تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم به جدایی دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:talangor
آخرین ارسال:مارال12
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

تصمیم به جدایی دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    محسن عزیزی آواتار ها
    باید بررسی بشه که آیا این موارد صرفا شیطنت هستند یا ریشه های عمیق تری دارند. به طور مثال حرف عموتون که گفتند حالا اتفاق خاصی نیفتاده که به یه دختر پیام داده رو باید معنا کرد.

    باید روشن بشه منظورشون اینه که این شیطنت ایرادی نداره یا اینکه این رفتار اصالتا از دید ایشون و خانواده شون بلامانع هست؟

    برای همین لازمه درباره نقش اعتقادات در زندگی مشترک توضیحاتی بدم.

    اعتقادات هر فردی از جمله مواردی است که با همه جوانب زندگی ارتباط پیدا می کند. اعتقادات یک مجموعه هست، مجموعه ای از عقاید که فرد همراه با خودش داره. تناسب اعتقادی برای ازدواج از این جهت حائز اهمیت هست که دو طرف دارن با این مجموعه اعتقادی زندگی می کنند و نمیشه اونها رو از اعتقاداتشون جدا پنداشت. افراد هم از آنجا که با اعتقاداتشون بزرگ شدند و دارند زندگی می کنند و احتمالا بنا به دلایلی که برای خودشون لااقل موجه هست، اونها رو کسب کرده اند، خیلی بعیده به راحتی دست از اعتقاداتشون بردارند؛ مگر اینکه دلایلشون برای داشتن این اعتقادات به قدری سست باشه که مثلا حاضر بشن به خاطر دوست داشتن کسی یا مثلا با گرفتن باج از کسی، اونها رو کنار بگذارند. معمولا هم کسانی که عاشق میشن و میگن به خاطر عشقم حاضرم مثلا فلان کار رو بکنم یا نکنم، پس از گذشت مدتی، به همون اعتقاد قبلی برمیگردند. حالا در این بین ممکنه یه موقع اتفاق خاصی پیش بیاد یا فرد با یک منطق قویتر مواجه بشه و اعتقاد خودش رو مورد بازنگری قرار بده. پس باید این نکته مهم رو دانست که اعتقادات افراد، به خصوص اگر براشون دلایل موجه داشته باشند، به این آسانی ها قابل تغییر نخواهند بود.

    حالا از شما می خوام که «روشنفکر بودن» رو معنا کنید.

    به طور مثال درباره مسائل اعتقادی و فرهنگی، چقدر اشتراک دارید؟

    درباره انجام اعمال عبادی و تقید به مسائل شرعی، روابط با نامحرم، مناسبات اجتماعی، حد و حدود و حریم های فردی و اجتماعی و ...

    درباره این موارد بیشتر توضیح بدید. لطفا با ذکر جزئیات بیشتر
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,talangor,مهرسا62,ویونا شاکری,سجاد صالحی

  3. ارسال:12#
    talangor آواتار ها
    حقیقتش در مورد عقاید کلی که دو خانواده مثل هم هستیم همه خدا رو شکر اهل نماز, روزه و رعایت روابط محرم و نامحرمی هستیم
    ولی آقای عزیزی من از دوران مجردی از همسر یه آدم کامل تو ذهنم تجسم کردم
    همیشه از خدا میخواستم همسری رو کنارم قرار بده که هروقت من توی زندگیم خبط و خطایی داشته باشم بهم گوش زد کنه و با هم توی زندگی هم از نظر معنوی و هم از هر نظر دیگه ای رشد و ترقی داشته باشیم, با هم روراست و صادق باشیم
    ولی ایشون اصلا فکر نمیکنه همه کاریو از روی سادگی انجام میده و وقتی بهش اعتراض میکنم میگه نمیدونستم کارم اشتباهس و بعد از اون سعی میکنه اصلاح کنه اون رفتارشو
    مثلا در مورد عکسی که مستهجن بود, دوست داشتم شوهرم خودش حرمت نگه داره و بدونه درست نیست برای زن برادرش یا دختر خاله اش که البته اونم متاهله بفرسته اول که اعتراض کردم کلی از خودش دفاع کردو منو محکوم کرد تو برداشتت اشتباهه ما با هم این حرفا نداریم اونا بد نمیدونن این چیزا رو که بگن من بی شخصیتم تو جنبه نداری اصلا امروزی نیستی وقتی کلی گریه و زاری و عصبانیت منو دید اون موقع بود گفت اشتباه کردم بخاطر تو دیگه این کارو نمیکنم( تو خانواده ی ما هرگز همچین چیزی دیده نشده و نخواهد شد که به فرض برادر من بخواد همچین عکسیو برا نامحرم بفرسته حالا هرکسی )
    یا در مورد یکی از دخترای مجرد فامیلمون یه بار دیدم خیلی از لفظهای صمیمانه استفاده میکنه موقع پیام دادن واقعا بهم برمی خورد دلم میخواست شوهرم سنگین برخورد کنه نه مثلا میگه شبت آروم خانوم کوچولو میری بیرون اینجوری لباس بپوش جامعه بد شدهو فلان یا از این دست برخوردا ( همچین برخوردیم تو خانواده ی ما تا حالا تعریف نشده که اینقدر بخوایم با دختر یا پسر مجرد صمیمانه برخورد کنیم )
    یا در مورد شب عملش که اون پیاما رو که با یه دختر ردوبدل کرده بود الان اومده با دلی پر از بغض و چشمای گریون میگه اون شب اگه قسم دروغ خوردم ترسیدم از دستت بدمو خدا شاهده نه هیچ وقت باهاش تلفنی حرف زدم و نه دیدمش همینجوری بهش اس دادم از روی شناخت قبلی که پیامک بازی میکردیمو تو در موردم قضاوت اشتباه کردی در صورتی که لفظ پیاماش اونجا هم اصلا درست نبوده خانمی جوابمو بده چرا جوابمو نمیدی گناه دارم و پشتش اون قسمای دروغی که بابتش داد واقعا الان نباید به شخصیتم بربخوره و نسبت بهش بی اعتماد بشم؟؟؟؟؟؟؟
    من امشب اصلا حالم خوب نبود متاسفانه حرفایی که نباید میزدمو زدم خیلی حرفای بد هر چیز بدی که به ذهنم رسید به شوهرم پیامکی گفتم خیلی خیلی بد متاسفانه زبونم به ناسزا باز شد و خیلی بی حرمتی عمومو کردمو صدامو بالا بردم
    چون وقتی به این رفتار پسرش اعتراض کردم ازش دفاع کرد هم در مورد اون عکسا و هم قسم دروغش و پیاماش منم صبرم لبریز شدو پرخاشگری کردم و الان شدیدا احساس عذاب وجدان دارم
    و خودمو مقصر میدونم و یه دنیا احساس گناه میکنمو از خودم بیزارم
    حتی خانوادمم میگن من زیادی گندش کردم
    واقعا این رفتارها نمیتونه دلیلی باشه برای اینکه من بخوام عصبانی بشمو از کوره در برم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    سلام
    دوست عزیز
    شما که اینقد شک داشتی چرا قبول کردی تا این مرحله قضیه پیش بره؟
    حالا که همه چیز تقریبا اوکی شده و همه منتظرن کارتا بدستشون برسه؟
    چرا زودتر با این موضوع برخورد نکردی؟
    شما تا لباس عروس رو هم رزرو کردی این خیلی قشنگ نیست که تا اینجا ادامه دادی بعد اخر کار به این نتیجه رسیدی.
    یه کم صبور باش و سعی کن تو ارامش تصمیم بگیری نه تو موقعیت تنش واسترس.

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  5. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط talangor,سلماء

  6. ارسال:14#
    talangor آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرسا62 نمایش پست ها
    سلام
    دوست عزیز
    شما که اینقد شک داشتی چرا قبول کردی تا این مرحله قضیه پیش بره؟
    حالا که همه چیز تقریبا اوکی شده و همه منتظرن کارتا بدستشون برسه؟
    چرا زودتر با این موضوع برخورد نکردی؟
    شما تا لباس عروس رو هم رزرو کردی این خیلی قشنگ نیست که تا اینجا ادامه دادی بعد اخر کار به این نتیجه رسیدی.
    یه کم صبور باش و سعی کن تو ارامش تصمیم بگیری نه تو موقعیت تنش واسترس.

    سلام
    ببینید اون قضیه عملش ک مربوط میشد به پنج شش ماه قبل همون موقع که من متوجه شدم با کلی گریه و زاری بهش گفتم خوب شدی از هم جدا میشیم چون یه بار اول زندگی بهت فرصت دادم که خودتو برام ثابت کنی و الان اینجوری برام ثابت شدی ک عوض بشو نیستی
    قسم خدا رو خورد قسم جون خودمو که تخت بغلیم گوشی نداشته منم گوشیمو بهش دادم از پیاماشم خبر نداشتم حتی میگفت اگه بخوای میرم طرفو میارم تا بهت ثابت بشه در این حد منم چقدر اون موقع از خودم ناراحت شدم که چقد زود قضاوت کردم البته همون موقعم بهش گفتم اگه ثابت شد که دروغ بوده هر موقع باشه میزنم زیر همه چیز
    بعد از چند ماه چند روز پیش یه گوشی مال دوران مجردیش که خراب بود بردم تعمیر کردم و بعد که روشنش کردم دیدم بله همون شماره داخل گوشیش هست اینجا بود که من کلا اعتمادمو از دست دادم بهش و الان برا همین اینقدر ناراحتم
    ولی بی انصافیه بخوام منکر دوست داشتنش نسبت به خودمم بشم بارها شده با مناسبت بی مناسبت برام گل و شیرینی و هدیه گرفته آورده
    زیادم بهم ابراز علاقه میکنه به نظرم احترامم زیاد میذاره ولی دروغاش مث همین مورد و کاراش باعث میشه چشمم رو خوبیاش ناخواسته بسته بشه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    توجه داشته باشید که انتظارات پیش از ازدواج شما، در مساله و چگونگی دیدن آن اثرگذار بوده. ما چطور میتونیم از دیگران انتظار داشته باشیم کامل باشند، در صورتی که خودمون هم انسانهای کاملی نیستیم؟

    ناراحتی شما قابل درک هست و داشتن احساسات منفی تون غیرطبیعی نیست، ولی مدیریت احساسات در چنین شرایطی بسیار مهمه. یک احساس ناخوشایند مثل عصبانیت رو میشه با روشهای بهتری کنترل کرد.

    خب، تا اینجا روشن شد که:

    1. برخی انتظارات پیش از ازدواج تون، که غیرواقع بینانه هم بوده اند، در چگونگی دیدن مساله اثرگذاره بوده

    2. همسرتون به شما علاقه داره و ویژگی های مثبتی هم داره که شما اونها رو می پذیرید.

    3. شیوه مراودات اجتماعی او، با شیوه شما متفاوت هست و رفتارهای او به ویژه با نامحرمان منجر به دلخوری شما میشه و با سبک زندگی و عقاید شما سازگار نیست و این امر یک خط قرمز برای شماست.

    حقیقت اینه که نحوه تعاملات و سبک مراودات اجتماعی زن و شوهر، به ویژه زمانی که به لایه های عمیق تری چون اعتقادات پیوند می خوره، نقش مهمی در زندگی ایفا می کنه

    اگر قرار باشه یکی از همسران در ارتباط با نامحرم، رعایت حریم های لازم رو نداشته باشه، و دیگری کاملا مقیّد باشه و روی این موارد حساس باشه، میتونه زمینه ساز مشکلاتی بشه

    اگر این رویه ثابت ایشون هست و قراره در زندگی مشترک اینگونه باشه، بستگی به خود شما داره که آیا میتوانید باهاش سازگار بشید یا نه؟

    اما، اگر یک سری شیطنت هست و قابل اصلاح، بحثش متفاوت میشه

    برای همین، لازم هست به شکل دقیق تری رفتارهای همسرتون رو توصیف کنید. اعتقاداتشون، اخلاق و رفتارها، میزان تقیّدشون به مسائل شرعی و ... .

    همچنین ویژگی های مثبت همسرتون رو جزئی تر و با دیدی منصفانه تر بیان کنید.

    تصور می کنید همسرتون، جهت بررسی مساله و راهکارهای ممکن، آمادگی لازم برای حاضر شدن در جلسات مشاوره حضوری رو دارند؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,talangor,مهرسا62

  9. ارسال:16#
    talangor آواتار ها
    اول که بی نهایت ممنون بابت وقتی که دوباره گذاشتین
    از اینجا شروع کنم که از موقع خواستگاری خیلی تلاش کرد که جواب مثبتمو بگیره و معلوم بود که خواسته اش یه خواسته گذرا نیس
    از همون اوایل تا به الان خیلی نسبت بهم محبت داشته و در قبالم دست و دلباز بوده.. هر چیزی که در توانش بوده برام کم نذاشته و ازم دریغ نکرده
    خیلی وقتا بدونی که من بگم چیزی نیاز داشتم خودش برام تهیه کرده
    در کل مهربونه و اصلا کینه ای نیس حتی بدترین چیزا رو هم متاسفانه از زبون من شنیده ولی نه به روم آورده و نه به دل گرفته.. قلبش پاکه حداقل پاکتر از منی که سریع کینشو به دل میگیرم و تا مدتها از یادم نمیرهو زخم زبون میزنم
    میدونم دوستم داره منم دوستش دارم و خدا میدونه بخاطر اینه که توقعم نسبت بهش بالاس
    تحمل کوچیکترین اشتباهیشو ندارم.. خواسته من زیاده شاید
    اعتقاداتش هم مث خودمه واجباتو محرماتو دوتامون رعایت میکنیم فقط شاید نحوه برخوردمون با نامحرم خیلی متفاوت باش
    من معمولا خیلی سنجیده عمل میکنم مراقب نگاهم حرفام و همه چیز در برخورد با نامحرم هستم
    نگران طرز نگاه بقیه به خودم طرز فکرشون در موردم نوع لباس پوشیدنم هستم همیشه یه جورایی خودمو زیر ذره بین میبرم که کارم اشتباه نباشه
    ولی شوهرم خیلی شوخ طبعه با همه شوخی میکنه زیاد به درست بودن کارشو حرفاش توجه نمیکنه دقت نمیکنه طرف مقابلش کیه
    میدوونم از رو سادگیشه
    همینجوری بدونی که فکر کنه یه کاری میکنه حرفی میزنه و میگه منظوری نداشتم
    مشاورم حاضر نیس بیاد چون میگه مشکلمون حل شدنیه
    و
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    بسیارخوب

    فهرستی از انتظارات خودتون از همسرتون رو بنویسید و اونها رو در دو طبقه قرار بدید: انتظارات معقول و انتظارات غیرمعقول

    بخشی از کار، در رابطه با خود شما و انتظاراتتون هست و بخشی هم مربوط به همسرتون میشه

    درباره بخشی که مربوط به خودتونه، پس از نوشتن انتظارات و دسته بندی شون بیشتر صحبت می کنیم.

    اما درباره بخشی که مربوط به همسرتون میشه و شیوه مراوداتش، لازمه صریح وارد گفت و گو بشید باهاشون

    کلیت موضوع، شیوه رفتار همسرتون با دختران و زنان نامحرم هست. این موضوع کلی رو باید دسته بندی و تجزیه کرد به موارد عینی و روشن

    مثال:

    حدود شوخی کردن با نامحرمان

    استفاده از الفاظ محترمانه(مثلا افعال جمع) به جای الفاظ صمیمانه(مثل صدا زدن به اسم کوچک)

    حفظ حریم های شخصی که بین زوجین است. مثلا عدم ارسال تصاویر برای نامحرمان

    به کار نبردن واژه های خاص در ارتباط با نامحرمان. مثلا عزیزم، خانم کوچولو، و ...

    تماس جسمی

    و ...

    لطفا این فهرست و مواردی که براتون حائز اهمیت هست رو تکمیل کنید و براشون مثال های عینی بزنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  11. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,talangor,مهرسا62,سجاد صالحی

  12. ارسال:18#
    talangor آواتار ها
    سلام
    انتظارات معقول:
    1: صداقت داشته باشه
    2: توی کارهاش مشورت داشته باشه
    3: اگه مساله ای پیش میاد در موردش بیشتر صحبت کنیم تا کاملا حل بشه نه اینکه نصفو نیمه رها بشه ( اغلب اوقات ناراحتی یا دلخوری ک پیش میاد دوست نداره زیاد در موردش صحبت کنه سریع میگه بیخیال تموم شد ول کن در صورتی که من برعکس دوست دارم در موردش صحبت کنیم تا کاملا در موردش توجیه بشم یا ناراحتی رفع بشه)
    4: توی صحبتش با نامحرم بیشتر مراقب نوع صحبتش و برخوردش باشه ( همینکه از الفاظ صمیمانه استفاده نکنه و برخورد سنگینی داشته باشه جوری که در خور یه مرد باشه )
    5: از طرفی توی برخوردش با دوست و آشنا کمی گرمتر رفتار کنه ( گاهی اوقات اونقدر سرد و بی روح سلامو احوالپرسی میکنه که هم من هم بقیه شک میکنن که شاید از چیزی دلخوره )
    6: لجبازی نکنه و قهر نکنه
    7: عکسها و کلیپهای ناجور که متاسفانه امروزه نقل محافل شده اونقدر براش عادی نباشه که بخواد روی گوشیش نگه داره

    انتظارات نامعقولـ:
    میتونم بگم همینکه بخوام یه دفعه بشه اون کسی که من میخوام ازش مسلما نامعقوله
    اینکه دقیقا همه رفتاراش و طرز فکراش باید مث من باشه اینم نامعقوله
    اینکه دوست دارم بیشتر حرفای منو قبول کنهو مخالفتی نداشته باشه

    در مورد شخصیتش اینم اضافه کنم که معمولا زیاد رو کاراش فکر نمیکنه بیشتر اشتباهاتشو از رو سادگی انجام میده
    مثلا یکبار که برادرش ازش پول قرض گرفته بود در عوض میخواست یکی از وسایل خونشونو که نمیخواستنش بجای پول بهش پس بدن اونم قبول کرده بود اونجا هم کلی بهش گفتم داری اشتباه میکنی ما اصلا لازم نداریم تا آخرشم خودم دست به کار شدم
    در مورد شخصیت خودمم بگم که منم آدمیم که زیاد فکر میکنم بیشتر روزو در حال فکر کردنم اغلب اوقاتم رفتارها و کارهای شوهرمو دارم حلاجی میکنم شاید چون زیاد پیش هم نیستیم
    بیشتر اوقاتم دارم در مورد زندگیمون آینده نگری میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  13. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی,سجاد صالحی

  14. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    باز هم نیازه مقداری عینی تر کنید. مثلا صداقت داشته باشه یک گزاره کلی هست. منظور شما صداقت در چه اموری هست؟ آیا همیشه باید هر چیزی رو بگه؟ نمونه هایی از عدم صداقت که مشکل دار شده اند رو بیان کنید به شکل عینی. منظورتون از صادق بودن رو روشن تر بازش کنید.

    درباره مشورت هم قضیه ابهام داره. اگر مشورت انجام شد، ولی توافق حاصل نشد، بعدش چه اتفاقی میفته؟

    فرض می کنیم مشورت شد، توافق هم حاصل نشد؛ با پادرمیانی فردی دیگر هم مساله حل نشد؛ اینجا چه می کنید؟

    اینها باید روشن بشن و از صورت کلی خارج بشه

    همینطور در مورد لجبازی، گرم تر برخورد کردن و ... .

    این مفاهیم در ذهن شما ممکنه به گونه ای تعریف شده باشند که در ذهن همسرتون اینگونه نیست. شاید گرم تر بودن در ذهن شما، مثلا یعنی اینکه لبخند بزنه، تماس چشمی برقرار کنه، تن صداش رو تنظیم کنه، آغازکننده بحث باشه و ... . و شاید همین گرم تر بودن، در ذهن همسرتون مصادیق عینی کاملا متفاوتی رو بازخوانی کنه

    پس، باز هم ریزتر بشید و دقیق تر انتظارات رو بنویسید.

    در مرحله بعد، انتظارات معقول رو باید با همسرتون در میان بگذارید و از او هم بخواهید انتظاراتش رو به هیمن شیوه بنویسه و به شما تحویل بده تا درباره شون توافق حاصل بشه و توافق مکتوب بشه.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  15. تصمیم به جدایی دارم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,talangor,مهرسا62,سجاد صالحی

  16. ارسال:20#
    talangor آواتار ها
    با سلام مجدد
    بازم ممنون
    اول که بگم تصمیمم در مورد جدایی منتفی شد بخاطر پادرمیونی بزرگترا و از همه مهمتر عذرخواهی خودش که همراه با کلی بغض و ابراز پشیمونی بود.. منم تو این شرایط راهی جز بخشیدن ندارم ولی میدونم به معنی تموم شدن مشکلاتمونم نیس

    خب توضیحات بیشتر
    منظورم از اینکه صداقت داشته باشه توی همه ی امور, هیچ دلیلی وجود نداره که آدم دروغ بگه. اگه گاهی آدم میبینه راست گفتن به ضررشه یا نمیتونه حقیقتو بگه حداقل میتونه بگه نمیتونم حرفی بزنم یا سکوت کنه
    بهتر از اینه که یه حرفی زده بشه که بعد حرفش دو تابشه یا بعد دستش رو بشه که دروغ بوده در این صورت جز بی اعتمادی و شک و تردید روی بقیه حرفاش چیزی بوجود نمیاد
    نمونه ای از عدم صداقت مث همین اتفاقی که بخاطرش کلا دیدم بهش عوض شده

    در مورد مشورتم واقعا نمیدونم اگه توافق حاصل نشه فاجعه میشه چون متاسفانه هر دو آدمای لجبازی هستیم ولی حداقل مشورت کنه حالا بماند بعدش نه اینکه سر خود بره یهو یه کاری کنه که بعدش هم بحث پیش بیاد و از طرفی خودشو تو دردسر بندازه مثلا تا حالا چند بار شده رفته چیزیو که اصلا لازم نبوده خریده بعد مجبور شده یا بره پس بده یا بفروشه چون به هیچ وجه قابل استفاده نبوده به طور مثال خریدن فرش 12 متری برای اتاق 9 متری!!!

    در مورد گرم بودن دقیقا مفاهیمی که تو ذهن منه همونایی هست که شما بهشون اشاره کردین ولی ایشون اینجوری نیس خودشم میگه من آدم مغروریم قبلا از اینم بدتر بودم الان با تو هستم خیلی بهتر شدم تازه بعضی وقتا به منم میگه نمیخواد اینقد خودتو کوچیک کنی با همه سلام میکنی... آخه خدا رو صد هزار مرتبه شکر من طوریم که حتی با کسی که از خودمم کوچیکتره برخورد گرم و صمیمانه ای دارمو تو سلام کردن سعی میکنم پیش قدم باشم

    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •