رابطه حمایت اجتماعی و سلامت روان شناختی و جسمانی(سلامت روانی_جسمانی)


حمایت اجتماعی سبب افزایش سلامت روان شناختی و جسمانی فرد دریافت کننده حمایت است، که به طور خلاصه سه مدل برای آن ارائه شده است که عبارتند از:

1) مدل ارضاء نیازهای پیوند طلبانه 2) مدل حفظ و افزایش هویت خود 3) افزایش عزت نفس.

1- ارضاء نیازهای عاطفی پیوند طلبانه: به نظر کاپلان،کسل و گوری(1977) و توتیس(1982)، حمایت اجتماعی موجب تشفی نیازهای پیوند طلبانه است.حمایت می تواند نیاز به تماس ومعاشرت با دیگران را برطرف سازد و همین امر موجب از بین رفتن اثرات مخرب انزوا و تنها ماندن است. از طریق حمایت، افراد می توانند به احساس تعلق دست یابند و از طریق آن نیازهای پیوند طلبانه خویش را ارضاء کنند. حمایت توأم با کارکردهایی چون ابراز توجه، محبت، درک، صمیمیت،مؤثر بودن موجب افزایش حس تعلق می گردد.

2– حفظ و افزایش هویت خود: حمایت همچنین با هویت خود فرد دریافت کننده حمایت پیوند دارد. توتیس (1983) اظهار می کند، خود ترکیبی از مجموعه هویت های متمایز است. به نظر او شخصیت فرد از طریق تعامل با دیگران تحول می یابد. بر طبق نظریه مقایسات اجتماعی( فستینگر، 1954) افراد نظام باورهایشان را از طریق مقایسه عقاید، باورها و بازخوردهای دیگران مورد ارزیابی قرار می دهند و به آنها وضوح می بخشند و کارکردهای حمایتی خود، شامل پسخوراندهای مربوط به ابعاد خود، الگوهای رفتار مناسب در موقعیتهای مبهم و استرس زا است. تعاملات اجتماعی موجب هویت های مثبت و منفی است هویت خود منفی بدین معنا است که هر چند فرد مساعدت دیگران را می پذیرد اما هنوز احساس بدی نسبت به خود دارد و خود را وابسته و محتاج تلقی می کند.

3– افزایش عزت نفس: به نظر گاتلیب( 1983) فرد قادر است خود را موجودی ارزشمند و با کفایت قلمداد کند. منابع مربوط به کارکردعزت نفس در برگیرنده اطمینان، تصدیق، ارزشمندی، تأیید، تحسین و ابراز احترام به فرد دریافت کننده حمایت است و تمام کارکردهای حمایت مربوط به ماهیت پدیدار حفظ سلامتی است. حمایت اجتماعی علی رغم مواجه شدن با یک موقعیت استرس زا در تقویت سلامت روانی و جسمانی نقش مستقیمی دارد. این امر دلائلی دارد، اولاً حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی مهمی را در بر می گیرد و انزوا را کاهش می دهد. افرادی که دوستان صمیمی در زندگی دارند رضایت خاطرشان از زندگی خیلی بالاست. آنها احساس ارزشمندی می کنند. این نوع حمایت اگر از جانب دوستان و همسایگان، اعضای گروههایی صورت گیرد که شروط فامیل را برای مورد محبت قرار گرفتن ندارند، ارزشمندتر است.

ثانیاً، حضور فردی مهربان و آشنا همه منابع مهم نظیر محبت، اطلاعات، انتقال کمک غذایی، حمایت مالی و توجه به سلامتی را فراهم می کند( استیفن و برنشتاین [1] ، 1984؛ به نقل از احمدی، 1380 ). افزایش طول عمر و حمایت اجتماعی نیز از مواردی است که مورد بررسی قرار گرفته شده و در مطالعه ای که وایترزو فیشر[2] (1979) انجام داده اند، حمایت اجتماعی را به عنوان درمان و روش درمانی قرار داده و حمایت اجتماعی به عنوان یک روش مناسب درمانی مورد تأیید واقع شد و فقدان روابط اجتماعی منجر به حالات روان شناختی مانند افسردگی و اضطراب می شود. از طرف دیگر افزایش روابط اجتماعی به گونه ای که شخص ادراک کند که مورد حمایت واقع شده است، در مقاومت در برابر انواع بیماری مؤثر است، به خصوص در برابر عفونت، علاوه بر این وجود سیستم حمایتی تأثیرات استرس زاها را می کاهد و فرد را از بعضی پیامدهای منفی شان نظیر بیماری خطرناک و افسردگی حفاظت می کند( مورل و نوریس[3] ، 1991 ؛ به نقل از احمدی،1380).

همچنانکه در صفحات پیشین مطرح شد، شواهد زیادی مبتنی بر تأیید رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامتی وجود دارد، اما به لحاظ تئوریک این شواهد را در قالب دو نظریه که تاکنون مطرح شده اند می آوریم:

در مورد حمایت اجتماعی، یک نظریه بر جنبه دفاعی آن توجه کرده است و معتقد است که حمایت اجتماعی فقط در مواقعی که انسان دچار حوادث استرس زا می شود که احتمالاً این حوادث می توانند در روز بیماری های مختلف از جمله افسردگی و اضطراب با ترس مؤثر باشد، کارآیی دارد. این نظریه به مدل سپر معروف است زیرا حمایت اجتماعی به عنوان سپر در مقابل حوادث استرس زا انسان را محافظت می کند. نظریه دیگر معتقد است که چه انسان در برابر حوادث استرس زا قرار گیرد یا نگیرد حمایت اجتماعی اثرات سودمندی برای انسان دارد. این نظریه به مدل تأثیر کلی معروف است( کوهن و آشبی [4]، 1985).

حمایت اجتماعی از نظریه تأثیر کلی می تواند شبکه های وسیعی از روابط اجتماعی به روی افراد ایجاد کند که برای افراد تجارب مثبتی را به ارمغان بیاورد، این تجارب می تواند احساس پیش بینی پذیری و ثبات در موقعیت زندگی و بالا بردن ارزش خویشتن مؤثر باشد. انجام در شبکه اجتماعی به فرد کمک می کند از تجارب منفی که احتمال اختلال روان شناختی و جسمی را افزایش می دهند، اجتناب کند و با استفاده از تجارب مثبت، بهزیستی فرد را افزایش دهد.


Stephens & Berenstion -1
Whither & Si. fisher -2
Morrell & Norris-3
Chohns & Ashby wilst-4




منبع: “بررسی و مقایسه رابطه بین ابعادکمال گرایی، حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با سطوح بالا و پایین فرسودگی تحصیلی دانشگاه علامه طباطبایی“ افشین شه بخش

اختصاصی تالار همیاری