نوع دوستی و نظریه تکاملی


چارلز داروین(1979/1859) با اشاره به رفتار نوعدوستانه حشرات اجتماعی نوشته است که نظریه تکامل در تبیین این موضوع با مشکل مواجه است. زنبورهای کارگر که به صورت غریزی توان تولید مثل ندارند، زندگی خود را وقف رسیدگی به بچه های ملکه در کندو می کنند. انتخاب طبیعی پیش بینی می کند که زنبورهای کارگر عقیم باید به تدریج و با گذشت زمان از صحنه خارج شوند. اما چطور چیزی به نام زنبورهای عقیم باقی مانده است؟

اگر با لنزهای داروینی"بقای سازگارترین" نگاه کنیم، نوعدوستی انسان هم ناموجه به نظر می رسد. یکی از راه های ایجاد مصالحه بین نظریه تکامل و نوعدوستی، بحث "انتخاب خویشاوندی" است. طبق این مفهوم، ژن های ما هم با تکثیر خودمان باقی می مانند هم با تکثیر ژن های بستگانمان. در انتخاب خویشاوندی بحث "سازگاری دیگری شمول" مطرح است که مبنای محاسبه اش، تعداد فرزندان خودمان و خویشاوندمان به مقدار رابطه شان با ما می باشد. زنبورهای کارگر از لحاظ ژنتیکی وقف ملکه هستند. پس اگرچه زنبور کارگر به صورت مستقیم بچه دار نمی شود وی سازگاری فراگیرش با افزایش جمعیت کندو، زیاد می شود. نظریه انتخاب خویشاوندی توضیح می دهد که چرا بعضی آدمها از بچه دار شدن صرف نظر می کنند و خودشان را وقف رسیدگی به بستگانشان و فرزندان آنها می کنند. ولی این نظریه نمی تواند نوعدوستی معطوف به اشخاص دیگری به غیر از اعضای خانواده به ویژه غریبه ها را توضیح بدهد.

منبع:

زمینه روانشناسی، جان دبلیو سانتراک، ص 51


این نظریه خیلی چیزها رو نمی تونه توضیح بده


اختصاصی همیاری