تکیه گاه سازی به عنوان راهبرد آموزشی

آموزش به روش تکیه گاه سازی به عنوان یک راهبرد تدریس از نظریه اجتماعی و فرهنگی و مفهوم منطقه تقریبی رشد لئو ویگوتسکی نشات می گیرد.

«منطقه تقریبی رشد» فاصله بین آنچه کودک به تنهایی می تواند انجام دهد و یادگیری بعدی است که می تواند به همراه یک کمک انجام دهد(ریموند ، 2000، ص176). راهبرد تدریسی تکیه گاه سازی حمایت انفرادی ای مبتنی بر منطقه تقریبی رشد یادگیرنده فراهم می آورد(چانگ سانگ و چن ، 2002). در آموزش به روش تکیه گاه سازی فردی با دانش بیشتر تکیه گاه ها یا حمایت هایی برای تسهیل پیشرفت یادگیرنده فراهم می آورد. تکیه گاه ها توانایی دانش آموز برای ساختن دانش های قبلی را تسهیل و اطلاعات جدید را درونی سازی می کند. فعالیت هایی که در تکیه گاه سازی فراهم می شود فقط اندکی از سطحی که یادگیرنده می تواند به تنهایی انجام دهد بالاتر است( السون و پرات ، 2000). دیگرانی با توانایی بیشتر تکیه گاه هایی فراهم می سازد تا یادگیرنده تکالیفی را به انجام برساند( با کمک) که در غیر این صورت نمی تواند(برانسفورد ، براون وکوکینگ ، 2000). ویگوتسکی آموزش به روش تکیه گاه سازی را اینگونه تعریف می کند:" نقش معلم ها و دیگران در حمایت از رشد یادگیرندگان و فراهم ساختن ساختارهایی برای رسیدن به مرحله و سطح بعدی"(ریموند، 2000، ص.176). یک جنبه ی مهم تکیه گاه سازی این است که تکیه گاه ها موقتی-اند. همین طور که توانایی های یادگیرندگان افزایش می یابد تکیه گاه های فراهم شده توسط فرد با دانش بیشتر به تدریج محو می گردد. سرانجام یادگیرنده می تواند بطور مستقل تکلیف را انجام یا بر مفاهیم تسلط یابد(چانگ سانگ و چن، 2002.ص، 7). بنابراین هدف مربی هنگام استفاده از راهبرد تدریس تکیه گاه سازی کمک به دانش آموز برای یادگیرنده ای مستقل شدن است(هارتمن ، 2000). همینطور که دانش و توانایی یادگیری یادگیرنده افزایش می یابد، مربی حمایت فراهم شده رابه تدریج کاهش می دهد(الیس، لارکین ، ورثینگتن ،2004).

طبق نظر ویگوتسکی تکیه گاه-های بیرونی که توسط مربی فراهم می شود را می توان کنار گذاشت زیرا یادگیرنده پیشرفت می-کند"....در سیستم های شناختی پیچیده تر، مربوط به حوزه های یادگیری مانند ریاضی یا زبان، نظام دانش خودش قسمتی از تکیه گاه یا حمایت اجتماعی برای یادگیری جدید می شود(ریموند، 2000.ص،176). مربیان به کودکان کمک می کنند تا یاد بگیرند که چطور اطلاعات قدیمی یا -موقعیت های آشنا را با دانش جدید از طریق ارتباط کلامی و غیرکلامی و الگوبرداری رفتاری مرتبط سازند. تحقیق مشاهده ای روی یادگیری دوران اولیه کودکی نشان می دهد که والدین و مربیان یادگیری را بوسیله فراهم ساختن اطلاعات و موقعیت های آشنا و با تکیه گاه های جدید تسهیل می کنند.

تکیه گاه های فراهم شده فعالیت ها و تکالیفی اند که:

- علایق کودک در ارتباط با تکلیف را برمی انگیزند.
- تکلیف را ساده می کنند تا آن را برای کودک دست یافتنی تر کنند.
- دستورالعمل هایی را به منظور کمک به کودک برای تمرکز در رسیدن به هدف فراهم می-کنند.
- بوضوح تفاوت های بین کار کودک و راه حل مطلوب و استاندارد را نمایان می سازند.
- ناکامی و ریسک را کاهش می دهند.
- انتظارات تکلیفی را که باید انجام شود را بوضوح مشخص می کنند(برانسفورد،براون وکوکینگ، 2000).

فعالیت هایی که در بالا فهرست شده اند به شش مشخصه آموزش تکیه گاه سازی شده ی روگوف مشهورند. در محیط آموزشی، تکیه گاه ها ممکن است دربردارنده ی مدل ها، سرنخ ها، اشارات، راه حل های ناتمام،الگودهی تفکر با صدای بلند و آموزش مستقیم باشند(هارتمن، 2002). در کتاب آموزش کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه نویسندگان مثالی از یک تسهیل کننده روندی را عرضه کرده اند(اشاره، کارت اشاره، مثال ناکامل). برای مثال هنگام تدریس مهارت ریاضی گردکردن، ممکن است معلم بگوید"..به عددی که در جایگاه دهگان است نگاه کنید «اشاره»( السون و پلات ، 2000.ص،180). این اشاره دانش آموزان را برمی انگیزد تا مرحله بعدی تکلیف را کامل کنند. ممکن است مربیان از سوال ها نیز به عنوان تکیه گاه برای کمک به دانش آموزان برای حل مساله یا کامل کردن تکلیف استفاده کنند. ممکن است معلم ها سطح سوال کردن یا مختص کردن را بالا ببرند تا دانش آموز بتواند جواب صحیح را بدهد. این نوع تکیه گاه سازی در این قطعه منتخب منعکس شده است"... اگربعد از سوال« چطورlady رابهladies تبدیل می کنیم ؟» هیچ جوابی یا جواب غلطی دریافت کردید، باید با یک اشاره کلامی اضافی آن را دنبال کنید: قاعده چیست؟" تا به دانش آموز یادآوری کنید که قاعده ای وجود دارد. اگر لازم بود، با"وقتی کلمه ای به yختم شود برای جمع بستن آن چکار می کنیم؟ ادامه دهید تا به دانش آموز بخشی از قاعده را داده باشید"(السون و پلات، 2000.ص186). همینطور که دانش آموز تواناییش را با کاربرد قاعده رشد می دهد، تعداد وماهیت هدایت کننده سوال باید کاهش یابد تا دانش آموز تکلیف را بدون هیچ اشاره ای انجام دهد. به دنبال استفاده از تکیه گاه هایی که معلم فراهم آورده، شاید مربی دانش-آموزانی داشته باشد که درگیر یادگیری مشارکتی باشند. در این نوع محیط دانش آموزان به همدیگر در گروه های کوچک کمک می کنند اما هنوز به کمک معلم نیاز دارند. این می تواند به عنوان مرحله ای در فرایند کاهش تکیه گاه های فراهم شده توسط معلم بکار رود(هارتمن، 2002).

مک کینزی (1999) هشت ویژگی برای تکیه گاه ها قائل است که شش تای اول آن جنبه های آموزش با تکیه گاه سازی را توصیف می کنند و دو تای آخر پیامدهای منتج از آن را توصیف می کند:

1.راهنمایی های آشکاری فراهم کرده واشتباهات دانش آموزان را کاهش دهید- مربیان مسائلی را پیش بینی کنند که ممکن است دانش آموزان با آنها روبرو شوند و سپس قدم به قدم راهنمایی هایی را گسترش دهند که توضیح می دهند برای برآوردن انتظارات دانش آموز چکار باید بکند.

2. اهداف را روشن می کند-تکیه گاه سازی به دانش آموزان کمک می کند بفهمند چرا آنها کاری را انجام می دهند وچرا آن کار مهم است.

3. دانش آموزان را روی تکلیف نگه می دارد- با فراهم آوردن ساختار، درس تکیه گاه سازی شده مسیری برای یادگیرندگان باز می کند. دانش آموز می تواند مسیری که می خواهد را انتخاب کند.

4. انتظارات را روشن می کند و سنجش و بازخورد می دهد-انتظارات از زمان شروع فعالیت مشخص اند چون مثال هایی از کار مورد نظر، سرفصل ها و معیارهای برتری به دانش آموزان نشان داده شده اند.

5.دانش آموزان را به منابع ارزشمند رهنمون می کند؛ مربیان منابعی را برای کاهش اشتباه، ناکامی و زمان فراهم می کنند ودانش آموز تصمیم می گیرد که از کدام یک از منابع استفاده کند.

6.بلاتکلیفی و ابهام، غافلگیری ویاس را کاهش می دهد- مربیان درس هایشان را می آزمایند تا مشکلات ممکن را تعیین کنند و سپس درس را برای از بین بردن مسائل تصحیح می کنند تا یادگیری بیشینه شود(مک کینزی، 1999).

یکی از اولین فواید تکیه گاه سازی این است که یادگیرنده را درگیر فرایند یادگیری می کند. یادگیرنده بطورمنفعل به اطلاعات ارائه شده گوش نمی کند در عوض بواسطه راهنمایی های معلم بر اساس دانش قبلی دانش جدیدش را شکل می دهد. درکار با یادگیرندگانی با عزت نفس پایین و دارای ناتوانی یادگیری، دادن بازخورد مثبت به دانش آموزان با گفتن چیزهایی مانند "نگاه کنید شما می توانید از پس آن برآیید" چیزی بیشتری از نگرش "این خیلی مشکل است" به آنها می دهد. این امر منجر به یکی دیگر از مزایای تکیه گاه سازی می شود که اگر به درستی انجام گیرد، دانش-آموزان را برمی انگیزد تا خواهان یادگیری باشند. مزیت دیگر این نوع آموزش این است که میزان ناکامی یادگیرنده را کاهش می دهد. همچنین تکیه گاه سازی مستلزم این است که معلم مقداری از کنترل خود بکاهد و به دانش آموزان اجازه ی خطا کردن بدهد.

منبع: مقایسه ی تأثیر رویکرد تکیه گاه سازی و روش اکتشافی بر آگاهی واج شناختی کودکان پیش دبستانی شهرستان ماکو در سال تحصیلی 88-89؛ جعفرصادق کاظم زاده

اختصاصی همیاری