تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مادر ناتنی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ماهتاب
آخرین ارسال:ماهتاب
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مادر ناتنی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    چند سوال مهم درباره سوال شما قابل بحث است:

    1. آیا باید فرزندان خود را به یک اندازه دوست داشته باشید؟

    2. آیا رفتار شما با فرزندان باید یکسان و یک جور باشد؟ تعریف رفتار عادلانه یکسان برخورد کردن است؟

    3. آیا دیگران باید همانگونه که ما می پسندیم رفتار کنند؟

    4. آیا انتظار این است که فرزندان ویژگی های شخصیتی یکسان و یک جوری را نشان بدهند؟

    5. آیا از دو فرزند که در دوره متفاوت رشدی هستند، توقعات یکسان باید باشد؟ تا چه حد با خلقیات فرزندان در دوره های متفاوت رشدی آشنا هستید؟

    6. چگونه می توان در خود آمادگی ای ایجاد کرد که در زمانهایی که انتظارات مطابق با واقعیات نیستند، رویکردی متعادل اتخاذ کرد؟

    7. چگونه می توان نگرانی برای فرزند را از نگرانی برای خود تفکیک داد؟

    8. چه مواردی باعث می شوند در فرزندان خشم پنهان رشد کند؟

    9. آنچه از فرزندان انتظار داریم را خود انجام می دهیم؟ مثلا اگر انتظار این است که فرزند درباره احساساتش صحبت کند، آیا خودمان این کار را می کنیم یا اینکه سعی می کنیم با زبان بدن به او بفهمانیم و از او انتظار داریم که خود پیش قدم شود؟

    و موارد دیگر که باید بهشون پرداخت بشه

    نظر شما درباره این سوالات چی هست؟
    ممنون از توجهتون
    1و2-میدونم که حس غریزی رو کاریش نمیشه کرد ولی کلا از اول سعی کردم هردورابه یک چشم ببینم تا در نحوه نگاه و محبت کردنم هم تفاوتی نباشه.حتی دخترخودم اوایل (و البته همین الان باشدت کمتر) خیلی حسادت میکرد و بارها درخلوت بمن میگفت منو بیشتردوست داری دیگه؟ولی جواب من منفی بود.اینکه تقریبا مثل هم رفتار کردم اینه که حس میکنم میتونم از دختر خودم در حد یکی دوسال بالاتر هم انتظار داشته باشم. چون استعدادش رو داره و بخاطر مشکلاتی که ما داشتیم روشنتر و پخته تر از سنشه.
    3-بله من اعتقاد دارم بچه ها(قبل بلوغ)باید اونطورکه پدرومادرمیگویند رفتارکنند
    4- اصلا، من مشکلم با صفات خاصی هست مثل دروغ،پنهانکاری شدید،توقع زیاد ازدیگزان،و... میدونم نباید مقایسه کنم.ولی بحث مقایسه رو تویتأثیری که درمحبتم بین ایندومیذاره مطرح کردم. فکرمیکنم دوتابحث جداست
    5- نه ولی گفتم دخترخودم یکم بالاتر ازسنش هست اون هم یکم پایینتر.اینه که همیشه ازاول باهم یکسان برخورد کردم. ازدوره های مختلف هم چیززیادی نمیدونم.درحدیکه یادمه خودم گذروندم این دوره هارو
    6-درمورد این سوال شاید حرفم رو ردکنیدولی من دیدم وقتی احساس خوبی بطرف دارم ناخوداگاه درست و منطقی رفتارمیکنم و انگارحسم بهم یادمیده که الان اون درچه شرایطی هست و رفتاردرستو نشونم میده. ولی من نگرانیم اینه که رفتارهاش داره زدم میکنه و نمیتونم مثل یک مادر مهربون با حسم رفتارکنم.ازین وضع آشفته میشم چون میدونم اون اومده تواین خونه که من نقش حساس ی مادرو براش ایفاکنم.و اون دنیاهم مسئولم و میدونم این فاصله منواز تربیتش ناتوانتر میکنه.
    7-نمدونم درست منظورتون چیه
    8-اینکه نتونند حرفشون رو بزنن یا مثل دختر من اعتقادی به صحبت کردن نداشته باشند. ایشون قبلا پرخاشگری میکردو یاحرفهای باصطلاح گنده میزد(حاضرجوابی) البته نه بامن باهمسنای خودش یاخواهرش. الان فکرمیکنه چون اونا نیست سکوته ...چون حرف زدن رودوست نداره
    9-من درمورد بچه ها معتقدم بزرگتر اگر دید بچه چیزیرو قبلا نمیدونسته باید بره پیشش باهاش صحبت کنه توضیح بده و بعد هم بغلش کنه. ولی اگرکاری هست که خودش میدونه چرا پدرومادرم عصبانی شدند باید بدون غرور بره ازدلشون دربیاره. غروربیش ازحد سمه
    پاسخ با نقل و قول

  2. مادر ناتنی  سپاس شده توسط niloofarabi,حسینی

  3. ارسال:12#
    mehrdad539 آواتار ها
    با سلام
    در کل همه مثل هم نمیشن بقول قدیمیا 5 تا انگشتم مثل هم نمیشه
    در اصل اگر از کسی توقعی نداشته باشیم که خیلی بهتره ولی توقعات ماهم نسبت به افراد باید متفاوت باشه.
    یه مطلب دیگه هم اینکه ایشون الان 12 سالشونه و حالا حالاها میشه روشون تاثیر گذاشت و تغییرشون داد ولی در کل تغییر دادن خودمون به مراتب بسیار راحت تر از تغییر دادن دیگران هست.
    پاسخ با نقل و قول

  4. مادر ناتنی  سپاس شده توسط ماهتاب

  5. ارسال:13#
    با احتارام به همه مشاورین محترم این سایت ولی من به این نتیجه رسیدم که مشاورین هم مثل سایر آدمها دنبال موضوغ میگردند که حل کنند . طلاق، شکست، اختلالات روانی، خیانت،.... بعد میگن بشین بگو ریشه هاش کجا بوده!!!
    ولی وقتی کسی مشکلی رو مطرح کنه که حکم همون ریشه رو داره و هنوز به مرحله انفجار نرسیده مثل این تاپیک خاک میخوره. ظاهرا الان وقت درمان نیست وقتی باید مشاورین حساس بشن که حتما موضوع بغرنج شده و به جاهای باریک کشیده شده
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:14#
    mehrdad539 آواتار ها
    چونکه شما با مشکل دست و پنجه نرم میکنین،بیشتر شمایین که از بغرنج شدن موضوع اطلاع دارید
    مشاوره اینترنتی هم این مشکلو داره که یه مقدار طول میکشه.راهشم اینه که از مشاوران حضوری بهره ببرید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    چونکه شما با مشکل دست و پنجه نرم میکنین،بیشتر شمایین که از بغرنج شدن موضوع اطلاع دارید
    مشاوره اینترنتی هم این مشکلو داره که یه مقدار طول میکشه.راهشم اینه که از مشاوران حضوری بهره ببرید.
    ممنونم از توصیتون
    ولی اگر به تاریخ این تاپیک توجه کنید و تاپیکهای بعدی رو هم ببینید ، میبینید موضوعات دیگر دارند با جدیت دنبال میشوند . راست میگویید ما ایتجا ازکسی طلبکار نیستیم.چ.ن مبلغی پرداخت نکرده ایم. ولی بهرحال یک انسان است که پشت کامپیوتر نشسته و میبیند بقیه دارند جواب میگیرند غیر ازمن. حتی یکبارنوشتم بابا از مشاورین کسی نمیاد حرفی بزنه؟ تا اینکه آقای دکترحدود 10روز پیش اومدند چند تاسوال پرسیدند و رفتند!
    شماباشید ناراحت نمیشید!؟ بقول شما حتی میشد گفت شما به مشاوره حضوری نیاز داری! دیگه پیگیری نکن .درسته؟ شاید ازاینکه من در تاپیکهای دیگه نظرمیذاشتم حس بدی ایجاد شده. و باید بیک شکلی فهمانده میشد

    بهرحال ازهمه ممنونم انشالا مشکلم رو ازطریقی حل میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    انتظار این نیست که هر دو فرزند رو به یک مقدار دوست بدارید، اما انتظار هست که در رفتار و برخوردها عدالت رو رعایت کنید.

    پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «اِعْدِلُوا بَيْنَ اَوْلادِکُمْ کَما تُحِبُّونَ اَنْ يَعْدِلُوا بَيْنَکُمْ فِي الْبِرِّ وَ اللُّطْفِ.»( مکارم الاخلاق، ص 220)

    «با فرزندانتان به عدالت رفتار کنيد، همان گونه که دوست داريد ديگران در ميانتان در نيکی و لطف به عدالت رفتار کنند.»

    بخشی از نگرانی های شما موجّه و قابل درک هستند، اما برخی نگرانی ها هم درست نیستند. اینکه شما مسئولیت پذیر هستید، یک نگرانی بسیار خوب و موجّه هست، ولی انتظارت و توقعات تان از فرزندان را باید به درستی تنظیم کنید.

    تصور کنید خواهر شما در زمینه ای خاص نسبت به شما برتری داشته باشند. اگر والدین تان مطابق با آنچه از خواهرتان دیده اند، از شما انتظار داشته باشند، چه احساسی پیدا می کنید؟

    ممکن است یکی از فرزندان در زمینه ای خاص، و یا در چند زمینه نسبت به دیگری بهتر باشد. نفس این امر هیچ مساله ای ندارد؛ بلکه شیوه مواجهه شما با این تفاوتها ممکن است مساله ساز شود.

    اگر در ریاضی یکی قوی تر و دیگری ضعیف تر است، نباید به گونه ای برخورد کرد که فرزند ضعیف تر احساس حقیر بودن بکند. چه گناهی کرده که درسی چون ریاضی را نمی تواند مثل خواهرش متوجه شود؟

    تصور نکنید بچه ها متوجه نمی شوند. رفتارهایی چون دلسردی از ادامه درس دادن، یا ابراز ملال از تدریس به کودک به دلیل اینکه دیرتر متوجه شده، به ویژه اگر در حضور فرزند دیگر باشد، می تواند منجر به آثار مخربی در روان فرزند شود.

    دختری که بزرگتر است، زمانی که می بیند انتظارات والدین از او، با انتظارات آنها از فرزند کوچکتر منصفانه نیست، کاملا متوجه می شود.

    ایرادی ندارد که شما خود را از آموزش دادن درس ریاضی به فرزند بزرگتر خود معاف بدانید، اما این معافیت را در حق هر دو فرزند اِعمال کنید تا یکی از آنها احساس سرخوردگی نکند. می توانید برای هر دو معلم خصوصی بگیرید و جداگانه بیاید و به آنها درس بدهد. یا اینکه اگر یکی از آنها نیاز ندارد، برای دیگری معلم خصوصی بگیرید(بدون منت و بدون نشان دادن ذره ای از وجود مشکل برای این کار)، ولی طوری ساعات را تنظیم کنید که خواهرش متوجه نشود برای او معلم خصوصی گرفته اید، تا سرخوردگی برای فرزند بزرگتر اتفاق نیفتد.

    در رابطه با هیجانات، باید بدانید که رویه ای که در پیش گرفته اید، چه پیامدهایی در پی داشته است.

    قبلا دختر بزرگتر ابراز هیجانی شدیدی داشته و این خوشایند شما نبوده. با آموزش شما، ظاهرا خویشتن داری او افزایش یافته، اما حقیقتا به نظر می رسد که صرفا این ابراز هیجانی آشکار، به صورت احساسات مخفی و پنهانی تبدیل شده و درآمده

    شما انتظار دارید که وقتی از فرزندتان دلخورید و این دلخوری را در چهره خود نمایان می کنید، او خود پیش قدم شود و درباره علت دلخوری سوال کند. این اتفاق نمی افتد و پس از چند روز همه چیز عادی می شود و تنها خشمی پنهان در شما رشد می کند، و البته احتمالا در فرزندتان

    پس، بدانید که چنین رویه ای نادرست است. یا انتظارات شما بالاتر از معمول است، یا فرزندتان متوجه مساله نشده، یا اینکه هنوز آمادگی لازم برای برخور مناسب با مساله را ندارد، و یا اینکه تصور می کند با او منصفانه رفتار نشده

    می توانید رویه های جایگزین را امتحان کنید. هیچ لزومی ندارد یک رویه خاص که برای یکی از دخترها پاسخگوست، برای دختر دیگر هم پاسخگو باشد. فرزند شما بیشتر با شما زندگی کرده و با روحیات شما آشنایی بیشتری دارد. اما فرزند جدید، اینگونه نیست و شرایط خاص خود را داشته؛ و بنابراین نباید انتظار داشت که مثل هم باشند.

    می توانید رویه صحبت مستقیم را امتحان کنید. درباره انتظارات خود، و ناراحتی ها و احساسات تان با فرزند صحبت کنید و پاسخش را بشنوید. بگذارید او هم درباره انتظاراتش بگوید، و بتواند احساساتش را ابراز کند.

    زمانی که به شیوه اصولی، صحبتها بیان می شود، و احساسات متقابلا درک می شود، زمینه رشد احساسات پنهانی و مخفی، و ظاهرسازی های احتمالی به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  9. مادر ناتنی  سپاس شده توسط niloofarabi,حسینی

  10. ارسال:17#
    سلام

    انتظار این نیست که هر دو فرزند رو به یک مقدار دوست بدارید، اما انتظار هست که در رفتار و برخوردها عدالت رو رعایت کنید.

    پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «اِعْدِلُوا بَيْنَ اَوْلادِکُمْ کَما تُحِبُّونَ اَنْ يَعْدِلُوا بَيْنَکُمْ فِي الْبِرِّ وَ اللُّطْفِ.»( مکارم الاخلاق، ص 220)

    «با فرزندانتان به عدالت رفتار کنيد، همان گونه که دوست داريد ديگران در ميانتان در نيکی و لطف به عدالت رفتار کنند.»

    بخشی از نگرانی های شما موجّه و قابل درک هستند، اما برخی نگرانی ها هم درست نیستند. اینکه شما مسئولیت پذیر هستید، یک نگرانی بسیار خوب و موجّه هست، ولی انتظارت و توقعات تان از فرزندان را باید به درستی تنظیم کنید.

    تصور کنید خواهر شما در زمینه ای خاص نسبت به شما برتری داشته باشند. اگر والدین تان مطابق با آنچه از خواهرتان دیده اند، از شما انتظار داشته باشند، چه احساسی پیدا می کنید؟

    ممکن است یکی از فرزندان در زمینه ای خاص، و یا در چند زمینه نسبت به دیگری بهتر باشد. نفس این امر هیچ مساله ای ندارد؛ بلکه شیوه مواجهه شما با این تفاوتها ممکن است مساله ساز شود.

    اگر در ریاضی یکی قوی تر و دیگری ضعیف تر است، نباید به گونه ای برخورد کرد که فرزند ضعیف تر احساس حقیر بودن بکند. چه گناهی کرده که درسی چون ریاضی را نمی تواند مثل خواهرش متوجه شود؟

    تصور نکنید بچه ها متوجه نمی شوند. رفتارهایی چون دلسردی از ادامه درس دادن، یا ابراز ملال از تدریس به کودک به دلیل اینکه دیرتر متوجه شده، به ویژه اگر در حضور فرزند دیگر باشد، می تواند منجر به آثار مخربی در روان فرزند شود.

    دختری که بزرگتر است، زمانی که می بیند انتظارات والدین از او، با انتظارات آنها از فرزند کوچکتر منصفانه نیست، کاملا متوجه می شود.

    ایرادی ندارد که شما خود را از آموزش دادن درس ریاضی به فرزند بزرگتر خود معاف بدانید، اما این معافیت را در حق هر دو فرزند اِعمال کنید تا یکی از آنها احساس سرخوردگی نکند. می توانید برای هر دو معلم خصوصی بگیرید و جداگانه بیاید و به آنها درس بدهد. یا اینکه اگر یکی از آنها نیاز ندارد، برای دیگری معلم خصوصی بگیرید(بدون منت و بدون نشان دادن ذره ای از وجود مشکل برای این کار)، ولی طوری ساعات را تنظیم کنید که خواهرش متوجه نشود برای او معلم خصوصی گرفته اید، تا سرخوردگی برای فرزند بزرگتر اتفاق نیفتد.

    در رابطه با هیجانات، باید بدانید که رویه ای که در پیش گرفته اید، چه پیامدهایی در پی داشته است.

    قبلا دختر بزرگتر ابراز هیجانی شدیدی داشته و این خوشایند شما نبوده. با آموزش شما، ظاهرا خویشتن داری او افزایش یافته، اما حقیقتا به نظر می رسد که صرفا این ابراز هیجانی آشکار، به صورت احساسات مخفی و پنهانی تبدیل شده و درآمده

    شما انتظار دارید که وقتی از فرزندتان دلخورید و این دلخوری را در چهره خود نمایان می کنید، او خود پیش قدم شود و درباره علت دلخوری سوال کند. این اتفاق نمی افتد و پس از چند روز همه چیز عادی می شود و تنها خشمی پنهان در شما رشد می کند، و البته احتمالا در فرزندتان

    پس، بدانید که چنین رویه ای نادرست است. یا انتظارات شما بالاتر از معمول است، یا فرزندتان متوجه مساله نشده، یا اینکه هنوز آمادگی لازم برای برخور مناسب با مساله را ندارد، و یا اینکه تصور می کند با او منصفانه رفتار نشده

    می توانید رویه های جایگزین را امتحان کنید. هیچ لزومی ندارد یک رویه خاص که برای یکی از دخترها پاسخگوست، برای دختر دیگر هم پاسخگو باشد. فرزند شما بیشتر با شما زندگی کرده و با روحیات شما آشنایی بیشتری دارد. اما فرزند جدید، اینگونه نیست و شرایط خاص خود را داشته؛ و بنابراین نباید انتظار داشت که مثل هم باشند.

    می توانید رویه صحبت مستقیم را امتحان کنید. درباره انتظارات خود، و ناراحتی ها و احساسات تان با فرزند صحبت کنید و پاسخش را بشنوید. بگذارید او هم درباره انتظاراتش بگوید، و بتواند احساساتش را ابراز کند.

    زمانی که به شیوه اصولی، صحبتها بیان می شود، و احساسات متقابلا درک می شود، زمینه رشد احساسات پنهانی و مخفی، و ظاهرسازی های احتمالی به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.
    باتشکر از پاسختان
    تاحدود زیادی قبول دارم. البته از بحث و مکالمه دوتایی ،خانوادگی و... زیاد استفاده کرده ایم ولی در آنها هم تمایلی به بروز خود نشان نمیدهد. فقط نگاهت میکند . وقتی پدرش میگوید داری متوجه میشی میگوید بله . قبول دارم. فقط منتظر که بحث تمام شود. یکبارهم که پدرش گفت چرا حرف نمیزنی چرا حداقل مشکلی که داری را مطرح نمیکنی مگر ماغریبه ایم هم که گفت: بعضی مسائل شخصی هستند. مگر من باید برای همه توضیح دهم چرا ناراحتم؟!! این حرفش دیگه آب پاکی را روی دست من ریخت که نگرانیهایت از حالات بچه، درذهن او دارد دخالت و کنجکاوی معنی میشود! درآن لحظه خیلی دلم شکست حس کردم نه با یک دختر بچه 12 ساله بلکه بایک فرد بالغ طرف بوده ام و تصمیم گرفتم به قول شما فقط عدالت را دررفتار حفظ کنم. نه در دل. . ولی شما حتما فرزند دارید و میدانید رفتارهای ما گاهی وقتها ازروی غریزه و عشق یکدست است. مثلا مگر میتوانم همیشه و همیشه در خانه خودم فیلم بازی کنم؟ یا میتوانم فرزند خودم را از کلمات عاشقانه و رفتارهای محبت آمیز محروم کنم؟

    پس نمیتوانم فقط در رفتارعدالت رانشان دهم.
    البته کلا بچه ها را دوست دارم ولی با توجه به مطالبی که گفتم ایشان دارد خودش راکنار میکشد. من از سکوتهایش و تعبیر پیگیریهای من به کنجکاوی و سردی رفتارهایش خسته ام. اینکه وقتی بیمارم فرزندخودم چگونه مثل مادر ازمن دلجویی و پرستاری میکند ولی ایشان حتی پادراتاقم نمیگدارد. (البته باپدرش هم دقیقا همینطور سرد است. ولی بعکس با مادربزرگ و عمه هایش خیلی خیلی گرم است)

    من بیشتر ناراحت خوداوهستم . نکند درآینده این ناهنجاریها خودش را خدای نکرده نشان دهد و ما مقصر باشیم. هرچند خودم هم مانده ام که آیا محبت راازدخترخودم هم کمی دریغ کنم که بی عدالتی نشود یا تظاهرکنم ؟(اصلا میشود مگر به محبت مادرانه تظاهرکرد؟)
    پاسخ با نقل و قول

  11. مادر ناتنی  سپاس شده توسط حسینی

  12. ارسال:18#
    با سلام
    با احترام خدمت همکارم جناب دکتر عزیزی! و با تشکر از ماهتاب عزیز!
    با توجه به دعوت جناب دکتر، من هم مطالبی رو عرض می کنم.
    اینکه شما پیگیر مشکل فرزند همسرتون هستید بسیار جای تقدیر داره. بله نمیشه جلوی غریزه مادری رو گرفت، همونطور که نمیشه جلوی غریزه پدری که همسرتون نسبت به فرزند خودش داره رو گرفت. اما نحوه تعامل همسرتون با دخترش میتونه نوع رفتار شما رو مشخص کنه. رفتار ما در قبال بچه ها وقتی عادلانه است که با آونها با توجه به تفاوتهای فردیشون رفتار کنیم. اینو میشه با رفتار یک معلم در کلاس درس مقایسه کرد و از قضا ممکنه فرزند اون معلم داخل همون کلاس باشه. گاهی ممکنه حتی برخوردش با فرزندش بدون مسامحه و شدیدتر باشه به حکم اینکه مبادا از نگاه دیگر بچه های کلاس، نوعی تفاوت تلقی بشه. و در این موقع از فرزندش انتظار داره که این موارد رو درک کنه. میشه با انتظاراتی که یک از عروس از مادر خودش داره با انتظارش از مادرشوهرش هم مقایسه کرد. مسلما تفوتهایی وجود داره که برای شما روشنه. حالا از شما مخوام به سئوالات زیر پاسخ بدید:
    1- تا به حال لحظاتی رو در هفته به صورت خصوصی با فرزند همسرتون و بدون حضور دیگران گذروندید؟ چند بار؟ در چه موردی؟ احساس شما و احساس ایشون در اون لحظه چی بوده؟
    2- همسرتون چه پیشنهادی برای بهیود روابط شما با دخترشون پیشنهاد میدند؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  13. مادر ناتنی  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی

  14. ارسال:19#
    - تا به حال لحظاتی رو در هفته به صورت خصوصی با فرزند همسرتون و بدون حضور دیگران گذروندید؟ چند بار؟ در چه موردی؟ احساس شما و احساس ایشون در اون لحظه چی بوده؟
    2- همسرتون چه پیشنهادی برای بهیود روابط شما با دخترشون پیشنهاد میدند؟
    بله . گاهی که دخترم به خانه مادربزرگش یا کلاس یا... میرود باهم تنهاییم. رابطه مان خوب است . هم من دوست دارم هم خودش. چون رقیبی نیست. البته همانطورکه گفتم ظاهرروابط کلا خیلی خوب است.
    درمورد دوم هم متاسفانه پیشنهادی ندارد چون درواقع باهر دوی ما همین رابطه رادارد. رابطه اش با من و پدرش کلا زیاد صمیمی نیست و دوری میکند. ولی بعکس مثلا برای دیدن مادربزرگ و پدربزرگش اینطور نیست. همسرم که وارد میشود اولین کسی که میدود و بغلش میکند دختر من است. میدانم که همسرم دلش میشکند ... یا مثلا موقعی که کسی بیمار است زیاد اهمیت نمیدهد...
    اینجامشکل اینست که من باید برای همه مادر باشم نه برای همه معلم. مادربودن غریزیست . غریزه را میشود 2 ساعت تعطیل کرد اما نمیتوان غریزه ای جدید ایجاد کرد.
    سولا من اینست آیا باید اورا بعنوان کسی که دوست ندارد وارد حریمش شوم یا زیاد متوجه روابط خصوصی نیست چون جمعی رشد کرده(قبلا توضیح دادم) بپذیرم و ظاهر راباعدالت حفظ کنم یا اقدام خاصی باید بکنم. باز هم تاکید میکنم روابط الان خوب است فقط عمیق که بشویم رابطه ما کمی سرد ودور است.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •