تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz.t
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام آقای دکتروبقیه دوستان وهمیاران عزیز
    باید بگم که دوستم اینجورکه میگه میخوادیه دوسالی منتظربمونه انگارهرچی من میگم توگوشش نمیره
    دیگه واقعانمیدونم بایدچطوری بگم که آسیب میزنه بهت
    پسره نمیدونه من جریانومیدونم ولی گفت اگه بخوای رو اعصابم بری منم بدجورمیام رواعصابت دورفلانیوخط بکشوازش دوری کنواین حرفامنم جوابشودادم مثل خودشوبلاکش کردم واقعامیترسم دیگه برم کتابخونه چون ازاین آدم هر کاری برمیاداصلاازش نمیترسم اماخب منم دخترم ترس دارم ازهرکاری که بخوادعلیه من انجام بده
    ممنون میشم کمکم کنید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    سلام الناز گلم
    میشه بیشتر توضیح بدی ؟
    متوجه نشدم پسره گفته دوستت با شما نگرده؟
    بلاکش کردی؟
    نمیدونم من خنگ زدم یه بد توضیح دادی.
    من همون اول بهت گفتم کسی که اینقد با وقاحت راجع به این موضوع صحبت میکنه و تا اینجا اجازه داده دوستیش پیش بره مورد خوبی برای دوستی نیست عزیزم.
    خیلیا از روی دوست آدمه که راجع بش قضاوت میکنن مطمئنا تو اون خونه دانشجویی هم پسرایی که همخونه این اقا بودن متوجه همه چیز بودن سعی کن دیگه خیلی خودت رو درگیرش نکنی توتمام سعیت رو کردی پس جای ناراحتی وجود نداره گلم.
    هرکس مسئول اعمال خودشه تو قرار نیست تاوان گناه یکی دیگه رو پس بدی.
    یکی میخواد خودش رو بندازه ته چاه وقتی با همه وجودت از خطرات اگاهش کردی و اون نخواسته قبول کنه چرا اینقد به خودت اسیب میزنی.

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  3. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ساجده

  4. ارسال:23#
    yas64 آواتار ها
    الناز جان سلام
    عزيزم تو تمام تلاشتو كردي و حس مسيوليتي رو كه در قبال دوستت داشتي رو به نحو احسن انجام دادي و پيش خودت و وجدان خودت و خداي خودت سربلندي حداقل ميگي من تلاشمو كردم و تو نخواستي،اصلا خودتو ناراحت نكن و ازين به بعد خيلي عادي رفتار كن،ميدونم دوستت برات مهمه و دوستش داري ولي واقعا براي كسي كه چشم و گوشش رو بسته نميشه كاري كرد تا زمانيكه خودش سرش به سنگ بخوره ببين الناز جان بدترين اتفاقي كه ميتونه براي يه دختر بيفته براي دوست شما رخ داده ولي هنوز توي همون چاه مونده و هيچ تلاشي براي نجاتش نميكنه پس حرفهاي توهم ديگه روش اثر نداره
    به نظر من ارتباطت رو با دوستت خيلي معمولي داشته باش حتي كمرنگش كن ولي باز دركنارش باش با اون پسر هم كه حتي ارزش صحبت كردن نداره ديگه صحبت نكن چون ازين جور آدما كه طبل تو خالي هستن هركاري بر مياد و ممكنه براي شما خداي نكرده مشكلي پيش بياره
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ساجده

  6. ارسال:24#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام مامان مهرسا
    اره بهم گفت دورفلانی روخط بکش چون جلودوستم لوش دادم زورش گرفت گفت اگه بیای رواعصابم بدمیام رواعصابتواین حرفامنم دیگه میترسم کتابخونه برم میترسم بلایی سرم بیاره بعدشم فحشم دادخلاصه اینکه من بی جواب نذاشتمش اماخب عصبی شدم حالم بدشد
    مهرساجونم مرسی ازصحبتات گلم


    سلام یاس عزیزم
    درسته خب من همه چیزوبهش گفتم واقعانمیدونم چرا نمیخواد گوش کنه بهش گفتم فلانی اگه میخوای رابطتوباهام کات کنی کات کن توکه اینقدمیگی دوسش داری گفتش نه النازاین چه حرفیه منوتوهمیشه کنار همیم فقط اون چیزی نمیفهمه منم زورم گرفت گفتم الان اعصاب ندارم بحرفم فعلابای واقعادلم نمیخواددوستموتنهابذارم چون ازدبستان باهم بودیم وهمه چیمون باهم بوده یعنی دیگه واقعاهیچ کاریازدست من ساخته نیست؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:25#
    yas64 آواتار ها
    ببين الناز جان شما فقط دوستش هستي با اينكه خيلي براش مهمي و خيلي هم دوستت داره ولي نميتوني جاي عشقش رو بگيري هرچقدر هم بهش نزديك باشي اون تاثيري كه اون پسر روي اون داره تو نميتوني داشته باشي ،اون پسر نقطه ضعف دوست شمارو پيدا كرده ميدونه از نظر عاطفي بهش وابستش ضمن اينكه يه جورايي با اتفاقي كه رخ داده دستش رو عملا بسته اين پسر از طريق احساسات وارد عمل ميشهو با محبت زيادي كه قطعا از روي ظاهره باعث اغفال دوست شما ميشه ولي شما فقط داريد اونو نهي ميكنيد سرزنش ميكنيد كه ازش جدا شو،همه ي آدما بيشتر جذب محبت ميشن تا سرزنش ولي توي اين حالت دوست شما الان دريچه ي عقلش رو كامل بسته و فقط احساسش داره بهش فرمان ميده و كامل كر و كور ميشه
    يه مدت بهش چيزي نگو ولي دورادور مواظبش باش خيلي پاپيچ كاراش نشو بذار يه مدت بگذره ولي از قرارهايي كه براش خطرناكه سعي كن غير مستقيم دورش كني ،مثلا بگي ميشه امروز با من بياي فلان جا يا دعوتش كني خونتون يا بري خونشون براي درس خوندن يه جورايي كه ديدارشون كمتر بشه ولي حتما غير مستقيم باشه ولي در كل فعلا بيخيال امرونهي شو و سرزنش و نصيحت رو بذار كنار تا ببينيم چي ميشه چون هرچي بيشتر بگي اثرش كمتر و كمتر ميشه
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  8. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط niloofarabi

  9. ارسال:26#
    elnaz.t آواتار ها
    یاس جان
    من دیگه هیچی بهش نمیگم نمیتونمم کنترلش کنم دورادورچون اون به هرحال کارخودش رومیکنه چون قبلاهم پیش اومده که اینجوربشه
    من اونم که گفتم بعدازکلی وقت بهش گفتم نه نصیحت میکنم نه نهی فقط ازضررها آگاهش کردم این بارآخری فقط عصبانی شدم ازدستش که روی پسره اینقدباز کرده که به دوستش توهین کنه
    من خودم اینقددرگیری دارم دیگه واقعاتو این قضیه نمیخوام هیچی بگم ببخشیداینقدررک میگم اما واسه خودم میترسم که بلایی سرم بیاره
    مسلما تو این موقع من خودمو ترجیح میدم چون کلی آرزودارم نمیخوام به خاطر ندونم کاری مشکلی برام پیش بیادپس کتابخونه نمیرم هیچی هم دیگه ازاون به بعدبه دوستم نگفتم ونمیگم امابه قول شماببینم میخوادکاراشتباهی کنه نه نصیحت میکنم نه نهی مثل قبل ازمضراتش آگاهش میکنم
    مرسی
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:27#
    yas64 آواتار ها
    بهترين كار همينه عزيزم تو بيشتر از حدي كه بايد تلاشتو براي نجاتش كردي ديگه ازين به بعد براش دعا كن و بسپارش بخدا كه راه درست رو بهش نشون بده ازين به بعد فقط به فكر خودت باش و آيندت كتابخونت رو عوض كن طوري كه ديگه جلوي چشم اون پسر نباشي و يا تو خونه مطالعه داشته باش
    ايشاله كه مشكلي براي اون پيش نمياد
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  11. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi

  12. ارسال:28#
    سلام
    الناز جان من هم صحبت های دوستان رو تایید میکنم
    یه نکته به ذهنم رسید
    حالا که اون آقا تهدید کرده شما رو و شما نمیتونی با دوستت قطع ارتباط کنی بهتره با دوستت هماهنگ کنین وانمود کنین(جلوی دوست پسرش) دیگه شما دو تا دوست با هم ارتباطی ندارید
    درسته جای نگرانی نیست و نمیتونه کاری علیه شما بکنه و صرفا هدفش ترسوندن بوده ولی خب اگه هنوز نگرانی بهتره این کار رو بکنین
    الانم فقط به درسات تمرکز کن.این روزا همه میگذره و چیزی که میمونه موفقیت درسی هست.ایشالا موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  13. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi

  14. ارسال:29#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام ممنونم ازهمتون
    راستش هی وقتی میبینم اینقدربی تفاوت شدم فکرای مختلف سراغم میادوبازعذاب وجدان میگیرم نمیدونم چراآخه؟
    دیشب زنگ زدگفت میای کتابخونه گفتم نه فردابیمارستان پیش دخترخالم هستم کلا وواقعا هم همینجوره تایکی دوساعت دیگه میرم تافرداصبح یاظهرولی نمیدونم واسه دفعه های بعدی چی بگم؟
    ساجده جون من خیلی عصبی شدم وقتی گفتش که همیشه باهمیم بدون اینکه اون بفهمه چه معنی میده واقعا؟من دیگه اگه چیزی هم ببینم ازاون پسرهیچی نمیگم به دوستم چون نمیخوادچشمش روبه واقعیت بازکنه نمیدونم واقعادارم کلافه میشم دیگه
    ببخشیدوقتتونوگرفتم
    مرسی
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  15. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط ساجده

  16. ارسال:30#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    من فکر میکنم تا الان شما در حد توانایی خودتون و حتی بالاتر سعی کردین دوستتون رو از عواقب احتمالی و یا حقیقی کارش آگاه کنید.
    به قول معروف :" من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم ... " رو اجرا کردین. اتفاقا به نظر من نیازی نیست وانمود کنی که با دوستت قهری و قطع ارتباط کردی! به دوستت بگو من دوستانه و خواهرانه بود هر چی که بهت گفتم. من خیر تو رو میخام . چون دوستمی نمی خوام دوستم خدای ناکرده دچار مشکل بشه. چون این آ پسر من رو تهدید کرده، من در حال حاضر ترجیح میدم روی درس ام و کنکور تمرکز کنم تا ارتباط شما دونفر. همه چیز رو به عهده خودت می ذارم. تو هم اگه دوست من هستی، شرایط من رو درک کن. دیگه نمی تونم همراهی کنم و به حرفات و درد و دل هات گوش کنم. دیگه باقی باخودت! تو میدونی و این آقا پسر.

    نظر من اینه
    پاسخ با نقل و قول

  17. چه کمکی ازمن برای دوستم برمیاد؟چه کاری میتونم براش انجام بدم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,ساجده

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •