تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مهدوی
آخرین ارسال:مهدوی
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    مطالب ارائه شده در این موضوع برگرفته از کتاب سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام) نوشته محمدباقر پورامینی می باشد که در چهار فصل: سبک زندگی معیار، ارتباط با خدا، ارتباط با خود و ارتباط با خلق، عنوان خواهد شد.

    »فصل اول: سبک زندگی معیار

    مفهوم زندگی

    سبک زندگی به چه معناست و آیا می توانیم نوعی سبک زندگی از سیره و سخن امام رضا (ع) بیرون بکشیم و سرلوحۀ خود قرار دهیم؟

    سبک زندگی ناظر به مسائلی است که متن زندگی انسان را در دنیا شکل می دهد. وقتی از چگونگی زیستن مؤمنانه سخن می گویند، تمام مسائلی را که آدمی در متن زندگی با آن مواجه است، باید مدنظر قرار داد و از این رو گسترۀ سبک زندگی عرصۀ وسیعی از رفتار آدمی با خدا، خود، خانواده، جامعه و حتی طبیعت را در بر می گیرد.
    سبک زندگی با مفهوم عقل معاش که همان «شیوه زیستن» است، یکسان است. یعنی عقلی که به انسان می گوید چطور باید زندگی کرد. کارکرد این عقل در راستای چگونگی تدبیر زندگی، چاره اندیشی دربارۀ معضلات و مشکلات زندگی، تلاش برای هماهنگی با قوانین شرعی و سازگاری با آن ها در سازماندهی زندگی متناسب و مطلوب قرار دارد تا انسان را به حیات مؤمنانه رهنمون کند. این نوع عمل در این احادیث همان عقل معاش است. «بهترین دلیل بر زیادتیِ عقل، حُسن تدبیر است.» نیز بنگرید به این سخن امام رضا (ع): «مهربانی با مردم نیمی از عقل است.» (تحف العقول، ص 444)
    سبک زندگی اسلامی و عقل معاش، توجه به اجرای اسلام با همۀ ابعاد آن در تمام عرصه های زندگی آدمی است و می توان در دسته بندی مشخص و با ملاحظۀ ارتباطات سه گانۀ انسان با خدا و خود و خلق، زندگی مؤمنانه ای ساخت و با تکیه بر متن سخن و سیرۀ معصومان (ع) شیوه زیستن را مشق کرد.


    ارتباط سیره و سبک زندگی
    وقتی از سیرۀ امام رضا (ع) صحبت می شود، منظور چیست و چه ارتباطی با زندگی ممکن است داشته باشد؟

    «سیره» در زبان عربی از مادۀ «سیر» است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن و «سیره» یعنی نوع راه رفتن. به عبارتی سیره بر وزن فعلة است که در این وزن، واژه بر نوع عمل دلالت می کند. مثلا «جَلسَه» یعنی نشستن و «جِلسَه» یعنی سبک و نوع نشستن. سیر یعنی رفتن و سیره یعنی نوع و سبک رفتن.
    در تبیین معنای سیره به «هیئت»، «حالت»، «روش»، «رفتار»، «راه و رسم» و «سلوک» نیز اشاره شده است. و در مجموع می توان سیره را به معنای نوع و سبک رفتار دانست.
    با توجه به شناخت مفهوم سیره، وقتی از سیرۀ امام رضا (ع) یاد می کنیم، به واقع در پی شناخت سبک و اسلوب رفتار امام در حوزه های مشخص هستیم.
    در سیره، پاسخ به این پرسش ها را می یابیم: سبک امام در زندگی عبادی خود چگونه بود؟ سبک ایشان در معاشرت با یاران چگونه بود؟ امام با خانوادۀ خود چگونه معاشرت داشتند؟ سبک و روش وی در رفتار با دشمنان چه بود؟ روش تبلیغی امام چه بود؟ سبک رهبری و مدیریت امام در جامعه چه بود؟ و ده ها سبک دیگر که در سیره بدان پاسخ داده می شود. (مطهری، سیرۀ نبوی ص 47 تا 52)
    با توضیح فوق، ارتباط سیره با سبک زندگی نیز روشن می گردد: سبک زندگی به مسائلی برمی گردد که متن زندگی انسان را در دنیا شکل می دهد. بدیهی است تکیه بر سبک زندگی اسلامی متکی بر سیره و توصیه های معصوم خواهد بود و زندگی مؤمنان از زاویۀ متن زندگی امام، رفتار، روش و حتی توصیۀ ایشان ترسیم می شود.


    پیروی از سیره

    آیا واقعا ما می توانیم با مطالعۀ سیرۀ حضرت رضا (ع) از آن الگو بگیریم؟

    طبیعی است که امکان استفاده از سیره و منش پیشوایان معصوم (ع) برای همگان فراهم است. پس موظفیم همچون تأسی به پیامبر (ص)، در گفتار و رفتار از امام نیز بهره بگیریم. خداوند می فرماید: «لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر». (احزاب، 21)
    وجود پیغمبر و اوصیای پس از او، کانونی است که ما از آن باید روش زندگی را استخراج کینم. رفتار معصومان آن قدر عمیق است که از جزئی ترین کار ایشان می توان قوانین زندگی را استخراج کرد. یک کار و رفتار کوچک معصوم همچون چراغ، شعله و نوری است که مسافت های بسیار دور را به انسان نشان می دهد. آیت الله شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد: «ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کرده ایم، در مورد سیرۀ پیغمبر و ائمۀ اطهار کرده ایم. سیرۀ انبیا و اولیا و مخصوصا سیرۀ پیغمبر اکرم و ائمۀ معصومین را برداشتیم، به طاق آسمان کوبیدیم، گفتیم: او که پیغمبر است. نتیجه اش این است که اگر یک عمر برای ما تاریخ پیغمبر بگویند، برای ما درس نیست و مثل این است که مثلا بگویند فرشتگان در عالم بالا چنین کردند. خب فرشتگان کردند به ما چه مربوط. یعنی این منبع شناخت را هم از ما گرفتند. در صورتی که اگر این جور می بود، خدا به جای پیغمبر فرشته می فرستاد. پیغمبر یعنی انسان کامل، علی یعنی انسان کامل، حسین یعنی انسان کامل، زهرا یعنی انسان کامل. یعنی مشخصات بشریت را دارند با کمال عالی مافوق ملکی. یعنی مانند یک بشر، گرسنه می شوند، غذا می خورند، تشنه می شوند، آب می خورند، احتیاج به خواب پیدا می کنند، بچه های خودشان را دوست دارند، غریزۀ جنسی دارند، عاطفه دارند و لهذا می توانند مقتدا باشند. اگر این جور نبودند، امام و پیشوا نبودند. (سیرۀ نبوی، ص 31 و 43 و 46)
    آن چه در زندگی امام رضا (ع) هم چون سایر معصومان (ع) کاملا آشکار است و می توان به آن به عنوان محوری در الگوگیری تکیه کرد، این است که خلق و خوی مام (ع) مانند سخن و دینشان جامع و همه جانبه بود. امام در همۀ ابعاد انسانی در حد کمال و تمام بودند.
    غیاث الدین شافعی معروف به خواند میر(وفات: 942) در وصف امام چنین می سراید: (تاریخ حبیب اسیر، ج2، ص 83)
    سپهر عزوجلالت محیط علم و فضیلت
    امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبر
    وفور علم و علو مکان اوست به حدی
    که شرح آن نتوان نمود کلک سخنور
    قلم اگر همگی وصف ذات او بنویسد
    حدیث او نشوند در هزار سال مکرر
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_12_13 در ساعت 00:05
    پاسخ با نقل و قول

  2. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,m1392,m19,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,جیگر طلا,سلماء,ساجده,شبنم

  3. ارسال:2#
    نقش سازندۀ الگوها در زندگی
    نفش الگوهای دینی در زندگی ما چیست؟ قرآن در این باره چه فرهنگی را ترویج می کند؟

    هر انسان مؤمنی برای دستیابی به زندگی معیار، در پی یافتن الگویی پسندیده است تا خود را با او مقایسه کند و زندگی خویش را با رنگ آن بیاراید. الگوخواهی و قهرمان پرستی، ریشه در ارزش پرستی آدمی دارد. قرآن با توجه به این نیاز، به زندگی شخصیت هایی همچون حضرت ابراهیم[1]، اسماعیل[2] ، موسی[3]، مریم[4] ، یحیی ، یوسف[5] و به خصوص پیامبر اعظم[6] (ص) و همگان را به سرمشق گیری از زندگی آنان ترغیب می سازد. خداوند متعال در قرآن دربارۀ حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: «قد کانت لکم أسوة حسنة فی إبراهیم»[7]. (برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم وجود داشت.)

    در داستان یوسف و برادران او، توحید جلوه گر است و خدای تعالی ولیّ بندگان مخلص است و عهده دار امور آنان تا به عرش عزت، بلندشان کند و در اریکۀ کمال جلوسشان دهد.[8] همچنین کسی که در برابر شهوات و نیز حسد و کینه ورزی مقاومت کند و بر تقوا پای فشارد و به سبب همین تقوا به بلاها و مصایب شکیبا باشد، خداوند او را پاداش نیک می دهد: «قالو أ إنّک لأنت یوسف قال أنا یوسف و هذا أخی قد منّ الله علینا إنّه من یتّق و یصبر فإنّ الله لا یضیع أجر المحسنین»[9]. (برادران گفتند آیا تو همان یوسف هستی؟! گفت آری منم یوسف! و این برادر من است. خداوند بر ما منت گذارده، هرکس تقوا پیشه کند و شکیبایی و استقامت نماید سرانجام پیروز می شود. چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند.)
    همچنین قرآن در سورۀ یوسف به ارزش احسان به دلیل اهمیت آن در کشورداری و نیز رسیدن به سودهای دنیوی تأکید می کند.[10]

    وقتی قرآن از یحیی جوان یاد می کند، به سه ویژگی رفتاری او اشاره می کند و نسبت او را با خدا و خانواده و مردم تریسم می سازد: «و کان تقیّا و برّا بوالدیه و ام یکن جبّارا عصیّا».[11] (و او پرهیزگار بود، و با پدر و مادرش نیکوکار بود و در برابر مردم، سرکش و نافرمان نبود. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: جملۀ «و کان تقیّا» حال او را در برابر پروردگارش بیان می کند و جملۀ «و برّا بوالدیه» وضع او را در قبال پدر و مادر حکایت می کند و جملۀ «و لم یکن جبّارا عصیّا» رفتار او را با سایر مردم شرح می دهد.[12]

    خداوند تعالی در قرآن کریم حضرت مریم (ع) را به خاطر عفتش می ستاید: «و مریم ابنت عمران الّتی أحصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا صدّقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین».[13] (و داستان مریم دختر عمران است که بانویی پاک بود و ما در او از روح خود دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتب او را تصدیق کرد و از خاشعان بود.)
    زمانی که هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و خوابیدن امیرالمؤمنین (ع) به جای حضرت در لیلةالمبیت تبیین می شود، قرآن به ایثار و اخلاص این جوان نمونه اشاره می کند: « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد».[14] (و بعضی دیگرند که جان خود را در برابر خشنودی های خدا می فروشند و خدا دوستدار چنین بندگان است.)
    با دقت به شخصیت امیرمؤمنان (ع) متوجه می شویم الگوگیری او از مرادش حضرت محمد (ص) مثال زدنی و بی نظیر است. حضرت علی (ع) می فرمودند: «من همواره در پی او می رفتم. همچون بچه شتری که در پی مادر رود و او هر روز یکی از صفات پسندیده اش را بر من آشکار می کرد و مرا می فرمود که بدان اقتدا کنم.»[15]
    همچنین «ابرار» نامیدن حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) در قرآن در خور توجه است. زوج جوانی که در سه شب متوالی، افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند: آن بندگان، نیکو به عهد و نذر خود وفا می کنند و از قهر خدا برای دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می دهند و گویند ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و ازشما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.[16]

    با درنگ در آیات قرآن، می توان اذعان کرد که این کتاب الهی به الگوخواهی مؤمنان به خوبی پاسخ گفته است. زیرا در کنار هر مفهومی، مصداق آن را بیان می کند. این نکته، زیباترین رویکردی است که به نیاز جستجوگری و الگوخواهی جوان پاسخ می گوید. به این آیۀ قرآن بنگرید: «نیکی تنها این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید و تمام گفتگوی شما مسئلۀ قبله و تغییر قبله باشد و همۀ وقت خود را مصروف آن سازید. بلکه نیکی و نیکوکار کسانی هستند که به خدا و و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورند و ما خود را به علاقه ای که به آن دارند، به خویشاوندان و یتبمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق می کنند، نماز برپا می دارند و زکات می پردازند و به عهد خود، به هنگامی که عهد بستند، وفا می کنند و در برابر محرومیت ها و بیماری ها و در میدان جنگ استقامت به خرج می دهند. این ها کسانی هستند که راست می گویند و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است و این ها هستند پرهیزکاران.»[17]
    جملۀ «و لکن البرّ من آمن بالله و الیوم الآمر» تعریف ابرار و بیان حقیقت حال ایشان است که آنان را سه مرتبه تعریف می کند: 1. مرتبۀ اعتقاد (باور): «من آمن بالله». 2. مرتبۀ اَعمال (رفتار): «اولئک الذین صدقوا». 3. مرتبۀ اخلاق: « و اولئک هم المتّقون»[18]
    علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می نویسد: «این خود دأب قرآن در تمامی بیاناتش است که وقتی می خواهد مقامات معنوی را بیان کند، با شرح احوال و تعریف رجال دارندۀ آن مقام، یبان می کند و به بیان مفهومِ تنها قناعت نمی کند.»[19]
    از این رو قرآن، مؤمنان راستین را در نگاهشان به واقعیت و موضع گیری هایشان در برابر آن، متعادل و موزون می خواهد. همچنان که به لحاظ شخصیتی نیز ضمن ارائۀ «بایدها» و «نبایدها»، او را هماهنگ و دارای «باورها» و «رفتارها» ی منسجمی می خواهد تا بتوانند از هر فرصتی که برایشان فراهم می شود، بهترین بهره برداری را به عمل آورند و با بهره گیری از الگوها، به نمونه ای از انسان کامل برسند.


    [1] انبیا، 60
    [2] صافات، 101 و 102
    [3] قصص، 14
    [4] آل عمران، 37
    [5] یوسف 23 تا 32
    [6] احزاب، 21
    [7] ممتحنه، 4
    [8] یوسف، 7
    [9] یوسف، 90
    [10] تفسیر هدایت، ج5، ص212
    [11] مریم، 13 و 14
    [12] المیزان، ج14، ص25
    [13] تحریم، 12
    [14] بقره، 207
    [15] نهج البلاغه، خطبۀ 192
    [16] انسان، 7 تا 9
    [17] بقره، 177
    [18] المیزان، ج1، ص649
    [19] المیزان، ج1، ص429
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_12_14 در ساعت 20:39
    پاسخ با نقل و قول

  4. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,m1392,m19,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,سلماء,ساجده,شبنم

  5. ارسال:3#
    »فصل دوم: ارتباط با خدا

    پارسایی و بندگی
    می خواستم دربارۀ نوع عبادت و ارتباط امام با خدا بدانم. سیرۀ ایشان چگونه بود؟

    در حالات معنوی امام رضا (ع)، چنین بیان شده است که ایشان کم خواب بودند و بسیار روزه می گرفتند و روزه داشتن سه روز در هر ماهی را هرگز ترک نمی کردند و می فرمودند: «هرکسی سه روز از هر ماه را روزه بگیرد، مثل این است که همۀ عمرش را روزه گرفته باشد.»[1]
    آن حضرت وقتی پیراهن خود را به دعبل هدیه دادند، فرمودند: احتفظ بهذا القمیص فقد صلیتُ فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة.[2] (دعبل، این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعب نماز خوانده ام و در آن هزار ختم قرآن به جای آورده ام.)
    رجاء بن ابوضحاک که مأمون وی را برای آوردن امام رضا (ع) مأموریت داده بود، در بخشی از گزارش خود به مأمون می گوید: «من پیوسته از مدینه تا مرو با ایشان بودم. به خدا قسم، کسی را باتقواتر از او در برابر خدا ندیدم و کسی را ندیدم که بیشتر از او در تمام اوقاتش ذکر خدا گوید و ندیدم کسی را که خداترس تر و پارساتر از او باشد.»[3]
    امام (ع) نام و یاد خدا را در همه حال جاری می ساختند و این فرهنگ را به یاران خود منتقل می کردند. هرگاه می خواستند یادداشتی برای نیازمندی هایشان بنویسند، چنین می نوشتند: «بسم الله الرّحمن الرّحیم. إن شاءالله به یاد خواهم آورد» و سپس هر چه می خواستند یادداشت می کردند.»[4]

    آداب نماز
    امام رضا (ع) برای آداب نماز چه توصیه ای می فرمودند؟ برای الگوگیری از آن، نمونه هایی بیان کنید.

    امام رضا (ع) نماز را وسیلۀ نزدیکی هر انسان پارسا به خداوند می شمردند و می فرمودند: «الصلاة قربان کل تقیّ»[5]
    امام رضا (ع) دربارۀ آداب نماز نیز چنین می فرمودند: «اگر برای نماز ایستادی، تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را به جای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را بر خود هموار سازی. در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران هستی، همانند بندۀ گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامت را راست نگه دار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گویی خدا را می بینی که اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند.»[6]

    حکمت نماز
    چرا نماز واجب شده است و چرا ما نماز بخوانیم؟

    امام رضا (ع) در پاسخ نامه ای که از فلسفه و علل تشریع نماز پرسیده بود، چنین فرمودند: علت تشریع نماز این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار کند و مبارزه با شرک و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایتِ فروتنی و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین، همه روزه انجام پذیرد. نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر شود، گرد و غبار فراموش کاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد و نیز طالب و علاقه مندِ افزونی در مواهب دین و دنیا شود. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلوگیری می کند.
    امام رضا (ع) دربارۀ سایر دستاوردهای نماز فرمودند: «نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب می شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگری در برابر خدا بر او غالب نیاید.»[7]

    کیفیت نماز
    شیوۀ نماز حضرت ثامن الحجج (ع) جذاب و شنیدنی است. آیا روایتی دربارۀ نوع نماز خواندن امام وجود دارد؟ لطفا دقیق بیان کنید.

    دربارۀ نوع و کیفیت نماز خواندن حضرت رضا (ع) به گزارش های زیر اشاره می کنیم:
    1. راوی گوید: «ما چند ماه پشت سر آن حضرت نماز گزاردیم. در نمازهای واجب همیشه در رکعت اول، سورۀ حمد و «انا انزلناه» و در رکعت دوم، سورۀ حمد و «قل هو الله و احد» را قرائت می کردند.»[8]
    2. معمربن خلاد از دورۀ حضور امام (ع) در خراسان، از نماز صبح ایشان چنین یاد می کند: «زمانی که نماز فجر را به پایان می برد، تا طلوع آفتاب در مصلای خود می نشست، آنگاه دهان خویش را مسواک می نمود و سپس قرآن را باز کرده و از روی آن تلاوت می نمود.»[9]
    3. رجاء بن ضحاک، مأمور همراه امام از مدینه به مرو، می گوید: «علی بن موسی هنگامی که نماز صبح ادا می کرد، در مصلای خود جلوس می کرد و مشغول تسبیح و تهلیل و تکبیر می شد و بر جدش حضرت رسول (ص) درود می فرستاد، تا آنگاه که آفتاب طلوع می کرد. سپس سرش را به سجده می گذاشت و تا مقداری از آفتاب گذشته، سرش را از سجده بر نمی داشت.»[10]
    4. در نماز ها در قنوت این دعا را می خواندند: «رب اغفر و ارحم تجاوز عما تعلم، أنت الاعز الاجل الاکرم.»[11]
    5. نافلۀ مغرب را با نماز شب و شفع و وتر و همچنین نافلۀ صبح را در حضر و سفر ترک نمی کردند؛ اما نوافل روز را نمی خواندند.[12]
    6. هنگامی که شب فرا می رسید، قبل از افطار، نماز خود را ادا می فرمود.[13]
    7. بعد از هر نماز قصری که انجام می دادند، سی مرتبه «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» را تکرار می کردند و می فرمودند: «تکمیل صلاة با این ذکر انجام می گیرد.»[14]
    8. قبل از این که شروع به خواندن دعا کنند، به محمد و آل او (ع) صلوات می فرستادند و در نماز و غیر آن، این عمل را زیاد تکرار می کردند.[15]



    [1] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص184
    [2] بحارالانوار، ج79، ص309
    [3] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص183
    [4] تحف العقول، ص443
    [5] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص7
    [6] فقه الرضا (ع)، ص101
    [7] من لا یحضره الفقیه، ج1، ص215
    [8] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص206
    [9] من لا یحضره الفقیه، ج1، ص504
    [10] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص183
    [11] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص83
    [12] همان
    [13] همان
    [14] همان
    [15] همان
    پاسخ با نقل و قول

  6. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,m19,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,سلماء,ساجده,شبنم

  7. ارسال:4#
    نماز اول وقت
    راز خواندن نماز اول وقت چیست و سیرۀ امام رضا (ع) در این باره چگونه بود؟

    در نگاه پیامبر اکرم (ص) نماز اول وقت، محبوب ترین کار نزد خدا است.[1]
    حضرت می فرمودند: «هر گاه نماز در وقتش خوانده شود، به طرف آسمان بالا رود، در حالتی که همچو نور می درخشد و درهای آسمان برای آن نماز باز شود تا اینکه به عرش برسد. سپس برای نمازگزار شفاعت می کند و می گوید خداحافظ تو باشد، آن گونه که در توجه و حفظ من کوشیدی.»[2]
    حضرت رضا (ع) بر نماز اول وقت بسیار پای می فشردند و تأخیر آن را بدون عذر، روا نمی دانستند. ایشان می فرمودند: أن لکل صلاة وقتین أول و آخر فأول الوقت رضوان الله و آخره عفو الله؛[3] (بدان که هر نمازی دو وقت دارد: اول وقت و آخر وقت. اول وقت، خشنودی پروردگار و آخر آن بخشش خداوند است.)
    در سیرۀ امام رضا (ع) نیز پافشاری بر نماز اول وقت آشکار بود. روزی در خراسان و به هنگام نماز، امام (ع) به ابراهیم بن موسی فرمودند: «اذان بگو» او از امام رخصت خواست تا همراهان نیز فرا رسند. حضرت فرمودند: «خدا تو را بیامرزد. نماز اول وقت را بدون عذر به تأخیر نینداز و اول وقت نماز را به پا دار.» بی درنگ، ابراهیم برخاست و اذان گفت و نماز اول وقت خوانده شد.[4]
    این رویه، فراگیر و در هر زمان و مکان جاری بود و گفت و گو های پرشور علمی و محافل ارشاد و وعظ نیز آن را مستثنا نمی کرد. یکی از نشست های مناظره و بحث امام رضا (ع) با عمران صافی در جریان بود. او از دانشمندان بزرگی بود که دربارۀ توحید با امام رضا (ع) گفت و گو می کرد. در این جلسه که مأمون حضور داشت، امام سؤال های عمران را با حوصله و متانت و بیان استدلال های روشن پاسخ می دادند و او را به سوی توحید و یگانگی خدا رهنمون می کردند. هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید، وقت نماز شد و حضرت رضا (ع) نگاهی به مأمون کردند و فرمودند: الصلاة قد حضرت؛ (وقت نماز فرا رسید.)
    عمران صابی که به حقایقی دست یافته بود، از امام چنین درخواست کرد: «آقای من، گفت و گو و پاسخ های خویش را قطع نکن. دل من آمادۀ پذیرش سخنان شماست.» حضرت رضا (ع) فرمودند: «نماز را می خوانیم و دوباره به گفت و گو ادامه می دهیم.» آنگاه امام و همراهان به اقامۀ نمازمشغول شدند و پس از نماز، حضرت به گفت و گو با عمران ادامه دادند.[5]

    سجده
    چرا پیشوایان و معصومان (ع) بر سجده کردن سفارش می کردند و سیرۀ آنان نیز پایبندی بر انجام دادن آن بود؟

    سجده را جان بندگی و وسیلۀ قرب به خدا دانسته اند. سجده فرار از همۀ اغیار است و اقبال کامل به پروردگار. همان گونه که امام صادق (ع) بیان می فرمایند: «پروردگار معنی سجده را سبب نزدیکی و قرب به خود قرار داده است که به دل و جان و به جمیع حواس و قوا، متوجه او باشند.»[6]
    امام رضا (ع) نیز نزدیک ترین حالت بنده به خدای را زمانی می دانستند که ار برای خداوند سجده کند[7] و به همین سبب که خدا فرموده است: «و اسجد و اقترب»؛[8] (سجده کن و نزدیک شو)[9] امام (ع) فرمودند: «یکی از زیباترین ارکان نماز، سجده است که این رکن در نماز و حتی در غیر از آن، نزدیک ترین حالت آدمی به خداست.»[10]
    سیرۀ امام نیز انجام دادن سجدۀ طولانی بود. حضرت رضا (ع) به سلیمان جعفری فرمودند: «باد شدیدی وزیدن گرفت و من سجده بودم. هر کسی دنبال جایی بود که خود را از باد در امان نگه دارد؛ ولیکن من همچنان در حال سجده بودم تا باد فرو نشست.»[11]

    نماز جماعت
    امام رضا (ع) دربارۀ نماز جماعت و اهمیت و حکمت آن چه سخنی دارند؟

    حضرت برتری نماز جماعت بر فُرادا را به ازای هر رکعت از جماعت، دو هزار رکعت از فرادا می دانستند و بر اهمیت امام جماعت تأکید می کردند و می فرمودند: و لا تصلّ خلف فاجر و لا تقتدی إلّا باهل الولایة؛[12] (و پشت سر تبهکار نماز به جای آورده نشود و جز بز امامی مذهب اقتدا نشود.)
    امام (ع) در پاسخ به این پرسش که «چرا نماز به جماعت قرار داده شده است؟» به حکمت نماز جماعت اشاره می کنند: «برای آنکه اخلاص و توحید (یکتاپرستی) و اسلام و عبادت پروردگار علنی و ظاهر و مشهود و آشکارا باشد؛ زیرا که در اظهارش حجت است بر اهل شرق و غرب برای خداوند عزّوجل و برای اینکه منافق، [آن که به نماز اهمیت نمی دهد و آن را کوچک می شمارد] ناچار بدانچه به آن اقرار کرده، در ظاهر ادا کرده باشد و نماز اسلام را در میان جمعیت مسلمین به جای آرد و مراقب باشد که تا شهادت مسلمانان پاره ای دربارۀ پارۀ دیگر ممکن باشد، با فواید دیگری که در نماز جماعت مسلم است؛ مانند رسیدگی بینوایان و یاری درماندگان، نیکوکاری و پرهیز از معاصی و پیشگیری از وقوع بسیاری از گناهان و مناهی خداوند عزوجل که به وسیلۀ نماز جماعت می توان زائل ساخت.»[13]



    [1] خصال، ج1، ص78
    [2] ارشادالقلوب، ج1، ص190
    [3] فقه الرضا (ع)، ص71
    [4] الخرائج و الجرائح، ج1، ص338
    [5] التوحید، ص 435
    [6] مصباح الشریعه، ص123
    [7] کافی، ج3، ص264
    [8] علق، 19
    [9] نورالثقلین، ج5، ص611
    [10] مجمع البیان، ج10، ص516
    [11] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص7
    [12] تحف العقول، ص417
    [13] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص109
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_12_19 در ساعت 20:45
    پاسخ با نقل و قول

  8. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,روشن,ساجده,شبنم

  9. ارسال:5#
    چرایی وضو
    چرا مردم باید وضو بگیرند و برای چه این شیوۀ خاص را برای وضو واجب کرده اند؟

    فضل بن شاذان در ضمن روایاتی که از حضرت رضا (ع) روایت کرده است، گوید: اگر کسی بپرسد چرا مردم باید وضو بگیرند و برای چه این امر در اسلام واجب شده است؟ در جواب گفته می شود: برای اینکه هرگاه بنده ای می خواهد در مقابل خداوند قرار گیرد و با پروردگار مناجات کند، باید پاک و پاکیزه باشد و از چرک و کثافت، خود را تمیز کند و کسالت و سستی را از خود دور سازد و با دل پاک و آرام در برابر خداوند قرار گیرد.
    اگر کسی بگوید چرا در وضو، شستن دست، پا، سر و صورت واجب شد؟ در پاسخ به او گفته می شود: هرگاه بنده ای در برابر خداوند قرار گیرد، اعضا و جوارحی که از وی ظاهر می شود، همان ها هستند که در هنگام وضو شسته اند. زیرا نمازگزار با چهرۀ خود سجده می کند و خضوع و خشوع می نماید و با دست خود از خداوند چیزی طلب می کند و با سرش به رکوع و سجود می رود و با پاهایش برمی خیزد و می نشیند.
    اگر کسی بگوید: چرا شستن فقط مخصوص دست و صورت شده و به سروپا مسح مقرر شده است؟ و چرا نباید همۀ اعضا و جوارح را شست یا همه را مسح کشید؟ گفته می شود که این دستورها روی علل و جهاتی انجام می گیرد:
    1. عبادت بزرگ رکوع و سجود است و رکوع و سجود با صورت و دست انجام می گیرد و سر و پا در آن دخالت و ارتباطی ندارد؛ از این رو شستن آن ها لازم نشده است.
    2. مردم قدرت ندارند در هر وقت سر و پاهای خود را بشویند و در هنگام سفر یا سردی یا کسالت و مرض، بر آن ها شستن بسیار سخت می شود و در شب و روز انجام دادن آن مشکل است؛ ولیکن شستن صورت و دست از آن سبک تر است. فرائض و واجبات به اندازۀ استعداد ضعیف ترین مردم تشریع شده است و بعد همۀ مردم از ضعیف و قوی و سالم و مریض باید آن دستورها را به کار بندند و به آن عمل کنند.
    3. صورت و دست، برعکس سر و پا همیشۀ اوقات آشکار نیستند.
    اگر کسی بگوید: چرا وضو فقط در صورت بول و غائط یا خواب واجب شده و در سایر حالات این امر مقرر نشده است؟ گفته می شود که نجاسات از انسان فقط از این دو محل خارج می شود و انسان جای دیگری نیست که از آن نجاست بیرون شود. از این رو دستور داده شده است که هرگاه از انسان نجاست بیرون شد، باید وضو گرفت.[1]


    روزه و رمضان
    چرا مردم باید روزه بگیرند و چرا فقط باید در ماه رمضان روزه گرفت؟

    در جواب بخش نخست سؤال، این پاسخ از امام رضا (ع) نقل شده سات. به پنج دلیل روزه گرفتن برای مردم واجب شده است:
    1. درد گرسنگی و تشنگی را بیابند و درک کنند؛
    2. با درک درد یاد شده، بر فقر و نیاز در آخرت پی ببرند؛ یعنی آن را دلیل دلیل بر احتیاجشان در آخرت قرار دهند؛
    3. بدین وسیله روزه دار خاشع و ذلیل و فروتن شده، در ضمن بر آنچه از ناحیۀ گرسنگی و تشنگی به وی متوجه می شود، صاحب اجر و عارف و صابر شود. در نتیجه مستحق ثواب می شود. البته فواید دیگری در آن است؛ از قبیل جلوگیری از طغیان شهوات و کنترل هواها؛
    4. روزه برای روزه داران، در دنیا بر ادای تکالیف، واعظ و راضی کنندۀ ایشان است و در آخرت دلیل و راهنماست. برای روزه دار در این دنیا، موجب عبرت و موعظه و تمرینی باشد برای آماده سازی آنان به انجام تکالیف؛
    5. بدین وسیله روزه دار سختی گرسنگی و تشنگی بر اهل فقر و مسکنت را در دنیا لمس می کند و این باعث می شود آنچه حقوق مالی و طلب فقرا از اوست، بپردازد.
    امام رضا (ع) در پاسخ به این پرسش که «چرا روزه در خصوص ماه رمضان واجب شده است، نه ماه های دیگر؟» نیز می فرمایند: به دلیل امتیازاتی که این ماه از ماه های دیگر دارد که این چند نکته از جملۀ آنهاست:
    1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است؛
    2. در این ماه، حق تعالی بین اهل حق و باطل تفرقه انداخته است. همان طور که خود در قرآن می فرمایند: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن، هدیً للناس و بیّناتٍ من الهدی و الفرقان»؛[2] (ماهِ رمضان ماهی است که قرآن برای راهنمایی مردم و نشانه های هدایت و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است)؛
    3. لیلة القدر در این ماه است که از هزار ماه بهتر بوده و در آن هر فرمان حکیم تفریق و توزیع می شود و آن ابتدای سال بوده و آنچه از خیر و شر، ضرر و منفعت و نیز روزی و مرگ در آن برای انسان مقرر می شود. از این رو به آن لیلة القدر می گویند.
    همچنین در جای دیگر از امام نقل است: اگر بپرسند: «چرا خلایق فقط به روزۀ ماه رمضان امر شده اند، نه به کمتر و نه به بیشتر از آن؟» در جواب باید گفت: «برای آنکه این مقدار ، حدّی است که از انجام آن، هم ضعیف بر می آید و هم قوی و جز این نیست که خداوند فرایض واجبات را به اندازه ای که در امکان غالب افراد باشد، تعیین فرموده؛ آنگاه ناتوانان را تخفیف داده و آن ها را مرخص می نماید و نیز توانایان را ترغیب و تحریص کرده که اگر خواستند، غیر ماه رمضان را هم با گرفتن روزه تقرب جویند. چنان که به کمتر از این صلاحشان بود، خداوند کمتر می فرمود و اگر محتاج به بیشتر از این بودند، به زیاده از این امر می فرمود.»[3]


    حکمت و آداب حج
    چرا به انجام دادن حج تأکید می شود و حتی آن را واجب می شمارند. امام رضا (ع) دربارۀ آداب این سفر چه نکاتی می فرمایند؟

    در نگاه امام، علت حج، رسیدن به حضور خداوند متعال و طلب مغفرت و توبه کردن از گناهان است. کسی که عازم بیت الله الحرام می شود، باید از گناهان گذشته توبه کند و در آینده گرد معاصی و ملاهی نرود و همواره در طلب ثواب و عبادت باشد. افرادی که به حج می روند، مقداری از اموال خود را خرج می کنند و در سفر گرفتار رنج و مشقت می شوند. کسانی که به زیارت خانۀ خدا مشرف می شوند، باید گرد هوس ها و لذات جسمانی نروند و همواره اوقات خود را به عبادت پرستش بگذرانند و موجبات نزدیکی پروردگار را برای خود فراهم سازد و پیوسته باید خضوع و خضوع داشته باشد. در سرما و گرما در یاد خدا باشد و در هنگام ترس و خوف پروردگار را فراموش نکنند یا اظهار نارضایتی از سفر نکنند و ضرر و زیان به کسی نرسانند و متوجه پروردگار باشند.
    یکی از مسائلی که حجاج باید آن را مراعات کنند، این است که در هنگام حج قساوت قلب نداشته باشند و با همۀ مردم مهربانی کنند و نیز باید خسیس نباشند و اگر مشاهده کردند که یک نفر احتیاج دارد، به او برسند و از ضعفا حمایت کنند.
    حجاج باید از همگان امید خود راقطع کنند و آرزوهای دور و دراز را از خود دور کنند و خود را از گرایش به فساد بازدارند و حقوق همدیگر را مراعات کنند و منافع همه را درنظر بگیرند.
    حجاج باید با تجار و بازرگانان و کسبۀ اصناف مکه به خوبی معامله کنند و به کسی ضرر و زیان نرسانند و تا قدرت دارند، از حاجتمندان دستگیری نمایند و به مستمندان و فقرا رسیدگی کنند تا از این راه سودهای بزرگ معنوی ببرند و خدا و رسول را از خود راضی سازد.[4]


    [1] عیون اخبارالرضا (ع) ج2، ص104
    [2] بقره، 185
    [3] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص116؛ علل الشرایع، ج1، ص270
    [4] علل الشرایع، ج2، ص404
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_12_31 در ساعت 13:49
    پاسخ با نقل و قول

  10. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط elnaz.t,m19,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,روشن,ساجده,شبنم

  11. ارسال:6#
    انس با قرآن
    سیرۀ امام رضا (ع) در انس با قرآن چگونه بود؟ به چه نحوی می توانیم با تأسی از امام با قرآن انس گیریم؟

    امام خود بر تلاوت فراوان قرآن تأکید کرده و همگان را به خواندن قرآن ترغیب می کردند. حضرت رضا (ع) این کتاب الهی را چنین توصیف می کردند: «قرآن ریسمان محکم خداست و دستگیرۀ مطمئن او و راه نمونۀ او که به بهشت می رساند و از آتش می رهاند. با گذشت زمان کهنه نمی شود و بر زبان ها ناخوش نمی آید؛ چه برای زمان خاصی جز زمان دیگر قرار داده نشده؛ بلکه دلیل و برهان است و حجت بر هر انسان و از هیچ سوی، باطل را به آن راهی نیست و فروفرستاده ای از خدای حکیم حمید است.»[1]
    سیره و سخن امام بر قرآن تکیه می کرد و همۀ پاسخ های ایشان مستند به قرآن بود.[2] امام قرآن را سخن خدا می دانستند و فقط بر هدایت جستن از قرآن تأکید می ورزیدند[3] و پناه بردن به آن را در همۀ حالات توصیه می کردند. ایشان می فرمودند: «هرگاه از چیزی ترسیدی، صد آیه از قرآن مجید را از هرجا که خواستی قرائت کن و سپس سه مرتبه بگو: اللهم أکشف عنی البلاء»[4]
    برنامۀ نقل شده دربارۀ سیرۀ امام رضا (ع)، در خصوص خواندن قرآن چنین است: 1. بعد از نماز صبح، قرآن کریم را باز کرده و از روی آن تلاوت می کردند؛[5] 2. شب هنگام که در بستر قرار می گرفتند، آیات قرآن را تلاوت می فرمودند؛[6] 3. هرگاه به آیه ای می رسیدند که در آن از بهشت یا دوزخ سخن رفته بود، گریه می کردند و از خداوند درخواست بهشت می فرمودند.[7]


    تلاوت روزانۀ قرآن
    چه برنامۀ منظمی برای تلاوت قرآن توصیه می شود؟

    یکی از توصیه های همیشگی معصومان (ع) به یاران و خویشان خود، مواظبت بر تلاوت قرآن و عمل به آن است؛ به طوری که امام صادق (ع) توصیه می فرمودند: «قرآن پیمان نامه ای است از خدای متعال به سوی آفریدگان او. پس هر مسلمانی لازم است در این عهد الهی نظر کند و هر روز پنجاه آیه از آن بخواند.»[8]
    توصیه به خواندن پنجاه آیۀ قرآن، یکی از نکات مهمی است که در فرمایش امام رضا (ع) نیز وجود دارد. ایشان می فرمایند: ینبغی للرّرجل إذا أصبح أن یقرأ بعد التعقیب خمسین آیة؛[9] (سزاوار است که مردم بعد از تعقیب نماز صبح، پنجاه آیه از قرآن مجید تلاوت کنند.)
    در کیفیت خواندن قرآن، امام این سخن را از پیامبر (ص) نقل می کردند که فرمودند: حسّنوا القرآن بأصواتکم فإن الصوت الحسن یزید القرآن حسناً و قرأ و الله یزید فی الخلق ما یشا؛[10] (قرآن را با صداهای خود آرایش دهید؛ زیرا صوت حسن، قرآن را نیکو کند و زینت دهد.)
    تأمل و درنگ در آیات قرآن نیز از نکات مهمی است که می توان از سیرۀ امام رضا (ع) آموخت. رجاء بن ضحاک در گزارش سفر امام به خراسان، از حالا سحرگاهی ایشان چنین یاد می کند: امام در یک سوم پایان شب از بسترشان با ذکر تسبیح حمد و تکبیر و تهلیل و استغفار برمی خواستند و شب ها در بستر خویش بسیار قرآن می خواندند و چون به آیه ای دربارۀ بهشت یا دوزخ می رسیدند، می گریستند و از خدا بهشت می خواستند و از دوزخ به او پناه می بردند.[11]


    جذبۀ نماز شب
    چرا به خواندن نماز شب توصیه می شود؟ این نماز در سیرۀ عبادی امام رضا (ع) چه جایگاهی دارد؟

    زیباترین سخنی که در پاسخ به این پرسش می توان ارائه کرد، این سخن حضرت رضا (ع) است: «بر شما باد به نماز شب که هیچ بندۀ مؤمنی در آخر شب برنمی خیزد و هشت رکعت نماز و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر را نمی گزارد و هفتاد مرتبه در دعای دست خود استغفار نمی کند؛ مگر اینکه خدایش او را از عذاب گور و عذاب دوزخ پناه می دهد و عمرش را می افزاید و روزی اش را فراخ می دارد.»[12]
    در نگاه امام، خانه هایی که در آن، شب هنگام نماز خوانده می شود و نمازگزاران در نماز تلاوت قرآن می کنند، روشنی و نوری به آسمان و ساکنان آسمان می دهد، همان سان که ستارگان آسمان برای ساکنان زمین پرتوافشانی می کنند.[13]
    امام رضا (ع) می فرمودند: از حضرت زین العابدین (ع) پرسیدند: «چرا شب زنده داران سپید چهره و نورانی هستند؟ ایشان فرمودند: لأنّهم خلوا بالله فکساهم الله من نوره؛[14] (آنان با خداوند خلوت می کنند و خداوند نیز آنان را با نور خویش پوشانیده است.)
    شکسته جمله بتان را شب و بماند خدا
    که نیست در کَرم او را قرین و کفو احد
    هم سفر امام از مدینه به مرو، دربارۀ سیرۀ عبادی حضرت چنین روایت می کند: هنگامی که ثلث آخر شب فرا می رسید، از بستر خود برمی خواستند، در حالی که به تکبیر و تسبیح و تهلیل مشغول بودند و استغفار می فرمودند. سپس مسواک می کردند و وضو می گرفتند و به نماز مشغول می شدند. حضرت رضا (ع) در این هنگام هشت رکعت نماز می گزاردند و در هر دو رکعت سلام می دادند. در دو رکعت اول سورۀ حمد و «قل هو الله أحد» را سه مرتبه قرائت می فرمودند. بار دیگر برمیخواستند و دو رکعت شفع را انجام می دادند. در هر دو رکعت، حمد را یک بار و «قل هو الله أحد» را سه مرتبه می خواندند و در رکعت دوم بعد از قرائت و قبل از رکوع، قنوت می گرفتند. بعد از اینکه سلام می دادند، نماز وتر را شروع می کردند. در آن سورۀ حمد را یک بار و «قل هو الله أحد» را سه بار قرائت می فرمودند و بعد از «قل هو الله أحد» یک بار سورۀ «قل اعوذ برب الفلق» و «قل اعوذ برب الناس» را می خواندند و قبل از رکوع قنوت می گرفتند و در قنوت خود می گفتند: «اللهم اهدنا فیمن هدیت ... .» پس از اینکه از نماز فارغ می شدند، مشغول تعقیب می شدند. هنگامی که نزدیک فجر می شد، برمی خاستند و دو رکعت نافلۀ صبح را می خواندند. به روایت او، امام نماز جعفر را نیز در میان نماز شب می خواندند.[15]


    نماز جعفر طیار
    نماز جعفر چگونه بود؟ دلیل اهمیت آن چیست و آیا امام رضا (ع) آن را می خواندند؟

    در سال هفتم هجرت، زمانی که جعفر بن ابی طالب از مأموریت مهم حبشه بازگشته بود، پیامبر اکرم (ص) جعفر را در آغوش کشیدند و سجده گاهش را بوسیدند و این عطای آسمانی را به او بخشیدند؛ عطایی که به نماز جعفر طیار معروف شد. حضرت در وصف این نماز فرمودند: «نماز جعفر از دنیا و آن چه در آن است، بهتر است و باعث بخشش گناهان می شود.»[16]
    امام رضا (ع) مقید به خواندن نماز جعفر بودند و آن را در چهار رکعت می خواندند و در هر دو رکعت سلام می دادند.[17] نماز جعفر چهار رکعت است به دو تشهد و دو سلام. در رکعت اول بعد از سورۀ حمد، سورۀ زلزله، در رکعت دوم سورۀ العادیات، در رکعت سوم سورۀ نصر و در رکعت چهارم سورۀ اخلاص خوانده می شود.
    امام رضا (ع) دربارۀ شیوۀ خواندن این نماز می فرمایند: «در هر رکعت بعد از فراغ از قرائت حمد و سوره، 15 مرتبه سبحان الله و الحمدلله و لااله الالله و الله اکبر را بخوانید. همین تسبیحات را نیز در این شش بخش از هر رکعت نماز 10 مرتبه بخوانید: رکوع، بعد از رکوع، سجدۀ اول، بعد از سجدۀ دوم و بعد از سجدۀ دوم. مجموع تسبیحات خوانده شده در هر رکعت 75 مرتبه و در کل نماز 300 مرتبه خواهد بود.»[18]
    حضرت رضا (ع) یکی از اعمال مستحب در شب نیمۀ شعبان را خواندن نماز جعفر بن ابی طالب می دانستند.[19]
    شایان ذکر است که علامه مجلسی یکی از آداب حضور در حرم امام رضا (ع) و سایر ائمه (ع) را خواندن نماز جعفر طیار می داند.[20]


    [1]عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص130
    [2] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص180 تا 183
    [3] توحید، ص224
    [4] عدةالداعی، ص294
    [5] من لا یحضره الفقیه، ج1، ص504
    [6] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص183
    [7] همان
    [8] کافی، ج2، ص609
    [9] تهذیب الاحکام، ج2، ص138
    [10] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص69
    [11] بحارالانوار، ج73، ص193
    [12] روضة الواعظین، ج2، ص320
    [13] همان
    [14] عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص282
    [15] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص183
    [16] کافی، ج3، ص466
    [17] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2،ص183
    [18] جمال الاسبوع، ص247
    [19] عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص293
    [20] بحارالانوار، ج97، ص137
    پاسخ با نقل و قول

  12. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط m19,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,روشن,ساجده

  13. ارسال:7#
    اثر دعا
    دربارۀ جایگاه و اهمیت دعا، جمله ای از امام بیان کنید.

    در نگاه امام، دعا سلاح مؤمن و ستون دین و روشنایی آسمان و زمین است.[1] حضرت رضا (ع) همواره به اصحاب خود می فرمودند: علیکم بسلاح الأنبیاء؛ (بر شما باد به اسلحۀ انبیا.) «سلاح انبیا چیست؟» ایشان فرمودند: «دعا.»[2]
    حضرت رضا (ع) از حضرت رسول (ص) سخنی دربارۀ حضرت موسی (ع) بیان می کنند که نشانگر اهمیت ارتباط و انس و نجوای با خداست: موسی بن عمران (ع) گفتند:«بار خدایا، آیا تو دور هستی که فریاد بزنم یا نزدیکی که مناجات کنم؟» خداوند فرمود: أنا جلیس من ذکرنی؛ (من هم نشین کسانی هستم که در یاد من باشند.) موسی عرض کرد: «خداوندا، من گاهی در حالی قرار دارم که بزرگی تو مرا منع می کند که با تو سخن بگویم.» خداوند فرمود: یا موسی اذکرنی علی کل حال؛ (ای موسی در هر حال با من سخن بگو و در یاد من باش.)[3]


    ملاک ارزش گذاری
    در دین اسلام، ارزش گذاری افراد به چیست؟ شاخص و ملاک بهتر بودن را معین کنید.

    تقوا و پرهیزکاری مهم ترین ملاک برای ارزش گذاری انسان تلقی می شود و پیشوایان معصوم (ع) بهترین فضیلت خود را برخورداری از تقوا دانسته اند. مردی به حضرت رضا (ع) عرض کرد: «در روی زمین مردی بهتر از تو از جهت پدر نیست.» حضرت رضا (ع) فرمودند: «تقوا بهترین فضیلت پدران من بود و اطاعت از خداوند نیکوترین حظ و بهرۀ آنان به شمار می رفت.»
    فرد دیگری به امام (ع) گفت: «به خداوند سوگند تو بهترین مردم هستی.» حضرت رضا (ع) فرمودند: «ای مرد، به خداوند سوگند نخور. بهتر از من آن کسی است که تقوایش بیشتر و فرمانبرداری اش از خداوند زیادتر باشد. قرآن می فرماید: «و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا، إن أکرمکم عند الله أتقاکم»[4] (ما شما را دسته دسته قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامی ترین شما نزد خداوند آن کسی است که تقوایش از همه بیشتر باشد.)[5]


    در اندیشۀ فردا
    امام رضا (ع) دربارۀ مرگ و معاد چه موعظه ای بیان کرده اند؟

    امام هشتم (ع) فرمودند: وحشتناک ترین مواقع برای مردم سه جاست:
    1. یوم یولد و یخرج من بطن أمّه فیری الدّنیا؛ (روزی که زاییده شود و از شکم مادر درآید و دنیا را ببیند.)؛ 2. و یوم یَموت فَیَری الاخرة و أهلها؛ (و روزی که بمیرد و آخرت و اهل آن را ببیند.)؛ 3. و یوم یبعث فَیَری أحکاماَ لم یرها فی دار الدنیا؛ (و روزی که برانگیخته شود و مقرراتی را ببیند که در دنیا ندیده است.)
    خداوند بر یحیی در این سه مرحله سلام گفتو وحشت را از او برداشت و فرمود: «و سلامٌ علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّاً».[6] عیسی بن مریم (ع) برای خود در این سه جا سلامتی درخواست کردند وگفتند: «و السّلام علیّ یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیّاً»[7] (سلام بر من باد، روزی که زاییده شوم و روزی که خوام مرد و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد.)[8]
    امام رضا (ع) دربارۀ مرگ می فرمایند: به امام صادق (ع) گفتند: «مرگ را برای ما وصف فرما.» ایشان فرمودند: «برای مؤمن مثل خوشبوترین گل هاست که آن را می بوید و از بوی خوش آن، از حال می رود و خستگی و درد از او منقطع می شود. برای کافر مانند نیش افعی و عقرب بلکه سخت تر است.»
    سؤال کردند: «بعضی می گویند که مرگ از تکه تکه شدن با اره و قیچی و کوبیده شدن با سنگ و چرخاندن سنگ آسیاها بر حدقۀ چشم سخت تر است. نظر شما چیست؟» حضرت فرمودند: «برای بعضی از کافران و فاجران همین طور است. آیا از این افراد، کسی را ندیده اند که این سختی ها را می کشد؟ و آن چیزی که از این هم شدیدتر است، عذاب آخرت است؛ زیرا از عذاب دنیا سخت تر و شدید تر است.» گفتند: «پس چرا ما می بینیم جان کندن بر بعضی از کفار آسان است. در حالی که می خندد و سخن می گوید، می میرد؟ و بعضی از مؤمنان هم همین طورند؟ ولی بعضی از مؤمنان و کافران در هنگام سکرات موت دچار این سختی ها می شوند؟» حضرت فرمودند: «راحتی مؤمن در آن حال، ثواب زودرس است و سختی هنگام مرگ برای او باعث پاک شدن از گناه است تا با پاکی و تمیزی به آخرت وارد شود و بدون هیچ مانعی استحقاق ثواب ابدی را داشته باشد. اما راحتی کافر در آن حال، به دلیل آن است که اجر نیکی های خود را به طور تمام و کمال در دنیا دریافت دارد و وقتی وارد آخرت می شود، جز عذاب نبیند. سختی حال کافر در موقع مرگ آغاز عذاب اوست و این به دلیل آن است که خداوند عادل است و ظلم نمی کند.»[9]


    ترک گناه
    بسیاری از ما آلوده به گناهیم. چه کنیم تا با تأسی به فرهنگ رضوی از گناه دور شویم و زندگی مان نورانی شود؟

    گناه و پیروی از هوای نفس بزرگ ترین آسیب و مهلک ترین بلا به شمار می آید و نقش مؤثری در گریز از معنویت و گرایش به باطل دارد؛ بدان حد که فرد از درک حقیقت عاجز خواهد ماند. در واقع خنجر گناه، چشم دل را کور می کند و این کوردلی به ناپاکی جسم منتهی می شود.
    امام هشتم (ع) سخنی از جد خویش امام صادق (ع) نقل می کنند که فرمودند: «گاه می شود که گناه میان بنده و بهشت به اندازۀ فرش تا عرش فاصله اندازد؛ ولی ممکن است بنده از بسیاری گناهان خویش و از آنچه ناروا از او سرزده است، نادم و پشیمان شود و از ترس خداوند زاری کند و اشکش از دیدگان سرازیر شود و آن قدر بگرید تا فاصلۀ میان وی و بهشت نزدیک تر از پلک چشم به سیاهی داخل چشم شود.»[10]
    خشم و شهوت مرد را اَحوَل کند
    ز استقامت روح را مبدل کند[11]
    امام رضا (ع) خاطره ای از پرسش و پاسخ ابوحنیفه با امام کاظم (ع) دربارۀ خاستگاه گناه نقل می کنند و می فرمایند: روزی ابوحنیفه از نزد امام صادق (ع) خارج شد و در راه با امام کاظم (ع) برخورد کرد. از آن حضرت پرسید: «ای پسر، گناه و معصیت از چه کسی صادر می شود؟» حضرت فرمودند: «از سه حالت خارج نیست: یا از خداوند سر می زند که چنین نیست و اصلا شایسته نیست شخص کریم، بنده اش را به خاطر کاری که نکرده عذاب کند. یا از خدا و بنده هردو سر می زند و این نیز شایسته نیست که شریک قوی به شریک ضعیف ظلم کند. یا اینکه از بنده سر می زند که همین طور هم هست. اگر خدا عقابش کند، پس به خاطر گناه اوست و اگر از او درگذرد، از روی جود و کرمش خواهد بود.»[12]
    امام (ع) بارها ضمن دعوت به ترک گناه، بر توبه و پشیمانی گناهکاران رهنمون شدند و از مغفرت الهی سخن فرمودند و حتی با اشاره به برخی زمان های مبارک، بر استفاده از آن برای پاکی و زلال ساختن روان راهنمایی کردند. ایشان با تکیه بر سخن رسول خدا (ص) از جمعه به عنوان فرصتی برای آمرزش خواهی یاد کردند و به نقل از جد گرامی شان فرمودند: «روز جمعه سید روزهاست و خداوند در آن روز، حسنات را مضاعف کرده و گناهان را محو می کند و درجات را بالا می برد و دعاها را مستجاب می کند و اندوه ها را برطرف می سازد و حاجت های بزرگ را برآورده می کند. در روز جمعه، پروردگار گروهی را آزاد می کند. هرکس روز جمعه را احترام کرده و حقش را مراعات کند، بر خداوند لازم است که او را از آتش درزخ نجات دهد و اگر آن شخص در روز جمعه یا شب آن درگذرد، شهید مرده است و در روز قیامت در امن و آرامش خواهد بود. هرکس پاس حرمت روز جمعه را ندارد و حق او را ضایع کند، خداوند او را وارد دوزخ خواهد کرد؛ مگر اینکه توبه کند.»[13]
    همچنین ابراهیم بن ابی محمود از حضرت رضا (ع) پرسید: «حدیثی از حضرت رسول (ص) رسید که خداوند در شب های جمعه به آسمان دنیا نزول کند. در این باره چه می فرمایید؟» امام به تحریف این حدیث که نشانگر جسمیت خداوند است، واکنش نشان دادند و فرمودند: «خداوند لعنت کند کسانی را که کلمات را تحریف و تبدیل می کنند. به خداوند سوگند پیغمبر چنین سخنانی نگفته است. حضرت رسول (ص) چنین فرمودند: خداوند متعال در ثلث آخر شب ها و در شب جمعه فرشته ای به آسمان دنیا می فرستد و فریاد می زند آیا کسی هست که از خداوند چیزی بخواهد یا توبه کننده ای هست که از گناهانش بازگشت کند تا خداوند او را بیامرزد؟ ای کسی که جویای خیر هستی، روی آور و ای کسی که در طلب شر هست، کوتاه بیا. آن فرشته همچنان ندا می کند تا فجر طلوع می کند. پس از آن به جایگاه خود در آسمان می رود.»[14]


    صلوات
    آثار و برکات صلوات چیست و تأثیر صلوات در انس و ارتباط با خدا چگونه است؟

    در نگاه حضرت رضا (ع)، صلوات از خداوند رحمت و از طرف فرشتگان تحیت و پاکی و از طرف مؤمنان دعاست.[15] در احادیث نقل شده است از امام، به برخی آثار صلوات اشاره شده است که توجه به درنگ در آن لازم است:
    1. هرکس قدرت ندارد کفارۀ گناهان خود را بدهد، باید بر محمد و آل او (ع) صلوات بفرستد که صلوات گناهان را از بین می برد.[16]
    2. صلوات بر محمد و آل او (ع) در نزد خداوند ثواب تکبیر و تهلیل را دارد.[17]
    3. هرکس بعد از نماز صبح و مغرب، قبل از اینکه از جای خود حرکت کند یا با کسی سخن بگوید، بر حضرت رسول (ص) صلوات بفرستد و بگوید: إن الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیّها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً، اللهم صل علی محمد النبی و ذریته، خداوند متعال صد حاجت او را روا می کند: هفتاد حاجت در دنیا و سی حاجت در آخرت.[18]


    [1] عیون اخبارالرضا (ع)
    [2] کافی، ج1، ص468
    [3] عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص127
    [4] حجرات، 13
    [5] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص236
    [6] مریم، 15
    [7] مریم، 33
    [8] خصال، ج1، ص107
    [9] عیون اخبارالرضا (ع) ج1، ص275
    [10] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص3
    [11] مثنوی معنوی، ج1، بیت333
    [12] عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص138
    [13] کافی، ج3، ص414
    [14] توحید، ص176
    [15] ثواب الاعمال، ج1، ص187
    [16] عیون اخبارالرضا (ع)، ج1، ص294
    [17] همان
    [18] ثواب الاعمال، ج1، ص187
    ویرایش توسط مهدوی : 2015_01_12 در ساعت 09:16
    پاسخ با نقل و قول

  14. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,روشن,ساجده

  15. ارسال:8#
    شکرگزاری
    چرا در ارتباط انسان به خدا به شکرگزاری توجه بسیاری شده است؟

    شکر نعمت و روح سپاسگزاری ویژگی مردان بزرگ خداست و از این رو زمانی که خداوند حکمت را به لقمان عطا کرد، او را به شکرگزاری این نعمت توصیه کرد.[1] امام رضا (ع) بسیاری از اوقات این شعر را می خواندند: «هرگاه در خیر و نعمتی قرار گرفتی، مبادا غرور و غفلت تو را فرا گیرد؛ ولی برای شکر بگو: اللهم سلم و تمم؛ خدایا ما را در آن نعمت سالم بدار و آن را برای ما کامل گردان.»[2]
    حضرت رضا (ع) یاران خود را نیز به شکرگزاری، به خصوص در سجده، توصیه می فرمودند. ایشان به سلیمان بن حفص مروزی نامه ای نوشتند و او را به انجام دادن سجدۀ شکر چنین سفارش فرمودند: در سجدۀ شکر صد بار بگو: شکراً شکراً و اگر خواستی بگو: عفواً عفواً.[3]
    که هله نعمت فزون شد شکر کو
    مرکب شکر ار بخسبد حرّکوا
    شکر منعم واجب آید در خرد
    ور نه بگشاید درِ خشم ابد
    هین کرم بینید و این خود کس کند
    کز چنین نعمت به شکری بس کند
    سر ببخشد، شکر خواهد سجده ای
    پا ببخشد، شکر خواهد قعده ای[4]
    حضرت رضا (ع) می فرمودند: سجدۀ بعد از نماز فریضه، سپاسگزاری خداوند است که بنده اش را موفق به عبادت کرد. سه مرتبه باید گفت: شکراً لله. راوی گوید گفتم: « معنی شکراً لله چیست؟» ایشان فرمودند: «یعنی شکر می کنم خداوندی را که مرا توفیق عبادت و بندگی داد و من توانستم فرائض او را به جای آورم. شکر موجب زیاد شدن ثواب است و اگر ثواب عبادت با نوافل کامل نشود، با سجدۀ شکر کامل می شود.»
    درسپاسگزاری و شکر چند نکته نهفته است:
    1. شکر جامع جمیع فضایل است؛ از جمله اعتراف به اینکه ما خود هیچ نداریم و تلاش در نگه داشتن آن نعمت و مانع زوال آن شدن، به وسیلۀ اقامۀ نماز صورت می گیرد که مظهر شکر خداست؛
    2. فایدۀ شکر فقط به خود شاکر عاید می شود. همچنان که ضرر کفران هم به خود کفران کننده عاید می شود، نه به خدا.[5] چون خدا غنی مطلق است و احتیاج به شکر کسی ندارد و چون حمید و محمود است، چه شکرش بگزارند و چه نگزارند، پس کفران هم به او ضرر نمی رساند؛[6]
    3. شکر نعمت سبب نموّ نعمت می شود. شکرگزاری نفعش باز هم به انسان باز می گردد؛ زیرا شکر سبب افزونی نعمت است و خداوند می فرماید که اگر شکر کنید، بر نعمت شما خواهم افزود.[7]


    [1] لقمان، 12
    [2] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص187
    [3] من لا یحضره الفقیه، ج1، ص332
    [4] مثنوی معنوی، ج3، ابیات 2670 تا 2673
    [5] لقمان، 12
    [6] تفسیر المیزان، ج16، ص215
    [7] ابراهیم، 7
    پاسخ با نقل و قول

  16. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,تیرا,ساجده

  17. ارسال:9#
    ذکرهای معتبر
    آیا در سیره و کلام امام رضا (ع) به گفتن اذکار خاصی توصیه شده است؟

    امتیاز این پرسش بر توجه به اذکاری است که به روایات اهل بیت (ع) مستند است؛ از این رو به پاره ای از ذکرهایی که در سیره و سخن امام رضا (ع) مطرح است، اشاره کنیم:
    1. یا رئوف، یا رحیم: پدرم را در خواب دیدم. ایشان فرمودند: «ای فرزندم، هرگاه مشکلی برایت پیش آمد، بسیار بگو: یا رئوف، یا رحیم.»[1]
    2. بسم الله الرحمن الرحیم: این ذکر نزدیک تر است به اسم اعظم خداوند از سیاهی چشم به سپیدی آن.[2]
    آیةالکرسی: هرکس آیةالکرسی را صد مرتبه قرائت کند، مانند کسی است که در همۀ عمر خداوند را عبادت کرده باشد.[3] هرکس بعد از نماز، آیةالکرسی را بخواند، هیچ گزنده ای او را آزار نخواهد رساند.[4]
    4. لا اله الا الله: کلمۀ لا اله الا الله در نزد خداوند بسیار قرب و منزلت دارد. هرکس از روی اخلاص آن را بر زبان جاری کند، سزاوار بهشت می شود و هرکس به دروغ بر زبان جاری سازد، مال و جانش در امان بوده و سرانجام به دوزخ رهسپار خواهد شد.[5]
    5. لا اله الا الله، الملک الحق المبین: هرکس در هر روزی صد مرتبه این را بگوید، خداوند به او مال و ثروت می دهد و فقر و فلاکت را از وی دور می کند و آتش جهنم را از او دور کرده و راه بهشت را برای وی باز می گرداند.[6]
    6. لا حول و لا قوة الا بالله: هرگاه خداوند بر کسی نعمتی داد، باید خداوند را حمد کند و هرگاه روزی اش تنگ شد، باید طلب مغفرت کند و هرگاه محزون شد، باید لا حول و لا قوة الا بالله بگوید.[7] هرکس بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله خداوند 99 بلا را از وی دفع می کند که آسان ترِ آن ها خفگی و نفس تنگی است.[8]
    7. بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم: هرکس هفت بار بعد از نماز مغرب و صبح پیش از تکلم این ذکر را بگوید، خداوند متعال 70 نوع بلا را از وی دفع می کند که آسان ترین آن ها جذام، برص، جور سرطان و اغوای شیطان باشد.
    8. هرکس بعد از نماز صبح، صد مرتبه بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، به سوی اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر خواهد بود و به درستی که در این کلمات اسم اعظم داخل است.[9]
    9. حسین عبدالله بن جندب نامه ای نشان داد و گفت: پدرم برای حضرت رضا (ع) نوشت: «فدایت شوم. من پیر شده ام و دیگر توانایی انجام دادن بسیاری از کارهایی را که قبلاً انجام می دادم، ندارم. مایلم مرا چیزی بیاموزی که موجب نزدیکی به پروردگار شود و فهم و علم مرا بیفزاید.» امام (ع) در جواب چنین مرقوم داشتند: «برایت نامه ای نوشتم. آن را بخوان و در آن درنگ و اندیشه کن. در آن نامه شفاست برای کسی که خدا بخواهد او را شفا بخشد و هدایت است برای کسی که خدا هدایت او را خواسته باشد. این ذکر را زیاد بگو: بسم الله الزحمن الزحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.»[10]
    10. خروج از منزل: هرگاه از منزلت بیرون شدی، بگو: بسم الله آمنت بالله توکلت علی الله، ما شاء الله، لا حول و لا قوّة إلّا بالله. اگر شیطان راه را بر او بگیرد، فرشتگان او را از آن شخص دفع می کنند و می گویند تو را بر این کس راهی نیست و او نام خدا را بر زبان جاری کرد و ایمان آورد و بر پروردگار توکل کرد و گفت: ما شاء الله لا قوّة إلّا بالله.[11]
    11. پدرم هرگاه می خواست از منزل بیرون شود، می فرمود: بسم الله الرّحمن الرّحیم خرجت بحول الله و قوته لا بحولی و قوتی بل بحولک و قوتک یا رب متعرضا به لرزقک، فإننی به فی عافیة.[12]
    12. ورود به بازار: هرکس در هنگام ورود به بازار بگوید: سبحان الله و الحمد لله، و لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت و هو حی لا یموت، بیده الخیر و هو علی کل شیء قدیر، خداوند به عدد همۀ مخلوقات به او اجر می دهد.[13]
    13. در برابر سِحر: از حضرت رضا (ع) پرسیدم: «سحر چیست؟» ایشان فرمودند: «سحر و جادوگری حقیقت دارد و ضرر و زیان می رساند. هرگاه گرفتار سحر شدی، دست خود را مقابل صورتت قرار بده و بگو: باسم الله العظیم، باسم الله العظیم، رب العرش العظیم، الا ذهبت و انقرضت.»[14]
    14. در برابر چشم زخم: از آن حضرت پرسیدم: «چشم زخم واقعیت دارد؟» ایشان فرمودند: «آری. هرگاه تو را چشم زنند، کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سورۀ حمد و قل هو الله أحد و معوّذتَین را قرائت کن و هر دو کف را به صورتت بکش. خداوند تو را از گزند آن حفظ می کند.»[15]
    15. تسبیح حضرت زهرا (ع): دو برادر نزد حضرت رسول (ص) آمدند و گفتند: «یا رسول الله، در نظر داریم برای تجارت به شام برویم. دعایی به ما تعلیم فرما.» نبی اکرم (ص) فرمودند: «هرگاه در منزلی فرود آمدید و نماز عشا را قرائت کردید و خواستید بخوابید، تسبیح حضرت زهرا و آیةالکرسی را بخوانید. از هر گزندی محفوظ خواهید بود.» هنگامی که آن ها از مدینه بیرون شدند، چند نفر دزد دنبال آنان روان شدند. پس از اینکه در منزلی فرود آمدند، دزدان کودکی را فرستادند تا بنگرند آن دو جوان بازرگان در چه حال هستند. کودک رفت و جریان آن دو نفر را که در کجا خوابیده اند، مشخص کرد و بازگشت و برای دزدان تعریف کرد. آن دو بازرگان پس از اینکه نماز خواندند، تسبیح حضرت زهرا و آیةالکرسی را قرائت کردند و خوابیدند. غلام بار دیگر برگشت و آمد که بازرگانان را به دزدان نشان دهد؛ ولیکن مشاهده کرد دیواری دور آن ها کشیده شده است. غلام بار دیگر نزد دزدان آمد و گفت: «دیواری بر آن ها کشیده شده است و دسترسی به آنان ممکن نیست.» دزدان گفتند: «خداوند تو را رسوا کند. از ترس دروغ می گویی.» دزدان از جای خود برخاستند و آمدند؛ ولی با دیواری بلند روبرو شدند و کسی را در آنجا مشاهده نکردند. روز بعد در هنگام صبح، دزدان نزد آن ها آمدند و گفتند: «شما دیشب کجا بودید؟» گفتند: «ما همین جا بودیم و از جای خود حرکت نکرده بودیم.» دزدان گفتند: «ما آمدیم و در اینجا دیواری بلند مشاهده کردیم. اینک داستان خود را برای ما بازگو کنید.» آن دو بازرگان گفتند: «ما نزد حضرت رسول (ص) رفتیم. آن جناب تسبیح حضرت زهرا و آیةالکرسی را به ما تعلیم فرمودند و ما هم طبق فرمان آن حضرت عمل کردیم.» دزدان گفتند: «شما آسوده باشید. به خداوند سوگند دیگر شما را تعقیب نمی کنیم و هیچ دزدی قدرت ندارد به شما دستبرد بزند.»[16]


    [1] مهج الدعوات، ص333
    [2] مهج الدعوات، ص317
    [3] عیون اخبارالرضا (ع)، ج2، ص65
    [4] ثواب الاعمال، ص101
    [5] التوحید، ص23
    [6] امالی طوسی، ص279
    [7] عیون اخبار الرا (ع)، ج2، ص46
    [8] مکارم الاخلاق، ص360
    [9] مهج الدعوات، ص317
    [10] بحارالانوار، ج23، ص313
    [11] مکارم الاخلاق، ص282
    [12] عیون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص6
    [13] همان
    [14] مکارم الاخلاق، ص474
    [15] همان
    [16] مکارم الاخلاق، ص292
    پاسخ با نقل و قول

  18. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,ساجده

  19. ارسال:10#
    »فصل سوم: ارتباط با خود

    اهمیت هویت
    هویت در زندگی انسان، به ویژه جوان، چه نقش و تأثیری دارد و نبود آن چه آفاتی در پی خواهد داشت؟

    «هویت» احساس خودبودن را برای انسان و به خصوص برای جوانان تقویت می کند. هویت احساسی نسبتاً پایدار و متکی بر یگانگی خود اوست همراه با این پرسش ها که «من که هستم؟» و «چرا به دنیا آمدم؟» و «که باید باشم؟» به عبارتی «هویت» همان تنظیم ارتباطات فرد با خود، خدا، طبیعت و جامعه است.
    که باشم من؟ مرا از من خبر کن
    چه معنی دارد «اندر خود سفر کن»
    اگر کردی سؤال از من که من چیست
    مرا از من خبر کن تا که من کیست
    چو هست مطلق آمد در اشارت
    به لفظ من کنند از وی عبارت
    حقیقت کز تعیّن شد معیّن
    تو او را در عبارت گفته ای من
    من و تو عارض ذات وجودیم
    مشبک های مشکات وجودیم
    همه یک نوردا اشباح و ارواح
    گه از آیینه پیدا گه ز مصباح[1]
    در مقابل، سرگردانی در هویت، اغلب به این صورت تجربه می شود که انسان نمی داند کیست و چه نقشی در زندگی دارد، برای چه به دنیا آمده است و به کجا خواهد رفت و چه کاره خواهد شد. اگر سرخوردگی و نداشتن اعتماد به نفس جایگزین شود، انسان به جای تماس با مردم، گوشه گیر می شود و به جای تحرک به رکود می گراید و به جای خودآگاهی و تشکیل هویت مثبت، دچار ابهام در نقش خود می شود و ایده آل هایش به هم می ریزد.
    سخن معروفی از امام رضا (ع) به یادگار مانده است که خطر بی هویتی را گوشزد می کند. ایشان می فرمایند: «پنج ویژگی چون در کسی نباشد، به او امیدی از دنیا و آخرت نیست: ریشه ای محکم در وجود خود نشناسد که بدان اعتماد کند و کرمی در سرشت خود نبیند و استحکامی درخوی خویش و نجابتی در ذات خود و ترسی از پروردگار در دل خود سراغ ندارد.»[2]


    تفکر و اندیشیدن
    خرد و خردورزی در نگاه امام چه جایگاهی دارد؟

    عقل نعمتی است که خداوند به بندگان عطا کرده است[3] و این هدیۀ الهی رسول باطنی است که می توان آن را گرانبهاترین ثروت، بهترین دوست و راهنما و اصلی ترین تکیه گاه انسان دانست. وقتی از تقسیمات عقل یاد می شود، ناظر به حوزۀ کاربرد آن است: عقل نظری در حوزۀ هست و نیست به قضاوت می نشیند و به کشف حقایق و شناخت می پردازد. عقل عملی در حوزۀ باید و نباید به قضاوت می پردازد و تعدیل خصلت های اخلاقی را بر عهده دارد و به منظور تنظیم خواسته ها و گرایش ها و میل ها وارد عمل می شود.
    با توجه به جایگاه روشنایی بخش عقل در زندگی، امام رضا (ع) می فرمایند: صدیق کلّ امری عقله و عدوّه جهله؛[4] (دوست هر مردی عقل اوست و دشمن او نادانی است.)
    عادت کردن به تفکر ضرورت است و از این رو، تفکر در متون اسلامی عبادت شمرده می شود.[5] هر انسانی مایل است از تأثیر فکر در حل مشکلات و مسائل پیچیده ای که در برابرش قرار می گیرد، آگاه شود و از کارایی نیروی تفکر در تعیین مسیر و راهش یاری گیرد. منظور از تفکر، ارتباط دادن افکار با یکدیگر به منظور دستیابی به مفهوم کلی یا راه حلی برای یک مسئله است.
    یکی از بارزترین ویژگی عقل، جدا کردن و تمییز و غربال کردن است؛ برای مثال جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، ضعیف از قوی و منطقی از غیرمنطقی است. روزی ابن سکّیت از امام رضا (ع) سؤال کرد: «امروز حجت بر مردم چیست؟» امام (ع) فرمودند: «العقل یعرف به الصّادق علی الله فیصدّقه و الکاذب علی الله فیکذّبه؛ همان خرد است که به وسیلۀ آن هر که را از سوی خدا راست گوست، باور و تصدیق می کند و هر که را دروغ گوی بر خداست، دروغ زن می شمارد و تکذیب می کند.» ابن سکّیت گفت: «به خدا سوگند که پاسخ همین است.»[6]
    برترین عبادت، تفکر در خدا و قدرت اوست. اندیشیدن در عالم خلقت، راهی برای شناخت خداست. امام رضا (ع) می فرمودند: لیس العبادة کثرة الصّلاة و الصوم، إنّما العبادة التفکّر فی أمر الله عز و جل؛[7] (عبادت به کثرت نماز و روزه نیست؛ بلکه عبادت و پرستش فکر و اندیشیدن در کار پروردگار است.)


    نشانه های خردورزی
    آیا خردورزی نشانه ای دارد که بتوان با آن شاخص، انسان خردمند را شناخت یا خود را با آن سنجید؟

    حضرت رضا (ع) می فرمایند: «خرد مرد مسلمان کامل نیست، مگر اینکه ده خصلت در او باشد: 1. خیر از او امید رود؛ 2. مردم از شرّش ایمن باشند؛ 3. خیر اندک را از دیگر کس زیاد شمارد؛ 4. خیر بسیار را از سوی خود اندک انگارد؛ 5. از حاجت هایی که از او می طلبند، به ستوه نیاید؛ 6. در طول عمرش از طلب دانش دل تنگ نشود؛ 7. تهیدستی در راه خدا نزد او خوش تر از توانگری باشد؛ 8. خواری در راه خدا را از عزت همراه با دشمن او دوست تر دارد؛ 9. گمنامی برای او دل انگیزتر از نامداری باشد.» سپس امام فرمودند: «دهم و دهمی چیست؟» عرض کردند: «چیست؟» ایشان فرمودند: «بنده حقیقیت ایمان را به کمال نیابد، مگر آنکه در او سه خصلت باشد: درست فهمی در دین و اندازه ای در زندگانی و شکیبایی بر بلاها.»[8]


    [1] گلشن راز، ص3
    [2] تحف العقول، ص446
    [3] کافی، ج1، ص24
    [4] کافی، ج1، ص11
    [5] کافی، ج2، ص254
    [6] تحف العقول، ص450
    [7] کافی، ج2، ص52
    [8] تحف العقول، ص446
    پاسخ با نقل و قول

  20. سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا علیه السلام)  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,ویونا شاکری,ایزدی,روشن

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •