انگیزه محبت در قرآن: حبّ ذات

محبت اهميت زيادى در زندگى انسان دارد، زيرا پايۀ زندگى زناشويى و تشكيل خانواده و سرپرستى فرزندان و ريشۀ پيوند و هم‌بستگى ميان مردم و تشكيل روابط گرم انسانى است. دوستى و محبت، ريسمان محكمى است كه انسان را به خدا پيوند مى‌دهد و باعث اخلاص در عبادت و پيروى از راه و روش الهى و تمسك و پايبندى به دين و شريعت مى‌شود.

عشق و محبت به اشكال گوناگون در زندگى انسان بروز مى‌كند. انسان گاهى خودش، زمانى مردم، گاهى زن و فرزند، هنگامى پول و ثروت و زمانى نيز خدا و پيامبر را دوست مى‌دارد. ما نمونه‌هايى از اين محبتها را مى‌توانيم در قرآن بيابيم.  ١ 

حب ذات

حب ذات در رابطه‌اى بسيار نزديك با انگيزۀ حفظ ذات، قرار دارد. انسان علاقه‌مند است زنده بماند و امكانات زندگى را توسعه دهد و هويت ذاتى خود را تحقق بخشد و بطور كلى هر چه را كه برايش خير و امنيت و خوشبختى مى‌آورد، دوست دارد و از هر چه كه مانع زندگى و رشد و تحقّق شخصيت اوست و همچنين چيزهايى كه برايش رنج‌آور و آزاردهنده و زيان‌بخش است، متنفر است. قرآن از اين حب ذات فطرى در انسان، و تمايلش براى رسيدن به چيزهاى سودمند (جلب منافع) و دورى از چيزهاى بد (دفع مضرّات) كه برايش ضرر دارد، سخن به ميان آورده است؛ آنجا كه از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مى‌كند كه:

. . . وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ اَلْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ اَلْخَيْرِ وَ مٰا مَسَّنِيَ اَلسُّوءُ. . .

 ١ ) -محبت دنيا براى خود دنيا منشأ همه گونه فتنه و فساد است، اما براى رضاى خدا و تحصيل آخرت، سرچشمۀ همۀ خوبى‌هاست. ر، ك: توبه: ٣٨ ، فاطر: ۵ ، حديد: ٢٠ ، قيامت: ٢٠ ، ٢١ ، همزه: ١  تا  ۴ ، نازعات: ٣٧  تا  ٣٩ -م.

«. . . و اگر من از غيب (جز آنچه كه به وحى مى‌دانم) آگاه بودم بر خير و نفع خود هميشه مى‌افزودم و هيچ‌گاه زيان و رنج نمى‌ديدم. . .» .  ١ 
يكى از مظاهر حب ذات در انسان، عشق شديد به جمع‌آورى مال است كه به واسطۀ آن مى‌تواند به همۀ خواسته‌هايش دست يابد و تمام وسايل آسايش و رفاه زندگى را مهيّا كند. قرآن، عشق شديد انسان به مال را چنين بيان مى‌كند:

وَ إِنَّهُ لِحُبِّ اَلْخَيْرِ لَشَدِيدٌ «(و او (انسان) بر حب مال دنيا سخت فريفته و بخيل است.»  ٢ يكى ديگر از مظاهر حب ذات در انسان، اين است كه او هميشه خير و خوبى از قبيل مال و تندرستى و چيزهاى خوب و نعمتهاى ديگر را براى خود مى‌خواهد و اگر شرّى يا بلايى و يا فقرى به او برسد نااميدى شديدى او را در بر خواهد گرفت و گمان مى‌كند بعد از آن ديگر هرگز روى خوشى نخواهد ديد.
لاٰ يَسْأَمُ اَلْإِنْسٰانُ مِنْ دُعٰاءِ اَلْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ اَلشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ «انسان حريص، از خدا به دعا تمنّاى خير مى‌كند و هرگز خسته نمى‌شود ولى اگر شر و آسيبى به او رسد، مأيوس و نااميد مى‌گردد.»  ٣ همچنين، يكى ديگر از نمادهاى حب ذات در انسان اين است كه، هرگاه گرفتار بلايى شود، يا آزارى به او رسد، حالت ترس و بى‌تابى از آن گرفتارى به او دست مى‌دهد. از سوى ديگر اگر مالى به چنگ آورد، حرص شديدى نسبت به آن نشان مى‌دهد و حتى از صدقه دادن بخشى از مال خويش به نيازمندان، امتناع مى‌ورزد.

 ١ ) -اعراف: ١٨٨ .
 ٢ ) -عاديات: ٨ .
 ٣ ) -فصلت: ۴٩ .

إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذٰا مَسَّهُ اَلشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلْخَيْرُ مَنُوعاً «انسان طبعا حريص و بى‌صبر آفريده شده است. چون شرّى به او رسد سخت جزع و بى‌قرارى كند. و چون مال و دولتى به او رو كند (بخل ورزد و) منع (احسان) كند.»  ١ شايان ذكر است كه حب ذات در انسان تا آنجا كه از چارچوبى مشخص تجاوز نكند قابل قبول است، اما ضرورة مى‌بايست با دوست داشتن و خيرخواهى مردم توأم باشد تا تعديل برقرار شود.


منبع: قرآن و روانشناسی
نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب
ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱
منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی