسال:9#
    با سلام!
    ممنون از پاسخ هاتون!
    با این اوصافی که داشتید به نظر نمیرسه مورد جدی که تفکر« پایان یافتن دردناک عشق» مانع تصمیگیری عاقلانه بشه، پیش اومده باشه و تا حدی این تفکر، اثرات نامطلوبی نداشته که جای نگرانی داشته باشه. از طرفی نسبت به تصمیم گیریهاتون هم با توجه به دلایلی که آوردید عاقلانه عمل کردید.
    اینکه در اطرافیانتون چنین موردی اتفاق نیفتاده، این فرضه رو برای شما اثبات میکنه که درصد اتفاق افتادن دوباره « پایان یافتن دردناک عشق»برای شما هم خیلی پایینه و این رو از قانون احتمالات هم میشه درک کرد.
    اما در مورد دوره نامزدی، زمان خوب و معقولیه و میزان دلبستگی و دلتنگی و اضطراب و پیشگوییها رو برای تکرار تفکر « پایان یافتن دردناک عشق» کم میکنه.
    به این جمله توجه کنید:«....گاهي اوقات ميگم خوب شايد من بايد تا آخر عمر تنها باشم . ولي ته دلم خسته شدم از تنهايي انگار جاي دوست داشتن و عشقم خاليه ...»اما آنچه که باید از تکرار آن جلوگیری کنید.، تشکیل یک فکر غیر منطقی دیگه در ذهنتون است. به نظر میرسه این فکر که « شاید تا آخر عمر تنها باشم» یک احساس بدی در شما ایجاد میکنه و شاید ازدواج رو تنها راه پر کردن تنهایی ها تصور میکنید که در بلند مدت ممکنه که برای پر کردن این تنهایی دست به ازدواج نادرست و غیر منطقی بزنید.
    1- در حال حاضر چه برنامه ای برای پر کردن وقت خود دارید؟
    2- چه ملاک هایی برای ازدواج دارید؟ پنج مورد به ترتیب اولویت
    3- چه ملاک هایی برای رد یک خواستگار دارید؟ پنج مورد به ترتیب اولویت
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  17. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,آيرين

  18. ارسال:10#
    سلام
    ممنون از پيگيري شما دوست من
    حق با شماست ، ممكنه خودم ناخواسته دارم انرژي و بار منفي رو به خودم تلقين مي كنم
    1- من 12 سال هست كه شاغلم و تمام وقتم رو با كارم پر كردم ، 9 سال هست كه به طور ثابت توي شركتي مشغولم
    2- چشم 1)ايمان 2) اخلاق (صداقت داشتن،وفادار بودن ، حرمت نگه داشتن، با پدر و مادر و خونواده مودب بودن...) 3) شباهت هاي خانوادگي(كه كلي هستش ،مثلا سطح فرهنگ ،طبقه اجتماعي و ...) 4) شغل و ميزان درآمد 5) ظاهر ايده آل داشتن
    3- 1) ثبات عقايد نداشتن دايم حرف و نقل قول عوض كردن (قول بدن ولي عمل هيچ تغييري نكنه) 2) وابسته به خونواده بودن (همچنان بعد از مطرح شدن ازدواج باز هم تصميمات باتوجه به نظر مادر و پدر و خواهر انجام بشه!!!) 3) خيانت به هر صورتي (گوشي سايلنت كردن ،مشكوك بودن و چشم چراني ...) 4) بي حرمتي به خونواده ها ( حالا به هر صورت كه بر ميگرده به پيشينه و تربيت خونوادگي 5) همدم و هم صحبت خوبي نباشد.
    پاسخ با نقل و قول

  19. ترس از دست دادن نامزدم،بعداز تصادف نامزد قبلیم  سپاس شده توسط Far Zane,حسینی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •