تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات عقد بودنم؛ بی احترامی خانواده ها به همسرم و آزار دادن ما زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hannane
آخرین ارسال:hannane
پاسخ ها 5

مشکلات عقد بودنم؛ بی احترامی خانواده ها به همسرم و آزار دادن ما

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    از وقتی عقد کردم فقط غصه خوردم شوهرم خیلی خوبه خونوادم همه چیز هایی که اصلن اهمییت نداره رو گنده میکنن بهش بی محلی میکنن یه بار نشد بگم بیاد خونمون هزار جور غر نزنن که چراو ینی چی همش دنبال لجبازین فکرم میکنن خیلی خوبن خونوادم همه تحصیل کرده هستن واسه من بهترینن فکر نمیکردم اینطور برخوردایی داشته باشن وقتی ازدواج کردم ار طرفی خوانواده ی شوهرمم افتضاهن خیلی احترام همسرم برام مهمه هیچوقت کوچک ترین بدیی ازش نگفتم که این احترامه حفظ شه اما نمیدونم چرا اینطورییه دیگه خسته شدم ما زندگیمون عالیه بقیه ازارمون میدن
    ویرایش توسط Masoomi : 2014_12_01 در ساعت 10:34 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلات عقد بودنم؛ بی احترامی خانواده ها به همسرم و آزار دادن ما  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش امدید
    لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید:
    1) چند وقت از عقدتون می گذرد؟
    2) چه اتفاقی افتاده که خانواده شما اینگونه رفتاری را می کنند؟
    3) سطح اجتماعی و فرهنگی دو تا خانواده چه طورن؟
    4) لجبازی خانواده شما بیشتر در چه موردی هست؟
    5) آیا تا به حال در مورد این مشکلات با کسی که راحت تر هستی تو خانواده ات حرف زدی؟ اگر بله چی گفت؟
    6) شوهرتون نسبت به رفتار خانواده ات چه نظری دارد؟
    7) در مورد ازدواج شما نظر خانواده تون چی بوده؟
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکلات عقد بودنم؛ بی احترامی خانواده ها به همسرم و آزار دادن ما  سپاس شده توسط anahid,محسن عزیزی,yas64

  5. ارسال:3#
    8 ماهه عقد کردیم از نظر فرهنگی هر 2 خونواده خوبن پایین نیست خونوادم مخالف بودن چون یه بار بهم خورد شوهرم احترام میزاره بیشتره مواقع چیزی نمیگه

    مثلا ما یه بار دوا کردیم مقصر علاوه بر خودمون مادر همسرم بود من تنها رفتم پارک حجاب مورد پسند همسرمو نداشتم عصبانی شد همون موقع قرار بود 2 تا خونواده بیان تو اون پارک دوره هم باشیم شبش که برگشتیم همسرم ز زد تشکر کنه واسه شام مامانم گفت دستت درد نکنه جواب زحمتمو خوب دادی که اونم گفته بود دوست ندارم اینجوری بره پارک مامانم گفت ینی باباش بی غیرته

    میگم اخه چه ربطی داره دوارو کش دادن مادرش تو پارک با بابام بد حرف زد ینی نذاشت کسی هیچ حرفی بزنه مقصر بود ولی به روی خودش نیاورد خوبه هم شد مامانه من کشش داد هرچی گفتیم این راهش نیست اینجوری ما خراب میشیم گوش نکرد

    تا2 هفته همسرمو دعوت نکرد.خیلی پچگانه با موضوع رفتار کردن جای وصل کردن

    خیلی چیزا براتون نوشتم یه طومار یهو همش رفت

    همسرم میگه برای دیدنه جهیزیه فردای عروسی بیان شامم میدم دلیلش موجهه مادرم قبولش داره حالا میگه به اونا ربطی نداره ما فامیلامون قبله عروسی میان اونا هروقت خواستن اصلا نیان اخه مگه میشه لج میکنه

    بینیمو جراحی کردم میگفت اصلا نیاد بیمارستان تو بش بگو ادرس نده بش بدم که فهمید میخواد بیاد غر زد ادم شاخ در میاره

    من به همسرم از ذوقم گفتم اولین وسیله ی خونمون اومد ینی جهیزیه یه بار خونشون بودیم 2 تایی به مادرش گفت راستی مامان اولین وسیلمونو خریدن اونم گفت مبارکه حالا به گوشه مادرم رسیده سرد شده اومده به من میگه اینو بهونه کن بش بگو نگه همه چیو میگه اصلا اینجوری نیست انقدر گندش کرده پای پدرم شکست بهش نگفتم اونم ز نزد چون نمیدونست وقتی دیدنش انقدر سرد رفتار کردن وا رفت بیچاره میگم اصلا دلخوری اخه این رفتارا درست نیست

    از صبح میره سر کار تا 12 شب 10 دقیقه شب میاد منو ببینه 1 دقیقه نمیاد بشینه میره میخوابه

    یه دلیل واسه اینکاراش نداره دلیله درست

    یه وقتایی تیکه میاد درگیره با خودش خیلی تلخ کردن روزامو خونوادهی همسرم تو ظاهر خوبن اما در واقع افتضاحن خونوادهی من فقط ظاهرو رعایت نمیکنن بد نیستن بارها سفر بردنمون خیلی مراعاتا میکنن ولی خوب رفتاراشون خوب نیست

    و خیلی چیزای ریزو درشت دیگه ببخشید خیلی حرف زدم

    شوهرم واقعا ادم خوبیی ولی الکی روش ایراد میزارنو بزرگش میکنن

    خونواده ی شوهرم پول خونه عروسی هیچی نمیدن 200 تومن بهش بدن پس میگیرن سر عقد خواهرش هیچی نداد مادرش یه سکه زیر لفظی داد مامانم گردنبند داد خواهرم انگشتر خواهر دیگم ساعت خجالتم اصلا نکشیدن شام بردیمشون نارنجستان بهترین رستوران تهران بعد برج میلاد بگی یه ذره خجالت اصلا مادر پدرم خوب کنار اومدن اینارم بگم خلاصه دختری بودم تو رفاهو ارامش یه هو زندگیم پر استرسو نگرانی مالی شد نمیدونم باید چیکار کنم

    مادرش وقتی چیزیو بخواد انگار باید بشه دل مامانم از اینم پره مثلا سر شب خوابیدن خونهی هم مامانم میگفت نه مادرش برگشت گفت زنش به هر حال گفتیم به شما خبر بدیم گفته باشیم چقدر بی ادبانه رفتار کرد مامانم هیچی نگفت کوتاه اومد ولی تکلیفه منو زندگیم این وسط چی میشه
    ویرایش توسط تبسّم : 2014_12_02 در ساعت 02:20 دلیل: ادغام چند پست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش اومدید
    میتونستید تمام مواردی رو که بیان کردید تو یه تاپیک خلاصه کنید.
    خیلی قشنگ نیست تو هر تاپیک یه جمله بنویسد.
    اینجوری مشاورای عزیز تالار هم راحت تر و بهتر میتونن کمکتون کنن.
    موفق باشید
    ویرایش توسط مهرسا62 : 2014_12_01 در ساعت 17:03 دلیل: اشتباه تایپی

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  7. مشکلات عقد بودنم؛ بی احترامی خانواده ها به همسرم و آزار دادن ما  سپاس شده توسط anahid

  8. ارسال:5#
    سلام تقریبا نیم ساعت داشتم مینوشتم ارسال کردم ارسال نشد و پاکم شد به این خاطر اینطور نوشتم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •