تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




علاقه به فرد متاهل زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saghar9718
آخرین ارسال:sara2
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

علاقه به فرد متاهل

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من یه دختر 19 ساله ام و شیفته ی مرد 36 ساله متاهلی شدم با اینکه 8 ماهه ندیدمش ولی نمیتونم فراموشش کنم هرشب به یاد اون میخوابم و صبحا با یاد اون از خواب بیدار میشم ولی با این وجود اجازه ندادم حسمو نسبت به خودش بدونه چون اصلا نمیخوام یه زندگیو خراب کنم ولی خودم دارم ذره ذره آب میشم با اینکه دختریم که همه شرایطی که مورد توجه پسرای امروزی هست رو دارم ولی نمیتونم با پسری رابطه دااشته باشم من ورزشکار بودم و زندگی کاملا راحتی داشتم ولی از وقتی این اتفاق برام افتاده متاسفانه ورزش رو رها کردم و تمایلاتی نسبت به سیگارو الکل پیدا کردم به طور کلی اخلاقیاتم با سایر دخترا فرق داره و زیاد دختر احساساتی نیستم و همیشه با عقلم تصمیم میگیرم و فکر میکنم برخلاف احساساتی که دخترا توی این سن دارن و زودگذره حس من حقیقیه ولی با این حال اصراری به حقیقی بودن حسم ندارم فقط دنبال راه حلم لطفا نظراتتون کارساز باشه و نگید زود گذره و برای سنت هست چون من به دنبال راه حلم راهی که بشه به زندگیم برگردم و مرتکب اشتباه بزرگی نشم ممنون میشم اگر کمکم کنیدو منو خواهر کوچیکه خودتون بدونید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    به همیاری خوش اومدید
    به طور کلی اخلاقیاتم با سایر دخترا فرق داره و زیاد دختر احساساتی نیستم و همیشه با عقلم تصمیم میگیرم
    این حرف خودتونه درسته پس به عنوان یه خواهر بزرگتر بهتون میگم
    عقل میگه این حس ویران کنندست.
    پس اگه خودتون و زندگی ایندتون رو دوست دارید کنار بکشید
    یه لحظه به این فکر کنید این اقا همسروبچه دارن .
    نمیدونم خواهر متاهل دارید یانه به این فکر کنید اگه یه دختر مجرد با سن شما عاشق همسر ایشون بشه چی راجع بش فکر میکنید.
    از ماست که بر ماست خواهش میکنم مواظب حستون باشید ادامه این کار یعنی نابودی خودتون و اطرافیانتون.
    پس خواهر عزیزم ادامه ندید دوباره ورزش رو شروع کنید سن کمی دارید و شرایط خوبی میتونید داشته باشید
    براتون از خدا بهترینها رو میخوام
    موفق باشید

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  3. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط anahid,m1392,mehrdad539

  4. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز.

    من حس شما رو کاملا درک میکنم.....شما الان تموم فکر و ذکرتون شده اون آقا و ضرب المثل« از دل برود هر آن که از دیده رود» هم در مورد شما جواب نمیده...با این که میدونید اون شخص شاید کوچکترین حسی هم به شما نداشته باشه ولی بازم نمیتونید بهش فکر نکنید...اصلا انگار افکارتون نمیتونن جای دیگه ای برن و خلاصه عاشقید بدجور......

    ولی نگران نباشید چرا که شما اصلا عاشق نیستید....شما دچار یه نوع تلقین شدید....با این که شما خودتون رو آدم عاقل و منطقی قلمداد میکنید با اینحال یه حس به دور از عقلانیت داره هر روز تو وجودتون بروز میشه و هر روز نو تر و پر طراوت تر از دیروز.....این به خاطر ویروس تلقینه که به جون قلب و ذهنتون اوفتاده.....شما گفتید که اون آقا از حستون بی خبره و 8 ماه هم هست که ندیدیش....و از اونجایی هم که اون آقا متاهلن پس حتما شناخت چندانی هم ازش ندارید.....
    هرکسی معیار هایی برای انتخاب همسر آیندش داره...ممکنه شما با چند بار رفت و آمدی که با ایشون داشتید و دیدن طرز برخوردش با خودتون یا حتی همسرش ،ایشون رو نزدیک به اون معیار هاتون دیدید و فکر میکنید که اون آقا همون نیمه ی گمشده تونه....شما مدام به خودتون تلقین میکنید که این آقا بهترینه و تو ذهنتون تصاویری رو ازش میسازین که همیشه آرزوشو داشتین و معتقدید هیچ پسر دیگه ای نمیتونه مثل ایشون باشه....

    شما درواقع اون آقا رو دوست ندارید...کسی رو دوست دارید که تو ذهنتون ازش ساختید.....
    پاسخ با نقل و قول

  5. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط m1392,mehrdad539,sara2

  6. ارسال:4#
    mohamad422261 آواتار ها
    سلام
    بنظرمن برای همچین موضوع مهمی که اینقد زندگیتونو تح تآثیر قرار داده حتمآ و حتمآ به یک مرکز مشاوره مراجعه کنید و مطمئن باشید مسئله ای که توی ذهنتون اینقد بزرگنمایی میکنه با یه مشاوره تخصصی به سادگی قابل حله،اما اهمال کاری نکنید و حتمآ مراجعه کنید و دلیل مراجعتونم همون مشاوره برای ازدواج و انتخاب همسر مطرح کنید ،لطفآ بریدا چون با یه اشتباه کوچک عمر گرانبهاتونو خراب میکنید،اگه مشاورش خوب نبود به یکی دیگه رجوع کنید و به سوال کردن توی این سایتا بسنده نکنید که اصلآ کافی نیست،اگه هم توی شهرای کوچک زندگی میکنید که معمولآ مشاور باسواد نداره از توی اینترنت سرچ کنیدمرکز مشاوره تلفنی وازونجا شماره هاشونو پیدا کنید وتماس بگیریدکه مربوط به تهران باشه چون مجربترند
    و اصلآ خودتونو سرزنش نکنید توی این موضوع چون عشق توی هرسنی و نسبت به هرکسی ممکنه رخ بده اما مهم اینه که بسلامتی از کنارش عبور کنید پس از متخصصین مربوطه استفاده کنید تا با تابوندن نور شناخت نا آگاهی به طور کامل ازبین بره ،موفق باشین
    الان گشتم توی نت این شماره تماس صدای سلامته صدای سلامت - مشاوره تلفنی صدای سلامتمشاوره تلفنی صدای سلامت | مشاوره تلفنی روانشناسی، جنسی، پزشکی۲۳۵۸۴۴۴۴-۰۲۱


    پاسخ با نقل و قول

  7. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط m1392,mehrdad539,mozhghan

  8. ارسال:5#
    mehrdad539 آواتار ها
    با سلام
    البته فقط تهران نیست که مشاورای خوبی داره
    مشاورهای شیراز هم تخصص خوبی در کارشون دارند
    از نظر مالی هم جاهایی هستن که رایگان مشاوره بدن و انصافا مشاورای خیلی خوبی هم هستن به نحوی که من از مشاوره بعضی از افراد این مکانها، رضایت بیشتری نسبت به بعضی مشاورهای غیر رایگان دارم.
    اینو گفتم که اگر به بعضی شهرستانها هم نزدیکتر بودی از دستشون ندی فقط توی ذهنت این نباشه که از تهران مشاور بخای یا تلقین کنی که اگر با مشاورای تهرانی صحبت کرده بودم الان وضع بهتری داشتم و یا چون این مشاور تهرانی نیست منم امیدی به جواب گرفتن ندارم و باهاش همکاری نکنی.
    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  9. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط m1392,mohamad422261

  10. ارسال:6#
    ممنونم آقای مهرداد که وقت گذاشتین
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:7#
    ممنونم آقای محمد بله مرکزیو میشناسم باید اقدام کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    ممنونم زینب خانم این احتمالم هست خودمم گاهی اینطور فکر میکنم ولی خب چطوری باید برگردم به زندگی اولیه ام
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:9#
    mohamad422261 آواتار ها
    میدونید من خودم همسن شما که بودم مدت دو سال همچین حسی نسبت به یه دختر درونم داشتم با اینکه حتی یه درصدم نمیشناختمش،شبا به یاد اون میخوابیدم آهنگای عاشقونه گوش میدادم مدام میرفتم روی تختم و بهش فکر میکردم خلاصه همه ی فکرم شده بود،وتوی این دوسال از درس و دانشگاهم افتادم و هیچوقتم حاضرنبودم بهش بگم و فقط از دور تماشاش میکردم ......تااینکه یه روز گفتم اینجور که نمیشه تا همیشه بهش نگم ولی همین که رفتم بهش بگم صدام توی گلوم خفه شد و نتونستم حرف بزنم باهاش وباز برگشتم بهش بگم باز صدام بند اومد، باخودم گفتم حتمآ یه مصلحتی بوده که صدام بند اومد و با خودم گفتم خودمو مجبور میکنم ازون حس و حال بیام بیرون وفراموشش کنم و یه دل تصمیم بگیرم فراموشش کنم و بعداز شش ماه اگه عشق واقعی باشه خب بازم دوسش دارم اما همین که یه دل فراموشش کردم بعد از سه ماه به کارای خودم خندیدم و هروقت خاطرش میومد توی ذهنم چقد خندم میگرفت وخداروشکر کردم که نتونستم باهاش صحبت کنم.وتقریبآ همچین موضوعی برای همه ی هم کلاسیام هم اتفاق افتاده بود و این فقط نشون از رسیدن شما به یک مرحله از بلوغ عاطفی و احساسیه ،همونجور که بلوغ جنسی با یک سری تغییرات همراهه بلوغ عاطفیم همینجوره و این نشون میده شما دارید به یک بلوغی از بلوغ عاطفی میرسید و نگران نباشید اما همونطور که گفتم مهم اینه به سلامت از این مرحله عبور کنید واسه همین باید بایک مشاورخوب مشورت کنید تا شناختتون روبالا ببره،واین نیاز و احساس عاطفی به شما گوش زد میکنه و عاملی میشه که شما اطلاعات صحیحی از بعد عاطفیه انسان کسب کنید /،همونجور که آدم برای رشد بعد جسمانی خودش یادمیگیره غذای سالم بخوره ورزش کنه و..... الانم این تغییرات درونی انگیزه ای میشه برای شناخت بعد عاطفی که خودش قسمتی از بعد روانیه آدمه ، و قرار دادن اون توی مسیر درست که این شناختو الان که نیازتون فوریه بایه مشاور درمیون بگذارید و اما برای شناخت جامع تر کتابای خوبی برای مطالعه هست ،همونجور که آدم برای بعد معنوی نیاز به شناخت داره،واسه همینه میگن انسان موجودی است چند بعدی و هریک از ابعادش توی سن خاصی برجسته تر میشه،میدونی یه دنیای بزرگ درون انسانه واسه همین خدا میگه هرکه به خود شناسی رسید بدونید رستگارشده.
    پاسخ با نقل و قول

  14. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط m1392,saghar9718

  15. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط saghar9718 نمایش پست ها
    ممنونم زینب خانم این احتمالم هست خودمم گاهی اینطور فکر میکنم ولی خب چطوری باید برگردم به زندگی اولیه ام
    مشکل شما به سادگی قابل حله به شرطی که واقعا بخوای حل شه

    اول اینکه باید بدونی همه ی آدما قابل ستایش و دوست داشتنی ان....شما قرار نیست ایشون رو به طور کامل فراموش کنی یا ازش متنفر شی....شما فقط باید طرز فکرت رو نسبت بهش تغییر بدی....و به خودت بقبولونی که این آقا مثل سایرین محترمن و برات فرقی با آدمای دیگه ای که دوستشون داری ندارن....

    دوم اینکه عزت نفست رو بالا ببری....
    یکمی به رفتار اون آقا نسبت به خودت توجه کن....میبینی که براش مثل بقیه دخترایی و کوچکترین حسی نسبت بهت نداره...حالا شما هر چقدر هم که به خاطرش خودتو عذاب بدی اون ککشم نمیگذه....روزایی که شما به خاطرش غصه میخوری،اون تو فکر اینه که پولشو چطوری و تو کدوم کار سرمایه گذاری کنه که سود کنه...غروبایی که شما به یادش دلت میگیره و حتی بغض میکنی،اون دست زنشو گرفته و دارن دو تایی تو پارک قدم میزنن...این وسط فقط شمایی که داری ذره ذره فنا میشی....عشقت رو واسه کسی خرج کن که واسش مهم باشه...
    حالا اگرم اون آقا نسبت بهت حسی هم داشته باشه یا حتی ازت خواستگاری هم بکنه...غرورت اجازه میده با کسی که یه بار تمام عشقش رو دو دستی و با تموم وجود تقدیم کس دیگه ای کرده و ته مونده شو مثل صدقه جلوت میندازه ازدواج کنی؟...اصلا از کجا معلوم طرف همونی باشه که تو ذهنت ازش ساختی؟...اینطوری تا آخر عمر نگرانی که یه روزی خودتم ول کنه بره...
    اگه از تیپ و شخصیت ظاهری اون اقا خوشت میاد از خدا بخواه که ی ادم مثل ایشون رو نصیبت کنه...کسی که تو عشق اول و آخرش باشی و با دنیا عوضت نکنه.....

    سوم اینکه سعی کن همیشه فکرت مشغول یه موضوعی باشه...یه هدف بلندمدت برای خودت تعریف کن...مثلا اگه ورزش دوستی هدف بلند مدتت میتونه مثلا کسب مدال طلای المپیک یا آسیا باشه...و در کنارش اهداف کوچیک تری مثل اول شدن تو باشگاه،منطقه،استان و کشور رو پیگیری و براشون تلاش کن....اون وقته که که میبینی اصا وقت نداری سرتو بخارونی چه برسه به این که بشینی چند ساعت به یکی فکر کنی و غصه بخوری...از تمرین زیاد همین که شب میرسی خونتون از خستگی نمیفهمی کی خوابت برد و در نتیجه از بی خوابی و فکرای آزار دهنده ی قبل از خواب رها میشی...
    سعی کن دستت به کار های خیر باشه مثلا یکی از جایزه هایی که کسب کردی رو تقدیم کن به یه موسسه خیریه..اونوقته که وجودت مملو از عشقی میشه که اصلا قابل قیاس با این عشق کور کورانه نیست...و هر روز که میگذره به آرامش بیشتری دست پیدا میکنی و به افکار الانت میخندی...

    دوست عزیز منم تقریبا مشکل شما رو داشتم و نزدیک به چند سال عاشق پسر همسایه مون بودم....ولی با رعایت نکاتی که گفتم الان حدود 5ماهه که زندگیم به آرامش رسیده ...هدفی که من برای خودم در نظر گرفتم اینه که مخترع بزرگی بشم و در کنارش اهداف کوچیک ترم که یکیش قبولی تو دانشگاه شریف هستش رو در نظر دارم.....اینا رو گفتم که به توصیه هام اعتماد کنی و مورد سوم رو هم بلند پروازی قلمداد نکنی...امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی.
    ویرایش توسط ZEYNAB : 2014_12_20 در ساعت 17:50
    پاسخ با نقل و قول

  16. علاقه به فرد متاهل  سپاس شده توسط m1392

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •