تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




در مورد عصبانیتهای زودهنگام و تصمیم گیریهای عجولانه کمک می خواهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:دیبا
آخرین ارسال:دیبا
پاسخ ها 5

در مورد عصبانیتهای زودهنگام و تصمیم گیریهای عجولانه کمک می خواهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام و خسته نباشید من مادر دختری 4 ساله هستم و یک همسر صبور دارم خیلی تلاش میکنم که رفتاری خوب داشته باشم اما هیچگاه نمی توانم چون خیلی زود جوش می آورم و از هر چیز کوچک و بی اهمیتی عصبی می شوم و در عین حال بسیار ترسو هم هستم (که متاسفانه این علائم را در دخترم هم میبینم ) و خیلی زود تصمیم می گیرم یا حرفی می زنم که نباید بزنم بعد خیلی پشیمان میشوم . همیشه احساس می کنم در موردم بی عدالتی میشود و هیچ کس به من اهمیت نمی دهد احساس می کنم کمکم افسرده میشوم . دوست دارم به آرامش برسم تا بتونم دخترم رو خلاف چیزی که خودم هستم بزرگ کنم
    ویرایش توسط Masoomi : 2014_12_01 در ساعت 11:46 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    کارگاه آموزشی مقابله با خشم را دنبال نمایید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. در مورد عصبانیتهای زودهنگام و تصمیم گیریهای عجولانه کمک می خواهم  سپاس شده توسط elnaz.t,yas64,ترنّم

  4. ارسال:3#
    با تشکر
    ولی من احساس میکنم مشکل خیلی جدی تر از این حرفهاست می خواستم راهنماییم کنید تا بتونم این مسئله رو به صورت ریشه ای حل کنم حل کنم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط دیبا نمایش پست ها
    خیلی تلاش میکنم که رفتاری خوب داشته باشم اما هیچگاه نمی توانم چون خیلی زود جوش می آورم و از هر چیز کوچک و بی اهمیتی عصبی می شوم
    این ویژگی رو قبل تر هم داشتید (درزمان مجردی) یا مدتی ست ایجاد شده ؟

    برامون مثال بیار که در چه موقعیتهایی زود عصبی میشی؟

    وقتی عصبانی میشی چه رفتارهایی از خودت نشون میدی تا آروم بشی و عصبانیتت فروکش کنه ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط دیبا نمایش پست ها
    و در عین حال بسیار ترسو هم هستم (که متاسفانه این علائم را در دخترم هم میبینم ) و خیلی زود تصمیم می گیرم یا حرفی می زنم که نباید بزنم بعد خیلی پشیمان میشوم .
    " خیلی ترسو هستم " به چه معناست ؟

    درچه موقعیتهایی این "خیلی ترسو بودن" نمایان میشه ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط دیبا نمایش پست ها
    همیشه احساس می کنم در موردم بی عدالتی میشود و هیچ کس به من اهمیت نمی دهد
    در چه زمینه هایی درموردت بی عدالتی میشه ؟ چه کسانی درموردت عدالت رو رعایت نمیکنن ؟

    چه چیز اذیتت میکنه ؟
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  6. در مورد عصبانیتهای زودهنگام و تصمیم گیریهای عجولانه کمک می خواهم  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,محسن عزیزی

  7. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترنّم نمایش پست ها
    سلام و احترام




    این ویژگی رو قبل تر هم داشتید (درزمان مجردی) یا مدتی ست ایجاد شده ؟

    با سلام و تشکر
    بله در زمان مجردی هم زود عصبی می شدم و همین حالات را داشتم ولی اون موقع همسر و دخترم نبودند الان به خاطر دخترم احساس خطر میکنم چون از من الگو برداری میکنه و بعضی حرکات خودم رو دیدم نشان داده


    برامون مثال بیار که در چه موقعیتهایی زود عصبی میشی؟

    مثلا دیروز صبح کیفم سنگین بود و کمرم درد می کرد به همسرم گفتم برام بیار اون هم کمی غرغر کرد که من قاطی کردم و گریه و زاری و کلی بد و بیراه گفتم و قهر کردم به مرز جنون میرسم این جور موقع ها


    وقتی عصبانی میشی چه رفتارهایی از خودت نشون میدی تا آروم بشی و عصبانیتت فروکش کنه ؟

    گریه زاری و قهر و ناله و فغان و داد بیداد هیچی نمی تونه آرومم کنه من همیشه دوست داشتم این طور موقع عا کسی بهم بگه بسته اشکال نداره آرومم کنه ولی تا حالا هیچکس نبوده الانم که مسرم فقط در سکوت تماشا میکنه و این بیشتر منو آزار میده

    " خیلی ترسو هستم " به چه معناست ؟

    از همه چی میترسم حیوانات - تاریکی - تنهایی وقتی خونه هستم گه بقیه تو اتاق دیگه ای باشن من میترسم یا شب که همه خواب هستند نمیی تونم تو اتاق دیگه بنشینم یا برم


    درچه موقعیتهایی این "خیلی ترسو بودن" نمایان میشه ؟

    همیشه هست


    در چه زمینه هایی درموردت بی عدالتی میشه ؟ چه کسانی درموردت عدالت رو رعایت نمیکنن ؟

    چه چیز اذیتت میکنه ؟
    بیشتر اطرافیانم مخصوصا پدر و مادرم شاید من این طور فکر می کنم از اینکه هیچ وقت یادشون نمی مونه منم هستم اذیت میشم ما 5 خواهر و یک برادر هستیم من بچه چهارم هستم همیشه من از قلم میوفتم توی هر چیزی مثلا ما چند هفته قبل یه مراسم برگزار کردیم هزینه اش رو بین همه تقسیم کردن نفری 700 هزار تومن افتاد خواهر سومم وضع مالی از هممون بهتره گفت من ندارم بدم منو خط بزنید اون وقت ما که از همه ضعیفتر بودیم گفتیم اشکال نداره تو زحمت میوفتیم ولی بزار کمک بابا کنیم اون وقت اون بابا چی کار کرد هرچی اضافه مونده بود غذا و میوه و اینا جمع کرد داد به اون همیشه همین بوده مجردم بودیم از ما میزدن به اونا که شوهرشم وضعش خوبه میدن من حتی نمی تونم دخترم اگه مریض بشه و نتونه مهد بره من شاغلم رو مادرم حساب کنم اعصاب نداره ولی در مورد اون خواهرم بچه هاش بزرگن میره نگهشون میداره تا اون بره خرید کنه بره کلاس و اینها حالا بچه های فوق العاده شلوغی داره در صورتی که دختر من خیلی آرومه نمی دونم شاید من زیادی حساس هستم و انتظار بیش از اندازه دارم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •