تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تسلا
آخرین ارسال:ماهتاب
پاسخ ها 5

کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    صبح همگی زیبا
    من الان قریب به دو ساله که عضو این سایتم وتا کنون مسکلاتی که داشتم تقربیا تونستم با کمک دوستان حل کنم.حالا هم به کمکتون نیاز دارم
    امروز اول از خدا کمک خواستم بعد آومد سراغ این سایت شاید مثل همیشه لطف خدا شامل حالم بشه
    من دانشجوی ترم آخر فیزیک هستم.و23سالمه.
    قبل از اینکه بیام دانشگاه توی مدرسه جز برترین های منطقه خودم بودم هم در زمینه درس وهم هنر.بعد اینکه آومدم دانشگاه چون اوایل علاقه ای به رشتم نداشتم خوب پیش نرفتم.شرایطم افتضاح نبود ولی از آون چیزی که در تصورم بود خیلی فاصله داشت.بعد که به رشتم علاقه مند شدم نمیدونم چرا هر ترم میلنگیدم ونمیتونستم نمره خوب بگیرم در واقع درس نمیخوندم.همش دنبال کارای هنری بودم جالبه استرس درس نمیزاشت درست حتی به کارهای هنریم برسم.
    من هر روز برای جبران این چهار سال از دست رفتم به یه چیزی علاقه مند میشدم ومیگفتم آره این خودشه اگه تو این رشته برم موفق میشم ومیتونم جبران کنم واحمقانه به اطرافیانم هم میگفتم ولی بعد یه مدت آون کار رو رها میکردم این باعث میشد من حس ضعف بهم دست بده وبه این فک کنم که اطرافیانم منو آدم ثابتی نمیبینن وبرای جبران برم سراغ کار دیگه ولی باز ت نیمه راه یه مشکل پیش میومد که میفهمیدم نه من نمیتونم وشرایطش نیست.درواقع خودمم نمیدونستم چی میخوام.
    از دید مردم من آدم تقریبا موفقیم نمیدونم چرا شاید برا موفقیتهاییه که تا الان کسب کردم.به هر حال تو ای چن سال آدم خنثی نبودم.توی دانشگاه خیلی فعال بودم وگروه تاتر من خیلی موفق بود.با برلکنت زبانم که قبلا داشتم تقریبا غلبه کرده بودم همینم بیشتر منو موفق جلوه میداد
    الان فقط میدونم هنر دوست دارم ولی برا موفق شدن باید مدرکشو داشته باشم میدونم فیزیک رو الان دوس دارم ولی اینقد توی این چهار سال لنگیدم که دیگه جرعت ندارم برم سمتش ولی چون همسرم هم رشته ای منه ازم میخواد ارشد رو با هم بخونیم وجبران کنیم ولی میترسم
    خیلی خسته شدم از این شاخه به آون شاخه پریدن خسته شدم.من عاشق یه شاخه خاص از فیزیک بودم ولی چون تو شهر خودمون نبود بخاطر نامزد عزیزم قیدشو زدم چون طاقت دوری همو نداشتیم.بهم کمک کنید تا بدونم چطور باید مسیر زندگیمو مشخص کنم.من وقتی میبینم برنامه منظمی تو زندگیم نیست خیلی افسرده میشم میخوام از این حال وهوا بیرون بیام .من مخلوق خدام وقتی آون خلقم کرده برای بهترین بودن میخوام بهترین باشم کمکم کنید مسیر درستو برای بهترین بودن پیدا کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم  سپاس شده توسط anahid,ساجده

  3. ارسال:2#
    سلام
    این شرایط برای خیلی از ماها پیش میاد
    یک علتش این هست که اهدافتون کوتاه مدته و هدف کلی برای خودتون تعیین نکردین که بر فرض برای اون هدف دست به چه کارهایی بزنین

    مورد بعدی مشورت کردنه. یعنی اینکه وقتی در حال تصمیم گیری هستین که چه کاری رو انجام بدین و فعالیتی رو شروع کنین، از چندین نفر مشورت بگیرین و اطلاعات کسب کنین
    مشورت کردن باعث می شه تا ما اگر فعالیتی رو که می خواهیم آغاز کنیم با اطمینان خاطر و مصمم شروعش کنیم. این باعث می شه تا وسط کار پشیمان نشیم و تا آخر کار رو به اتمام برسونیم
    گاهی اوقات تصمیماتی که ما برای شروع می گیریم یک هوس زودگذره. این مشورته که می تونه مفید بودن و عملی بودن تصمیممون رو تعیین کنه

    و در آخر سعی کنین نگاهی که در دوره مجردی به اهدافتون داشتین رو با الان که با همسرتون در زندگی مشترک سپری می کنین، کمی تغییر بدین
    اگر می بینین ازدواج گاها باعث شده از برخی اهدافتون دور شدین یا به اونها نرسین، سعی کنین اونها رو مبدل به چیز دیگری کنین. یعنی کارهایی که همسو با شرایط زندگیتون هست. اون هم با مشورت با همسرتون
    اگر در رابطه با برنامه هایی که در ذهنتون برای آینده وجود داره با همسرتون بیشتر گفتگو کنین (در ساعاتی که حوصله کافی و موقعیت خوبی وجود داره) مطمئنا بهترین تصمیمات رو خواهید گرفت.
    پاسخ با نقل و قول

  4. کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,niloofarabi,samin66,ساجده,شروین

  5. ارسال:3#
    سلام
    گفتین هنر دوست دارید اما میدونین برا موفق شدن باید مدرکشو داشته باشید.میشه کمی بیشتر توضیح بدید؟به چه شاخه هنری علاقه دارید و منظورتون از موفق شدن دقیقا رسیدن به چه سطحی هست؟
    تا حالا اهدافتون رو اولویت بندی کردید؟(با توجه به شرایطتون)
    گفتین تو این 4 سال به حد کافی تو فیزیک لنگیدم و برای همین میترسین ارشد بدین/ میشه بگین در دروس تخصصی وضعیت یادگیریتون در چه سطحی بوده؟(دقت کنین نمره رو ملاک قرار ندید فعلا)
    اون شاخه فیزیک که گفتین رو میتونین ارشدش رو شرکت کنین؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم  سپاس شده توسط niloofarabi,samin66,مهدوی,شروین

  7. ارسال:4#
    مهدوی عزیز ممنون بابت راهنماییتون
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده نمایش پست ها
    سلام
    گفتین هنر دوست دارید اما میدونین برا موفق شدن باید مدرکشو داشته باشید.میشه کمی بیشتر توضیح بدید؟به چه شاخه هنری علاقه دارید و منظورتون از موفق شدن دقیقا رسیدن به چه سطحی هست؟
    تا حالا اهدافتون رو اولویت بندی کردید؟(با توجه به شرایطتون)
    گفتین تو این 4 سال به حد کافی تو فیزیک لنگیدم و برای همین میترسین ارشد بدین/ میشه بگین در دروس تخصصی وضعیت یادگیریتون در چه سطحی بوده؟(دقت کنین نمره رو ملاک قرار ندید فعلا)
    اون شاخه فیزیک که گفتین رو میتونین ارشدش رو شرکت کنین؟
    سلام ساجده عزیز.
    من از 11 سالگی کار تئاتر انجام میدادم عاشق بازیگری بودم ولی تا دو سه سال پیش وقتی اوضاع بد این هنر رو دیدم نمیتونستم این شرایط بد که داره هر روز تو این عرصه وجامعه بیشتر میشه رو تحمل کنم برا همین تصمیم گرفتم وارد دنیای سینما بشم وکارگردانی وفیلمنامه نویسی رو یاد بگیرم .ودوس دارم تو این عرصه آونقد پیشرفت کنم که بتونم یه فیلم نامه نویس خوب بشم وکنارش هم کارگردانی کنم تا بتونم روی بعضی معضلات جامعه مثل بی حجابی کار کنم ویه راهکار پیدا کنم مثل الان یه تیم تشکیل دادم که رو این موضوع کار کنیم ولی خیلی خوب علمشو ندارم
    بدترین کار من تو زندگیم اولویت بندی نکردن کارام بوده همش میخواستم به همه چی با هم برسم وبه هیچکدومم نمیرسیدم
    یادگیریم توی فیزیک بد نبوده تقریبا خوب بوده.ولی از سقفی که خودم مد نظرم بوده فاصله داره.بعضی درسا رو ممکن بود نمره خوب ازشون نگرفتم ولی خوب یادشون گرفتم
    من عاشق فیزیک پزشکی بودم که یکی از شاخه های فیزیکه وبا علاقه ای که بهش داشتم احتمال زیاد میدادم موفق میشدم درواقع اینو یه هدف گرفته بودم برای جبران گذشته ولی چون این رشته تو استان خودم نیست نمیتونم برم برای اینکه همسرم راضی به دوری من نیست من نمیتونم ازش دور باشم میترسم این دوری به زندگیم صدمه بزنه ولی همسرم میخواد با هم گرایش فیزیک رو توی استان خودمون با هم بخونیم تو همون دانشگاهی که الان دارم درس میخونم میگه خودم کنارتم واون روزای بد رو جبران میکنیم ولی من میترسم که دوباره شکست بخورم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    با سلام
    البته اول بگم من مشاور نیستم کوچکتر از اونیم هستم که بخوام شما رو راهنمایی کنم ولی با توجه به اینکه خودم هم گاهی این شرایط رو داشتم چند تا نکته میگم شاید به دردتون بخوره....
    ولی من میترسم که دوباره شکست بخورم
    اول اینکه شما بشدت کمالگرا هستید و این بعضی جاها مانع پیشرفت آدم میشه که هیچ حتی گاهی ممکنه آدم رو از همه چیز زده کنه بطوریکه اینقدر به آدم فشار بیاره که قید همه چیزو بزنه....
    چارش هم بنظر من اینه که شما دردرجه اول باید یکم با خودتون مهربونتر و نسبت به خودتون با گذشت باشید. اشتباهات خودتون رو ببخشید...کااامل ببخشید.... به خودتون حق بدید که گاهی بیفتین .... خسته بشید ...دوباره بلند شید.... سخت نگیرید..یه کارایی رو استعداد نداشته باشید.... کلا باید با لطف و مهربانی باخودتون رفتار کنید. مثل کسی که بیشتر از همه دوستش دارید

    در وهله دوم تمام اهداف و علاقه مندیهاتون رو مینویسید . سپس اونها رو اولویت بندی کنید و دوباره طبق اولویت خودتون بنویسید.
    بعد برای هرکدوم زمانبندی خاصی رو در نظر بگیرید.و دائم خودتون رو با برنامه چک کنید.مثلا؟

    شما در رشته دانشگاهیتون یکم ضعیفین. بسته به میزان کاری که میبره نمیدونم مثلا 2 ماه...3ماه... فعالیتهای دیگرو کم کنید و به حداقل برسونید و دروسی رو که اشکال دارید کار و دوره کنید.هدفهای کوچیک برای خودتون در نظر بگیریدو برای هر پیشرفت کوجیک خودتون رو تشویق کنید. کودک درونتون هم میخواد بازیگوشی کنه و دل به قانونمندی خاصی نده هم میخواد بهترین باشه تو همه چیز!!! باید با برنامه ریزی و مهربونی و تشویق کنترلش کنید.

    بعد بطور همزمان با هدف قبلی هدف بعدی رو وارد برنامه کنید و همونطور مثل قبل... زمانبندی ، هدفهای کوچیک ، تشویق برای هر قدم


    شما در یک دوره ای مثلا در دبیرستان تحت تاثیر عوامل محیطی خاص ، عوامل هورمونی ، و ..... هزارتا چیز دیگه فعالتر و موفقتر از الان بودید. الان شاید اون عوامل دیگه نباشند و البته اولویتهای دیگه ای پیدا کردید که زنگی زناشوییتون هست...شما بدون سرزنش خودتون باید اون انگیزش رو از درون خودتون دوباره ایجاد کنید. و یادتون باشه برای شروع هرکاری مثل یه بچه اول تاتی تاتی میکنیم و برای همون قدمهای کوچیک باید خودمون رو تشویق کنیم تا بتونیم یه زمانی یه دونده بشیم
    زندگی یعنی افتادن و دوباره برخاستن
    پاسخ با نقل و قول

  9. کمکم کنید مسیر درست رو پیدا کنم  سپاس شده توسط samin66

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •