تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نگرانم به طرف مقابلم ضربه روحی وارد شود؛ آیا باید با عدم تفاهم با او ازدواج کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mohamad422261
آخرین ارسال:mohamad422261
پاسخ ها 5

نگرانم به طرف مقابلم ضربه روحی وارد شود؛ آیا باید با عدم تفاهم با او ازدواج کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    mohamad422261 آواتار ها
    باسلام

    خیلی مختصر میگم

    23سالمه،دوسالی میشه با دختری آشنا شدم (از طریق اینترنت)،تا شش ماه رابطه مون بدون هیچ گونه ارتباط عاطفی بود و درحد کمک گرفتن از همدیگه بود درمسایل درسی و بیان دیدگاهها در زمینه هایه درسی و اخلاقیو..،اما بعدش یکم عاطفی شد و بعد تصمیم گرفتیم حضوری همو ببینیم و به قصد آشنایی و اینکه آیا تفاهم داریم یا نه صحبت کنیم و به ظاهر تفاهم داشتیم و کم کم ارتباطمون شکل گرفت وحتی بعد یه سال من موضوع روبا خانوادم درمیون گذاشتم و حتی خواهر بزرگمم چند روزی فرستادم و یه شناخت نسبی ازش داشته باشه ، اما اون نمیخواست الان با خانوادش موضوع رو در میون بذاره دلیلشم نداشتن شرایط مالی من و نرفتن سربازیه من بود که توجیهش قانع کننده بود ،به هر نحوی بود این دوسال گذشت تا اینکه من فهمیدم با وجود این وابستگیه بینمون من قادر به مهیا کردن شرایط ازدواجم نیستم و تمرکزمو داشتم به کلی از دست میدادم ،بهش گفتم اگه کسی وارد زندگیت شد این حقو داری که منو فراموش کنی و با اون ازدواج کنی آخه توکه تا ابد نمیتونی منتظر من وایسی،کم کم افسرده شدم و واقعآ دیگه زندگیشو خراب میکردم اگه میذاشتم بمونه و چون این اواخرم رابطمون سرد شده بود دوتامون تمایل داشتیم از هم جدا شیم و حتی دو ماهی که من بخاطر درمان افسردگیم ارتباطمو باهاش قطع کردم بعدش شد یه دختر دیگه،زنگ میزد بد و بیراه میگفت،ناسزا میگفت منم فقط میشنیدم که شاید آروم شه اما تمومی نداشت،اخلاق بدشو رو کرد و.............،میدونم از اول اشتباه کردم ،توی رابطمونم درصد تقصیر من شاید بیشتر بوده باشه،از نظر درسی و .....خیلی بهش کمک کردم ،صادق نبود اما به روش نمیاوردم،با بدیش پذیرفتمش با تندخوییاش،همیشه کوتاه اومدم ،قادر نبود درباره مسائل بینمون گفت وگو کنیم،میگفتم بریم مشاوره برای بهتر زندگی کردن و رفع مسایل بینمون اما کسی رو جز خودش قبول نداشت،خب شایدم من مقصربودم اما باز بهش میگفتم اگه ایراد از منه وفکرمیکنی درستم نمیشم جداشیم وبریم مشاوره که آسیب روحی نبینی،اونم 23سالشه و به ظاهر میگه خوشحاله که ازهم جدا شدیم و منم همینطور،اما من میترسم ازنظر روحی بهش ضربه زده باشم از نظر مادی خرجاشو بهش برگردوندم اما میدونید چیه چندبار همو بوسیدیم و یبارم لب گرفتیم توافقی و دوطرفه بود،باوجود اینکه تاقبل ازون باهیچ دختری هیچ رابطه ای نداشتم اما راستش نمیدونم چرا احساس گناه نمیکنم اما به خاطر نعهدی که دارم ناراحتشم.اما آیا به نظر شما مجبورم باهاش ازدواج کنم با وجود تفاهم نداشتنمون،چه کارکنم آخه فکرمیکنم اون ضربه میبینه و به روی خودش نمیاره،وقطعی بهم نمیگه تصمیمشو،هرکاریم میکنم راه نمیاد بهش میگم چون شناخت دقیقی از هم نداریم بریم مشاوره چیزی نمیگه،میگم با آبجی بزرگت درمیون بذار بازم قبول نمیکنه میگم جدا شیم بازم یه دل حرفشو نمیزنه،موندم بخدا ،دوساله ارتباط تلفنی و ...داریم اما فقط یه ده بار حضوری من میرفتم شهرشون میدیدمش.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_12_19 در ساعت 07:32 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    از پیامدهای روابط دوستی، یکی درگیری عاطفی طرفین است، دیگری همین موردی که شما به آن اشاره داشتید یعنی این فکر که «لزوما باید با فردی که درگیر رابطه با او شده اید، ازدواج کنید برای اینکه ممکن است آسیب ببیند.»

    اگر از مسیر اصولی و درست برای انتخاب همسر اقدام شود، اینگونه پیامدهای منفی بسیار کاهش خواهد یافت. آشنایی رسمی، تحقیق اولیه، کسب شناخت مستقیم در یک بازه زمانی نسبتا معین به شیوه اصولی، دریافت مشاوره، و پس از گذراندن این مراحل هم در نهایت توکل بر خدا. چون ما نمی توانیم همه لایه های شخصیتی فرد مقابل را بشناسیم و برخی موارد را نمی دانیم.

    اما باید به شما بگویم که ازدواج صرفا به خاطر اینکه مبادا فرد مقابل ضربه بخورد، رویه ای نادرست است. اشتباه اولیه شما نباید منتج به اشتباه دیگر و بلکه بدتری بشود.

    حال که متوجه شده اید ایشان گزینه مناسبی برای ازدواج با شما نیستند، روند تصمیم گیری را تسریع ببخشید و دودلی را از خود دور کنید. با توجه به اینکه درباره جدا شدن از همدیگر صحبت کرده اید و هر دو نظر خود را اعلام کرده اید و پذیرفته اید، دیگر لازم نیست پیگیری بیشتری نمایید. پیگیری بیشتر شما در این شرایطی که توصیف کردید، نتیجه اش دودلی بیشتر هر دو طرف خواهد بود. تصمیم خود را بگیرید و اقدام کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. نگرانم به طرف مقابلم ضربه روحی وارد شود؛ آیا باید با عدم تفاهم با او ازدواج کنم؟  سپاس شده توسط anahid,m1392,mohamad422261,niloofarabi

  4. ارسال:3#
    mohamad422261 آواتار ها
    سلامی دوباره
    آقای عزیزی واقعآ از کمکتون و راهنماییتون ممنونم،میدونید چندماهی میشه دیگه ارتباطمون رو قطع کرده بودیم فقط من مردد بودم که جدا بشیم یا نه که با مشورت شما و چندجای دیگه دیدم واقعآ درست به همون جدا شدنه ،وتصمیم قطعی گرفتم،
    ایشون واقعآ شخصیت خودشیفته ای بودن من دیرفهمیدم ،باور کنید برچسب نمیزنم مثلآ ویژگیهایی که داشت: به هیچ وجه ممکن تحمل شنیدن کوچکترین انتقادیو نداشت،فکر میکرد همه آفریده شدن که بهش خدمت کنن،هرچقد خوبی در حقش میکردم هیچوقت نتونستم راضی نگهش دارم یجور سیری ناپذیر بود،توی رابطه فقط خودشو میدید،نیاز شدید به تآیید شدن داشت،تشنه ی قدرت و ثروت و...بود جوری که همینکه داخل شرکت پسرداییش یه پست مدیریتی بهش داد دیگه منو فراموش کرد و ارتباطمون پنج درصد زمان قبلیم نبودوخیلی راحت درومد گفت تو هیچوقت هیچ خوبی درحقم نکردی ،به ظاهر خیلی اهمیت میداد تقریبآ همه ی اجناس مارک رو بلد بودو...
    ،میدونید توی مدت رابطمون اعتماد به نفسم رفت زیر خط صفر،همش فکر میکردم ایراد از منه و همش در صدد اصلاح رفتار خودم بودم،همش توی اینترنت و کتابا میگشتم که باید چطور رفتار کنم که ازم راضی باشه اما هیچوقت موفق نبودم
    شاید بگید با این همه چطور جذب ایشون شدم آخه افراد خود شیفته یه ویژگیه بارزی که دارن اینه که از شروع رابطه تا یه مدتی که ممکنه بنا به ظاهرسازی به دوسالم بکشه خیلی جذبه دارن ،جذابیت توی رفتار،اداها،رفتار و...و واقعآ هم همینطور بود.
    اما بعد یه مدت میفهمی چه ظلمی در حق خودت کردی.همینکه جداشدیم احساس کردم یه زنجیر سنگین که دور گردنم بود آزاد شد
    از درد دل که بگذریم ،به هرحال اون خوبیایی هم داشت،تازه الان که میبینم ،میبینم باخوبیام درحقش بدی کردم و باعث افزایش خودشیفتگیش شدم،بعلاوه بارفتاربدش تحمل پذیری وصبرمنو از پنجاه برد بالای نود درصد!،تازه وقتی آدم میبینه که بیشتر ویژگیهای شخصیتیه یک نفر در کودکی شکل میگیره معنی نداره آدمارو به بد و خوب تقسیم کنیم و این صفاتن که خوب یابدن،
    حالا سوالم اینه چطور میتونم اونو با این صفت بدش(خودشیفتگی )رو دررو کنم،بعید میدونم بپذیره!! چطور تشویقش کنم بره مشاوره آخه کسی رو جز خودش قبول نداره،دوس ندارم آیندش خراب بشه ،بنظرتون این درسته که لینک چندتا سایت رو که درمورد خودشیفتگی صحبت کرده و راههای درمان!! اون براش بفرستم و دیگه بزاارم خودش تصمیم بگیره؟؟؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خواهش میکنم.

    درگیر شدن شما در این مساله، فقط باعث ادامه دار تر شدن مساله خواهد شد. سعی کنید این وسوسه رو از خود دور کنید و هیچگونه پیامی برای ایشون ارسال نکنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. نگرانم به طرف مقابلم ضربه روحی وارد شود؛ آیا باید با عدم تفاهم با او ازدواج کنم؟  سپاس شده توسط mohamad422261

  7. ارسال:5#
    mohamad422261 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    خواهش میکنم.

    درگیر شدن شما در این مساله، فقط باعث ادامه دار تر شدن مساله خواهد شد. سعی کنید این وسوسه رو از خود دور کنید و هیچگونه پیامی برای ایشون ارسال نکنید.
    چشم آقای دکتر من دیگه هیچگونه ارتباطی با ایشون برقرار نمیکنم شاید من خللی توی زندگیش وارد نکنم خوشبختتر باشه،بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •