تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz.t
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    سلام دوستان و همیارای عزیزم
    نمیدونم موضوع روچطوری توضیح بدم خجالت میکشم ازگفتنش امابایدتوضیح داد
    من بایکی دوتا ازدوستام روزهای فردمیریم کتابخونه واسه درس خوندن
    یکی ازدوستام هست که بایه نفر دوست شده بودهنوزم باهاشه حالاعلت روبعدازتوضیحات میگم
    من ازاولشم به این فرداعتمادنداشتم بااین که میدونستم دوستم ناراحت میشه اماحرفمورک به دوستم میزدم ومیگفتم طرف به دردت نمیخوره وقصدش ازدواج نیست و آدم نیست طرف اصلا ناراحت میشد اماتوگوشش نرفت که نرفت میگه عاشقشه
    بعداین پنج شنبه دوهفته پیش بااین قرار داشت ته دلم یه استرس بدی داشتم گفتم زودبیایا گفت باشه یکی دوساعته میام آقاشدیه ساعت نیومدشددوساعت نیومد یعنی از 10صبح که رفت 5وخورده ای عصربودکه اومدمنم اعصابم خوردتمرکزمم به هم ریخته ومنتظراین بودم دیگه رسید گفت الناز بیا برات تعریف کنم اون طرف گفته جزوشو مرودشت(حدود 45دقیقه باشیراز فاصله داره)جاگذاشته رفتیم مرودشت والان برگشتیم واین حرفا منم گفتم دیگه با این قرار نذار پررو میشه گفت اوکی وقربون صدقم کردکه سرسنگین نباشم واسه دیراومدنش
    بعد پریروزکه رفتیم کتابخونه دیدم هی میگه تمرکزندارم بعدگفت من یه راز بزرگ دارم که به هیشکی نمیتونم بگم ومنم کنجکاوشدم که چیشده ازمن اصرار ازاون انکار گفتم پاشو پاشوبریم بیرون هم هوابخوریم هم تعریف کنی(یه پارک روبرو کتابخونس رفتیم اونجا)
    بعد هی من میگفتم خوبگوچیشده گفت حدس بزن گفتم به اون مربوط میشه؟گفت یجورایی گفتم باهاش رابطه داشتی؟سرشوانداخت زیروصورتشوگرفت گفت نپرس اینوکه گفت انگاری همه دنیارو سرم خراب شد گفت دیدی گفتم هیچ کاری ازت برنمیادبافهمیدنه قضیه؟خیلی خودموگرفتم که هیچی نگم وآروم آروم فقط سعی کردم ازش بپرسم بیشتر
    ازش پرسیدم به زوربودیاخواسته خودت؟گفت اولش به زور بودامابعد...اینوکه فهمیدم دیگه داشتم منفجرمیشدم یعنی الان سه روزه من دردای عصبی دارم سردردوقلب دردوکمردردخیلی حالم بدشد همش عذاب وجدان دارم میگم کاشکی نذاشته بودم بره ولی خب چطورجلوشومیگرفتم؟نمیدونم این قضیه عین خوره به جونم افتاده
    بعدبیشترکه پرسیدم گفت که خیلی خیلی عذرمیخوام شرمندم واقعاازهیچ چیزجلوگیری هم استفاده نکرده خیلی ترسیدم بازم دیگه به هر دردسری بودفرستادمش بی بی چک گرفت خدارو شکر منفی بود(چون خیلی معذرت میخوام عادت ماهیانه نشده بودبیشترترسیدم)
    ضمنامیگه میترسم ولم کنه واسه همین اصراربه موندنش دارم من هیچ آینده ای ندارم فقط خودش میتونه باشه واینجورحرفا
    تروخدابهم بگیدچیکارمیتونم بکنم؟چطوری کمکش کنم؟دیگه واقعادارم دیوونه میشم لطفاکمکم کنید
    ببخشیدطولانی شد
    باتشکرازهمه
    با سلام به شما دوسته گرامی
    واقعا خبره ناراحت کننده ای بود و از دیدن چنین تاپیکی واقعا ناراحت شدم.
    متاسفانه چنین اتفاقاتی کم در کشوره ما رخ نمیده که قسمتی اش برمیگرده به سهل انگاری دختران، قسمتی اش به سهل انگاری خانواده ها و مهمترین قسمتش عدم در نظر گرفتن خداوند که شاهد و ناظر بر اعمال ما است که باعث میشه چنین افراده حیوان صفتی از عواطف پاک دختران جامعه ما سوء استفاده کنند.
    مطمئنا با ارزش ترین چیزه یک دختر عفت و بکارت اونه و گاهی اوقات برای اینکه عشق واقعی خودشون را به طرف مقابلشون ابراز کنند با ارزش ترین چیزه خوشون را در اختیار وی قرار می دهند. اما بی خبر از اینکه هستند گرگانی در لباس میش.
    و از اونجایی که در کشور و فرهنگ ما دید خوبی نسبت به چنین عملی قبل از ازدواج وجود نداره و معمولا مردها از ازدواج با چنین افرادی خودداری می کنند میتونه مشکلاتی در ازدواج برای چنین دخترانی بوجود بیاد و موردهایی را داشتم که دختر مجبور شده با کسی ازدواج کنه که هیچ علاقه ای بهش نداره و حتی بودند کسانی که بعده از دست دادن بکارتشون تن به رابطه های نامشروع زیادی دادند. چراکه این باور در آنها شکل گرفته که به خاطر عدم بکارت ازدواج نخواهند کرد و عملا فکر ازدواج را هم از سرشون بیرون کرده ان.
    در رابطه با دوسته شما مهم ترین کار در این لحظه پیشگیری ثالثیه و جلوگیری از حاد شدن شرایط هست.
    به احتمال زیاد دوستتون با افت تحصیلی و افسردگی مواجه خواهند شد و شما باید این وسط سعی کنید این دوره را کوتاه کنید.
    مهمترین خطری که میتونه دوسته شما رو تهدید کنه خودکشی هست.پس شما به عنوان یک دوست باید بهش امید بدید.چراکه آدمی با امید زنده است وگرنه وقتی همه ما میدونیم روزی می میریم پس چرا انقدر برای زندگیمون تلاش می کنیم؟
    به هیچ وجه من الوجوه نباید در حاله حاضر کسی از اعضای خانواده ایشون از این قضیه با خبر بشه چراکه اگر بالفرض ایشون بکارت خودشون رو ترمیم کردند یا اون آقا باهاشون ازدواج کردند باز هم دید خوبی نسبت بهشون در اطرافیان نخواهد بود ضمن اینکه ممکنه توسط خانواده طرد بشه و حتی در شرایط بدتر به قتل برسه( موردهای زیادی بوده که به قتل انجامیده).اگر این اتفاق نیافتاده بود در جریان گذاشتن خانواده اش منطقی بود اما الان خیر.
    بهتره از جملاتی که رنگ و بوی سرزنش داره استفاده نکنید.مثلا چند بار بهت گفتم با این آدم نگرد؟دیدی آخرش به حرفه من رسیدی؟حالا میخوای چیکار کنی با این وضع؟وای اگر خانواده ات بفهمن و....
    چراکه ممکنه افکار خودکشی را در ایشون تقویت کنه.مرحله بعد این هست که سعی کنید به دور از هرگونه احساساتی با این موضوع به صورت منطقی برخورد کنید. در حاله حاضر بهتره ایشون مطمئن بشند که این رابطه به سرانجامی میرسه یا خیر.اگر اون آقا ابراز علاقه می کنند و میگند قصد ازدواج دارند بهتره هر چی زودتر بیان به خواستگاری.که باز این خودش میتونه مشکلات خودش را داشته باشه.مثلا خانواده دختر بگند ایشون شرایطی که ما مد نظرمون هست رو نداره یا اصلا فرده مناسبی نیست(شاید واقعا هم نباشه).
    اگر دیدند که داره امروز و فردا میکنه و نشانه ای از تمایل به ازدواج نیست بهتره رابطه شون را هر چه زودتر قطع کنند که البته این به بدان معنا نیست که اون فرد با آینده یک دختر بازی کنه و راهش رو کج کنه و بره.که در ادامه بهش خواهم پرداخت
    تذکر مهمی که باید بدم این هست که اجازه ندید با وعده ازدواج در آینده و اینکه دوستتون بگه بهش گفتم و گفته الان وضع مالی خوبی ندارم، خانواده ام گفتن اول باید برادر بزرگترت ازدواج کنه ، خانه ندارم و سربازی نرفتم و... این رابطه ادامه پیدا کنه.چراکه ممکنه اون فرد به همین بهانه مجددا در این مدت به دفعات با دوستتون رابطه جنسی برقرار کنند و بعد بروند پی کارشون که مطمئنا دوستتون ضربه بدتری خواهند خورد و حتی ممکنه با خطر بارداری ناخواسته، بیماری های مقاربتی(بهتره در این مورد هم دوستتون آزمایش بده) مواجه بشند و حتی دوستتون با اشخاص دیگری هم رابطه برقرار کنه.
    در حاله حاضر راه های ارتباطی دوستتون با ایشون چی هست؟ بهتره فقط یک خطه ایرانسل 5 هزارتومانی نباشه چراکه با شکستنش دیگه بهش دسترسی نخواهند داشت.
    حتما هم بهتون توصیه میکنم دوستتون را چندین جلسه نزد یک روان شناس مجرب ببرید.چراکه یک روان شناس بدون هیچ گونه قضاوت زودهنگام و سرزنشی به حرفهای ایشون گوش خواهند داد و به دور از هرگونه احساساتی ایشون را راهنمایی خواهند کرد. شما دوست صمیمی ایشون هستید و مثل هر دوسته دلسوزی خواسته یا ناخواسته احساساتتون در تصمیم گیری ها و حرفهاتون تاثیر خواهد گذاشت.
    در صورت نیاز هم ماجرا را با یک پزشک زنان یا جراح در این زمینه مطرح کنید و ازشون کمک بخواید.
    در رابطه با اون فرد هم اگر تصمیمشون برای ازدواج قطعی هست فبها وگرنه که بهتره فعلا یکم ایشون رو از قانون ترسوند.من خیلی از مسائل حقوقی سر رشته ندارم اما فکر کنم چون دوستتون با رضایت خودشون به اون مکان رفته اند فرضیه تجاوز از نظر قانون رد بشه هرچند اغفال کردن ایشون و از بین بردن بکارتشون خودش جرم بزرگی هست. اما چون صلاح نیست خانواده دوستتون با خبر بشوند بهتره با احتیاط عمل کرد.
    در این زمینه هم میتونید از یک وکیل راهنمایی بگیرید.
    در آخر هم به دوستتون توصیه میکنم از خداوند طلب مغفرت کنند و بسیار استغفار کنند چراکه گناه زنا بسیار زیاد است و از رحمت خداوند نا امید نباشند که براستی خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

    إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

    موفق باشید
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_12_02 در ساعت 22:50
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  2. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,مهرسا62,ویونا شاکری,warrior,yas64,سلماء,ساجده,شروین

  3. ارسال:12#
    elnaz.t آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط warrior نمایش پست ها
    الناز خانوم.
    بهترین کاری که شما می تونید انجام بدید دوستتون رو ببرید پیش یک روانشناس شناس متخصص یا در صورت نیومدنش با شما خودتون به یک روانشناس مراجعه کنید و ازش کمک بخواید. روان شناس ها بهترین کمک رو می تونن هم به شما برای کمک به اون و هم به اون می کنند چون موارد مشابه رو دیدن و می تونن این دوست شما رو هم به بهترین راه هدایت کنند و علمش رو دارن.

    .................................................. ....................................حالت بد قضیه.............................
    از نظر من(نظر من شاید هم اشتباه باشه) بهتره فعلا به خانواده این دوستتون خبر ندید، سعی کنید بهش کمک کنید. پسر ها،چون خودم پسرم و با بعضی از این پسر های ...چی بگم... کما بیش اشنایی دارم، می دونم این افراد حداقل چند تا دوست از جنس مخالف دارن و با بیشترشون هم رابطه داشتن.
    هیچ پسر صاف ساده ای نمیاد با دختری ارتباط برقرار کنه و در صورت برقراری ارتباط کلامی اینطوری با دختر رابطه ج برقرار کنه پس عملا این این دوست شما فوقش تا چند هفته دیگه با این پسر می مونه و سر یه قضیه پسر عملا این دوست شما رو بی خیال میشه و بعدش اثر های سوء به وجود می آد که خودش دردسری.
    اگر شما هر حرکتی زد دوستتون انجام بدید(به خانوادش بگید) زمانی که دعوا های خانوادگی پیش میاد دوستتون محال دیگه حتی نزدیکتون بشه که این در مواقعی که کمکی دوستانه می خواد عملا باعث انزوار طلبی یا بر عکسش یعنی ارتباط بیشتر با جنس مخالف می شه.
    اگر هم هر حرفی بخواید به پسره بزنید به دوسستون این حرف گفته میشه و بهونه جدایی اون ها میشه و همینطور جدایی شما از دوستتون.
    .................................................. .............................................
    حالت متوسط قضیه و شاید نسبتا خوب
    .................................................. ............................................
    از اونجایی که سن شما بیش از 20 و احتمالا سن دوستتون هم هیمن حدود بهتر در مورد پسره و وضعش هم توضیحاتی که دوستتون داده و خودتون هم برداشت کردین بزارین تا بتونن بچه ها با آزادی بیشتری نظر بدن، البته شک دارم که قصد از این ارتباط ازدواج باشه.یکی از علل که این دوستتون با پسره رابطه بر قرار کرده هم مثل اینکه کمبود عاطفه از طرف خونوادست که از همین سخت گیری ها و درک نکردن ها میاد که کار رو برای شما و خودش سخت تر می کنه.بازم دمورد پسره، کارش، برخوردش و ... یک چیزی بزاریم شاید هنوز امیدی برای ازدواج و از بین بردن لطمه باشه.
    .................................................. ..............................................
    در هر صورت دردسر برای دوست شما وجود داره و باید پای کاری که کرده وایسه. بهتر همین حالا از خدا بخواید کمکش کنه چون بلشخصه هر چیزی که ازش خواستم یک جوابی رو هم براش گرفتم شما هم از خدا بخواید تا جواب بگیرید ما هم دعا می کنیم.
    به دوستتون همین الان قبل از هر اتفاقی یاداوری کنید، عشق و دوست داشتن افراد به با کره و یا نیودنش نیست عشق به رقتار هر کس.

    یکی از فامیل هامون سرطان داشت، پسری به خواستگاریش اومد وقتی فهمید سرطان داره به جای اینکه مثل بقیه خواستگار ها فرار کنه رو حرفش وایساد و حتی تمام خرج دختره رو داد و همیشه کنار دختره موند. عشق یعنی این نه داشتن و نداشتن .... .
    این حرف در آینده می تونه کمکش کن البته امیدوارم به اونجا نرسه.
    .................................................. .................................................. ....
    تنها کاری که میتونید بکنید اینه که با یک روان شناس صحبت کنید هر راه حل دیگه ای دردسر داره.خودتون هم نارحت نکنید و امیدوار باشید چون تا وقتی که امید هست همه جیز حل می شه فقط زمان می طلبه.


    سلام دوست عزیزممنونم ازحرفاتون
    باتوجه به چیزی که من ازروزاول دیدم این پسراصلافردقابل اعتمادی نیست پسری که همون روز اول دست طرفوبگیره تهش مشخصه حداقل درباره این پسرصدق میکنه
    این پسریه فردیه که بابا داره علناتوهین میکنه به دوست من میگه خیلی عذرمیخوام خرمن کیه؟
    پسریه که اگه دوستم مثلابگه دوستت خوشکله غیرتی میشه البته بایدوقتی غیرتی میشد که گرگ شدواسه ناموس مردم
    یعنی تایه چیزی میشه قهرمیکنه قبل ازاین اتفاقم همین بودبه نظرمن این پسرواقعادوست منوواسه ازدواج نمیخواد
    وقتی دیده بودتیغ رودستش کشیده کلی حرف بهش زده بودولی به نظرمن آدم نبایدساده باشه این حرفاشم ازسراین بوده که بگه مثلاخیلی دوست داره دوستمو که فی الواقع اینجورنیست
    بعد بیبی چک که استفاده کردمنفی شدگفت النازهم خوشحالم هم ناراحت گفت ازطرفی خوشحالم واسه حامله نبودنم از طرفی ناراحتم که شایدمیتونستم ازاین طریق تهدیدش کنم یعنی دیگه مخم داشت سوت میکشیییید
    والاچی بگم فک نکنم ازپس هزینه روانشناس بربیادولی خودم قصددارم پیش مشاورم که میرم واسه برنامه ریزی درسی اینوبگم بهشون ببینم چی میشه
    بازم منتظرکمکتونم
    مرسی
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط Far Zane,مهرسا62,warrior,سلماء

  5. ارسال:13#
    elnaz.t آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    با سلام به شما دوسته گرامی
    واقعا خبره ناراحت کننده ای بود و از دیدن چنین تاپیکی واقعا ناراحت شدم.
    متاسفانه چنین اتفاقاتی کم در کشوره ما رخ نمیده که قسمتی اش برمیگرده به سهل انگاری دختران، قسمتی اش به سهل انگاری خانواده ها و مهمترین قسمتش عدم در نظر گرفتن خداوند که شاهد و ناظر بر اعمال ما است که باعث میشه چنین افراده حیوان صفتی از عواطف پاک دختران جامعه ما سوء استفاده کنند.
    مطمئنا با ارزش ترین چیزه یک دختر عفت و بکارت اونه و گاهی اوقات برای اینکه عشق واقعی خودشون را به طرف مقابلشون ابراز کنند با ارزش ترین چیزه خوشون را در اختیار وی قرار می دهند. اما بی خبر از اینکه هستند گرگانی در لباس میش.
    و از اونجایی که در کشور و فرهنگ ما دید خوبی نسبت به چنین عملی قبل از ازدواج وجود نداره و معمولا مردها از ازدواج با چنین افرادی خودداری می کنند میتونه مشکلاتی در ازدواج برای چنین دخترانی بوجود بیاد و موردهایی را داشتم که دختر مجبور شده با کسی ازدواج کنه که هیچ علاقه ای بهش نداره و حتی بودند کسانی که بعده از دست دادن بکارتشون تن به رابطه های نامشروع زیادی دادند. چراکه این باور در آنها شکل گرفته که به خاطر عدم بکارت ازدواج نخواهند کرد و عملا فکر ازدواج را هم از سرشون بیرون کرده ان.
    در رابطه با دوسته شما مهم ترین کار در این لحظه پیشگیری ثالثیه و جلوگیری از حاد شدن شرایط هست.
    به احتمال زیاد دوستتون با افت تحصیلی و افسردگی مواجه خواهند شد و شما باید این وسط سعی کنید این دوره را کوتاه کنید.
    مهمترین خطری که میتونه دوسته شما رو تهدید کنه خودکشی هست.پس شما به عنوان یک دوست باید بهش امید بدید.چراکه آدمی با امید زنده است وگرنه وقتی همه ما میدونیم روزی می میریم پس چرا انقدر برای زندگیمون تلاش می کنیم؟
    به هیچ وجه من الوجوه نباید در حاله حاضر کسی از اعضای خانواده ایشون از این قضیه با خبر بشه چراکه اگر بالفرض ایشون بکارت خودشون رو ترمیم کردند یا اون آقا باهاشون ازدواج کردند باز هم دید خوبی نسبت بهشون در اطرافیان نخواهد بود ضمن اینکه ممکنه توسط خانواده طرد بشه و حتی در شرایط بدتر به قتل برسه( موردهای زیادی بوده که به قتل انجامیده).اگر این اتفاق نیافتاده بود در جریان گذاشتن خانواده اش منطقی بود اما الان خیر.
    بهتره از جملاتی که رنگ و بوی سرزنش داره استفاده نکنید.مثلا چند بار بهت گفتم با این آدم نگرد؟دیدی آخرش به حرفه من رسیدی؟حالا میخوای چیکار کنی با این وضع؟وای اگر خانواده ات بفهمن و....
    چراکه ممکنه افکار خودکشی را در ایشون تقویت کنه.مرحله بعد این هست که سعی کنید به دور از هرگونه احساساتی با این موضوع به صورت منطقی برخورد کنید. در حاله حاضر بهتره ایشون مطمئن بشند که این رابطه به سرانجامی میرسه یا خیر.اگر اون آقا ابراز علاقه می کنند و میگند قصد ازدواج دارند بهتره هر چی زودتر بیان به خواستگاری.که باز این خودش میتونه مشکلات خودش را داشته باشه.مثلا خانواده دختر بگند ایشون شرایطی که ما مد نظرمون هست رو نداره یا اصلا فرده مناسبی نیست(شاید واقعا هم نباشه).
    اگر دیدند که داره امروز و فردا میکنه و نشانه ای از تمایل به ازدواج نیست بهتره رابطه شون را هر چه زودتر قطع کنند که البته این به بدان معنا نیست که اون فرد با آینده یک دختر بازی کنه و راهش رو کج کنه و بره.که در ادامه بهش خواهم پرداخت
    تذکر مهمی که باید بدم این هست که اجازه ندید با وعده ازدواج در آینده و اینکه دوستتون بگه بهش گفتم و گفته الان وضع مالی خوبی ندارم، خانواده ام گفتن اول باید برادر بزرگترت ازدواج کنه ، خانه ندارم و سربازی نرفتم و... این رابطه ادامه پیدا کنه.چراکه ممکنه اون فرد به همین بهانه مجددا در این مدت به دفعات با دوستتون رابطه جنسی برقرار کنند و بعد بروند پی کارشون که مطمئنا دوستتون ضربه بدتری خواهند خورد و حتی ممکنه با خطر بارداری ناخواسته، بیماری های مقاربتی(بهتره در این مورد هم دوستتون آزمایش بده) مواجه بشند و حتی دوستتون با اشخاص دیگری هم رابطه برقرار کنه.
    در حاله حاضر راه های ارتباطی دوستتون با ایشون چی هست؟ بهتره فقط یک خطه ایرانسل 5 هزارتومانی نباشه چراکه با شکستنش دیگه بهش دسترسی نخواهند داشت.
    حتما هم بهتون توصیه میکنم دوستتون را چندین جلسه نزد یک روان شناس مجرب ببرید.چراکه یک روان شناس بدون هیچ گونه قضاوت زودهنگام و سرزنشی به حرفهای ایشون گوش خواهند داد و به دور از هرگونه احساساتی ایشون را راهنمایی خواهند کرد. شما دوست صمیمی ایشون هستید و مثل هر دوسته دلسوزی خواسته یا ناخواسته احساساتتون در تصمیم گیری ها و حرفهاتون تاثیر خواهد گذاشت.
    در صورت نیاز هم ماجرا را با یک پزشک زنان یا جراح در این زمینه مطرح کنید و ازشون کمک بخواید.
    در رابطه با اون فرد هم اگر تصمیمشون برای ازدواج قطعی هست فبها وگرنه که بهتره فعلا یکم ایشون رو از قانون ترسوند.من خیلی از مسائل حقوقی سر رشته ندارم اما فکر کنم چون دوستتون با رضایت خودشون به اون مکان رفته اند فرضیه تجاوز از نظر قانون رد بشه هرچند اغفال کردن ایشون و از بین بردن بکارتشون خودش جرم بزرگی هست. اما چون صلاح نیست خانواده دوستتون با خبر بشوند بهتره با احتیاط عمل کرد.
    در این زمینه هم میتونید از یک وکیل راهنمایی بگیرید.
    در آخر هم به دوستتون توصیه میکنم از خداوند طلب مغفرت کنند و بسیار استغفار کنند چراکه گناه زنا بسیار زیاد است و از رحمت خداوند نا امید نباشند که براستی خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

    إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

    موفق باشید

    سلام
    ممنونم ازصحبت های ارزندتون
    کاملاباحرف های شما موافقم
    باوربفرمایید من وقتی باهاش حرف میزنم اصلاسرزنشش نمیکنم یاقضاوتش نمیکنم
    حتی ازم پرسیدنظرت راجع بهم عوض نشد؟گفتم نه عزیزم واسه چی عوض بشه
    بله منم باگفتن به خانوادش به شدت موافقم چون شرایط خیلی بدترمیشه هم واسه اون هم واسه آبروی من چون اونابه من اعتماددارن که اجازه میدن بامن بیادکتابخونه واسه درس خوندن اونوقت شرایط بدتری واسه من پیش میاد
    ومیددونم اینوکه اون پسربهانه میاره امامن بازم بادوستم صحبت میکنم
    همونجورکه گفتم تیغوروی رگش کشیده بود وقتی دیدم دلم ریش شد توضیح دادم توی پست قبل که دیگه چیاشده بوده
    همونجورکه گفتم شرایط اومدن به روانشناس رونداره مطئنم واسه همین میخوام خودم که رفتم پیش مشاورم باهاشون صحبت کنم دربارش
    یعنی واقعاهربارپست میذارم یایادم میادقلبم تیرمیکشه من خودم مشکل قلب دارم این مشکلموبیشترکرده هرچی دردعصبی بوده سراغم اومده
    بخدااصلاسرزنشش نمیکنم یااصلااینکه بخوام بگم دیدی گفتمواین حرفااینقدتوشوکم که اصلابه فکرسرزنش نیستم فقط ترسم بارداربودنشه اول ازهمه چیز
    اصلاتومخیلم نمیگنجه هچین اتفاقی دلم نمیخوادباورکنم انگار
    ولی تمام تذکراتتون روچشم انجام میدم ومراقبم
    منتظرکمکتون هستم
    ممنونم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  6. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط Far Zane,مهرسا62,warrior,سلماء

  7. ارسال:14#
    سلام elnaz.t عزیز
    شما خودتون فکر میکنم بهتر از ما اینو بدونید که پرداختن به مشکلات دیگران تا حدیکه سلامتیتون مختل بشه مورد پسند خداوند نیست. شما ببنید وظیفه ای که خداوند ازتون میخواسته در این مورد چی بوده و هست وانجامش بدید ولی مسئول مشکلات تربیتی و عاطفی دوستتون شما نیستید که دارید اینقدر قاطی میشید با مسئله....

    خداوند در قرآن میفرماید خطاب به حضرت محمد:
    لعلک باخعّ نفسک

    یعنی دیگه داری خودت رو براشون هلاک میکنی...
    حتی پیغمبر خدا هم ازین عمل نهی شدن

    و درادامه خداوند میفرماید اگر میخواستیم هدایتشان میکردیم...
    بهتره ما راه اعتدال رو با تأسی به قرآن و ائمه پیش بگیریم از خداکمک بخواید که آرامش بهتون بده

    در مورد دوستتون هم واضحه که اگر با درخواست ازدواجش مخالفت بشه اگر انسان سالمی باشه کات میکنه و تموم. اون پسر رو هم بخدا واگزار کنه چون نهایتا به شکایت میرسه که ضربه مهلکی خواهد بود بیشتر برای خودش

    اگر هم با درخواشت ازدواجش موافقت نشد و ادامه داد که صددرصد به روابط بیشتر می انجامد بنظر من مشکل حادتر از این حرفاست که شما بتونی کاری واسش بکنی . نهایتا میتونی با خرج خودتون ببریش پیش یک مشاور ... اگر جواب نداد رها کن این دوستی رو و فقط براش دعاکن

    این نظر بنده بود
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  8. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,مهرسا62,warrior,سلماء,ساجده

  9. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم ازصحبت های ارزندتون
    کاملاباحرف های شما موافقم
    باوربفرمایید من وقتی باهاش حرف میزنم اصلاسرزنشش نمیکنم یاقضاوتش نمیکنم
    حتی ازم پرسیدنظرت راجع بهم عوض نشد؟گفتم نه عزیزم واسه چی عوض بشه
    بله منم باگفتن به خانوادش به شدت موافقم چون شرایط خیلی بدترمیشه هم واسه اون هم واسه آبروی من چون اونابه من اعتماددارن که اجازه میدن بامن بیادکتابخونه واسه درس خوندن اونوقت شرایط بدتری واسه من پیش میاد
    ومیددونم اینوکه اون پسربهانه میاره امامن بازم بادوستم صحبت میکنم
    همونجورکه گفتم تیغوروی رگش کشیده بود وقتی دیدم دلم ریش شد توضیح دادم توی پست قبل که دیگه چیاشده بوده
    همونجورکه گفتم شرایط اومدن به روانشناس رونداره مطئنم واسه همین میخوام خودم که رفتم پیش مشاورم باهاشون صحبت کنم دربارش
    یعنی واقعاهربارپست میذارم یایادم میادقلبم تیرمیکشه من خودم مشکل قلب دارم این مشکلموبیشترکرده هرچی دردعصبی بوده سراغم اومده
    بخدااصلاسرزنشش نمیکنم یااصلااینکه بخوام بگم دیدی گفتمواین حرفااینقدتوشوکم که اصلابه فکرسرزنش نیستم فقط ترسم بارداربودنشه اول ازهمه چیز
    اصلاتومخیلم نمیگنجه هچین اتفاقی دلم نمیخوادباورکنم انگار
    ولی تمام تذکراتتون روچشم انجام میدم ومراقبم
    منتظرکمکتون هستم
    ممنونم
    سلامی دوباره
    بهتون پیشنهاد میکنم دوستتون رو متقاعد کنید که به یک روان شناس مراجعه کنه و توصیه هایی که گفتم را انجام بده
    وقتی که انسان پیشگیری نمیکنه درده تیغ جراحی و سوزن و هزینه های زیاد رو هم باید تحمل کنه تا درمان بشه
    ایشون باید به یک روان شناس مراجعه کنند.مشاوره تحصیلی نمیتونه بهشون کمک کنه چراکه تحصیلات لازم در این زمینه را نداره. حتی اگر به یک روانشناس هم مراجعه کنید باز هم حضوره شما به تنهایی کافی نیست، مطمئنا این حرف رو روانشناسی که بهشون مراجعه کنید هم به شما خواهند زد اما میتونید برای قوت قلب ایشون هنگام مشاوره در کنارشون حضور داشته باشید و در جلسات بعد در اتاق انتظار بمانید.چراکه ممکنه یکسری از حرفها رو نتونه حتی به شما بگه.
    در رابطه با هزینه هم در شهره شما نمیدونم هزینه 45 دقیقه مشاوره توسط روان شناس چقدر هست ولی اینجا که دوستان 30 هزار تومان دریافت می کنند. مطمئنا این مبلغ در برابر عواقبی که میتونه گریبان گیره دوسته شما باشه چیزی نیست.
    میتونید در صورتی که شرایط مالی اش را دارید بهشون کمک کنید یا با هزینه خودتون ایشون را نزد روان شناس ببرید.
    هر چند شما مسئولیتی نسبت به ایشون ندارید و امر به معروف و نهی از منکر را انجام دادید اما این لطفی هست که میتونید به عنوان یک دوست در حق ایشون انجام بدید.
    یادتون باشه در روان شناسی اولین گام برای درمان این هست که خوده فرد به این باور برسه که دچار بیماری هست و در صدد درمانش بر بیاد. تا دوستتون نخواد شما هر کاری هم بکنید فایده ای نداره. پس بهتره با رضایت قلبی خودشون درخواست مشاوره کنند.
    میتونید ازشون بخواید در همیاری هم با نام مستعار عضو بشوند و مشکلشون مطرح کنند
    موفق باشید
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_12_03 در ساعت 20:22
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  10. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,مهرسا62,سلماء

  11. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    از رویدادی که پیش آمده متاسفیم.

    از دو جنبه مهم مساله قابل بررسی است.

    نخست از جنبه خود شما، که خود تقسیم به دو بخش می شود: نگرانی های شما، و نقش شما به عنوان یک دوست

    دوم، از جنبه دوست تان و مسائلی که در رابطه با ایشان باید مورد توجه قرار بگیرد.

    نگرانی ها شما، به عنوان یک دوست، بخشی سالم و بخشی ناسالم است. بخش سالم این نگرانی ها این است که شما خود را نسبت به دوست خود بی تفاوت نمی دانید و زمانی که می دانید حرف و رویه شما بر رفتار و طرز نگرش دوستتان مؤثر است، خود را مسئول می دانید تا موضع خود را روشن کنید و با دوستتان به شکل صریح و روشن صحبت کنید و او را از پیامدهای احتمالی کارهایش آگاه نمایید. این بخش کاملا سالم و بلکه لازم است.

    اما بخش ناسالم آن، مربوط به غصه خوردن بیش از حد، پس از انجام وظایف دوستی است. هر فردی مسئول اعمال خود است.

    من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
    تو خواه از سخنم پند گیر، و خواه ملال

    در قرآن کریم می خوانیم که :«لها ما کسبت و لکم ما کسبتم». البته اگر ما ترغیب کننده به بدی، یا نهی کننده از خوبی، یا کتمان کننده حقیقتی باشیم، آنگاه ما هم در عمل بد دیگران شریک هستیم. حتی اگر حقیقتی را کتمان کردیم، باید توبه کنیم. باید حقیقت را بیان کنیم و اصلاح کنیم.

    این تمایز مهم بین نگرانی سالم و ناسالم را باید دریابیم. ما باید به درستی جایگاه و نقش خود را بشناسیم و در انجام مسئولیت های خود کوتاهی نکنیم؛ زمانی که چنین کردیم، باید بدانیم که بیش از آن وظیفه ما نبوده و خود را درگیرش نسازیم.

    اما در مورد نقش شما به عنوان دوست باید نکاتی را بیان کنم.

    دوست مشمار آنکه در نعمت زند
    لاف یاری و برادرخواندگی

    دوست آن باشد که گیرد دست دوست
    در پریشان حالی و درماندگی

    نگرانی شما برای دوستتون رو درک می کنم، و خوشحالم که به دنبال راه هایی برای کمک به دوست خود هستید.

    نقش شما به عنوان دوست، نقشی برجسته و پررنگ است. شما به عنوان یک دوست، نباید تاییدکننده رفتارهای غلط و رویه نادرست دوست خود باشید.

    همه بدانیم که هرگونه اقدامی در جهت ریختن قبح مسائل، مسئولیت شرعی در پی دارد. ما به هیچ وجه نباید تاییدکننده رفتار نادرست باشیم. نباید با زدن حرفهایی مثل اینکه «دیگران هم چنین کارهایی کرده یا می کنند» یا «اینگونه مسائل عادی یا زیاد شده است» توجیه کننده رفتارهای نادرست باشیم.

    یک دوست، نباید دوست دیگرش را ترغیب به افشای رازهای خصوصی خود کند. برخی رازها بین انسان و خداست و نباید برملا شود. ما مسیحی نیستیم که با گرفتن اعتراف از گناهکار، قبح مسائل را بریزیم. ما مسلمانیم و معتقدیم که اگر گناهی از ما سر زد، نباید آن را به انسانهای دیگر بگویم، بلکه خودافشایی ما باید در نزد خالق مان باشد که تمام آرامش ما از اوست. اوست که رازدار ماست و ستارالعیوب است. اوست که توبه حقیقی ما را می شنود و می پذیرد. اوست که اگر به خودش اعتماد کنیم و به حرفهایش گوش بدهیم، خود مسیر درست را برای ما هموار می کند.

    ما به عنوان دوست، نباید دوستمان را ترغیب کنیم که اسرار خود را برایمان بازگو کند. دقت کنید و بنگرید که این کار چه مزیتی می تواند داشته باشد؟ معایبش چیست؟

    عیب بسیار بزرگ این رویه، تایید رفتار نادرست است، هرچند به صورت پنهانی و نامحسوس باشد. ممکن است دوست در مقام همدلی، بیان کند که من هم فلان خطا را مرتکب شده ام، پس نگران نباش!

    اگر دوستمان خود دست به افشای رفتاری نادرست زد، باید بدانیم چگونه با او برخورد نماییم. همینجا لازم است بیان کنم که مواردی که ذکر شد، به این دلیل است که در رفتار و رویه دوستتان، علائمی از تجاوز، و تاثیرات مخرب روانی آن دیده نمی شود یا بسیار اندک است. در واقع، این رابطه با رضایت نسبی طرفین انجام شده، و پس از این رویداد هم تغییر رفتاری بارزی مشاهده نمی شود، و حتی رابطه با قوت خویش ادامه یافته و حتی دوستتان اندک تمایلی داشته که ای کاش باردار هم می شده تا از آن به عنوان اهرم فشاری برای ازدواج با این فرد استفاده کند(که البته این یک خطای بزرگ شناختی است که به آن میرسیم).

    در واقع از همینجا قصد دارم وارد دیدن مساله از جنبه دوستتان شوم، که باید گفت بزرگترین مشکل دوست شما این است که اساسا احساس نمی کند مشکلی وجود دارد.

    نقش شما به عنوان یک دوست این است که او را آگاه کنید از این امر که مشکلی وجود دارد.

    اینکه دوستتان از شما می پرسد: «آیا دیدت نسبت به من عوض شد؟»، می تواند نقطه عطفی برای آغاز یک تغییر مهم باشد؛ چراکه نشان می دهد دید شما برای او حائز اهمیت است. از این امر باید بهترین استفاده را برد. چگونه؟

    به جای اینکه گفته شود «نه برای چی دیدم نسبت بهت عوش بشه» که در واقع نوعی تایید رفتار نادرست اوست، باید رویه مناسب تری در پیش گرفت.

    رویه مناسب این است که رفتار دوستتان را رد کنید، اما خودش را نه

    یعنی اینکه به دوستتان اطمینان دهید که در کنارش هستید و قصد دارید به او کمک کنید، و خودش را دوست دارید و نگرانش هستید، ولی رفتار نادرستش را رد می کنید و نمی پسندید و نمی پذیرید.

    همانطور که گفتم، بزرگترین مشکل این است که دوست شما چنان درگیر عواطف خود شده که اصلا نمی تواند وقایع را ببیند.

    دوست شما، یک خطای شناختی بسیار بزرگ دارد و آن این است که تصور می کند برای نگه داشتن این آقا پسر، باید تن به خواسته های نامشروع او بدهد.

    دوست شما ترس از دست دادن این فرد را دارد، و با کارهای خود دقیقا در همین راستا گام بر می دارد!

    دوست شما حتی شخصیت خود را زیرپا له می کند، و حتی حاضر است این آقا پسر را در دام بیندازد، تا او را به دست آورد.

    اینها مشکلات اساسی است. علائمی روشن از اینکه نشان داده شود که دوستتان یک تجاوز جنسی را تجربه کرده است، دیده نمی شود.

    پس، نقش شما به عنوان یک دوست نزدیک که دیدش و نوع نگاهش برای دوستتان ارزشمند و مهم است، دادن آگاهی های لازم به اوست.

    به دوستتان بگویید که من می دانم این پسر را دوست داری و می خواهی با او ازدواج کنی، اما آیا راهی که در پیش گرفته ای درست است؟

    آیا این رویه در رسیدن به خواسته ات(با این فرض که درست باشد) کمکی می کند؟

    سعی کنید به دوستتان شخصیت بدهید و او را ارزشمندتر از آن بدانید که تن به چنین کارهای ذلیلانه ای بدهد. به او آگاهی بدهید که پسرها از دختری که برای خود شان و شخصیت قائل است خیلی بیشتر خوششان می آید.

    هرچند این آقا پسر اصلا گزینه مطلوبی به نظر نمی رسد و معلوم نیست با دیگران هم سر و سری دارد یا نه؛ و حتی اگر با دیگران هم نباشد، همین درخواست های نادرست و رفتارهای ناپخته اش، از درونش حکایت می کند، اما فعلا قصد این نیست که توی دل دوستتان خالی شود و رشته امیدهایش پاره شود.

    گام اول اعتمادسازی، گام دوم عدم تایید رفتار نادرست و البته انتقال نگرانی منطقی و علاقه خود به دوست و سرنوشت او، و گام بعدی دادن آگاهی های درست است. آنگاه می توان با دادن این بینش به او که مشکلی وجود دارد، به او کمک کرد و او را نزد متخصص متعهد فرستاد.

    نیازمند مقداری اطلاعات بیشتر درباره دوستتان، اعتقاداتش، خانواده اش، مشکلاتش و ... هستیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,clinical psychologist,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,sokut,مهرسا62,سلماء

  13. ارسال:17#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام برهمه دوستان
    کمبودم فقط مرگ یکی ازخونواده بودخودمم شرایط روحی مناسبی ندارم
    ممنون ازهمه شما
    درجواب آقای clinical psychologystبایدعرض کنم که واقعاتوانایی این روکه بخواد هزینه روانشناس روبپردازه نداره شیرازساعتی35000هست مطمئنابایکی دوجلسه هم تموم نمیشه واینم مطمئنم حتی امروزم که مطرح کردم انگاربراش فرقی نمیکردبره پیش یه روانشناس
    منم میدونم مشاورتحصیلی نمیتونه هیچ کاری بکنه امابهترازهیچی نیست؟یعنی واقعاسردرگم شدم

    دکترممنونم ازصحبت های ارزندتون
    بایدعرض کنم تمام حرف هایی که درباره دوستم بیان کردیددرست بودش بله رابطه بارضایت طرفین بوده امابدون نامردی اون پسرنبوده توی خصوصی علتش روبراتون توضیح میدم
    دکتر اون خودش میدونه من چقدر ر واین چیزا حساسم واینم میدونه من هرحرفی میزنم هیچوقت کارش روتاییدنکردم
    متوجه این قسمت ازحرفتون نشدم نمیدونم درست برداشت کردم یانه ولی من اینوبگم که اگرخواستم مسئله رومطرح کنه فقط و فقط وفقط برای این بود که شاید بتونم کمکش کنم من خیلی آدم حساسیم نمیتونم ببینم که میگه تمرکز ندارم ونفهمم واسه چی تمرکزنداره دکترمن وقتی دستشو دیدم دلم ریش شدبهم حق بدین اگه خواستم بامن رازش رودرمیون بذاره این موضوعم الان فقط بین من وخودشه وخداهیچکی نمیدونه اگراینجامطرح کردم چون هیچ کس نمیشناختش کارم اشتباه بودیعنی به نظرتون که ازش خواستم مطرح کنه؟
    من سعی میکنم تمام تلاشموبه کارمیگیرم که کمکش کنم
    دکترواقعااین پسرگزینه مناسبی نیست
    یه پارک روبروکتابخونست امروزبرای استراحت رفتیم قدم بزنیم که این بهش زنگ زدیعنی سر تایم واتساپ واینکه کی خوابیده نخوابیده دعواشون شداگه واقعادوسش داشت یاحداقل یه ذره براش اهمیت داشت زنگ میزد یا حداقل یه اس ام اس میدادکه دوست من ناراحت نباشه اماواسش مهم نبوددکترمن ازاین چیزادلم میسوزه منم گفتم فلانی ببین عزیزم این رابطه عاقبت خوشی نداره میدونم که دوسش داری امااگراین رابطه بخواد بهت صدمه بزنه وهی تو شخصیتت خورد بشه چه فایده ای داره؟دکترجواب درست حسابی نمیده که ولی معلوم بود زمینشو داره که بشه کمکش کردکات کنه البته امیدوارم این حالت مقطعی نباشه وبه صرف رفتاراون موقع پسره نباشه
    دوست من19ساله توی یه خانواده خیلی سنتی مامانش محدودمیکنه یعنی بنابه گفته خودش 5دقیقه ای یه بارسرمیزنه تواتاقش خواهراوبرادراش ازدواج کردن وبچه آخرخانوادست فاصله سنیش بایکی قبل ترش تقریبازیاده نمیدونم درباره اعتقادش چی بگم مثلادرچه زمینه ای؟اینوباز کنید یکم متوجه نشدم اماپدرومادرش معتقدن به نمازوروزه و...مشکلاتش هم یکیش همین رفتارهای مادرشه دیگه الان چیزی یادم نمیاد

    اگه بدیااشتباه به سوالاتتون پاسخ دادم یابرداشت بدی کردم عذرمیخوام الان شرایط روحیم اصلاخوب نیست
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  14. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط مهرسا62,سلماء

  15. ارسال:18#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام
    یه نیم ساعت پیش زنگ زد
    همونجورکه توی پست قبلی گفتم باهم دعواشون شدپشت تلفن دیگه پسره تاالان یه زنگی نزده
    دیشب دوستم بهش اس داده بود بازم جواب نداده
    بعد واتساپشوکه چک کرده 2:20شب بودتش
    بهش میگم ببین بهترنیست دوراین رابطه روخط بکشی واسه اینکه خودت بیش ازاین آسیب نبینی میگه نمیتونم میگه توهم تواین شرایط بودی نتونستی آخه من کجاهمچین شرایطی داشتم آخه؟
    میگه نمیتونم ولش کنم منم اعصابم خوردشدهیچی نگفتم خودش داره بادست خودش خودشو توی چاه میندازه میدونم زمان برهست تابتونه دل ازش بکنه اما چطور این مشکلات رودیگه توضیح بدم چون همه عواقب روگفتم نظرتون درباره اینکه تکرارکنم واسش این عواقب روچیه؟
    ممنونم ازهمیاریتون واقعا
    ویرایش توسط elnaz.t : 2014_12_05 در ساعت 11:31
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  16. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,مهرسا62

  17. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الناز خانم

    کسی که قصد داره به دیگری کمک کنه، اولین شرطش اینه که آرامش خودش رو بتونه حفظ کنه. پس، اینو بدونید که ما از مسئولیت پذیری شما آگاه هستیم و متوجه هستیم که نگران دوست خودتون و آینده اش هستید، ولی برای کمک به او لازم هست اول بتونید خودتون رو آروم کنید.

    با خودتون فکر کنید. خب، دوست شما مرتکب خطایی شده و شما هم قصد دارید بهش کمک کنید و او رو از این وضعیت خارج کنید. این کار، نیاز به یک سری زمینه سازی داره

    در ارسال قبلی گفتم که اولین گام اعتمادسازی هست. اعتمادسازی با درک احساسات و همدلی با دوستتون حاصل میشه. یعنی اینکه اگر شما این هنر رو در خود ایجاد کنید که بدون تایید رفتار نادرست دوستتون، با او همدلی کنید و درکش کنید، او به شما اعتماد بیشتری خواهد کرد. دوستتون این آقا پسر رو دوست داره، و به قول خودش عاشقشه و نمیتونه ولش کنه. خب، شما این دوست داشتن و علاقه اش رو درک کنید. سپس، بهش بگید که دوست خوبم، من متوجه هستم که دوسش داری، و دلت می خواد از دستش ندی. میفهمم که نگرانی که مبادا کاری کنی که او ازت دور بشه؛ برای همین گاهی عجولانه تصمیم گیری می کنی، گاهی هول میشی و ... . به نظرت این رابطه به این شکل چقدر میتونه ادامه پیدا بکنه؟ تا کی قراره فکر و جسم و عواطفت تحت تاثیر این رابطه باشه؟ اگر به همین شکل ادامه بدی مختاری، اما باید بدونی که با این رویه ای که در پیش گرفتی، بیشتر از اونکه اون دنبال تو باشه، تو دنبالش راه افتادی. اگر بخوای به همین روش ادامه بدی، باید منتظر پیامدهای بعدی هم باشی. میتونی روشت رو عوض کنی و این پسر رو امتحان کنی که تو رو برای خودت می خواد یا برای چیز دیگری. اگر تو رو برای خاطر خودت بخواد، باید برای به دست آوردنت تلاش کنه، نه اینکه بهانه بیاره. یه بررسی بکن، ببین چقدر از حرفها و رفتارهاش مربوط به شخص تو هست و چقدرش مربوط به هوس های خودش. شاید تو انقدر دوستش داشته باشی که حتی این روشش رو هم بپسندی، اما من به عنوان دوستت می خوام بهت بگم اون برای اینکه اثبات کنه دوستت داره، باید برای به دست اوردنت رسما اقدام کنه، نه اینکه هر وقت هوسش زد بالا بیاد سراغت. من نمیگم اون تو رو برای خودت واقعا می خواد یا نه، چون مطمئن نیستم. ولی میتونم بهت راههایی رو نشون بدم که امتحانش کنیم. نظرت چیه؟

    راه اول: به حرفها و اعمال و رفتاری که مربوط به هوس و میل جنسی اش میشه بی توجهی کن و واکنشش رو بسنج. ببین برخوردش چیه؟ آیا عصبانی میشه؟ آیا تهدید به بی محلی کردن میکنه؟ آیا سعی میکنه هر جور شده به حرفت بیاره؟ آیا تا مدتی ولت میکنه و دوباره شروع میکنه و کم کم میره سراغ همون بحث ها؟ یا اینکه می پذیره الان اصلا جای این صحبتها نیست و این کارها مربوط به بعد از ازدواج میشه؟

    راه دوم: بهش بگو اگر منو می خوای، بیا به خواستگاری من. ببین بهانه گیری میکنه یا استقبال می کنه؟

    میدونم خیلی دلت میخواد حرفهاش راست باشن و وعده و وعیدهاش درست. اما یه لحظه فکر کن: اگه وعده ازدواج بهت نده، حاضر میشی باهاش رابطه برقرار کنی؟

    پس اینو بدون که این یه حربه قدیمی برای رسیدن به خواسته هاست و پسرها اینها رو خوب بلدند. منم مثل تو دلم می خواد، این پسر از اون پسرها نباشه، اما به نظرت اگر الان بفهمیم بهتره یا مثلا یک سال دیگه؟

    الان راحت تر میتونی با واقعیت مواجه بشی یا یک سال دیگه؟

    اگر شخصیت واقعی اش یه آدمی باشه که میخواد ازت سوء استفاده کنه، به نظرت الان بشناسیش بهتره یا بعدتر؟

    اگر هم شخصیتی باشه که برای ازدواج می خوادت، بازم الان بشناسیش بهتره. اینطور نیست؟

    پس، بیا امتحانش کنیم. جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته. ممکنه بعدا دیر بشه و فرصت هات رو هم از دست بدی. پس، بیا امتحانش کنیم و ببینیم چند مرده حلاجه. موافقی؟

    من کنارت هستم و تا جایی که بتونم کمکت میکنم. اگر بخوای، میتونم بهت روانشناس هم معرفی کنم باهاش صحبت کنی و نظرش رو جویا بشی

    من نمیگم رهاش کن یا نکن، ولی بهت میگم رفتارت به نظرم عاقبت خوبی نداره و ما میتونیم خیلی ساده طرف رو بسنجیم و بشناسیم. بعد از اینکه تونستیم بهتر بشناسیمش، با هم همفکری می کنیم و مشورت می گیریم تا به کمک خدا بهترین راه حل رو پیدا کنیم.


    یک چنین صحبتهایی رو با دوستتون مطرح کنید و ببینید نظرش چیه
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_12_06 در ساعت 00:05
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  18. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,niloofarabi,sokut,مهرسا62,شروین

  19. ارسال:20#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دکتر
    واقعاازته دلم ازتون ممنونم
    چشم من حتمااین صحبت هاروباهاش درمیون میذارم ونتیجش روبهتون اعلام میکنم
    نمیدونم واقعااگه شماهارونداشتم چیکارمیخواستم بکنم
    مرسی که هستین
    ممنون ازشماوهمه همیاران
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط anahid,مهرسا62

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •