تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل دوستی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:farnaz201
آخرین ارسال:farnaz201
پاسخ ها 3

مشکل دوستی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام،مدتیه که توی دوستیم سردرگم شدم ، درواقع موضوع اینه که ما سه تا دوستیم(سوم دبیرسیتان)دوتامون توی یه کلاس و اون یکی کلاسش جداست. حدود دو ساله که ما باهم دوستایم.از نظر من ما دوستای خوبی بودیم اما بحث های سطحی زیاد باهم داشتیم اما من اونو مشکل عمده ای نمیدیدم.تا اینکه ی روز دوستی که کلاسش از ما جداس اومد و به ما گفت من نمیدونم ما چطوری باهم دوست شدیم در حالی که رفتارامون به هم نمیخوره. من و همکلاسیم اول اینو جدی نگرفتیم،اما دو روز بعدش دوباره امد و گفت که من دیگه زنگ های تفریح پایین نمیام.((چون ما فقط تو زنگای تفریح باهم بودیم،پس منو هم کلاسیم فهمیدیم ک گفت دیگه نمیخواد با ما باشه البته از لحن گفتنشم این کاملا معلوم بود.))پس ما هم گفتیم هر جور ک خودش راحته اما این واقعا یک شوک بزرگی برای من و دوستم بود و نمیتونستیم درک کنیم ک چرا اون به همین سادگی تو دوستیمون نامردی کرد، و خیلی ناراحت شدیم.
    اما دو روز بعد ،موقع برگشت به خونه اومد به من گفت من منظورم ازون حرفا این نبوده که دیگه با شما دوست نیستم و ازین حرفا...بعد گفت به خاطر اینکه فشار درسی زیادی روم بوده و اعصابم خورد بوده و این چیزا این حرفارو به شما گفتم.منم بهش گفتم این حرفات اصلا ربطی به اون چیزای ک گفتی نداره. بحث ما همین جا تموم شد و قرار شد ک فردای اون روز در موردش حرف بزنیم اما فرداش اون نیومد ک حرف بزنیم.خب ما هم نرفتیم چون اون باید میومد!
    میخواستم نظر شما رو در این باره بدونم...که اگه دوباره نیومد ،درسته که ما بریم و باهاش حرف بزنیم درحالی که ازش ناراحتیم؟یا منتظر بمونیم تا شاید خودش بیاد؟
    من واقعا نمیدونم الان باید منتظرش باشم یا نه؟نمیدونم باید چیکار کنم چون بالاخره صحبت یه دوستیه.
    ممنون میشم نظرتونو بگید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    نقل قول نوشته اصلی توسط farnaz201 نمایش پست ها
    سلام،مدتیه که توی دوستیم سردرگم شدم ، درواقع موضوع اینه که ما سه تا دوستیم(سوم دبیرسیتان)دوتامون توی یه کلاس و اون یکی کلاسش جداست. حدود دو ساله که ما باهم دوستایم.از نظر من ما دوستای خوبی بودیم اما بحث های سطحی زیاد باهم داشتیم اما من اونو مشکل عمده ای نمیدیدم.تا اینکه ی روز دوستی که کلاسش از ما جداس اومد و به ما گفت من نمیدونم ما چطوری باهم دوست شدیم در حالی که رفتارامون به هم نمیخوره. من و همکلاسیم اول اینو جدی نگرفتیم،اما دو روز بعدش دوباره امد و گفت که من دیگه زنگ های تفریح پایین نمیام.((چون ما فقط تو زنگای تفریح باهم بودیم،پس منو هم کلاسیم فهمیدیم ک گفت دیگه نمیخواد با ما باشه البته از لحن گفتنشم این کاملا معلوم بود.))پس ما هم گفتیم هر جور ک خودش راحته اما این واقعا یک شوک بزرگی برای من و دوستم بود و نمیتونستیم درک کنیم ک چرا اون به همین سادگی تو دوستیمون نامردی کرد، و خیلی ناراحت شدیم.
    اما دو روز بعد ،موقع برگشت به خونه اومد به من گفت من منظورم ازون حرفا این نبوده که دیگه با شما دوست نیستم و ازین حرفا...بعد گفت به خاطر اینکه فشار درسی زیادی روم بوده و اعصابم خورد بوده و این چیزا این حرفارو به شما گفتم.منم بهش گفتم این حرفات اصلا ربطی به اون چیزای ک گفتی نداره. بحث ما همین جا تموم شد و قرار شد ک فردای اون روز در موردش حرف بزنیم اما فرداش اون نیومد ک حرف بزنیم.خب ما هم نرفتیم چون اون باید میومد!
    میخواستم نظر شما رو در این باره بدونم...که اگه دوباره نیومد ،درسته که ما بریم و باهاش حرف بزنیم درحالی که ازش ناراحتیم؟یا منتظر بمونیم تا شاید خودش بیاد؟
    من واقعا نمیدونم الان باید منتظرش باشم یا نه؟نمیدونم باید چیکار کنم چون بالاخره صحبت یه دوستیه.
    ممنون میشم نظرتونو بگید
    با سلام و خوش امد به شما دوسته گرامی
    ابتدا یک توصیه بهتون میکنم
    قدر دوستان دوران مدرسه خودتون رو بدونید.چراکه اگر دوستان خوبی را برای خودتون داشته باشید حتی ممکنه تا اخر عمر مثل خواهر در کنارتون باشند
    این قضیه اونقدرها بزرگ و پیچیده نیست.طبق حرفهاتون متوجه شدم شما سه نفر با هم دوست بودید و قبلا در یک کلاس بودید، اما الان از هم جدا شدید و یکی از دوستانتون در کلاس دیگری هست و فقط در زنگ های تفریح همدیگر رو می بینید.
    مطمئنا اون دوست شما به شما دو نفر وابسته شده و احساس میکنه ممکنه این جدایی باعث بشه شما دو نفر اون رو فراموش کنید و بهش توجهی نکنید که کاملا قابل درک و طبیعیه.
    در واقع با گفتن این حرفها میخواسته شما را ازمایش کنه و ببینه که چقدر نسبت به دوستیتون باهاش وفادار و پایبند هستید.
    و شاید اون روزی که قرار بوده در رابطه با این قضیه صحبت کنید اما نیومده میخواسته یجورایی توجه شما رو به خودش جلب کنه و همچنین شما را امتحان کنه.
    بهتر بود که شما خودتون پیش قدم میشدید و میرفتید پیشش.و در رابطه با اون قضیه هم دیگه صحبتی نمیکردید و سعی میکردید با رفتارها و گفته هاتون بهشون نشون بدید که هنوز هم همون 3 دوست صمیمی هستید و جدا بودن کلاس ها که هیچ، بودن در اون سره دنیا هم شما را از هم دور نخواهد کرد.
    این دید که ما نرفتیم چون اون باید می اومد طرز فکر جالبی نیست. بهتره این روزها رو قدر بدونید و از روزهای باهم بودن لذت ببرید چراکه ممکنه روزی به خاطر دانشگاه،شغل، ازدواج و هر چیزه دیگری کیلومترها از هم دور بشید و حصرت این روزها رو بخورید.
    زیاد سخت نگیرید
    موفق باشید
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ولی من فکر نمیکنم که هدفش امتحان کردن بوده،چون این کارا بش نمیاد اصلا و بحث جدا بودن کلاس ها نیست چون کلا هم رشته ی ما نیست.من الان فقط نمیدونم اون واقعا پشیمونه از اینکه به ما اون حرفو زده یا نه،اگر که نیست پس نباید بعدش میومد با من حرف میزد و اگر که هست،پس روز بعدش جرا نیومد باهامون حرف بزنه.مشکلم اینه که الان باید چیکار کنم تا تکلیفمون باهاش معلوم بشه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •