تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کورش
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 42

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    sara2 آواتار ها
    سلام مجدد
    شما در دوران بدی به سر میبرین و این کاملا طبیعی هست که هیچ انرژی برای ادامه زندگی نداشته باشین و واقعا پذیرش این اتفاق براتون خیلی خیلی سخت هست اما من میگم شما باید برای آرامش خودتون تلاش کنین.اینکه اونجا تو یه کشور غریب با یکسری اتفاقاتی که درکش براتون غیرممکن و غیر قابل باور هست و نبودن شخصی که بهتون آرامشی بده دارین خودتون رو عذاب میدین اصلا درست نیست.شما از همسرتون رنجیدین و بخاطر درون ناآرامی که دارین حتی نمیتونین با ایشون ملاقات کنین اما بالاخره که این اتفاق خواهد افتاد
    شما به دخترتون که علاقه دارین و ایشون برای شما عزیز هست.بگذارین توی این اتفاق و تصمیم شما برای آینده کمترین آسیب رو بخوره
    نگذارین پیش چشمش بدقول باشین.فرار کردن از واقعیت زندگی فقط همه چیز رو سخت تر میکنه.قبول دارم که به زمان بیشتری نیاز دارین اما بگذارین این احساسات بد کمتر شما را آزار بدن
    برگردین پیش خانوادتون و احساس رو برو شدن با اونا رو تجربه کنین.شاید حالتون بهتر شد و شاید تونستین برای آینده بهتر تصمیم بگیرین
    ما اغلبا به سمت افرادی که بیشتر آزارمون میدن جذب میشیم
    شما میتونین با در کنار دخترتون بودن لحظات بهتری بگذرونین و بعد از اینکه حالتون خوب شد تصمیم بگیرین
    من فکر میکنم اگر نیت همسرتون خوب نمیبود وکالت طلاق و حضانت فرزندتون و همینطور مهریه اش رو نمیبخشید.بهتره یه کمی بیشتر فکر کنین
    یه فرصت جبران بدین تا شاید در آینده حسرت نخورین
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  2. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,مهرسا62,ساجده

  3. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara2 نمایش پست ها
    سلام مجدد
    شما در دوران بدی به سر میبرین و
    سلام ممنون از راهنمایی
    خیلی سعی کردم خودم رو راضی کنم به برگشتن ولی نتونستم راستش اصلا از خودم میترسم موکولش کردم به یه وقت دیگه شاید شرایطم تغییر کنه ،واسه دخترم حاضرم هرکاری بکنم ولی نه واسه اون یا زندگی خودم .مهر و حضانت و رو هم از ترس خانوادش سریع انجام داد چون گفته بودم که بره سریع طلاق توافقی رو انجام بده ولی نشد پس گفتم این کارو بکنه وگرنه به پدرش میگم که این کارو انجام بده ، اونم میدونه اگه پدرش متوجه بشه نمیذاره دست من بهش برسه خودش تکلیفش رو یکسره میکنه.میخوام فرصت بدم ولی از عواقب احتمالیش بیشتر میترسم ،با احساس بد خودم نمیدونم چیکار کنم ، نمیدونم چطور میتونم اینکارو بکنم ،نمیدونم وقتی قراره ببینمش چطور باید اون تصاویر زشت رو از ذهنم دور کنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:23#
    sara2 آواتار ها
    ببینین آقا کوروش نباید از خودتون انتظار داشته باشین که همه چیز رو فراموش کنین و حالتون سریعا خوب بشه.باید به خودتون زمان بدین
    علاوه بر اون به همسرتون که خودش رو ثابت کنه
    من از شرایط خانوادگی همسرتون اطلاعی ندارم اما با این حال با کار ایشون شما میتونین راحت طلاقش بدین در حالی که توی قانون باز هم ایشون میتونستن حقوقشون رو بگیرن(احتمال زیاد ولی نیاز به تحقیق هست) و یه زندگی جدیدی بسازن اما با این حال این کارو کردن
    میشه از عواقب احتمالی و ترسهایی که در نظر دارین بگین شاید قابل رفع باشن
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  5. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,مهرسا62

  6. ارسال:24#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara2 نمایش پست ها
    ببینین آقا کوروش نباید از خودتون انتظار داشته باشین که همه ...
    سلام
    منظورم از عواقب احتمالی مثلا اینه که میگم تو بهترین و آرمانی ترین شرایط و به فرض محال ما میتونیم بشیم همون آدمای سابق و این یعنی اینکه چند سال دیگه قراره به همین بن بست برسیم مخصوصا با شرایط باز و آزاد اینجا یامثلا اگه چند وقت دیگه تو یه بحثی یا جدلی از کوره در برم و این روزا رو به رخش بکشم یا سرکوفت بزنم اونوقت چی میشه و و مثلا اگه صاف نگاه تو چشام کنه و بگه روابط خصوصیم به تو ربطی نداره و دلم خواست و بعدا دوباره به بن بست برسیم ، میدونم اونروز مقصر من خواهم بود چون امروز تصمیم به بخشیدن گرفتم ولی نتونستم فراموش کنم .یا اصلا نمیدونم زنی که به این راه رفت ممکنه که دیگه بتونه سالم زندگی کنه و دوباره به این راه کشیده نشه ؟ببخشید اینطور میگم ، وقتی قرار شد باهم باشیم مگه میشه روابطمون رو خواسته و ناخواسته مقایسه نکنه و خاطراتش به یادش نیاد؟ میدونید چی میگم منظورم اینه که ذهنش دائما در حال خیانت نمیمونه ؟اگه در آینده نتونیم کنار بیایم یا بحثها زیاد بشه دخترم بیشتر لتمه نخواهد خورد تا اینکه الان یک بار همه چی برای همیشه تموم بشه ؟تازه دیگه نمیخوام به حالتهای بدتر فکر کنم که اگه اینجا تو خونم و جلوی چشمم بهم خیانت بشه و نتونم حتی مزاحمت ایجاد کنم چی ؟چون میدونم آدم پاکی بود و همچنین چیزی خیلی دور از ذهنه ولی خوب دیگه تمام اعتمادها و باورها و شناختهایی که ازش داشتم نابود شده.
    پاسخ با نقل و قول

  7. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  8. ارسال:25#
    sara2 آواتار ها
    سلام مجدد
    خیلی خوشحالم که منطقی به همه چیز فکر میکنین و میخواین بهترین تصمیم رو در این باره بگیرین
    بهتره در این راه هر گونه ترحم رو بذارین کنار تا بهتر تصمیم بگیرین
    ببینین شما دو تا راه جلوتون دارین:
    1.بخشش
    2.جدایی
    حالا هر کدوم رو توضیح میدم
    1.راه اول بخشش هست یعنی بعد از مدت زمانی که از این فکر رها شدین همه چیز رو فراموش کنین و به زندگی عادی با این خانم برگردین و فکرتون رو آزاد بذارین و مثل سابق اعتماد داشته باشین و خوش بگذرونین.میدونم قدری سخت هست اما اگر هنوز دوسش داشته باشین و تلاش دو طرفه انجام بشه امکان پذیر خواهد بود.اگر این راه رو انتخاب کنین باید اشتباهات گذشته را اصلاح کنین و سعی کنین همه چیز را از اول بسازین.باید مراقب همه چیز باشین نه اینکه کنترل کنین
    نباید ذهنتون درگیر ترسهاتون باشه.اگر شما وظایفتون رو خوب انجام بدین و یاد بدین که همسرتون هم وظایفش رو درست انجام بده میتونین یک زندگی عاشقانه داشته باشین.در این زندگی اگر کمبودی دیدین سریعا عنوان کنین و همینطور همیشه از همسرتون بپرسین که کمبودی نداشته باشه
    خوبی انتخاب این راه این هست که همه شما کمترین ضربه را خواهید خورد و این آسیب ها میتواند به صورت موقتی باشد
    ببینین بعضی از مواردی که گفتین قابل اجرا نیستن اگر شما درست نقشتون رو انجام بدین و حواستون به همه چیز باشه.اگر این انتخاب رو داشته باشین لذت بخشش رو خواهین داشت
    2.راه دوم طلاق هست که کوتاهترین مسیر را طی میکنین.همه شما بیشترین آسیب ها را خواهید خورد.اول فرزندتون هست که یکباره از زندگی پر از آرامشی که داشته و خوش بوده خارج میشه و وارد مرحله جدیدی از زندگی میشه که ممکنه مانند یک شوک براش باشه و افسرده بشه اما خوب این همیشگی نیست و بعد از مدتی روال عادی زندگی را خواهین داشت ولی اون بخش از ذهنش که دراین دوران هست همیشه آسیب خورده خواهد بود که برای آگاهی بیشتر در این مورد میتونین به یک روانپزشک مراجعه کنین و تمام جوانب این کار رو بسنجین.همسرتون هم بیشترین آسیب رو خواهند خورد و تمام آینده اش تباه خواهد شد و خود شما هم که همیشه این آسیب در زندگیتون و همراهتون خواهد بود
    اما من این آسیب ها را گفتم که همه چیز رو بدونین نه اینکه ترحم کنین
    بشینین و قشنگ فکر کنین.بهتره ترسهاتون رو دور بریزین
    نظر شخصی من این هست که یکبار بخشش رو تجربه کنین و اگر همه چیز درست نشد تصمیم به جدایی بگیرین
    اینم اضافه کنم که در صورت تصمیم بخشش سریعا اعلام نکنین تا همسرتون متوجه کارش باشه و یک نوع تنبیهی برای ایشون باشه
    امیدوارم موفق باشین و بهترین تصمیم رو بگیرین
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  9. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,مهرسا62

  10. ارسال:26#
    [quote=کورش;56030]
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام67 نمایش پست ها
    شما کار خوبی کردین نمیخوام با این حال و نوشته هام حال و روز شماروهم خرابتر کنم و خدای نکرده باعث ناامیدی شمام بشم .
    فرصت به کسی بدم که فقط دو ماه دوریم رو تحمل کرد ؟به کسی که تو خونه ای که با خون دل ساخته بودم بهم خیانت کرد؟اگه تو این فرصت بدتر از اون سرم آورد و اینبار جلوی چشمم خطا کرد چطور خودم رو ببخشم؟کسی که التماس های من رو واسه یه تماس نمیدید بعد از خوشگذرونیش شاید واسه تخلیه حس گناهش یه بند به جونم غر میزد و چند ماه عذابم میداد.
    اون که از اول زندگی نهایت تلاشش این بود که میگفت حرف همو نمیفهمیم و بدرد هم نمیخوریم و طلاق ،منم دیگه خیلی وقت بود خسته شده بودم و تلاشی نمیکردم ،فقط یه زندگی معمولی معمولی داشتیم که الان بهش نگاه میکنم شاید شبیه تحمل بوده .
    اتفاقم نه هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده بود لااقل اتفاق بدی نیوفتاده بود ولی اتفاقای خوب کم نداشتیم این چند ساله آخر.
    راجع به برگشت هم خیلی فکر کردم اصلا نمیتونم ،گفتم احساس میکنم همه با انگشت نشونم میدن به عنوان یه شکست خورده یه بازنده یه ... اصلا دیدنشو نمیتونم تصور کنم .واسه چند روز دیگه بلیط داشتم بیام دنبالشون ولی کنسلش کردم بیچاره دخترم هنوز بهش نگفتم که نمیام و فعلا باید اونجا بمونه ،اونم حتما بدقولی رو از جانب من میبینه.
    میخوام بگم خوب میشناسمش و مطمئنم که شدیدا پشیمونه و هرگز این کارو نخواهد کرد ولی توبه کردم که دیگه اعتماد کنم و بگم سر زدن کاری از کسی غیر ممکنه ولی واقعا برام غیر قابل باور بود انقدر پرسیدم و اون اعتراف کرد و اعتراف کرد با جزئیات تا تازه باورم شد ولی بازم گاها فکر میکنم یه کابوسه و قراره بیدار شم.
    حالتون رو میفهمم . ببینین شما باید در صورتی زندگیتون رو درست کنید که بفهمین همسرتون پشیمونه و به نوعی فکر کردن به اون دوران هم براش آزاردهندس.واسه همین میگم باید برین و رودررو صحبت کنید.درغیر این صورت عقل سالم راضی به ادامه ی این رابطه نمیشه. باید تکلیفتون رو معلوم کنین.تو این مدت فقط تصمیم عجولانه ای نگیرید. همه چیز به خودتون بستگی داره . باید یکم زمان بدید به خودتون . ولی با خودخوری و فرار هیچی درست نمیشه . شما هم خدا روشکر فرد عاقل و بالغی هستید و میتونین رفتارتونو کنترل کنید . هرچی بیشتر فرار کنید به خاطر افکار منفی بیشتر آسیب میبینین . منم اگه فرار میکردم الان اینجا نبودم به جرات میگم یا تیمارستان بودم یا قبرستون .
    پاسخ با نقل و قول

  11. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط m1392,مهرسا62

  12. ارسال:27#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام آقا کورش

    به همیاری خوش آمدید

    در زندگی انسان ها همواره ضربه هایی وجود دارد که بر پیکره آنها وارد می شود و میزان بزرگی آنها را می سنجد. یکی با معلولیت امتحان می شود، یکی با طلاق و جدایی، دیگری با از دست دادن عزیزان، یکی با فقر و نداری، دیگری با ترس و ... .

    شیوه مواجهه انسان با این امتحان ها، می تواند او را بزرگ و بزرگ تر کند، و یا حتی کوچکتر، و برخی را از پای در آورد.

    اگر یوسف صدّیق(ع) در ته چاه، به بزرگی مشکل نگاه می کرد، شاید هیچ امیدی برایش نمی ماند، اما او به کوچکی خود و مشکل در برابر بزرگی پروردگارش نگاه کرد و به عزّتی که شایستگی آن را داشت نائل شد. زمین و زمان دست به دست هم دادند تا او را ذلیل سازند، اما ندانستند که خداست که به هر که بخواهد عزّت می دهد. اما همه اینها در گذر زمان و با صبر(نه سکوت و نه انفعال) و عمل حاصل شد.

    مشکلی که برای شما پیش آمده را هم می توان امتحان دانست که البته امتحان سختی است.

    ممکن است عواملی زمینه ساز این رویداد بوده باشند، نظیر مشکلاتی که در زندگی مشترک وجود داشته، یا به قول خودتان سادگی همسرتان، یا فریبندگی طرف مقابل، یا دوری از همدیگر، و شاید ریشه هایش قدیمی تر هم باشد. مثلا قبلا همسرتان بعضا از طلاق حرف به میان می آوردند و ... . اما مسلّما هیچیک از اینها نمی تواند خیانت را توجیه کند و هر کس مسئول عمال خود است و روزی باید در قبال آنها جوابگو باشد.

    کاملا قابل درک است که شما درگیر احساسات و افکار بسیار آزاردهنده ای شده اید و البته احساسات متناقضی را هم تجربه می کنید.

    نشانه عقل شماست که راه مشورت را در پیش گرفته اید و در این شرایط عجولانه تصمیم گیری نکرده اید و آبروی همسر خود را نیز حفظ کرده اید. این سه مورد، همگی ارزشمند هستند.

    همینجا مسئولیت پذیری تان را تحسین می کنم، چون در این شرایط سخت روحی، می توانید به سرنوشت همسر و فرزند خود هم فکر کنید و درباره آنها بی تفاوت نباشید.

    چند مورد از نگرانی های شما را که نوشتید اینجا می آورم:

    ندیدن آینده ای روشن برای زندگی مشترکتان

    نگرانی از اینکه همسرتان در حین رابطه با شما، در فکر دیگری باشند.

    نگرانی از اینکه نتوانید با همسرتان مواجه شوید و مجددا رابطه برقرار کنید.

    نگرانی از اینکه شاید بعدها مجددا مساله ای پیش بیاید و طلاق شما در حال حاضر، نوعی پیشگیری باشد.

    نگرانی از اینکه شما این کار همسرتان را به ایشان در مشکلات دیگر، سرکوفت بزنید و ... .

    این نگرانی ها طبیعی هستند، البته لزوما درست نیستند. باید به شما درباره این نگرانی ها حق داد و شما حق دارید برای برطرف نمودن آنها(تا جای ممکن) اقدام کنید که ان شاء الله بهشون می پردازیم.

    اما اولین اقدام مهم جهت تسکین روحی شما، دور شدن از جوّ فعلی است. فقدان حمایت اجتماعی کافی، و دوری از عزیزانی که حضورشان می تواند دلگرمی بسیار بزرگی برای شما باشد، فرصتی مغتنم است که آن را از خود گرفته اید. دخترتان که مطمئنا در کنارش احساس آرامش خواهید داشت، پدر و مادر و خواهر و برادر و دوستان و ... که دیدارشان می تواند در این شرایط دشوار، به شما کمک کند. لازم نیست مثل قبل با همسرتان برخورد کنید و انتظار چنین چیزی هم نیست، اما مراقب باشید برای حفظ آبروی ایشان و برای اینکه فرزندتان متوجه نشود، در نزد دیگران با زبان صورت و بدن، شکی در آنها ایجاد ننمایید که خدا ستار العیوب است و اگر بندگانش هم بتوانند این صفت و دیگر صفاتش را تا جایی که می توانند در خود پرورش بدهند، قطعا ماجور خواهد بود.

    تنهایی و غرق شدن در افکار، صرفا باعث آزار بیشتر خودتان می شود. مثل خشم که ابراز شدید آن، صرفا به برافروخته تر شدن کمک می کند.

    بازگشت شما ابدا به معنای این نیست که شما مشکلی با این قضیه ندارید و مطمئن باشید همسرتان هم چنین برداشتی نمی کنند.

    گزینه های مختلفی پیش روی شماست که می توانیم آنها را بررسی کنیم. اما قبل از بررسی مسائل، نخستین قدم را بردارید و از این فضا خود را خارج کنید. اینکه شیوه مواجهه تان با همسر چگونه باشد، و درباره چه مسائلی صحبت شود، و چگونه صحبت شود و ... در مراحل بعدی هستند. برای طلاق گرفتن دیر نمیشه، بنابراین، بگذارید گزینه های دیگر هم بررسی بشن و بعد تصمیم نهایی را اتخاذ کنید.

    برای برداشتن گام نخست آماده اید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,joncofy,m1392,mozhghan,sara2,sokut,ویونا شاکری

  14. ارسال:28#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara2 نمایش پست ها
    سلام مجدد
    خیلی خوشحالم که منطقی به همه چیز فکر میکنین و ....
    سلام
    متشکر از وقت و راهنماییتون
    میدونید تمام حرفاتون کاملا متین و منطقیه ولی در عمل خیلی سخته ،من دوست دارم با اینکه خودم بزرگترین ضربه زندگیمو خوردم ولی هیچکس دیگه ای تو خونوادم ضربه نخوره، منم دوست دارم ببخشم ، منم دوست دارم فراموش کنم و زندگی عادی داشته باشم و ... ولی آخه چطوری گفتم براتون از خودم نمیبینم که بتونم ببخشم یا فراموش کنم یا به روی خودم نیارم میدونید انگار پاره تن آدم رو تصاحب کرده باشن حرف زدن راجع بهش هم سخته ، این همه حس بد و تنفر رو چطور باید باهاش کنار بیام ،اینکه احساس کنم از زندگیش بیرون پرت شدم و همه چیز بینمون رو فراموش کرده بوده ،چه نفرتی از من داشته که تونسته این کار رو بکنه ،اصلا کسی که میگه عاشقم بوده بعد ازم متنفر شده و عاشق کسی دیگه شده و الان دوباره میگه فهمیده اشتباه کرده و بیشتر از همیشه عاشق منه ، اصلا این آدم قابل اعتماده ؟خلاصه که سخته ولی دنبال راهی هستم که بتونم با خودم واین احساسات بد کنار بیام ،قبل از همه میخوام از شر این تصاویر زشت که هر شب جلوی چشمام میاد خلاص بشم ،چون دیگه داره مثل خوره روحم رو میخوره و امونم رو بریده.
    پاسخ با نقل و قول

  15. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط sara2

  16. ارسال:29#
    [quote=الهام67;56094]
    نقل قول نوشته اصلی توسط کورش نمایش پست ها

    حالتون رو میفهمم . ببینین شما باید در صورتی زندگیتون رو درست ... .
    سلام
    راهی برام نیست که از پشیمونیش مطمئن بشم گرچه حتی وقتی از اون سوالها میپرسم اشکش در میاد یا التماس میکنه یه فرصت دیگه داشته باشه ولی دیگه از هیچ چیزی نمیتونم مطمئن بشم .ولی فعلا تصمیم گرفتم که بذارم یه مدتی بگذره تا ببینم چی میشه ولی برگشت رو حتی نمیتونم بهش فکر کنم فعلا.
    در هر حال ممنون از راهنماییتون.
    پاسخ با نقل و قول

  17. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط sara2

  18. ارسال:30#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام آقا کورش

    به همیاری خوش آمدید

    در زندگی انسان ها همواره ...
    سلام جناب عزیزی
    متشکرم از وقت و راهنمایی هاتون
    خوشحالم از اینکه درکم میکنید و مثل خیلی ها من رو مقصر در خیانت نمیدونید ،چون همونطور که همیشه میگم اگه مسئله طلاق بود شاید خودم رو خیلی مقصر میدونستم با اینکه انصافا همیشه تلاشم برای بهبود روابط بیشتر از همسرم بوده ولی برای خیانت اصلا خودم رو مقصر نمیدونم و هیچ توجیهی رو نمیپذیرم.
    گفته بودید اولین قدم واسه رهایی از این حس بودن در کنار خانواده و ... است که از خودم دریغ کردم ولی اصلا همچنین احساس ندارم گرچه خیلی ذوق داشتم و لحظه شماری میکردم واسه دیدن همشون ولی الان احساس میکنم وقتی نمیتونم مشکلم رو به هیچکدومشون بگم اونها هم نمیتونن هیچ مرحمی واسه دردم باشند و هیچ علاقه ای واسه برگشت ندارم ، دوم اینکه نمیدونم اگه برگردم چطور میتونم به دخترم توضیح بدم که الان نمیتونم با خودم ببرمش و دوباره باید تنها بمونه و یک وقت دیگه میام دنبالش از طرفی هم نمیتونم تصور کنم که الان و با این سرعت ظرف چند روز آینده همسرم رو با خودم بیارم اینجا سوم اینکه شاید تصمیم عجولانه ای بوده ولی تمام بلیطها رو کنسل کردم و حتی مرخصی خودم رو کنسل کردم و الان دوروزه سرکارم برگشتم و دیگه اصلافعلا نمیتونم دوباره همه چیز رو بهم بریزم .فکر خراب کردن زندگیم تو اینجا رو هم اصلا نمیکنم چون دیگه تو شهر و دیار خودم هم اصلا رویی واسه زندگی کردن مثل یک شکست خورده رو ندارم و اگه این اتفاق برام نیوفتاده بود شرایطم اینجا خیلی خوب بود و امیدها و آرزوهای زیادی داشتم.
    بنابراین اگه واقعا قدم اول برگشتن تو یکی دوماه آینده باشه میدونم که نمیتونم عملیش کنم ولی اگر راهنمایی و راهکار دیگه ای داشته باشید اول برای دخترم و بعد واسه خلاصی از این تصاویر و افکار آزار دهنده و پیدا کردن یه آرامش نسبی واسه خودم حاضرم با جون و دل بشنوم و عمل کنم.
    باز هم متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  19. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط sara2

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •