تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حالم بده ، کنترل افکارم دستم نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گوجه سبز
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

حالم بده ، کنترل افکارم دستم نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    samin66 آواتار ها
    ببله دوست عزیز بنده هم عرض کردم مسائل دو ساله دو روزه حل نمیشه مطمئنا. کمی تامل میخواد و صبوری.
    به عنوان اولین تمرین:
    موقعی که میخواهید شروع به درس خواندن کنید یک تایم 45 دقیقه را در نظر بگیرید. یک کاغذ و خودکار هم کنارتان بگذارید. شروع به خواندن کنید. هر جا که حس کردید با هجوم افکار مواجه شدید روی کاغذ یادداشت کنید و به خودتان بگویید که بعد از پایان 45 دقیقه به اینها فکر میکنم.

    همه ما در درونمان ضمیر ناخودآگاه داریم. که به راحتی تحت تاثیر حرفهایمان قرار می گیرد (به عبارتی زود گول میخورد). باید از طریق این ضمیر ناخودآگاه مسائلت را تعدیل کنی. مرتب با خودت تلقین های مثبت داشته باش. حتی اگر تصنعی باشد. حتی اگر حس کنی شاید تاثیر نداشته باشد. هر وقت افکار منفی به ذهنت آمد سریع با تلقین های مثبت و توجیه های مثبت سر ضمیرناخودآگاهت را گرم کن.
    تصور کن ضمیر ناخودآگاه یک انسان است و مقابل ما نشسته و ما صبح و شب در گوشش بخوانیم که تو بیچاره ای. هیچ کس مشکلات تو را نداشته، و مرتب سرزنشش کنیم و... خب چه بلایی سر این انسان می آید. حتی اگر یک انسان سالم و بی مشکل هم باشد این حرف ها بعد از مدتی وی را نابود می کند. تاثیر تلقین بسیار فراتر از آن چیزی هست که در ذهن من و شماست.
    حتی زبده ترین روانپزشکان هم می گویند، موقع خوردن آب سعی کنید جملات مثبت بگویید تا ملکول های شکل های زیبایی به خود بگیرند. این نظریه ظاهری نیست بلکه با آزمایشات زیاد و با صرف زمان و بررسی زیاد مولکول آب به این نتیجه رسیدند که حرفهای توهین آمیز و سرزنشی، باعث می شود مولکولهای آب شکل زشتی به خود بگیرند. بیشتر مغز ما را آب تشکیل می دهد. حالا شما تصور کنید که سرزنش ها و تلقینات منفی چه تاثیراتی بر این آب دارد.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. حالم بده ، کنترل افکارم دستم نیست  سپاس شده توسط گوجه سبز

  3. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    ببله دوست عزیز بنده هم عرض کردم مسائل دو ساله دو روزه حل نمیشه مطمئنا. کمی تامل میخواد و صبوری.
    به عنوان اولین تمرین:
    موقعی که میخواهید شروع به درس خواندن کنید یک تایم 45 دقیقه را در نظر بگیرید. یک کاغذ و خودکار هم کنارتان بگذارید. شروع به خواندن کنید. هر جا که حس کردید با هجوم افکار مواجه شدید روی کاغذ یادداشت کنید و به خودتان بگویید که بعد از پایان 45 دقیقه به اینها فکر میکنم.

    همه ما در درونمان ضمیر ناخودآگاه داریم. که به راحتی تحت تاثیر حرفهایمان قرار می گیرد (به عبارتی زود گول میخورد). باید از طریق این ضمیر ناخودآگاه مسائلت را تعدیل کنی. مرتب با خودت تلقین های مثبت داشته باش. حتی اگر تصنعی باشد. حتی اگر حس کنی شاید تاثیر نداشته باشد. هر وقت افکار منفی به ذهنت آمد سریع با تلقین های مثبت و توجیه های مثبت سر ضمیرناخودآگاهت را گرم کن.
    تصور کن ضمیر ناخودآگاه یک انسان است و مقابل ما نشسته و ما صبح و شب در گوشش بخوانیم که تو بیچاره ای. هیچ کس مشکلات تو را نداشته، و مرتب سرزنشش کنیم و... خب چه بلایی سر این انسان می آید. حتی اگر یک انسان سالم و بی مشکل هم باشد این حرف ها بعد از مدتی وی را نابود می کند. تاثیر تلقین بسیار فراتر از آن چیزی هست که در ذهن من و شماست.
    حتی زبده ترین روانپزشکان هم می گویند، موقع خوردن آب سعی کنید جملات مثبت بگویید تا ملکول های شکل های زیبایی به خود بگیرند. این نظریه ظاهری نیست بلکه با آزمایشات زیاد و با صرف زمان و بررسی زیاد مولکول آب به این نتیجه رسیدند که حرفهای توهین آمیز و سرزنشی، باعث می شود مولکولهای آب شکل زشتی به خود بگیرند. بیشتر مغز ما را آب تشکیل می دهد. حالا شما تصور کنید که سرزنش ها و تلقینات منفی چه تاثیراتی بر این آب دارد.

    ممنون از حضورتون
    درباره حرفاتون:بله تلقین منفی خیلی روی من اثر داشته و داره.تاحالا مثبت رو تمرین نکردم
    باشه تاجایی که بتونم فکرامو مینویسم.اونوقت 45 دقیقه بعد برم بهشون فکر کنم؟یا لازم نیست؟
    میتونید درباره خاطرات بد که باتلقین هم مربوط میشه.من خودم مشکلم رو بعد از یکسال فراموش کردم.اما خواهرم نه.البته من رازهامو به کسی نمیگم.خواهرم با سرکشیدن به زندگی شخصی من به اشتباه و اوضاع من پی برد و با بی اطلاعی کلی برای خودش بزرگش کرد وهمیشه با رفتارش منوازار میداد.یعنی خیلی وقتامن یاد اون گذشته نمیافتم یاد کارها وبرخورد و رفتارای بد خواهرم میافتم. این خواهر ومادر من منفی بین و منفی باف هستن از کاه کوه میسازن و اثرشون روی من کههمون تلقین باشه زیاد هست.گاهی خواهرم فقط برای اذیت کردن من موضوعات وجریانات رو یاد من مینداخت و این مشکل رو چندبرابر میکرد.با رفتارای نامناسب بقیه که گذشته و نیمه خالی رو فراموش نمیکنن و گاهی به عمد یاداوری میکنن باید چه کارکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    بعد 45 دقیقه مطمئن باشید دیگه سراغتون نمیاد. اگر هم اومد جایگزین فکرها و تلقینات مثبت کنید.
    اگر خواهرتون یا مادرتون سعی کردند منفی حرف بزنند شما با خلاصه و مفید جواب دادن و البته با روی گشاده و دید مثبت، طوری برخورد کنید تا کم کم این رفتار مثبت و تلقینات مثبت شما روی آن ها نیز تاثیر بگذارد.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. حالم بده ، کنترل افکارم دستم نیست  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •