تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نا امیدی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MEMDI N
آخرین ارسال:MEMDI N
پاسخ ها 4

نا امیدی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرضه سلام خدمت دوستان عزیز به راهنماییتون خیلی زود نیاز دارم متاسفانه چندتا اخلاق بد دارم که همین اخلاقا داره زندگیمو نابود میکنه از جمله بدبین بودنو بی اعتمادی به اطرافم ، انتقاد پذیر نبودن به طوری که با انتقاد چه درست چه غلط عصبی میشم اگه هم تو بحثی کم بیارم سعی میکنم با داد و بیدادو تهدید به خواستم برسم.دیگه اینکه خیلی زود عصبی میشمو غیر قابل کنترل با اینکه آدمه آرومی هستم.به همین خاطر دیگه هیچ انگیزه و امیدی واسه زندگی ندارم سرد شدم به طوری که حتی به مردن و خودکشی فکر میکنم چون با این رفتارام دارم زنمو از دست میدم کسیو که واقعا دوست دارم چندینو چند بار تلاش کردم خودمو اصلاح کنم ولی فقط یه مدته کوتاهی تونستمو بعدش برگشتم سر نقطه ی اول.
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. نا امیدی  سپاس شده توسط anahid,leila14,ماهتاب

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    ابتدابه چندسوال پاسخ بدید
    شماچندساله هستید؟
    همسرتون چندساله هستن؟
    میزان تحصیلات شماوهمسرتون؟
    در حال حاضر کار میکنیدیاخیر؟اگربله درمحیط کاررفتارتون چطوره؟
    چندتاخواهروبرادردارید؟وبچ ه چندم هستید؟
    رفتارشمابااعضای خانواده ومتقابلا رفتار اعضای خانواده باشماچطوره؟
    رابطتون باهمسرتون چطوره؟
    آیافرزندی دارید؟
    آیا اتفاق خاصی در زندگیتون رخ داده که موجب زود عصبانی شدنتون شده؟
    ریشه بدبینی وبی اعتمادیتون ازکجاسرچشمه میگیره؟آیااتفاقی منجربه این امرشده؟
    عکس العمل خانومتون در برابر این گونه رفتارهای شماچی هست؟
    به این سوالات فعلاپاسخ بدیدتابیشترباشماآشنابشیم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. نا امیدی  سپاس شده توسط ماهتاب,ترنّم

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط MEMDI N نمایش پست ها
    با عرضه سلام خدمت دوستان عزیز به راهنماییتون خیلی زود نیاز دارم متاسفانه چندتا اخلاق بد دارم که همین اخلاقا داره زندگیمو نابود میکنه از جمله بدبین بودنو بی اعتمادی به اطرافم ، انتقاد پذیر نبودن به طوری که با انتقاد چه درست چه غلط عصبی میشم اگه هم تو بحثی کم بیارم سعی میکنم با داد و بیدادو تهدید به خواستم برسم.دیگه اینکه خیلی زود عصبی میشمو غیر قابل کنترل با اینکه آدمه آرومی هستم.به همین خاطر دیگه هیچ انگیزه و امیدی واسه زندگی ندارم سرد شدم به طوری که حتی به مردن و خودکشی فکر میکنم چون با این رفتارام دارم زنمو از دست میدم کسیو که واقعا دوست دارم چندینو چند بار تلاش کردم خودمو اصلاح کنم ولی فقط یه مدته کوتاهی تونستمو بعدش برگشتم سر نقطه ی اول.
    با تشکر
    کار خوبی کردی که این مشکلت رو درمیون گذاشتی که این می تونه اولین قدمت تا بهتر شدن و ازبین بردن این ضعف ها باشه و این نشون از این داره که تو قدرت خودشناسی داری و خودت رو شناختی و مطمئن باش با جواب دادن به سوالات الناز خانوم و کمک بچه ها و تلاش خودت این ضعف ها از بین میره.
    ولی من یک حرف بهت میزنم(نه نصحیت نه چیز دیگه یه حرف دوستانه) که هر چه زودتر انجام بدی بهتر، برو به همسرت بگو، بگو من خودم میدونم این ضعف ها (مثل بالا نام ببر)رو دارم و دارم سعی می کنم که اون ها رو از بین ببرم، بهش بگو که اگر بعضی وقت ها بد اخلاقی می کنم تو رو ببخشه.
    این حرف حداقل می تونه شروعی باشه برای تو تا به قولت عمل کنی و کمکی برای همسرت تا برای ازبین بردن ضعفات و کمک به تو از هیچ تلاشی فروگذاری نکنه.
    عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ،
    زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند.
    پاسخ با نقل و قول

  6. نا امیدی  سپاس شده توسط elnaz.t,ترنّم

  7. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    ابتدابه چندسوال پاسخ بدید
    شماچندساله هستید؟
    همسرتون چندساله هستن؟
    میزان تحصیلات شماوهمسرتون؟
    در حال حاضر کار میکنیدیاخیر؟اگربله درمحیط کاررفتارتون چطوره؟
    چندتاخواهروبرادردارید؟وبچ ه چندم هستید؟
    رفتارشمابااعضای خانواده ومتقابلا رفتار اعضای خانواده باشماچطوره؟
    رابطتون باهمسرتون چطوره؟
    آیافرزندی دارید؟
    آیا اتفاق خاصی در زندگیتون رخ داده که موجب زود عصبانی شدنتون شده؟
    ریشه بدبینی وبی اعتمادیتون ازکجاسرچشمه میگیره؟آیااتفاقی منجربه این امرشده؟
    عکس العمل خانومتون در برابر این گونه رفتارهای شماچی هست؟
    به این سوالات فعلاپاسخ بدیدتابیشترباشماآشنابشیم
    موفق باشید
    با عرضه سلام مجدد
    28 سالمه و همسرم 22ساله ،میزانه تحصیلاتم لیسانس و همسرم دانشجوی کارشناسی ،در حال حاضر شاغل هستم و در محیطه کار رفتاری شوخ طبع وشیطون دارم ولی گاهی اوقات در محیطه کارم عصبی میشم وهمچنین در قبال انتقاد همکارانم ناراحت و دلخور میشم ،سه خواهر دارم که هر سه ازدواج کرده اند ولی داداش ندارمو بچه دوم هستم. رفتارم با خانواده ام سرده به گونه ای که بیشتر اوقاته خود را تنها در اتاقم میگذرانم چون تنهایی و آرامشو بیشتر از یک محیطه شلوغ دوست دارم و معمولا در قبالشون زود عصبی و با صدای بلند جوابشونو میدم.رابطم با همسرم خیلی خوبه ولی فقط واسه ده روز یا کمتر(البته در دورانه نامزدی هستیم و بخاطر مسافته بینمون ماهی یک بار همو میبینیم و بیشتر با مکالمه تلفنی در تماس هستیم)هر چند وقت یک بار جرو بحثای بچه گونه داریم که بیشتر مواقع مقصرشون منم و بیشتر مواقع عصبی و غیره قابل کنترل میشم و حتی سعی میکنم با تهدید به خواسته هام برسم ولی بعد چند ساعت به شدت پشیمون میشم.به نظر خودم شرایطه سخته زندگی خودم و اطرافیانم و نا امیدی از آینده و افکاره منفیه ذهنم و همچنین بدبینی به اطرافم(به طوری که هیچ اعتقاده خاص یا افکاری برام قابله قبول نیست)و همچنین زود عصبی شدنه پدرم در قباله رفتار و انتقاداته مادرم و خستگیه ذهنم و کم حوصلگیم و غروره کاذبم باعثه زود عصبی شدنمه.ریشه بدبینیم به خاطره اعتماد زیاد به چند نفر از اطرافیانم بوده که واسم الگو بودن ولی بعد از گذشته زمان به نتیجه عکس در موردشون رسیدم همچنین شاید یکی از دلایلشم فسادیه که تو جامعه هست و خیلی ها رو دیدم که با وجود متاهل بودن حتی به مرد یا زنشون خیانت میکنن.عکس العمله خانمم در قباله رفتارام بیشتر اوقات خوبه وگاهی اوقات سعی میکنه با گریه منو متوجه رفتار اشتباهم کنه ولی اگه زیاده روی کنم اونم دیگه غیر قابله کنترل میشه و بعدش یه موضوع رو خیلی سخت میشه از دلش بیرون آورد.و حرفه آخر اینکه همیشه بعد از عصبانی شدن و بلند کردنه صدام به شدت پشیمون میشمو در خفا اشک میریزم و خودمو آزار میدم به طوری که حتی گاهی اوقات آرزوی مرگ میکنم(تمامه این مشکلات بعد از پایان خدمت سربازی و بیشتر شدنه مشکلاته خودمو اطرافیانم چند برابر شده)
    با تشکر از دوستانه عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  8. نا امیدی  سپاس شده توسط anahid

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •