تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کورش
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 42

صفحه‌ها (5): صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    با سلام
    خیانت، یک واقعیت ظالمانه است. کسی که به او اعتماد کرده و گمان کرده‌ایم با ما درست رفتار می‌کند، رفتار غلطی نسبت به ما داشته‌ است. اغلب کسانی که تصمیم می‌گیرند دیگران را آزار بدهند، اعتقاد دارند که کاملا عادلانه رفتار کرده‌اند. وقتی افراد به این شکل آزار می‌بینند، وارد بحران بخشش می‌شوند و تا وقتی تاثیر ظالمانه بودن صدمه‌ای که خورده است در ذهن وجود دارد، امکان ندارد با کسی که ما را آزار داده است به صورت دوستانه ارتباط برقرار کنیم این رنجش عمیق‌تر از آن است که انسان طوری رفتار کند که انگار هیچ اتفاق ناگواری روی نداده است.
    مراحل بخشش
    ما در 4 مرحله آدم‌ها را می‌بخشیم. اگر بتوانیم از همه این مراحل بگذریم، به نقطه عطف آشتی می‌رسیم.
    - اولین مرحله رنجش است: وقتی کسی به قدری ظالمانه و عمیق ما را می‌رنجاند که نمی‌توانیم فراموش کنیم، بیشتر ما موقعی می‌رنجیم که متوجه می‌شویم ارتباط انسانی مهمی که گمان می‌کردیم برای همیشه دوام خواهد آورد موقتی بوده است.
    دومین مرحله نفرت است: نمی‌توانیم خاطره این را که چقدر رنجیده‌ایم را از یاد ببریم و نمی‌توانیم آرزو کنیم که حال و روز دشمنمان خوب باشد و گاهی اوقات دلمان می‌خواهد کسی که ما را رنجانده است، درست به اندازه خود ما رنج ببرد.
    - سومین مرحله شفاست: در این مرحله می توانیم کسی که ما را رنجانده است از دیدگاه جدیدی ببینیم. ما جریان رنج را به سوی دیگری برمی‌گردانیم تا دوباره آزاد شویم.
    - چهارمین مرحله پیوند دوباره است: ما کسی را که آزرده خاطرمان کرده است، بار دیگر به زندگی خود فرا می‌خوانیم. اگر او صادقانه گام پیش بگذارد، هر دوی ما به سوی یک رابطه جدید و تسکین‌دهنده راهنمایی می‌شویم
    بخشیدن واقع بینی است. برای این‌که ما بتوانیم ببخشیم، باید توان داشته باشیم که به اشتباهات و شرارت‌هایی که کسی نسبت به ما روا داشته است، صریح و جدی نگاه کنیم. در چنین مواردی نمی‌توانیم عذر و بهانه بیاوریم، چیزی را توجیه یا از آن غفلت کنیم و باید یادمان باشد که فقط آدم‌های واقع‌بین می‌توانند ببخشند. اولین دلیلی که آدم‌ها نمی‌توانند همدیگر را ببخشند این است که از واقعیت می‌ترسند. پدر و مادرها فرصت را برای بخشیدن فرزندانشان از دست می‌دهند چون می‌ترسند با واقعیت روبه‌رو شوند و چشم‌هایشان را بر‌‌روی واقعیت می‌بندند و از بحران بخشش دوری می‌کنند. مسلما آدم‌ خودش را گول بزند، بسیار آسان‌تر از بخشش است، ولی اثری در شفای انسان ندارد. بخشش با قدرت دور انداختن توهم و دست برداشتن از گول زدن خود شروع می‌شود و سر و کارش با واقعیت است.
    بخشیدن یعنی مواجهه: ما نمی‌توانیم کسی را کامل ببخشیم مگر این‌که از جنبه‌های مختلف با او روبه‌رو شویم و بصراحت بگوییم: «تو به من بد کردی به خاطر همین از تو دلخورم..»
    بخشش یعنی آزادی: هیچ‌کس نمی‌تواند ما را وادار کند که ببخشیم. وقتی دیگری را می‌بخشیم، از آزادی‌ای که احساس می‌کنیم تعجب می کنیم. ما در آزادی و اختیار کامل، می‌بخشیم و سپس به سوی آزادی بزرگ‌تری حرکت می‌کنیم. آزادی قدرت است و وقتی کسی را می‌بخشیم، می‌فهمیم این قدرت را داریم.
    می‌توانیم نفرت خود را محرمانه نزد خداوند اعتراف کنید. در این صورت می‌توانیم بگذاریم خداوند کسانی را که نمی‌توانیم به خاطر نفرتمان با آنها کنار بیاییم، اداره کند. ما باید از عفونت نفرتی است که به خاطر دیگری در زندگی ما ایجاد شده است شفا بگیریم. حتی می‌توانیم برای کسی که ما را آزار داده است، دعا کنیم. لازم نیست عصبانیت خودتان را قورت بدهیم. فقط کافی است نفرت را کنار بگذاریم.

    نکته قابل تأمل:زیباترین عکس ها، در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی، بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  2. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,mohamad422261,niloofarabi,sara2,مهرسا62,ساجده

  3. ارسال:32#
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام
    خیانت، یک واقعیت ظالمانه ....
    سلام متشکر از وقت و راهنماییهای ارزندتون
    راستش خیلی دوست دارم به اون آرامشی که همه میگن بعد از بخشش تجربه میکنی برسم ،جدا از فکر دخترم گاها دلم به حال و روز همسرم هم میسوزه چون میتونم شرایط الان و آتی اون در صورت نبخشیدن رو هم تصور کنم و هنوز دلم راضی به این نمیشه که بلایی سرش بیاد یا مشکلی براش پیش بیاد ،شاید هنوز نوعی احساس مسئولیت درقبالش میکنم ولی بعد از دوسه روز تلاش واسه بخشیدن و وقتی که شرایط و صحبتها به سمت عادی شدن میره اون ذهنیت ها و اون فاجعه مثل سرع بهم حمله میکنن و به سرعت نفرت دوباره سراغم میاد طوری که دیگه اصلا نمیتونم حتی صداش رو تحمل کنم و یا جواب مسیجها رو بدم .اوایل تمام مدت به خوبیها همسرم و لحظات خوش باهم بودن فکر میکردم ، شاید واسه اینکه خودم رو بیشتر آزار بدم که چه نعمتی رو از دست دادم یا چه بازنده بزرگیم ولی جدیدا فقط به بدیها و مشکلات زندگیمون فکر میکنم و گاها به این نتیجه میرسم که اصلا چرا باید باهم زندگی کنیم با این همه مشکلاتی که باهم داشتیم و انگار دیگه هیچ چیز خوبی به ذهنم خطور نمیکنه ، به خودم میگم با توجه به اینکه میدونم انسان بسیار پاک و سالمی بود ،نمیتونسته همچنین تصمیمی رو دو ماهه گرفته باشه و حتما کلی راجع بهش فکر کرده و بعد از مدتها و سالها به این نتیجه رسیده که بدرد هم نمیخوریم و باید جدا بشیم و بعد خودش رو جدا از من دونسته و به خودش اجازه ارتباط با دیگری رو داده و حتی بخاطر اینکه بعدا کلا خودش رو جدا و نا متعلق به من میدونسته برقراری تماس تلفنی با من رو خیانت میدونسته و سر باز میزده ، پس حتما دلایل محکمی داشته که من هیچ وقت بهش فکر نمیکردم و اگه درست فکر کنم شاید من هم به همین نتیجه برسم (البته جدایی نه خیانت) شاید به همین دلیل این روزا دائما در حال گشتن دنبال بدیهاش در گذشته هستم .
    خلاصه که شدیدا از این وضعیت هر روزه خودم و این جنگای درونیم و آزارهای خودم و اون خسته شدم .
    بازهم ممنون از راهنمایی های شما و همه دوستان.
    پاسخ با نقل و قول

  4. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط sara2

  5. ارسال:33#
    با سلام
    حتما همکار عزیزم جناب دکتر عزیزی مشاوره شما رو ادامه میدهند ولی باید بدونیم که بخشیدن، فراموش کردن نیست؛ بلکه نگاه واقع بینانه به زندگی و دوری از نفرت برای گرفتن تصمیم عاقلانه و نه سازش و نه دلسوزی برای دیگری است. با بخشیدن دیگرانی که به ما ظلم کرده اند آزادی از حس های بد رو دوباره تجربه می کنیم. اینکه تصمیم خودتون رو برای بخشیدن به دیگران و اطرافیان، اعلام کنید، تصمیمیه که باید شما بگیرید که البته نباید« ستار العیوب بودن خداوند» رو در این تصمیم از ذهنتون دور کنید.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  6. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,sara2

  7. ارسال:34#
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام
    حتما همکار عزیزم جناب دکتر عزیزی مشاوره شما رو ادامه میدهند ولی باید...
    تشکر از وقت و راهنماییتون
    تعاریف زیبا و درست و آرمانی از بخشش ارائه دادید ولی به نظرم اینها راهکار و روش نیستند و فقط در گفتن آسون هستند ، مشکل من چگونگی بخشش و فراموشی و رهایی از افکار آزار دهنده است.
    پاسخ با نقل و قول

  8. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط حسینی,ساجده

  9. ارسال:35#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    احساساتتون رو درک می کنم آقا کورش

    من میفهمم وقتی کسی به فردی اطمینان کامل داره ولی متوجه چیزی میشه که با انتظار و دیدگاهش متفاوت و بلکه متضاد هست، چه افکار آزاردهنده ای رو تجربه می کنه. ممکنه موقتا اطمینانش به دیگران رو هم خدشه دار شده ببینه...

    شما حق دارید ناراحت باشید و رنجیده خاطر و کسی نمیتونه شما رو به خاطر داشتن این احساسات منفی سرزنش کنه

    درباره اینکه آیا باید بخشید یا باید ادامه داد، مطمئن باشید تصمیم گیری با خود شماست، اما آنچه مد نظر هست اینه که الان زمان مناسبی برای هیچیک از این تصمیمات نیست. با این احساسات و افکار ناراحت کننده و متناقض، نه میشه تصمیم گرفت که بخشید و نه میشه اقدام کرد به جدایی

    آنچه در حال حاضر مهم هست اینه که در پی راهی باشیم برای کاهش افکار و تصاویر ذهنی آزاردهنده شما و تدریجا ببینیم برای آینده چه میشه کرد.

    نه الان از شما انتظار میره بتونید همسرتون رو پیش خودتون بیارید، نه توقع اینه که ببخشید، نه اینکه توقع هست مثل قبل با همسر خود برخورد کنید و ... .

    الان باید بتونیم راهی برای برون رفت از وضعیت ناراحت کننده فعلی پیدا کنیم. هرگونه تصمیمی برای آینده زندگی تون رو موکول می کنیم به زمان ها و مراحل بعد

    حالا ازتون می خوام بهم بگید که شبانه روزتون چگونه سپری میشه؟

    میزان خواب تون چطوره؟ خورد و خوراک؟ برنامه زندگی تون دستخوش تغییرات شده؟

    در طی شبانه روز، چقدر به این رویداد فکر می کنید؟

    چه احساساتی رو دقیقا تجربه می کنید؟

    آیا افکار سرزنش آمیز نسبت به خود هم دارید؟

    در چه زمان هایی بیشتر افکار و احساسات ناراحت کننده رو تجربه می کنید؟

    چه زمانهایی کمتر بهشون فکر می کنید؟ وقتی کمتر فکر می کنید، در احساساتتون هم تغییراتی می بینید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,mohamad422261,niloofarabi,sara2,ویونا شاکری,ساجده

  11. ارسال:36#
    سلام جناب عزیزی
    متشکر از وقت و راهنماییتون
    راهنمایی تون طوریه که احساس میکنم درکم میکنید مثل برخی فقط من رو مقصر نمیدونید و دائم از بخشش صحبت نمیکنید .سعی میکنم به سوالاتتون مختصرومفید و به ترتیب پاسخ بدم:
    از یک ماه گذشته و خونه نشینی و غذا نخوردن و ... بگذریم تقریبا یک هفته است که سرکارم برگشتم صبح ساعت نه میرم و پنج عصر برمیگردم ،معمولا خونه فعالیت دیگه ای ندارم هر یکی دور روز یه بار غذایی درست میکنم به اندازه یکی دو روز آینده ،قبلا یکی دوساعتی تو فیس بوک وقت میگذروندم ولی خیلی وقته که دیگه چک نکردم ،هر شب با دخترم صحبت میکنم و گاها یکی دو تماس از دوستان باقی وقت هم تلویزیون .
    میزان خوابم مستقیما تحت تاثیر این افکار متغییره ، شبهایی که افکار و تصاویر بیان دیگه خواب ندارم تا چهار پنج صبح ولی برخی شبها هم میتونم حوالی ساعت یک و راحت تر بخوابم ، بیدار شدنم هم که همیشه هشت صبحه .خورد و خوراکم هم خیلی کم شده خصوصا بعد از غذا نخوردن طولانی دیگه اصلا اشتها ندارم و بعضی روزا یک وعده و گاها دو وعده غذا میخورم اونم با اکراه چون بعد از خوردن غذا دلدرد بدی هم سراغم میاد که حدس میزنم واسه کوچیک شدن معدم باشه .برنامه روزانه ام هم خیلی تغییر کرده از ساعت خواب نامنظم تا اصلاح صورت و بی رمقی واسه کارای خونه تا وقت گذرونی با همکارا و دوستا تو آخر هفته و یا ساعت ناهار و کارایی که قبلا تو خونه میکردم مثل مطالعه و جدول حل کردن و گاها شطرنج آنلاین و ...که بیش از یک ماهه همه تعطیل شدن.
    گاها دو روز اصلا بهش فکر نمیکنم بعد دوسه روز دائم فکرم بهش مشغوله گوشیم رو که نگاه میکنم ناخودآگاه آنلاین بودنشو چک میکنم ،مثل چند ماهی که دائم منتظر تماس بودم ،تو اون روزا دیگه افکار آزار دهنده ازم جدا نمیشن مخصوصا وقتی آروم باشم یا بیکار باشم و خصوصا موقع خواب،چند روزیه که هیچ تماسی باهاش نداشتم و احساس میکنم که نمیتونم حتی جواب مسیجاش رو بدم و تو این روزا اوضاعم بدتر هم شده ، دائما احساس میکنم دلتنگم و میخوام تماس بگیرم ولی به سرعت اون افکار و مشکلات گذشته زندگی که جدیدا دنبال پیدا کردنشون هستم میاد به ذهنم و دوباره نفرت ایجاد میکنه و مانع میشه تماس بگیرم یا حتی جواب بدم.
    حس میکنم نمیتونم هیچ تصمیمی بگیرم از طرفی همه نقشه های آینده و رویاهام رو نقش بر آب میبینم و دلم واسه خودم و دخترم میسوزه ،از طرفی وضعیت اون رو تصور میکنم و آیندشو و دلم واسه اون هم میسوزه ،حس میکنم هنوز نسبت بهش مسئولم بعد دوباره به خودم میگم وقتی اون تونسته به این نتیجه برسه که باید جدا بشیم پس منم اگه منطقی فکر کنم شاید به همین نتیجه برسم بعد اینجاست که جستجو تو گذشته واسه پیدا کردن مشکلات و بدیهاش و تصور این کار آخرش شروع میشه و دوباره نفرت .گاها فکر میکنم چندین ماه که اینجا سختی میکشیدم و اون با بد اخلاقی ها و غر زدنها و قطع ارتباطها و آخرش این خبر چقدر شرایط رو برام سخت تر کرد و چه عذابی بهم داد ،من سختی میکشیدم و اون خیانت میکرد و بعد عذاب وجدانهاش رو سر من تخلیه میکردو ... حالا چطور بعد از تموم شدن دوره سختیم میشه بیارمش و بذارم راحت شریک حاصل زحمات یک تنه من بشه ؟انگار اینطوری با نقشه هاش همکاری کردم ،انگار دارم به جای اینکه بذارم نتیجه کار زشتش رو ببینه و بچشه دارم سعی میکنم بهش جایزه بدم و سعی کنم به آرزوهاش برسه.
    خیلی خودم رو سرزنش نمیکنم ،چون همونطور که بارها گفتم اگر صحبت از طلاق بود خودم رو مقصر میدونستم اونم نه بیش از 50 درصد ولی این خیانته و هیچکس غیر از خودش مقصر نیست وهیچ توجیهی برام قابل قبول نیست ،من قبل از اومدنم وکالت تام بهش داده بودم ،اگه طلاق میگرفت و خونه و زندگیم رو بالا میکشید و حضانت دخترم رو هم میگرفت ممکن بود بازم خودم رو کمی مقصر بدونم ولی در این مورد نه.
    فکر میکنم بالاتر توضیح دادم چه وقتهایی بیشتر افکار رو تجربه میکنم .
    هر چی فکر میکنم نمیتونم وقت مشخصی واسه کمتر تجربه کردن این افکار بگم ولی تقریبا اوقاتی که محل کارم هستم یا قبلا که چند روزی تماس داشتیم و حرف میزدیم.
    بله وقتی کمتر فکر میکنم احساس نفرتم کمتر میشه و دلسوزی و حس مسئولیت و حتی امیدم بیشتر میشه.
    ببخشید خیلی طولانی شد ،بازهم ممنون واسه وقتی که میگذارید
    پاسخ با نقل و قول

  12. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,sara2,حسینی,ساجده

  13. ارسال:37#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام آقا کورش

    سلامت باشید

    این مهمه که به این امر پی ببرید که افکار تاثیرات بسیاری بر احساسات تجربه شده بر جای می گذارند. احساسات منفی و شدید، به خصوص وقتی پایدار باشند، و به خصوص وقتی انسان در تنهایی باشه، و به خصوص وقتی تصور کنه در دامی افتاده که راه فراری هم نداره

    برای غلبه بر این موارد، یادگیری مدیریت افکار به شما خیلی کمک می کنه. مدیریت و مهار افکار آزاردهنده، و جایگزینی آنها با افکاری جایگزین، و تحت کنترل در آوردن افکار کمک میکنه تا احساسات منفی آزاردهنده تدریجا کاهش پیدا کنند. فعلا هدف موقت اینه که اجازه بدید ذهن آزادتر بشه

    الان اصلا نه قصد تصمیم گیری مطرح هست و نه فکر بخشش یا نبخشیدن، یا جدایی یا ادامه زندگی و ... .

    انسان وقتی دور از جان شما عزیزی رو هم از دست میده، ابتدا شوک بهش وارد میشه و کم کم با ناراحتی پیش آمده سازگار میشه. گذر زمان رو باید مدیریت کنید و بگذارید افکار و هیجانات ناخوشایند به درستی مدیریت بشن

    حالا با این توضیحات، از شما می خوام دو تکلیف زیر رو انجام بدید.

    1. تمام موقعیت هایی رو که این افکار منفی رو در شما ایجاد می کنند، و یا باعث تداومش می شوند رو بنویسید. خوب بهشون فکر کنید. مدت زمان فکر کردنتون در شبانه روز رو به صورت دقیق روی کاغذ بیارید، با ذکر عوامل زمینه ساز(یعنی موقعیت هایی که منجر به ایجاد افکار یا احساسات ناخوشایند میشن). همچنین تمام موقعیت هایی که منجر به این میشن که افکار رو کمتر تجربه کنید، یادداشت کنید.

    2. مزایا و معایب افکار آزاردهنده تون رو روی کاغذ بیارید. بنویسید که این افکار برای شما چه مزایا و معایبی دارند. پس از این کار، ببینید آیا راهکاری وجود داره که بشه به عنوان جایگزین ازش استفاده کرد و راهی بشه برای برون رفت از این اوضاع، و اقدام جهت تصمیم گیری بهتر؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,sara2,sokut,مهدوی,ویونا شاکری,حسینی,ساجده

  15. ارسال:38#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام آقا کورش

    سلامت باشید

    این مهمه که به این امر پی ببرید ...
    عرض سلام و تشکر دوباره جناب عزیزی
    چند روزی سعی کردم به خودم و مغزم استراحت بدم شاید حالم بهتر بشه،میخواستم اصلا به این موضوع فکر نکنم حتی به این سایت هم سر نزدم رفتم کنسرت و تفریح و دیدار دوستان و ... ولی میدونید شاید مشکلم همون مدیریت افکار آزاردهنده است که شما فرمودید ، نمیدونم چطور، دقیقا تو همون موقعیتهایی که باید شاد میبودم ناخودآگاه افکار میان و آزارم میدن شاید بخاطر اینکه قبلا خودم و همسرم رو دائما تو اون موقعیتها تصور میکردم و جاشو خالی میکردم ، به محض اینکه مسیج یا تماسی ازش دارم افکار شروع میشن ،هر وقت خواهش میکنه واسه فرصت دوباره و یا اینکه کلمه دوستت دارم یا عاشقتم یا ببخشید و این حرفا رو میزنه حس فوق العاده بدی بهم دست میده و شروع میکنم به فکر کردن راجع به این که راست میگه یا دروغ، مگه میشه ازکسی متنفر شد و بهش خیانت کردو دوباره عاشقش شد اونم بیشتر از همیشه یا گیرم که بشه اصلا کسی که منو تو تنهایی و نیازم تنها گذاشت و بدترین بلا رو سرم آورد وبیشترین بار رو هم رو شونم گذاشت حالا تو نتیجه سختیها و تلاشام شریک کنم و خیلی چیزای دیگه ،وقت دیگه ای که افکار سراغم میان بیکاری و استراحته.
    اینکه که کی کمتر سراغم میان تازه فهمیدم وقتی که شدیدا ذهنم رو مشغول میکنم مثلا جدول حل میکنم یا شطرنج آنلاین بازی میکنم و همچنین وقتی که بادوستان هستم و نمیتونم بخزم یه گوشه و تو حال خودم باشم.
    از معایب این افکار نمیدونم کدومشون رو بگم اینکه مثل خوره داره روح و روانم رو میخوره و اصلا آسایش ندارم ،بهترین لحظات و تفریحات رو واسم به گند میکشن ،یک ماه و نیمه که یه خواب چهارساعته یه تیکه نداشتم یعنی مدام خواب و بیداری های کوتاه کوتاه و.... حتی مشکلات فیزیکی مثلا جدیدا یه نقطه ای پایین تر از کتف راستم یهو مثل اینکه سوزن بره توش آنچنان تیر میکشه که مچاله میشم به سمت راست و چند لحظه نفسم رو بند میاره .
    فکر نمیکنم تا حالا هیچ مزیتی برام داشته چون هنوز نتونستم خودم رو متقاعد کنم به هیچ تصمیمی ،هنوز نمیتونم بگم انقدر بده که باید بیخیالش بشم یا بگم باهاش ادامه میدم و میتونم ببخشمش ،یه روز به بدیهاش قبل از از واقعه فکر میکنم و دلیلی واسه ادامه نمیبینم و یه روز به خوبیها و خاطره ها فکر می کنم و احساس میکنم بدون اون آینده ای ندارم ،یه ساعت تنفر یه ساعت عشق ،یه روز تصمیم میگیرم جوابش رو ندم و یه روز دلم پر میکشه که یه تماس ازش داشته باشم .خلاصه که دیگه از این وضعیت و از خودم خسته شدم.
    راجع به راهکار برون رفت هم خیلی فکر کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم و واقعا نمیدونم ،سعی کردم هر وقت افکار میان بلند بلند یه چیزی بگم یا بخونم تا متوقفشون کنم ولی نشد انگار دوست دارم خودم رو آزار بدم و آخرش میگم بالاخره چی نمیشه که از این واقعیت فرارکنم پس باید بهش فکر کنم ولی روی هم رفته بعد از سه چهار روز تفریح گذشته حس میکنم که درگیری هام کمتر شده و امیدوار شدم که بالاخره ممکنه یه روز تموم بشه اگه تا اون روز دووم بیارم.
    بازم از وقت و راهنماییتون ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  16. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط ساجده

  17. ارسال:39#
    عرض سلام دوباره
    لطفا درباره مدیریت افکار بیشتر توضیح بدید , یکی دوتا مطلب راجع بهش پیدا کردم و خوندم ولی به نظرم بیشتر یه نوع فرار میاد , اینکه مثلا وقتی افکار میان سراغم بگم استاپ و سعی کنم به چیز دیگه ای فکر کنم به نظرم منطقی نمیاد و انگار این افکار و سوالها همیشه بدون جواب تو ذهنم خواهند موند و دوباره با هر مسئله کوچیک رو خواهند اومد , نمیدونم شاید باید دنبال راهی باشم که اینا یه طوری برام حل بشن و دیگه نیازی به فکر کردن راجع بهشون نباشه ولی خوب راهی رو نمیشناسم .قبلا هم گفتم من روزای اول دیوانه وار سوالهایی میپرسیدم که کار رو واسه خودم خیلی سخت تر کردم و از یه موضوع سربسته کلی حرف و فکر و تصویر واسه خودم درست کردم که الان دارن شکنجم میدن و خودشون منشائ هزاران سوال دیگه شدن .نمیدونم اگه دنبال جواب سوالهام باشم و جوابشون رو بدست بیارم این موضوع تو ذهنم حل خواهد شد یا بازم وضعیت بدتر خواهد شد.خلاصه که نیازمند نظرات کارشناسانه و راهنمایی و راهکارهای عملی و منطقی شما هستم.
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  18. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط حسینی

  19. ارسال:40#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام آقا کورش

    بسیارخوب

    همانطور که به درستی متوجه شده اید، سوال کردن بیشتر و بررسی های بیشتر، صرفا اوضاع رو بدتر می کنه و ذهن رو با سوالات دیگری مواجه می کنه و این سیر راه به جاهای مناسبی نمیبره. بنابراین تجسّس روش مناسبی نیست و مدیریت افکار جایگزینی مناسب هست که طبیعتا باید فرا گرفته بشه

    روش هایی چون توقف فکر، کارایی اصلی شون به جایگزینی افکار منفی با افکار مثبت هست. توقف رشته افکار منفی مهم هست، اما بخش مهم دیگر جایگزینی این افکار با افکار مثبت است که در هیجانات تاثیر مستقیم دارند.

    اینکه محرک هایی چون گفتن «دوستت دارم» از جانب همسرتان منجر به سرازیر شدن افکار منفی می شوند، غیرطبیعی نیست. همانگونه که گفته شد، شما درگیر احساسات متناقضی هستید، اما برای اینکه این تناقض ادامه دار نشود، باید اقداماتی عملی انجام دهید. به همسرتان بگویید که درگیر احساسات و عواطف متناقضی هستید و خودتان هم رنج میبرید. از ایشان بخواهید که از به کار بردن اینگونه جملات موقتا خودداری کنند.

    شیوه هایی جهت کنترل افکار منفی در سایت قرار می دهم و لینکش را برایتان می گذارم. روش هایی که خودتان استفاده کردید و پاسخگو بوده رو ادامه بدهید. این شیوه ها را به کار ببندید، اما حال که از بحران اولیه تا حدودی خارج شده اید و می توانید امیدوار به حل مساله باشید، و درگیری های ذهنی تان کمتر شده و این را عینا تجربه کرده اید، زمانی مناسب برای اقدامات بعدی است.

    دقت کنید که باز هم تکرار می کنم که گزینه های پیش روی شما متعدد است و بنابراین بهتر است بدون عجله با بررسی گزینه ها، اقدامات بعدی انجام شود تا ان شاء الله بهترین نتیجه حاصل شود و کمترین آسیب وارد گردد.

    برای گرفتن تصمیم درست، بهتره که مدتی رو نزد همسر و خانواده خود باشید. همانگونه که قبلا گفتم، بازگشت تان را نه به منزله ی بخشش، و نه خواری، و نه دعوا و نه فعلا هیچ چیز دیگر نگذارید.

    صرف بازگشت شما نزد خانواده حائز اهمیت است و حضور شما در آنجا بسیار متفاوت از بودن شما دور از آنهاست.

    بسیاری از ابهامات شما می تواند با رفتن تان برطرف شود. می توانید احساسات تان را نزد همسرتان مستقیما ببینید و بسنجید.

    همسرتان هم باید آمادگی لازم را داشته باشند و شما این آمادگی را در ایشان ایجاد کنید که اگر مطابق با انتظارشان برخورد نکردید، شوکه نشوند.

    برای مواجهه با دخترتان هم زمینه سازی هایی لازم است. مطمئنا به گونه ای باید رفتار کنید که دخترتان از این مسائل مطلع نشود. دلایلی منطقی و موجّه برای نیاوردن آنها نزد خود تدارک ببینید و ... .

    موضوع دیگر، مقابله شما با آزارگر درونی تان است. خود سرزنشگر شما، با پیام هایی منفی در صدد آزار دادن شماست و شما لازم است کنترل آن را بر عهده بگیرید. با خودتان جملات زیر را تکرار کنید:

    «فکر کردن به رویدادهای منفی، باعث آزار بیشتر من می شود و من می توانم افکار مثبتی را جایگزین آنها کنم.»

    «گرفتن تصمیمی منطقی و درست، در آرامش من بسیار تاثیرگذار است و دودلی ها و تردیدهایم را می توانم با تصمیم گیری مناسب برطرف کنم.»

    «اگر اشتباهاتی داشته ام، حاضرم آنها را بپذیرم و اینقدر قوی هستم که برای جبران آنها تلاش کنم.»

    «من گزینه های متعددی پیش رو دارم، اما از خدا می خواهم به من کمک کند تا بهترین تصمیم را بگیرم و به من آرامش عطا کند.»

    «من نگرانی هایی درباره آینده دارم، اما اینها صرفا نگرانی هستند و به وقوع نپیوسته اند. می شود با روش هایی مناسب این نگرانی ها را مطرح کرد و در جهت برطرف نمودنشانگام برداشت. مهم این است که خود را غرق در آنها نبینم و برایشان چاره اندیشی کنم.»

    آقا کورش عزیز، امیدوارم برای بازگشت آماده باشید تا بتوانیم بهتر پیش برویم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  20. خیانت اصولا قابل بخشش است یا خیر؟  سپاس شده توسط elnaz.t,ساجده

صفحه‌ها (5): صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •