تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: چه کسی با توجه به معیارهای،برنده این مسابقه است؟

رأی دهندگان
16. نظرسنجی بسته شده است.
  • mohamad422261

    0 0%
  • MeDiC

    1 6.25%
  • mehrdad539

    2 12.50%
  • narges☺

    1 6.25%
  • گلبرگ خانوم

    0 0%
  • mr.anderson

    0 0%
  • روشن

    1 6.25%
  • Maryam313

    0 0%
  • rahaii

    1 6.25%
  • تیرا

    1 6.25%
  • سلماء

    3 18.75%
  • sara2

    0 0%
  • m1392

    0 0%
  • کوثر حبیبی

    0 0%
  • شروین

    0 0%
  • شبنم

    0 0%
  • آدم برفی

    6 37.50%
  • samin66

    0 0%
  • elnaz.t

    0 0%
  • طاهره خشکله

    0 0%


مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:niloofarabi
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 79

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    دوستان تاپیک رو از مسیر اصلی منحرف نکنید لطفآ
    پاسخ با نقل و قول

  2. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,تیرا

  3. ارسال:42#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام بر همگی

    تشکر از شرکت کنندگان محترم

    فقط تا فردا فرصت دارید که در مسابقه شرکت کنید و یا ارسال خودتون رو تغییر بدین و اضافه کنید.

    دیگه تمدید نمیشه

    پاسخ با نقل و قول

  4. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,narges☺,شروین

  5. ارسال:43#
    محسن عزیزی آواتار ها
    با سلام و تشکر از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در مسابقه

    هر کس به عنوان برنده انتخاب شد، شماره کارت یا حسابش رو برای من پیام خصوصی کنه برای دریافت جایزه
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,narges☺,niloofarabi,rahaii,مهدوی,ساجده,شبنم

  7. ارسال:44#
    niloofarabi آواتار ها
    با سلام

    تشکر از همه ی دوستان شرکت کننده و همینطور از آقای عزیزی برای جایزه.

    من دوتا تصویر رو قرار داده بودم ، که باید دوستان توصیف می کردن که این تصاویر به چه مضامین و مفاهیمی اشاره داره و یه قسمت فانتزی هم بود برای اینکه یه کم خلاقیت اعضا مورد بررسی قرار بگیره
    همه توصیف های قشنگی داشتن. اصل تصاویر رو من اینجا قرار میدم . این دو تصویر رو از اینستاگرام گرفتم. اسم سبک " آیه گرافی " هست که با همین نام میتونید تو اینستاگرام سرچ کنید و سایر کارهای این گروه رو هم ببیند. ظاهرا بر اساس آیات قرآن، تصاویر گرافیکی رو تهیه میکنند. و به نوعی در زمینه هنر اسلامی فعالیت میکنن...

    قابل توجه اونایی که دغدغه بومی کردن روانشناسی دارن یاد بگیرن.

    تصویر اول :

    تصویر دوم:
    پاسخ با نقل و قول

  8. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,mohamad422261,narges☺,rahaii,مهدوی,محسن عزیزی,تیرا,تبسّم,ساجده,طباطبایی

  9. ارسال:45#
    تیرا آواتار ها
    سلام

    وای چقد خوب حدس زده بودم

    لطفا جایزه منو بدین من برم







    پاسخ با نقل و قول

  10. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,narges☺,niloofarabi

  11. ارسال:46#
    niloofarabi آواتار ها
    در دروه آموزشی ای که اخیرا دیدم از این تیکه اش خوشم اومد :"باید صبر کنی ... یک ، دو، سه و ... ده. "


    صبر داشته باشین...برنده هنوز مشخص نشده برنده رو هم قراره با کمک خود شرکت کننده ها و سایر اعضا ،با توجه به یه سری معیار تعیین کنیم.

    به زودی معیارها رو می ذارم
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_06 در ساعت 22:21
    پاسخ با نقل و قول

  12. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط elnaz.t,narges☺,تیرا,طباطبایی

  13. ارسال:47#
    آدم برفی آواتار ها
    سلام
    ضمن تشکر از نیلوفر عزیز و آقای دکتر عزیزی

    و قدردانی از شما برای برگزاری مسابقه

    و همچنین تبریک به برنده

    پیشنهادم اینه که باز هم از این دست مسابقات در سایت داشته باشیم مخصوصا برای دوستان علاقه مند به تفسیر شکل ها و ...

    راستش مطلبی رو خواستم بگم... در تصویری که بنابه آیات قرآن کریم هست (همون بازی خونه ها)..
    متن تصویر با خود تصویر تناقض هایی داره... چرا که این متن میتونست در تصویری دیگر نوشته بشه . در میان تصویر چاله نماد سقوط هست و باز پشت سر اون خونه قرار داره و بیشتر شبیه همون مشکلات و روند زندگی هست.

    البته تفسیر ها مختلف هست اما
    تفسیر اصلی این جمله شکل زیر هست:

    زندگی دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست.


    تصویر چرخ و فلک در شکل زیر که نوعی بازی,تفریح و سرگرمیه نماد زندگی هست که گاهی در اون انسان به اوج میره و گاهی به پایین میاد. پرنده آزاد نماد انسانی هست که اسیر این سرگرمی نشده و میدونه این چیزی جز به دور خود چرخیدن نیست و اما اون راهش رو پیدا کرده و میدونه سرگرمی و دل بستن به این دنیا بیهودست و در آسمان آزادانه پرواز میکنه و توجهش به سمت آرامش معنوی و پیدا کردن منبعی فراتر از آرامش و زندگی زمینی هست.
    (خدا)

    لینک تصویر

    http://s4.picofile.com/file/8162198384/20t.jpg



    .
    آدم هايي هستند در زندگي, که "چگالي" وجودشان بالاست

    افکار، حرف زدن، رفتار، محبت...

    و هر جزئي از وجودشان "
    امضادار" است.

    "ردپا" حک مي کنند روي دل و جانت

    اينها را بايد قدر بداني.. وگرنه دنيا پر است از

    آن ديگرهاي بي امضايي که

    "شيب منحني" حضورشان

    هميشه ثابت است...

    پاسخ با نقل و قول

  14. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi

  15. ارسال:48#
    niloofarabi آواتار ها

    تصویر اول:

    مسیر زندگی، چاه بزرگ ، دوران جوانی ، تصمیم گیری در جوانی ، بازی اجباری ، باختن ، فیلم اره، سریال لاست ، زندگی ، بازی ، چه طور بازی کردن زندگی ،مسیر زندگی ، راه های بد و خوب ،هوشیاری، قمار وحشتناک، بازی لی لی دوران کودکی، ترس از شکست، ترس از باخت ، مسیر زندگی ، گام های اول محکم، همرا ه سختی آسونی، مشکلات زندگی، چاله ، آدمک، مشکلاتی که مشاء ان زبان ، بازی ، فریب ، سقوط، سرگرمی و بازی ، پنجمین سال تولد، تکوین شخصیت، دوران کودکی، چاله های زندگی، مشکلات ، افکار منفی ، زندگی، بازی ، قواعد زندگی، اشتباه رفتن راه، مشکلات جبران ناپذیر، بازی شیرین لی لی ، زندگی، چاله، حواس پرتی ، بیرون آمدن از چاله، سعی و تلاش، مراقب قدم هایمان باشیم، انسان ، خانه 5 دهان آدمی ، گاهی خنده گاهی چاله، خونه ، طی مسیر با سرافرازی یا سر افکندگی، دوران بچگی ، کودکی و نوجوانی و جوانی . خطرهای زیاد در جوانی ، دام های جوانی ، تغییر ادم ها در آخر زندگی، انتخاب راه در جوانی ،مراحل زندگی ، مشکلات همراه، فاضلاب ، ساختن زندگی بدون اینده نگری، بازی، دریچه، صبر ، حرکت و تکامل ، تفکر و دید مناسب ، انتخاب درست، مشکلات، بازی ، خوب بازی کردن زندگی ، چاله ها، حواسمون جمع باشد، بازی، عدد گذاری خونه ها، چاله، مراحل مختلف زندگی، ناملایمات زندگی ، دوران کودکی و نوجوانی، مشکلات، یاری افراد ، استقلال طلبی ، عقل و درایت در مراحل، طی مراحل اولیه با تکیه بر دیگران، چاله، پرواز، بازی دوران کودکی، مسیر زندگی، موفقیت و شکست، بازی ، اهداف زندگی، سختی ها ، قله و ...

    تصویر دوم :

    انتخاب مسیر زندگی ، اکثریت جامعه، خلاف جهت شنا کردن ، زندگی ، جدایی از جمعیت، قدم برداشتن ورای روال عادی ، انزوا، رنگ تیره ؛ تجربه ، سرخ جوانی، خطر بزرگ کوسه، جوانی، لجبازی، تجربه بزرگترها، فناپذیری،غلط رفتن راه ، انتخاب راه درست، پیروی از افراد گمراه، دور شدن از هدف ، خلاف جهت شنا کردن، توجه به انتهای مسیر (آینده نگر بودن و دور اندیشی) راه روشن، سعادت ، مشخص و واضح بودن راه ، تاریکی ، بازگشت سخت، غم انگیز، ماهی تنها ، تصویر پس زمینه، حرکت به سوی نور، کور و کرد شدن، غلبه به نفس، انتخاب مسیر روشن، لبخند ، رضایت خدا ، حس عصبانیت، کوسه ، شیطان، انتخاب مسیر درست، انسان، امیدوار، گمراهی، امید، خام نشدن و ادامه دادن، هم رنگ جماعت شدن، تنهایی در دنیای سفیذ خودمان، همراه نشدن با نامحرمان، خو کردن به تنهایی، سعادت در تنهایی، خودشیفتگی، گول اکثریت رو نخوردن، شناخت راه ، هدف داشتن، ایستادن روی پای خود، خلاف جهت رفتن، تنها ماندن ، خطرناک، باطن زشت و زیبا، حرکت، تاریکی ، روشنایی ، حقیقت، خواهی نشی رسوا همرنگ جماعت شو،رسیدن به یقین، امید به خدا، انگیره، مسیر اشتباه، اطمینان درونی، تسلیم نشدن، مطابق میل دیگران رفتار نکردن، کنجکاوی، جدا شدن، لجبازی، تنهایی، تجربه شخصی همراه پیروزی یا شکست، ماهی تنها، باطنی ناراحت، انتخاب همراه با تفکر، استفاده از تجربیات بزرگان، امتخاب مسبر، همراه نشدت با اکثریت، بدون فکر دنبال جمعیت رفتن، نیاز به جلب توجه، هر کاری نباید در طول زندگی انجام داد، تفکر نادرست، تاریکی ، روشنایی، روح پاک، آموزه های نادرست، پوچ گرایی، استفاده از آموزه های معنوی و تربیتی، ادامه مسیر زندگی، پیروی از دستورات خدا، عشق حقیقی، توبه، زندگی بیهوده،انتخاب نکردن راهی که همه می روند، جسور بودن، تغییر جهت، آینده روشن، همرنگ جماعت نشون، انتخاب درست راه، مثبت اندیشی عقل، اختیار، نور سفید هدایت، فرو رفتن در تاریکی ، زندگی تغییر نمیکند مگر به خواسته خود آدمی، حرکت به سمت روشنایی و ...


    با سلام

    درمورد تصویر اول و دوم دوستان به موارد بالا اشاره کردن، که اگه دقت کنید ؛ بعضی از توصیف ها رو همه ی دوستان در ارسالشون بهش اشاره کرده بودن؛ مثلا بازی در مورد تصویر اول یا همرنگ جماعت نشدن در مورد تصویر دوم.
    در واقع این مسابقه یه مبنای رواشناختی – روانکاوی داره تصاویر میتونه مشابه نوعی آزمون در روانشناسی تحت عنوان " آزمون های فرافکن مثل رورشاخ یا TAT و ..." باشه. البته دقیق مثل اونا نیستا مشابه هست فقط. از یه طرف هم به نوعی آزمون خلاقیت محسوب میشه. فانتزی ها هم شامل امیال و آرزوهای دست نیافتنی یا دست یافتنی خیلی دور هست. و البته برای بعضی ها نشون دهنده شوخ طبعی شون هست.
    تحلیل هر کدوم از دوستان در واقع دیدشون هست نسبت به زندگی . برای تعیین برنده ؛ پاسخ های دوستان ارزیابی میشه بر اساس چند معیار که بعد از بررسی پاسخ ها در نظر گرفته شد.

    معیارها:

    1 - توجه به جزئیات و توصیف تمام شکل های موجود در تصاویر
    2 – شوخ طبعی
    3- مثبت اندیشی (برای تشویق اعضا برای داشتن یک ذهن مثبت برای مسابقات بعدی)
    4- خلاقیت
    5 – رعایت نظم و روال منطقی در بیان وقایع موجود در تصاویر




    پ. ن : تشکر از دوست محترم "آدم برفی" برای توجه شون.
    ان شاالله بازهم مسابقه خواهیم داشت.
    در مورد توضیحاتتون، در اینستاگرام و همینطور وبلاگ آیه گرافی نوشته شده بود که تصاویر ممکنه مصداق های دیگری هم داشته باشه . توضیح شما و تصویری که قرار دادین هم درست هست. تشکر از شما
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_07 در ساعت 19:05
    پاسخ با نقل و قول

  16. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط narges☺,مهدوی,تیرا,ساجده

  17. ارسال:49#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام مجدد

    من امتیازهامو دادم.
    حالا شما هم بر اساس معیارهایی که گفتم، امتیازهای خودتون رو از طریق نظر سنجی اعلام کنید.

    اینم نظرات دوستان شرکت کننده:

    mohamad422261


    نظرمن تصویر اول میتونه مسیر زندگی باشه که یه چاه بزرگ اون وسط قرار داره که میتونه همون دوران جوانی باشه که اگه آدم بتونه ازون بسلامتی عبور کنه برای ادامه مسیر تجربه کافی رو بدست آورده.
    و در سنین جوانی واقعآ چاههای زیادی وجود داره که اگه از روی آگاهی تصمیم نگیری ممکنه سقوط کنی

    وتصویر دوم نظر شخصیه من اینه که : توی جامعه ای که اکثر افراد به سمت سیاهی و تاریکی میرن تو میتونی مسیر درست و راست رو انتخاب کنی و خوش بدرخشی

    فانتزی قبلیمو حذف کردم آخه منظورش فرق فوکوله!!! واما فانتزی جدیدم اینه nillofarabi رو بذارم توی نون فانتزی بدم کوسه بوخوره.


    MeDiC

    تصویر اول: فقط و فقط یاد آور فیلم اره اس یه وقت تایی از سق سیاه بعضیامون تو شرایط یه همچین بازی اجباری ای قرار میگیریم که دست اخر نتیجه ای از این جوری باختن .. نداره اونجاس که صرفا باید بگی"باختن تو این بازی واسم از قبل مسلم شده بود"
    تصویر دوم : هم مشخصه که در وهله ی اول هدفش طرح مسئله ی خلاف جهت شنا کردنه . زمانی این اتفاق میوفته زندگی ورای روال عادی رو برگزینی و از جمعیت جدا بشی ....... در بین فلاسفه ی بزرگ هم نمونه های زیادی رو داریم ازش.. افرادی که ورای روال عادی و روزمره ی زندگی قدم برداشتن و همگی سرنوشتون همین تکفیرو انزوا بوده.. مث نیچه خیام هدایت هراکلیتوس و و و و تصویر سفیدی هم که ماهیه درش قرار داره یه عنصر جالبی داره که دقت کنین متوجهش میشین .
    در رابطه با فانتزیم باید بگم اگه مطرحشون کنم احتمال بن شدنم بالا میره.


    mehrdad539


    در مورد عکس اول منو یاد سریال لاست میندازه
    همینطور که راه میرفتن یه دفه زیر پاهاشون یه درب فلزی سبز میشد که وقتی بازش میکردن میدیدن به یه جاهایی میرسه که اصلا فکرشم نمیکردن
    عکس دوم هم اینو میگه که رنگ تیره اون 6 تا ماهی،نشون دهنده تجربه اونهاست و اینکه بقول معروف چنتا پیرهن بیشتر پاره کردن و از رنگ و لعاب هم افتادن و اینی که رنگش سرخ روشنه نشون دهنده جوونی و تجربه کمشه و حالا ماهیای با تجربه دارن از یه خطر بزرگ (کوسه) دوری میکنن در صورتی که ماهی جوون کم تجربه ندونسته داره به سمتش میره.کلا حرف حسابش اینه که وقتی جوونی باید به جای لجبازی به تجربه بزرگترها احترام بزاری و قبولشون کنی وگرنه به شدت فناپذیری.

    یکی از فانتزیامم اینه که تا دلت بخاد بچه داشته باشم اسمشونم جلو جلو انتخاب کردم:امیر مهرداد.امیر فرهاد.امیر فرشاد.امیر فرزاد.امیر شهداد.امیر شهیاد.امیر تیرداد و آخریشم امیر قرداد
    این برا خنده بود چون فانتزی من انقده بزرگه که دیگه شده آرمانم به هیچکسم جز یکی از اعضای محترم همین سایت نگفتم
    کلا میخواستم دلتون بسوزه

    narges☺

    تصویر اول: فکر کنم اون شماره 5 که نداره درست معلوم نیست من ساختمان میبینم فکر کنم زندگی نشون داده... زندگی اومده وسطه ی بازی بچگی میخواد بگه زندگی همش ی بازی وسرگرمی هست و مهم اینه کی چه طوری بازیش میکنه

    تصویردوم:چند تاماهی سیاهن ی ماهی قرمز چون اون گروه ماهی سیاهه فکر کنم اونا دارن راه غلط میرن و اونی که رنگ خودشو داره راه درست رفته فکر کنم میخواد بگه که ی نفر اشتباه میره همه هم میرن دنبالش ...منظورش اینه که باید ببنی کدوم راه درسته میگه اگه از اون گروه و مردم گمراه پیروی کنی تو رو از هر هدفی داری دور میکنه ی سایه پشت ماهیس بزرگه فکر کنم اون هدفشه هههههه

    ی جمله ای هست میگه گاهی باید برخلاف جریان اب شنا کنی وگرنه در جهت ابو که همه شنا میکنن
    چه فاز سنگینی ههههه

    من از روانشناسی رنگ اینارو نمیدونم سیاه چی میگه قرمز چی میگه اینجا اقای صالحی که نمیدونم کجا هستنو میخواد فانتزیو کوفت با اون عقلت
    فانتزی ام اینه که یکی از دوستان سایت خیلی لوس و مغرور هست بهم پیام بده و کارش بهم گیر کنه تا درستش کنم ....فکر کن ی درصد فانتزی دیگه ام نیلوفر موذی یکم موذی گری نکنه.

    گلبرگ خانوم


    نظر من راجع به عکس اول
    یاده بچه گیام اوفتادم که لی لی بازی میکردیم ...اما مفهموم عکس اینه که در مسیر زندگی چیزای بدم هست راهای بدی که ادمو نابود میکنهباید حواسمون باشه که تو چاه نیوفتیم...و چشمامونو باز کنیم که داریم کجا قدم میزاریم
    و اما عکس دوم یعنی اگه دیدی همه دارن یه مسیری و میرن و نگاه کن ببین اون مسیر به کجا میره تاریکی یا روشنایی...ماهی قرمز داره راه روشنو میره یعنی راهی و مری که سعادتش براش مشخصه و اون راه براش مجهول نیست اما ماهی های دیگه رفته رفته همه چی براشون تاریک میشه و نمیتونن بر گردن....و برگشت سختته...

    و اما فانتزیام.....من فانتزی ندارم...فانتزی چیه دیگه.
    فانتزی من اینه که برم ببینم خونه استادام چه شکلیه..

    mr.anderson

    تصویر اول که یه زمین لی لی هستش ولی از نوع مرگبارش

    فقط لازمه کسی 5 بیاره
    کارش تموممه
    بازی جالبی میشه ولی خوب قمار وحشتناکیه
    کی بشه مسابقه اش رو بسازن شرکت نکنیم

    تصویر دوم هم اولش فقط غمنگیز به نظر میومد
    یه ماهی تنها و جدا افتاده
    هرچند الان که فک میکنم اون ماهی ها دیگه تیره بودن و یه جورایی بد به نطر میومدن و ماهی خوشگله همین بود که تنها بود
    ولی خوب یه ذره که ادم دقت میکنه میبینه یه تصویر هم پس زمینه اس
    یه ماهی وجشتناک
    بیشتر دل آدم میسوزه برا ماهی قرمزه
    در خطره بدبخت
    تنها بود قراره بیان بخورمنشم
    چ زندگیه اخه
    تازه سمت صورتشم به سمت صورته ماهی قرمزه است
    داره میره همون سمتی که ماهی قرمزه میره
    خدا بیامرزتش



    قسمت دوم :
    نمیدونم باید طنز باشه یا نه
    ولی خوب چ برای شما طنز باشه چ نباشه فرقی نمیکنه
    من ارزوم همینه
    حالا الان با حالت شوخی میگم ولی جدی هم همین رو میخوام
    من فانتزی زندگیم اینه که یه روز که دارم زندگی معمولی رو پیش میبرم یهو یه دختر خانوم خیلی خیلی مومن چادری که مثلا خیلی وقته میشناسمش بیاد و بگه چقدر از من خوشش اومده و ازم بخواد اگه من قصد ازدواج باهاش رو ندارم زودتر بگم تا زندگیش رو هدر نکنه برام
    حالا اگه این وسط لپشم گل بندازه از خجالت که چ بهتر چون اینجوری از حیای بالاش هم بیشتر مطمئن میشم (پررو هم خودتونید )
    منم بهش میگم : "خیلی ممنون که حرفتون رو انقدر رک گفتید من خیلی خوشم اومد که کسی انقدر با خودش راحت باشه و حرف دلش رو بزنه برای اینکه هم شما راحت تر باشید هم من و هم ماجرا اصولی تر پیش بره ما ایشالا میرسیم با خانوادهخدمتتتون "
    بعد منم سریع برم خاستگاری و به خوبی و خوشی زندگی کنیم
    اگه شد و یه دوتا بچه هم داشتیم که بهتر
    اولی دختر باشه میذاریم فاطمه زهرا
    دومی هم پسر باشه بذاریم مرتضی علی
    سلیقه رو تو اسم حال کردید؟
    ما اینیم دیگه! نوکرم
    خلاصه دیگه
    من دیگه برم بشینم سر درس و دانشگاه
    خدا رو چ دیدی
    شاید همین فردا خانومم اومد و ابراز علاقه کرد (نخند اقاً برو دعا کن به خواسته دلم برسم )
    باید بتونم سریع تر درس و جمع و جور کنم خانومم رو ببرم سر خونه زندگی خودش یا نه!

    روشن

    تصویر 1:منو یاد بازی لی لی دوران کودکیم میندازه که اکثر اوقات با یه مقدار ترس از شکست ،شروعش میکردم چون همش توی اون تک خونه ها ی1و2 ترس از افتادن و باخت داشتم اما وقتی به خونه 5 میرسیدم خیالم راحت بود که بعد از گذروندنش ،میتونم دوتا پامو روی زمین بزارم ویه نفس راحت بکشم......و بعد رد کردن خونه های آخر احساس اطمینان نسبت به بردنم داشتم،ازتون تشکر میکنم به خاطر این مسابقه، چون الان که بیشتر فکر میکنم واقعا این همون مسیر زندگی هست یعنی اگه اول راه تمام تصمیم های درست، گام هایی محکم برداری بعدش به راحتی میتونی قدم برداری !!!این مصداق همون آیه ای هست که می فرماید: بعد از هر سختی،یه آسونی هست....
    تصویر 2: ای کاش همه ماهیا مثل اون یه ماهی به سمت نور حرکت می کردند.....(خدا میگه به همه آدما چشم و گوش دادیم اما خیلیاشون کر و کورند....) چون نمیتونن فراتر از چیزای قابل دیدن و شنیدن دنیا چیز دیگه ای رو ببینند....جالب اینجاست که حتی اون چیزای دنیایی رو هم که نشونه های همون نور(آفرینش خدا) هست رو هم نمی بینند ،کور و کرتر از این هم ،میشه؟؟!!!......ای کاش از چند نفر توی این دنیا به جای یک نفر ،همشون به سمت خدا حرکت می کردند....ای کاش همه بتونیم با چشم و گوش جان ،"خدا" رو بینیم وبشنویم.......و ای کاش هیچ وقت ...هیچ وقت...نفسمون بر ما غلبه نکنه که مجبور بشیم مثل مابقی ماهیا به سمت تاریکی حرکت کنیم.......و ای کاش بتونیم توی این مسیر روشن باشیم وهمه با هم نظاره گر لبخند رضای خدا باشیم......................................

    فانتزی من : ................نمیدونم!!!
    من یه سوال داشتم؟:اینکه چرا راجع به تصویر اول ،بیشتر افراد معتقدند که از روی چاله ها(مشکلات زندگی )باید پرید!!!؟؟ یعنی نمیشه این چاله ها رو به گونه ای درست پر کرد (به منظور رفع شدن مشکلات)،
    تا مسیر برای مابقی افرادی که قراره به این چاله برسن ،در طول زندگی هموارتر شه!!!!شاید خونه های 1 و2 همون چاله های هموار شده ای باشن که دیگران برای راحت عبور کردن ما ساختن و حالا قراره که ما خونه 5 رو قابل عبور کنیم تا نسل های بعد راحتر مسیر رو طی کنن............

    و راجع به تصویر 2 یه نظر دیگه هم دارم،اینکه :شاید اون سایه ماهی بزرگه که روی ماهی کوچیک افتاده ،همون حس عصبانیت کوسه( شیطان )نسبت به انتخاب مسیر درست ماهی کوچیک(انسان) باشه و برای این به سمت اون تک ماهی رفته چون امیدوار به برگشت تک ماهی به سمت جهالت و مابقی ماهیاست. چون برای کوسه(شیطان) حتی از دست دادن یه ماهی(انسان) هم ضرره!!!!!! میدونید که ،شیطان تا آخرین لحظه ی زندگی آدما ،سعی به گمراه کردن اونا داره !!!ای کاش آدما هم توی زندگیشون تا این حد امید رو داشتند......حالاخدا کنه اون ماهی کوچیکه خام نشه که برگرده!!!!


    فکر کنم الان میدونم که فانتزی من چیه:اینکه زمان مرگم ،با شادی زیاد و عشق به وصال دوست ،دنیا رو ترک کنم و هیچ ترسی از اعمالم نداشته باشم..........وزندگی دنیایی رو همون طور که همه گفتیدمثل یه بازیه، با پیروزی پشت سر بزارم............

    Maryam313

    تصویر اول تو نگاه اول به نظر من مثل یه آدمک اومد که قسمت دهنش یه چاه عمیقه ... و چه مشکلاتی که ما از طریق همین دهان یا در واقع زبان برای خودمون و دیگران ایجاد نمیکنیم ...البته بعضی ها مون.


    تصویر دوم هم یادم افتاد به حرف شهید مجید زین الدین : خواهی نشوی " همرنگ " رسوای " جماعت" شو...

    فانتزیم اینه که 6 تا بچه داشته باشم

    امیر حسین . امیر علی.امیر طه. زهرا. ضحی.رها اولی امیر حسین باشه ان شاءالله خادم حسین بقیه هم بهش اقتدا کنند حسینی باشند ... مادر به قربونش بره.

    rahaii

    عکس اول : جوری سرگرم شو و بازی کن که فریب نخوری گاهی فریبمان میدهند، گاهی زیر پایمان را خالی می کنند، گاهی آنقدر سرمان را گرم می کنند که از تمام چاله ها و حوادث بی خبر می شویم، گاهی در دنیای شیرین خودمان آنقدر غرقمان می کنند که بی هوا به قهقرای نیستی می برندمان، با چشم باز و آگاهی کامل خوشی کنیم.
    عكس دوم :گاهی همرنگ جماعت نباش تا در دنیایی پاک به آلودگی آغشته نشویگاهی نباید همرنگ جماعت شویم، گاهی باید در دنیای پاک و سفید خودمان تنهایی را به جای همراهی با نامحرمان برگزینیم، گاهی باید برای زیباتر شدن از سیاهی ها دوری کنیم، گاهی باید خودمان باشیم و خودمان، « دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد » « سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد.
    فانتزي : یکی از فانتزی هام اینه که بشم پادشاه کل دنیا و صلح و آرامش رو در تمام دنیا گسترش بدم و در تاریخ ماندگار بشم، همه بچه ها مدرسه برن و درس بخونند و با آزادی ، راه زندگیشون رو انتخاب کنند، پدرها نگران آینده فرزندانشون نباشن و مادرها هم دلواپس روزهای باقیمانده زندگی.وقتی پادشاه دنیا شدم و شرایط رو فراهم کردم، سفینه هایی بسازم که هنر ، صنعت ، توانایی و علایق و سلایق تمام مردم زمین رو داخلش جا بدم و به کهکشان بفرستمش تا اگر در کرات دیگه ، موجودات دیگری هم زندگی می کنند با آداب و رسوم ما آشنا بشن.
    من يه نظريه ديگه هم دارم كه بيان ميكنم :
    عکس اول: روایت پنجمین سال زندگی انسان است که مهم ترین عامل تکوین شخصیت اوست.
    عکس دوم: اوج خودشیفتگی
    فانتزي دوم من :یکی از فانتزی هام اینه که ببینم چه کسی مارو با این عکسا و سوال ا ...کول کرده!

    تیرا

    تصویر اول : ی کمی به گذشته فک کردم
    ما در کودکی از رو سنگ میپریدیم تا نبازیم و مسیرو رو رد کنیم حالا اون سنگ در بزرگسالی شده چاله و باید از روی چاله های زندگی که همون مشکلات و افکار منفیه به سلامت بپریم و ازشون رد بشیمالبته این چاله میتونه هر زمانی از زندگی باشه ولی خب اون وسط گذاشته شده باز جای تفسیر داره که زیادی پر حرفی نمیکنم.
    تصویر دوم :این تصویر هم کاملا مشخصه
    نباید گول جمعیت و اکثریت رو خورد . باید راه رو شناخت وقتی راهی مسیرش روشن باشه و هدفش مشخص دیگه مهم نی چند نفر همراهی میکنند و یا چقدر طرفدار داره مهم تصمیمی هست که گرفته میشه.
    من فانتزیم اینه ی روز صبح از خواب بیدار بشم ببینم کنارم یک کیف پر از پوله بعدش بیامهمیاری ببینم خانم مریم آزاده شده مدیر کل همیاری یهو چشام 6 تا بشه اونوقت دکتر با فراغ بال ارسالی داشته باشه که من همیاری رو برای بومی سازی روانشناسی دادم به مدیریبهتر از خودم و کسی هم حق اعتراض نداره
    در ادامه هم کلی تحولیش گرفته باشه ...
    حتما میپرسید اون کیف پول چیشد؟همینجوری گفتم حواستون پرت بشه سرکار برید ..... تو این شرایط که نمیشه همیاری رو خرید که !!!!!!!!!!!!!

    سلماء

    تصویر اول: به نظر من این تصویر نشون دهنده ی زندگی هستنش ,زندگی مثل یه بازی هستش که باید قواعدش رو بدونیم ,وقتی راه اشتباه رو میریم ,در چاله ها و مشکلاتی میفتیم که بعضی وقت ها جبران ناپذیر هستند .
    تصویر دوم: همیشه باید روی پای خودمون بایستیم و از روی نظر دیگران تصمیم گیری نکنیم ,بعضی وقت ها خلاف جهت دیگران حرکت کردن شاید سخت باشه ولی بهترین راهه ,وقتی تصمیمی گرفتیم ,باید تا اخر روی تصمیممون بمونیم و راهی رو بریم که میدونیم درسته حتی اگه تنها باشیم.
    یکی از فانتزی هام اینه که ....یه خونه داشته باشم روی ابر ها ,جایی که هیچکسی جز من و عشقم و خدا نباشه ...اونجا لواشک درست کنم و نقاشی کنم ,دو تا بال هم داشته باشم با عشقم پرواز کنیم و اسمونا رو بگردیم واسه عشقم غذاهای خوشمزه درست کنیم و به پرنده هایی که تو اسمون پرواز میکنند هم غذا بدیم ,همه جای خونمون با وسایلاش هم از ابر درست شده باشند .

    sara2

    عکس اول:
    برداشت اولی که از این عکس میشه یا در همون نگاه اول ما با یکی از بازیهای بچگی به نام لی لی برخورد داریم که بازی بسیار شیرینی بود.اما بازی شیرین برای کودکیمان بود که باطی کردن مراحلی که با عدد مشخص شدن بازی رو تمام کرده و برنده میشدیم اما در زندگی ممکنه هنگام مراحل مختلف به چاله ها و یا چاههایی برسیم که اگر حواسمان نباشد ممکن است گیر بیفتیم و بیرون اومدن از اون بسیار سخت و نیاز به تلاش زیادی دارد پس بهتر هست که همیشه مراقب قدمهایی که برای رسیدن به خانه های بعدی برمیداریم باشیم.
    برداشت دوم این عکس شبیه به یک انسان است که با خانه های مختلفی نمایش داده شده است و خانه پنجم حالت دهان آدم رو داره که در حال خنده است اما این خنده گاهی میتواند مثال چاهی باشد
    عکس دوم:
    اگر به پس زمینه عکس دقت کنیم سایه روشنی همچون یک کوسه یا ماهی بزرگی میبینیم و یک ماهی قرمز رنگ که هم جهت با ماهی بزرگ که میتواند برایش خطرناک باشد(دارای باطنی زیبا) حرکت میکند و آن طرف تر یک گروه ماهی که رنگهای سیاهی یا باطنهای زشتی دارند و به سمت تاریکی در حال حرکتند.
    آن تک ماهی قرمز با اینکه میداند در راه خطرناکی قدم برداشته اما باز هم راهش را جدا میکند و به سمت روشنایی و بیان حقیقت حر کت میکند و گروهی دیگر که نمیخواهند دچار مشکلاتی شوند به سمت سیاهی حرکت میکنند.ضرب المثل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو برای این مضمون مناسب هست.

    یکی از فانتزیام اینه که ساعت برنارد رو داشته باشم بعد برم باهاش کلی پول به جیب بزنم و با پولا یه موسسه خیریه بزنم
    میخوام باهاش یه لامبورگینی هم بخرم که بتونم برم موسسه.

    m1392


    تصویر اول: اولین بار که چشمم افتاد یه خونه رو دیدم چطور میتونیم به آخرین طبقه اون خونه برسیم،میتونیم با سرافرازی برسیم اون خونه و یا اینکه با سرافکندگی؟ وقتی از دوران بچگی بخواهیم در نظربگیرم هرکدوم از اون خونه ها دورانی رو به ما یاد آوری میکنن،تا خانه های چهارم دوران کودکی و نوجوانی ما هستن واما خانه پنجم که فکر کنم اوج جوانی رو به ما نشون میده که خطرهای زیادی پیش روی ماست و اگه بافکر و رعایت خیلی چیزها پیش بریم حتما آینده روشنی خواهیم داشت و اینکه اگه تو اون دوران خطا پشت خط بکنیم معلوم نیست بعد اون چه برسرمون میاد: این یک بیت شعر هم فکر کنم در رابطه با این موضوع خوب باشه که بگم:
    در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبریست /ور نه هر گبری به پیری میشود پرهیزکار
    ما باید در جوانی خودمونو پاک نگه داریم تا بتونیم آخرت خودمون رو هم بسازیم.وا الا در جوانی هر کاری بکنیم و تو دام خیلی چیزها بی افتیم فایده ای نداره...که خونه های آخرم اینو نشون میده که در آخر زندگی خیلی خیلی از آدمها خودشونو تغییر میدن و راه راست رو انتخاب میکن پس چه بهتر که در اوج جوانی راه درست روانتخاب کنیم...
    تصویر دوم: اینطور به نظر منم میاد که نباید با فکر و رفتار دیگرون عمل کنیم،اگه خودمون به یقین برسیم که راهیی که انتخاب کردیم درسته،پس نباید تسلیم خواسته و مطابق رفتار دیگرون عمل کنیم،و اینکه اگه با امیدبخدا و انگیزه بالا پیش بریم موفق میشم اون ماهی های سیاه شاید مطابق رفتار یک ماهی دارن پیش میرن و مسیر اشتباه رو چون سیاه نشون داده شده ولی ماهی قرمز چون امید و انگیزه داره پس درونشم اطمینان داره که موفق میشه پس با فکر خودش داره پیش میره و اون ماهی (شایدم کوسه) وقتی داره انگیزه و امید اون ماهی قرمز رو میبینه میره ببینه که اون چیکار میکنه یجورایی کنجکاو شده ازکار ماهی قرمزه که از اون ماهی سیاها جداشده.

    و اما فانتزی که دارم: اینه که همیشه کنار خونوادم باشم و بهشون محبت کنم و دوست داشتم انقدر پول داشتم تا به کسایی که واقعا نیاز دارم کمک کنم و حتی خونه هایی داشته باشم که رایگان دراختیار کسایی که خونه ندارن بزارم و هیچ پولی ازشون نگیرم بابت اجاره و ...

    کوثر حبیبی


    تصویر اول: تصویری کلی از مراحل زندگی که بعضی مراحل با مشکلاتی همراهه این تصویر روی یک دریچه فاضلاب کشیده شده که دریچه هم بازه، میتونست روی یک مسیر هموار بدون دریچه ی باز، کشیده بشه ( ساختن زندگی بدون آینده نگری) برای بازی نیاز هست که پاتو روی هر کدوم از خونه ها بذاری و بپری و پیش بری ولی اینجا نیاز هست مکسی کنی و دریچه رو ببنیدی و حرکت کنی ( مسیر زندگی هم همینطوره با صبر میتونی مشکلاتت پیش رو، رو از میان برداری و حرکت کنی و مسیر تکامل رو پیش بگیری).
    تصویر دوم: لجبازی و متعاقبا تنهایی و تجربه ی شخصی که ممکنه با پیروزی همراه باشه یا با شکست در این تصویر ماهی تنها باطنی ناراحت و خشمگین داره .
    یکی از فانتزی هام اینه که .... موقعی که کلی برف اومده، در اتاقی که رو به حیاط باز میشه رو باز کنم و دور از چشم مامانیم با پای برهنه بدوم روی برف هایی که هنوز هیچ کس پاشو روشون نذاشته و کلی ذوق کنم بعد با پاهایی یخ کرده و بدون حس بدوم تو اتاق کنار بخاری و از اینکه مامان چیزی متوجه نشده بخندم ( به یاد دوران کودکی).

    شروین


    احساس میکنم هردو تصویر مکمل هم هستن و به یه چیز اشاره میکنن،اونم اینکه در انتخاب مسیر زندگی،هم تجربه و هم عقل و تفکر باید با هم باشه تا آدم به سرمنزل مقصود برسه.
    تصویر شماره یک بیانگر این هست که باید با تفکر و دید مناسب،انتخاب درست رو داشت و صرفآ از روی دانسته های قبلی،مسیر زندگی رو انتخاب نکرد وگرنه به مشکلات بزرگی برمیخوریم (همون چاله)
    تصویر شماره دو هم میخواد بگه باز هم باید با تفکر انتخاب کرد البته بهمراه کمک از تجربیات بزرگان.صرف اینکه یه عده راهی رو رفتن دال بر درست بودن مسیر نیست،مسیر درست راهی هست که با تعقل و کمک از تجربه دیگران صورت بگیره.ماهی سفید بزرگ نشون دهنده راه درست هست که ماهی قرمز همون مسیر رو انتخاب کرده چون بدون فکر دنبال جمعیت نرفته.

    یکی از فانتزیام اینه که تو این مسابقه برنده شم چهل تومن رو از دکتر بگیرم با اون بلیط رفت و برگشت اتوبوس بخرم برم یه پس گردنی محمدجواد (داداش دکتر) رو بزنم بیام


    شبنم


    با دیدن تصویر اول یاد بچه گی هام افتادم و الان که سالها از ان روزها می گذره فهمیدم که زندگی هم یک بازیه اگر بتونی خوب بازی کنی اخر کار برنده می شی فهمیدم که چاله های زیادی تو زندگیمون وجود داره که باید حواسمون باشه بهش رسیدم از روش بپریم تا خدای نا کرده گرفتارش نشویم .
    تصویر دوم هم این مسئله را برایم تداعی کرد که همیشه ادمهایی وجود دارند که خلاف جهت دیگران حرکت می کنند نه به این خاطر که راه بهتری بلدند فقط به این خاطر که به جلب توجه نیاز دارند و به هر طریقی می خواهند این مسئله را به دیگران بفهمانند .
    فانتزی من اینه که اکثر اوقات بچه هام را تو حالتهای خوشحالی و موفقیت ببینم تورویا که حس خوبی دارم اگر واقعیت پیدا کنه ..........

    آدم برفی


    درباره تصویر اول

    در تصویر اول که برگرفته از یک بازی هست, ما خونه هایی رو میبنیم که عدد گذاری شدند و به ناگاه یکی از اون خونه ها به یک چاله خورده.
    خب این خونه ها به نظرم تعداد مراحل مختلفی هست که یک انسان در طول عمرش تجربه میکنه.
    خونه هایی که فقط اجازه داریم یک پا در اون بذاریم زمانی هست که تازه در شروع رسیدن به ناملایمات زندگی هستیم و در این خونه ها ما با سختی ها آشنا میشیم و این دو خونه اول همون دوران کودکی و نوجوانی هست.

    در خونه هایی که کنار هم هست و میتونیم هر دو پا رو کنار هم قرار بدیم زمانی هست که تا حد زیادی با مشکلات آشنا شدیم و دو پای ما نماد حساب کردن بر روی یاری فردی یا افراد دیگر مثل پدر و مادر هست. اونجاست که کمی آرامش داریم و میتونیم روی کسی حساب کنیم و این نماد اواخر دوران نوجوانی و اوایل دوران جوانی هست که مرحله حساس و استقلال طلبانه ای محسوب میشه که والدین میان و در کنار ما قرار میگیرن.

    در مرحله چاله بخشی از زندگی هست که باز تنها شدیم و دیگه حمایت والدین در کار نیست چون ما فکر میکنیم میتونیم سکان زندگی رو بدست بگیریم. ولی این بار باید یک پرش داشته باشم و حواسمون به چاله ی زیر پامون باشه و یادمون باشه که اینجا به خودمون و گذراندن مراحل قبلمون مغرور نشیم و یا ساده نگیریم و بدونیم هر مرحله از زندگی فقط تجربه بود و البته دانسته های ما. با توجه به خونه هایی که فقط متکی به خودمون بودیم و خونه ای که یاور داشتیم از تجربیاتمون استفاده کنیم و این بار به جای پا گذاشتن پرش لازم هست یعنی چیزی فراتر از یک گام. خونه ای که چاله هست نماد دوران جوانیه و چاله نماد اتفاق ها و افراد و تفکراتی هستند که هر جوانی رو به سمت خودشون مجذوب میکنن و با اونها و رفتن در پی اونها زندگی به تباهی کشیده میشه.

    در مرحله بعدی باز هم به جا پای دوپا میرسیم, زمانی هست از راه های نادرست و تفکرات اشتباه پرش کردیم و به آرامش رسیدیم و این خونه دوپا نماد همسر هست که میتونیم روی کمکش حساب کنیم. این خونه نماد رفتن به طرف میانسالی هست.

    خانه پایانی هم زمان پیری و در قله ایستادن هست ... زمانی که با افتخار خونه ها رو طی کردیم و تسلیم راه ها و افکار نادرست و همچنین سختی ها نشدیم و با عقل و درایت همه مراحل زندگی گذشت.


    درباره تصویر ماهی

    در این تصویر رفتار ماهی با دیگر ماهی ها منطبق نیست.
    در این تصویر ماهی های دیگر فکر میکنن که تنها یکبار میشه زندگی کرد و با این تفکر باید هر کاری در طول زندگی میخوایم انجام بدیم که این خودش یک تفکر نادرست هست و بنابراین اونها راه خودشون رو میرن.در واقع با این طرز تفکر ممکن هست که چشم باز کنن و ببینن که تو جهنمن . این ماهی ها با دنیای پر زرق و برقی که برای خودشون ساختن خیلی ها رو جذب کردند اما افسوس که به سمت تاریکی میرن و از روشنایی خارج شدند و اون ابر سفید که شبیه ماهی بزرگی هست نماد روح پاک و خوبی ماهی هایی هست که ازشون جدا شد.
    این ها نماد تفکرات و آموزه های نادرستی هست که براحتی امروزه در قالب بازیها, فیلم ها و تصاویر و حتی افراد برای دیگران به نمایش در میاد و آدمها رو دچار آشفتگی های فکری و رفتن به سوی پوچ گرایی میکنه. دنیایی که در اون تنها لذت نهفته شده اما این لذت به تنهایی جوابگوی نیازهای معنوی و عاطفی انسان نیست.

    در دواقع اینو میرسونه که انسان باید از آموزه های معنوی و تربیتی برای ادامه مسیر زندگیش استفاده کنه نه از تفکرات نادرست ذهن خودش یا دیگران.
    از طرفی انسان باید از دستورات خداوند طبعیت کنه و نه از دستورات ذهن خودش.
    عشق واقعی اطاعت از خداوند هست و اینکه خداوند جهان رو بیهوده نیافریده و این جهان و موجودات اون از قلمرو حاکمیت خدا بیرون نیستند پس باید بدونن که تنها راه خشنودی خداوند توبه و نرفتن به دنبال یک زندگی بیهودس حتی اگر در مسیر زندگی مجبور باشیم تنها گام برداریم و باید خشنودی خداوند رو بدست بیاریم نه خشنودی دیگران و رفتن به دنبال آمال و تفکرات اونها. در مقابل نیز خداوند به انسان نعمت ها و برکاتی میده و این برای انسان بهتره. و ماهی قرمز روشن در محیطی روشن و زلال نماد راه درست و زندگی در جهت صحیح خودش هست.

    در پایان یکی از فانتزیام اینه که :

    همین الان به آرزوم برسم و توی دفتر خاطراتم بنویسم دیروز خیال بود و امروز واقعیت.

    samin66


    خب تصویر اول:
    این نشون میده که شهرداری منطقه خیلی خوب عمل نکرده. چون طرف اومده یه لی برداره یهو زمین سوراخ شده. نارحت نباشید طرف نیافتاده توش، چون پریده از روش.

    تصویر دوم:
    نشون میده ماهی قهر کرده . بیچاره نمیدونه اون طرف تر توسط یه کوسه خورده میشه.

    جان؟ بله؟! دوستان میگن دیر هم اومدی، جواب های سربالا میدی. چشم جواب من:

    تصویر اول:
    در بن بست هم راه آسمان باز است. پرواز را یاد بگیر:
    مراحل 1 و 2و 3 و 4 زندگی رو با تکیه بر دیگران سپری میکنی ولی یه وقت هایی هست که کسی نیست و خودت باید تصمیم بگیری و حرکت کنی. اونجاست که حس میکنی راهی وجود نداره. ته همه چی هست. ته تنهایی هست. ته تاریکی هست. ته چاله هست. ولی چشم ها را باید شست. خوب که نگاه میکنی میبینی هنوز سنگ لی لی رو نداختی که تو رو به ته چاه (5) هدایت کنه. هنوز هم راهی به نام پرواز هست. از روی این چاه توهم پرواز میکنی و میپری و وارد مرحله 6 میشوی. 6 و 7 و 8 شبیه یه پنجره هست که وقتی گذر کردی یعنی پنجره را باز کردی.

    تصویر دوم:
    دلیل نمیشه چون راهی را همه انتخاب کردند پس راه درست است:
    گاهی میشه جسورتر بود، تغییر جهت داد. و با جلو رفتن ، نه تنها آینده خود را روشن کرد ، بلکه نور وجود خود را بر دیگران نیز تاباند. درست مثل همین ماهی که تصویر روشن خود را بر دیگران نیز تابانده.


    یکی از فانتزی هام اینه که مثل سوباسا، اون لحظه ای که برنامه تموم میشه و اون میپره و رو هوا میمونه منم بپرم و رو هوا بمونم.
    یکی دیگه از فانتزی هام هم این بود که مثل خانواده دکتر ارنست، خانواده ما هم تو جزیره گیر بیفتن، اونوقت غذا، همش غذاهای طبیعی بخوریم.

    elnaz.t


    شکل اول:

    این تصویراولین چیزی روکه یادآدم میندازه همون بازی دوران بچگیمونه امااگه بخوایم عمیق ترنگاه کنیم مسیرزندگی هرفردهستش هرفردی توی زندگیش موفقیتاوشکست هایی روتجربه میکنه امامهم اینه که درس بگیره ماتواین بازی خب سنگ میندازیم این سنگ برای خونه شماره5 یه آزمون وخطاس ممکنه سنگ روهرخونه ای بندازیم قراربگیره امابه5که میرسه ناپدیدمیشه میتونیم نادیده بگیریم بگیم هرچه بادابادمنه میرم جلومیتونیم نتیجه بگیریم که این راه برای ماخطرناکه اگه ازدیدمثبت اندیشانش نگاه کنیم ازیه زاویه دیگه به قضیه پیش رو نگاه میکنیم وسعی دررفع مسئله میکنیم نه پاک کردن صورت مسئله این دقیقامثل زندگی انسانه ماانسان هاتوی زندگیمون همیشه یه حفره هایی وجودداره اگه قبلش فکرکنیم واین حفره هاروسبک سنگین کنیم یاکاری روانجام بدیم درراستای حلش که کمترین ضرر رو داشته باشه کمترضربه میخوریم میونیم بریم جلوودقیقاعین بازی بگیم هرچه بادابادومشکل روبزرگترکنیم ویادرآخرمیتونیم باتوجه به اون سنجیدنی که انجام دادیم به نتیجه برسیم که راه حل اصلی چیه واز چه راه هایی برای گذشتن ازموانع بایدعبورکنیم


    شکل دوم:

    حکایت این آدماحکایت ماآدماس به نظرمن هم میخوادهمرنگ جماعت نشدن رونشون بده اولین چیزی که توی این عکس نظرم روجلب کردهمین ماهی قرمزکوچولوبود همیشه این دنیابازی هایی روسرراه ماقرارمیده که میتونیم بازنده باشیم یابرنده گاهی وقتاهمرنگ جماعت شدن خوبه امادرصورتی که راه درست انتخاب شده باشه اماگاهی وقتاهم خوب نیست چون ممکنه راهی باشه که جزسیاهی وتاریکی نتیجه ای نداره پس بایه تصمیم قاطعانه وتغییرذهن ومثبت اندیشی راه درست روبایدبرگزیدوباتوجه به قدرت تفکرواختیاروقوه عقلی که خدابهمون داده راه های مختلفوانتخاب کردوبه سمت راه درست بریم به نظرمن اون نورسفیدنور هدایت پذیری انسان هاست که باتوکل به خداوامیدبه وجوداومده خب خدامارومیبینه وناظربراعمال ماست اونی که راه درست روانتخاب کنه به خدانزدیک ترمیشه واونی که راه اشتباه رو انتخاب کنه گم وتباه میشه اعمالشون درحالی که فکرمیکنن بهترین عملکردودارن"وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا"وبیشتردرتاریکی خودشون فرومیرن

    ببخشیددیگه طولانی شد


    یکی ازفانتزیام اینه که یه روبات شبیه خودم درست کنم صبح زودبه جای من بیدارشه بره صبحانشوبخوره بعدبشینه درساش روبخونه روزکنکورم بره به جای من کنکوربده بعدوقتی نتیجه کنکوراومد از سنجش زنگ بزنن بهش بگن تورتبه 1شدی بعدمن ازافق نگاش کنم تشویقش کنم بعدبیام پایین خودم به دوستام این خبروبدم دوستام به رسانه ها رسانه هابیان پیشم بگن رمزموفقیتت چی بوده منم بگم تلاش روبات تلاش بعددرحین تعجب اینامن دوباره برگردم افق وروباتم بره سردانشگاهوخونه زندگیش دکترم رفتم گفته قرص احتیاج نداری .

    طاهره خشکله


    عکس اول : مربوط به زندگی ما آدم هاست سختی و خوشی های ما که از همون کوچیکی با این بازی یاد گرفتیم و تمرین کردیم ... ما وقتی می خواهیم یه کاری شروع کنیم در موردش فکر می کنیم و بقیه مراحل تا بندازیمش در جریان تا وقتی که به مراحل آخر برسه ، که بیشتر فکر ها و اهداف ما تا مراحل نهایی پیش نمیره . ما وقتی یه هدف و کاری در جریان می ندازیم (سنگ پرتاپ می کنیم ) معمولا اولش سخته ترسون لرزون و با مهارت لازم و سختی های خاص خودش حرکت می کنیم ( یه لنگ پا ) و همینطور اهداف و کارمون هم با خودمون پیش میبریم ( سنگ حرکت می دهیم با پاهامون ) تا از مراحل اول و دوم بگذریم در مرحله سوم یه خورده که با موفقیت پیش رفتیم با افتخار با خیال راحت دو پامون می زنیم زمین تا بگیم من هستم تا مرحله آخر پیش میرم با یه لبخند رو لب ، بعضی از افراد فکر می کنن تموم شده به قله رسیدن و مغرور می شن به خودشون و مواظب خانه بعدی نیستند و متاسفانه سقوط می کنند ، ولی بعضی افراد بدون هیچ غروری با امید تا قله پیش می رن ...
    عکس دوم :
    ماهی قرمز کوچک ما از تاریکی می خواهد جدا بشه و بسوی نور و روشنایی بره ... زندگی هیچ کس تغییر نمی کنه تا وقتی که خودش بخواهد و خودش به سمت روشنایی حرکت کنه

    فانتزیم : خدا به فرشتاهاش منو نشون بده بگه این بنده من طاهره خشکله هست ، اینقدر دوستش دارم ... خوب بنده ای هست خوبببب..... بعد برام بوس بفرسته
    قربونش بشم خدای خوب من.
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_08 در ساعت 18:32
    پاسخ با نقل و قول

  18. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط narges☺,مهرسا62,تیرا

  19. ارسال:50#
    narges☺ آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    سلام مجدد

    من امتیازهامو دادم.
    حالا شما هم بر اساس معیارهایی که گفتم، امتیازهای خودتون رو از طریق نظر سنجی اعلام کنید.

    سلام

    سخته که ی کم معیارو کم کن


    هی ویرایش نکن منم ویرایش میکنم جواب بدم


    میگم اگه همه به خودشون رای بدن مسابقه اش فانتزی تر میشه ههههه
    ویرایش توسط narges☺ : 2015_01_08 در ساعت 18:52
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  20. مسابقه فانتزی :d (همراه با جایزه)  سپاس شده توسط تیرا

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •