تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nazanin.j
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 29

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    nazanin.j آواتار ها
    سلام خدمت همیاران عزیز
    از مشاوران سایت و از کسایی که تاپیکم رو میخونند ،خواهش میکنم کمکم کنند...
    راجع به اولین عشقمه.5سال از رابطمون میگذره، رابطه ای ک بیشتر با بحث و تنش همراه بوده. هم کلاسی دانشگام بود.من بیشتر سراغشو می گرفتم خیلی هم محبتو احساس خرج می کردم اوایل خیلی گرمو صمیمی و عاشق بود رابطه نزدیکی باهم داشتیم با گذشت زمان عشقش کمرنگ شد.خودش میگه ذهنم درگیره بی کاریو شرایط بد مالیمونه،واس همین میگه حوصله خودمم ندارم.میگه عاشقت هستم اما محبت ک زورکی نیست من همینم. سر همین خیلی تصمیم به جدایی گرفتم. اونم میگه منو درک نمیکنی بجای اینکه کنارم باشی غر میزنی.گفته بعد کار پیداکردم میام خواستگاریت اولین انتخابم تویی.سربازیشو معاف شده. رابطمون با دوستی و آشنایی شروع شد،بعد ماه های اول آشنایی گفت عاشقتم واس ازدواج میخوامت... منم خیلی دوستش داشتم،واس دخترا مغرور بود.ولی حالا واس منم مغرورو غده.
    به مامانش اصلا تاحالا درباره من چیزی نگفته، میگه بگم خودمو خراب کردم.چون کار که ندارم بگم بعد میفهمن با یکی هستم.به نظرتون درست میگه؟خانواده دوطرفمون با دوستی کاملا مخالفند.ولی دیگه دست خودمون که نبود عاشق شدیم.اصلا به این فکر نمی کردم که کارم درسته یا غلط کوروکر شده بودم.
    ولی رابطمون سرد شده خیلی کم سراغمو میگیره،( انقد که بهش رو دادم!) احساس می کنم یکی زیر سرش داره ک عشقش بمن و رابطشو کم کرده...
    شما مشاور یا دوست عزیز که متن من را خواندید...
    1- شما رابطه منو چطور می بینید؟
    2- به نظرتون تو این رابطه چقد من و اون مقصریم؟ به چه دلایلی؟
    3- به نظرتون با این اوصاف احتمال میدین که خیانت کرده باشه؟ دیگه دلم ی جوری شده بهش اعتماد ندارم فک می کنم عشقش دروغ بوده و واقعی نیست(ی بارم 2ماهی ازهم جدا بودیم با اصرار اون برگشتم باز بهش وابسته شدم...)
    الان ی هفتست سر همین بی توجهیاش و بی مهریش باهاش تموم کردم،ولی این سوالات ذهنمو درگیر کرده،موندم اگه برگرده چکا کنم؟باورش کنم یا دیگه بهش اعتماد نکنم؟چطور امتحانش کنم؟
    منتظر کمکتون هستم
    باتشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,nafasebahar

  3. ارسال:2#
    سلام
    خوش اومدین به همیاری
    1:پنج سال مدت خیلی خیلی خیلی زیادیه. حتی سربازیشون که دلیل موجهی برای جلو نیومدن نبوده حل شده. کار هم که درسته کاری که از هر لحاظ باب میلشون باشه فعلا پیدا نشده ولی در هر صورت کاری که بشه با درآمدش حداقل زندگی ساده ای رو گذروند به راحتی پیدا میشه.
    از همه بدتر اینکه به مادرشون نمیگن به این دلیل که مبادا آبروشون بره!! در چه صورت آبروشون میره؟ اینکه بگن و باز اقدامی به ازدواج نکنن. اما اگه ایشون در انتخابشون تردید نمیداشتن میتونستن به مادرشون بگن من فلانی رو در نظر دارم و اگه صلاح بدونین (حداقل بعدا) باهاشون آشنا بشیم
    هیچ جوانی نمیتونه بگه من از اینکه میخوام به والدینم بگم قصد ازدواج دارم یا در آینده خواهم داشت، خجالت میکشم اونم جوونای الان که روشون میشه 5 سال با یه دختر صحبت کنن!
    پس صریحا بهتون میگم ایشون هنوز تکلیفش با خودش معلوم نیس و این اصلا ربطی به خیانت یا عدم خیانت به شما نداره.ضمن اینکه چون تعهدی بین شما وجود نداره چهارچوبی برای خیانت هم تعریف نشده.
    2:هر جفتتون به یه اندازه. ایشون برای اینکه نمیدونه هدفش چی هست.شما رو 5 سال در بلاتکلیفی گذاشته بدون اینکه خانواده ش اطلاع داشته باشن و شما برای اینکه نمیخواید باور کنین واقعیت ها رو و به خودتون اجازه دادین 5 سال دلتون اسیر این رابطه باشه
    3:به هیچ وجه امتحان کردن رو صلاح نمیدونم. اجازه ندین حتی با فکر کردن به ایشون این رابطه 5 ساله کش دارتر بشه.شاید ایشون هیچوقت کاری که باب میلشه پیدا نشه؟شاید بعد ازدواج خدایی نکرده کار خوب رو ازدست بده و مجبور شه به کار پایین تر قانع بشه.اونوقت میخواد شما رو طلاق بده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,Maryam313,nafasebahar,nazanin.j,niloofarabi,مهدوی,ویونا شاکری

  5. ارسال:3#
    nazanin.j آواتار ها
    سلام.مرسی از راهنماییتون
    لازمه توضیحاتی خدمتتون بگم
    اون نگفته خجالت میکشم به مادرم بگم اتفاقا خیلی هم با مادرش راحته،میگه الان که شرایطشو ندارم بگم فکر می کنن دیگه باهم دوستیم چون ما اصلا نمی خوایم خانواده بفهمندکه دوست بودیم. میگه هروقت ی کار آبرومند پیدا کردم به وقتش می گم.
    من بیشتر مشکلم اینه که رابطمون خراب شده و احساس می کنم منو بازی داده
    همین که 5سال به پاش واستادم خواستگارامو رد کردم تعهد نیست؟
    من بهش وفادار بودم انتظار دارم اونم باشه دیگه.اگه بدونم دلش جای دیگه گیر کرده که اصلا بهش فکر نمی کنم. رفتاراش سردو مشکوک شده باعث شده اعتمادم باز بهش از بین بره.الان نمیدونم چکار کنم؟ این همه سال باهم بودیم سخته فراموش کردنش.ولی اگه بدونم بهم دروغ گفته منو بازی داده و فکر یکی دیگست سعی می کنم زودتر فراموشش کنم.3سال از رابطمونو دانشگاه باهم بودیم 2سال بعد دانشگاه.شرایط مالیشون بخاطر قصدو قرض بهم ریخته واسه همین میگه تا کار خوب نداشته باشم نمیتونم بیام.سرمایه هم ندارن که خودش یه کاری بزنه...خانواده هامون بهم میخورن.هم کفو هستیم.حقوق بابای منو اون یکسانه.اما قصد اونا بیشتره بخاطر ساخت خونه! فقط تنها چیزی که داره اینه که ی طبقه از خونه اونا واسه ما میشه و سربازی هم که معافه.میمونه کار و پول.از همه مهمتر اخلاقش نمیدونم چرا سرد شده
    میدونین دلیل سردی رابطمون بخاطر چیه؟شاید بخاطر اینکه باهم خیلی بحث داشتیم سر اینکه زودتر بیاد خواستگاری آخرش بی نتیجه بود باز حرف خودشو زد...دوستش دارم ولی الان بهش بی اعتماد شدم علاقش بهم کم شده مثل قبل نیست.میگه حرفامون تکراری شده.من دوست دارم باهاش باشم اون نمیخواد با بهانه های مختلف میپیچونه! واس همین بهش بی اعتماد شدم. نظرشما چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane,nafasebahar

  7. ارسال:4#
    سلام

    در شرایطی که پدر یا مادر اطلاع دارند اما بحث ازدواج بین دختر و پسر رسمی نشده و قول و قرار عقد و ازدواج، بین خانواده ها گذاشته نشده، هیچ تعهدی بین دو طرف حاکم نیست، چه برسد به این که هیچ کدام از خانواده ها از ارتباط شما اطلاع ندارند.
    درست است که شرایط و افکار یک پسر با دختر تفاوت داره. ایشون در ذهن خودش دغدغه هایی داره و حول محور همون ها، برنامه هایی آینده اش رو می چینه و شما به چیزهای دیگری فکر می کنید. اما این دلیل نمی شود که برای وصال، هیچ اقدام قابل توجهی نکند
    مهمترین عامل سرد شدن رابطه شما هم، طولانی شدنش هست.

    اینکه ایشون نمی خواهند به مادرشون بگن چیزی جز خجالت کشیدن نیست. باید از این خجالت کشید که ارتباط بدون تعهد و پشتوانه ای محکم، بیش از این ادامه پیدا کنه. دلیل خجالت ایشون هم غروریست که نمی خواهند پیش مادرشون شکسته بشه. خجالتیست که برای اولین بار چنین مسئله ای رو قراره با مادرشون مطرح کنند. اگر رابطه ی خوبی با مادرشون دارند، اتفاقا این یک پوان مثبتی هست برای رهایی از مشکلات، برای مشورت کردن و چاره جویی.

    برای اینکه تکلیفتون زودتر مشخص بشه پیشنهاد می کنم برای کم کردن ارتباطتون حد و حدود مشخص کنید و ایشون رو متوجه پیامد و عواقب طولانی شدن ارتباط کنید و همین طور در مورد برنامه های آینده شون، افکاری که در سر دارند و حل مشکلاتشون، ایشون رو هدایت کنید تا با دیگران مشورت کنند. چه با مادرشون و یا با دوستانشون
    حتی اگر مستقیما نمی توانند الان از ارتباط حرفی بزنند، فعلا از محیا کردن شرایط ازدواجشون به صورت کلی با مادرشون صحبت کنند.
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_12_28 در ساعت 00:38
    پاسخ با نقل و قول

  8. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi,ویونا شاکری,ساجده

  9. ارسال:5#
    nazanin.j آواتار ها
    ازکجا بفهمم که طرفم منو بازی نداده باشه؟
    مادرش هم درباره ازدواجش پیشنهاد داده فلانی رو بریم خواستگاریش این نخواسته.که دختر پولدار از اقوامشون بودن.بعد که دختره ازدواج کرد سرزنش شده که جای تو اونجا بودو ازین حرفا...نمیدونم راست یا دروغ خودش تعریف می کرد!
    اگه خجالتی هم باشه که نمیگه.خجالت ازینکه نفهمند دوستیم هست. وقتایی که خوب بود میگفت من تورو همسر خودم میدونم و انتظارم داشت واسش ایستم.که منم وایستادم.الانم خواستگار زیاد میاد همش سر اخلاق کم توجهش و سر اینکه چرا به خانوادش ی اشاره نمی کنی یکیو میخوای بحث داریم. میگه نفهم که نیستن خودشون فهمیدن من یکیو میخوام.اما تا شرایط جورنشه نمیشه بگم.خیلی یکدنده و لجبازه.این صفت بدش رو اعصابمه.آخرم به تفاهم نمی رسیمو میگه تو غر میزنی. با اینکه من میخوام کمکش کنم بهش راه هایی واسه کار پیشنهاد میدم میگه تو نمیخواد بگی خودم میدونم چکا کنم به همه این مواردم فکر کردم.خیلی مغرورو لجبازه با این صفتش کنار نمیام.لج کنه منم مثل اون لج می کنم! به نظرتون تا حالا که باهام خوبو بد بوده و 5سال گذشته نشونه عادته یا دوست داشتن؟به حرف که میگه دوستت دارم تو عملش کم دیده میشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane

  11. ارسال:6#
    بلاتکلیفی هر آدمی رو میتونه ناراحت و کلافه و عصبی کنه و این ربطی به اینکه شما اهل غر زدن هستین نداره.متاسفانه اینجور مواقع آقا پسرا بحث اخلاق بد و غر زدن دختر خانم و... رو میکشن وسط و دخترخانمای احساساتی که میدونن حق با خودشونه تحت تاثیر حرفای طرف مقابل احساس عذاب وجدان میشن و فکر میکنن این خودشونن که مشکل دارن و طرف مقابل واقعا شرایطش جور نیست و حق داره
    حداقل در این دو سالی که عضو سایتهای مشاوره هستم نصف بیشتر ارتباطاتی که عنوان میشه به این شکل هستن و گویا مد شده شرایط جور نبودن وسیله ای برای کش دادن رابطه بشه
    اگر هر دو طرف توافق کنن تا با دست بسیار بسیار پر ازدواج کنن باز حداقل دلیلی وجود داره برا کشدار شدن رابطه. ولی وقتی دخترخانم تنها خواسته اش یه شروع ساده است و اینکه با هم از صفر شروع کنن چرا باید آقا پسری که ادعای علاقه میکنه بخواد حتما حتما با یه کار بسیار عالی و و حقوق بالا و ... بیاد جلو؟
    ضمنا وقتی مادرشون بهشون کسی رو معرفی برای ازدواج کردن نشون میده حداقل حداقل شرایط رو لاقل برا خواستگاری رفتن و نامزد موندن رو دارن
    یه سوال
    به نظرتون برای اقدام به خواستگاری و حداقل دو سال نامزد موندن دقیقا چه شرایط مالی ای نیاز هست؟برای زیر سقف رفتن دقیقا چه مقدار پول نیاز هست؟
    این سوال رو از دید 1:خودتون 2: ایشون 3:خونوادتون 4:خونواده شون دقیق جواب بدین.
    پاسخ با نقل و قول

  12. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane,مهدوی

  13. ارسال:7#
    در مورد اینکه فکر میکنین بازی دادن نظر من اینه که یه پسر وقتی 5 سال دختری رو به امید اینکه یه روز میام جلو دچار ناراحتی روحی فکری و ...میکنه، این کارش فرقی با خیانت نداره
    دوست خوبم حرفای ما اینجا به نیت سرزنش شما نیست. ما داریم واقعیت ها رو بر اساس تجارب شخصی خودمون میگیم و اگه حرفای ما شمارو ناراحت کنه اما منجر به یه تصمیم عقلانی بشه خیلی بیشتر خوشحال میشیم تا اینکه این وضعیت شمارو چند برابر ناراحت کنه
    نمیدونم چرا دخترهایی که دلشون گیر این روابط هست حتما باید خیانت علنی ببینن تا راضی به اتمام رابطه بشن
    چرا علاف کردن و بلاتکلیفی رو معادل توهین به شخصیت خودشون نمیدونن؟
    در دوران دانشجویی کارشناسیم حداقل 4 تا از هم دانشگاهیام با هم کلاسیاشون ازدواج کردن. نه وضعیت سربازیشون معلوم بود نه کار عالی داشتن. یه کار پاره وقت یا حقوق کم.
    هر چند وقت یه بار در اطرافم از این موارد میبینم.
    الان دیگه ساده ترین کار رو هم گیر بیارن با حقوق پایه قانون کار میشه یه شروع ساده برا زندگی داشت
    اما اینو بدونین. شما نمیتونین به زور ایشون رو وادار کنین بیان جلو. حتی اگر هم با اصرار شما بیان این شروع هیچ فایده ای نداره. وقتی دوران عقدی که باید با رضایت دو طرف شروع بشه، با اصرار شما و انکار ایشون شروع بشه هیچ رمقی برای لذت بردن از بعدش نمیمونه. حرمت ها شکسته شده و بدتر هم شکسته میشه. ایشون برچسب وابستگی و جملاتی مثل خودت خواستی و ... به شما میزنه و شما برچسب لجبازی و اینکه تو منو نمیخواستی و به زور راضی شدی بیای و...
    بذارین همه چی طبیعی بره جلو
    شما هر چی بیشتر به ایشون اصرار کنی ایشون بیشتر کناره میگیره.
    این رابطه رو تموم شده بدون و بکش کنار بذا هر وقت خواست بیاد سمتت یا بهت زنگ بزنه بگو من خانواده دارم. دیگه وقت برا شناخت تموم شده. علاقه داری با خونواده بیا.


    امیدوارم تصمیم درستی بگیرین و موفق بشین به احساستون غلبه کنین.
    ویرایش توسط ساجده : 2014_12_28 در ساعت 12:00
    پاسخ با نقل و قول

  14. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,مهدوی

  15. ارسال:8#
    nazanin.j آواتار ها
    سلام
    عشقم برگشت باهم آشتی کردیم!
    والا واسه خرج نامزدی درحد یه حلقه و جشن کوچیک کفایت می کنه.برای جهیزیه هم باید حداقل روی هم 20میلیون داشته باشیم که بتونیم وسایل خوب بخریم.
    واسه کارش هم من هم ایشون به یه کاری که بشه خرج یه زندگی دو نفره رو دراورد راضیم.اما همینم نیست.آخه تو شهری هستیم که کار نیست.شهربزرگ بودیم باز میشد کار پیدا کنیم.این طفلک هروز میره آگهی هارو نگاه می کنه ولی کار خوب و آبرومند واسه ما پیدا نمیشه.خودم خبر دارم میدونم اوضاع کار چطوره دیگه.همه کارارو واسه خانم ها زدن اونم با حقوق ناچیز.که خودمم راضی نمیشم به اون کارها.این هم کار داشته باشه صد درصد مطمئنم خواستگاری میاد.تا الان به خوبو بد هم ساختیم.و بخاطر هم موردهایی که بهمون پیشنهاد شده رد کردیم.اونی هم که گفتم مامانش کسیو درنظر داشتن اونا خانواده پولدار بودن که میخواستن پسرشون از طریق اونا پیشرفت کنه...پدرش ماهیانه کل حقوقشو فقط قسط میده.حالا نمیدونم با این اوضاع مملکت و با این بیکاری ما و جوونای دیگه باید چکار کنیم؟ ازدواج سخت شده که رو میاریم به رابطه پنهان.وگرنه شرایط خوب باشه مگه مرض داریم خودمونو اذیت کنیم یواشکی رابطه داشته باشیم؟همون اول بعد یه چندماهی ازدواج می کردیم دیگه واینمیستادیم که پنج سال بگذره.حالا تکلیف ما که همو میخوایم چیه؟فقط مجبوریم صبرکنیم تا بالاخره کار پیدا کنیم و شرایط جور بشه....دیگه چی بگم؟
    پاسخ با نقل و قول

  16. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane,ساجده

  17. ارسال:9#
    nazanin.j آواتار ها
    کسی نبود جواب منو بده؟
    یعنی هیچ کی نمیدونه مشکل ما چطو حل میشه؟راه حلاتون ته کشید؟!
    عجب
    پاسخ با نقل و قول

  18. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط Far Zane

  19. ارسال:10#
    سلام
    عذر میخوام ارسالتون رو ندیده بودیم
    چیزی که باعث شده این مساله نگران کننده بشه این هست که ایشون به هیچ کس اطلاع ندادن. چه بسا اگه کسی از اعضای خونواده بدونه دوست دارن ازدواج کنن شاید به هر طریقی راه برای حمایت باز کنن
    از این مهمتر این هست که حتی اگه همه درها باز بشه و مشکلات برطرف بشه شاید این خونواده ها باشن که نتونن به توافق برسن. در واقع پروسه ازدواج شاید طولانی تر از این باشه که برنامه ریزی میکنین.
    با این اوصاف حتی اگه این رابطه ادامه دار بشه تا شرایط محیا بشه و با فرض اینکه خانواده ها هم به توافق برسن باز کشدار شدن رابطه به هر حال باعث استرس و ناراحتی شما میشه. همین الانشم هر لحظه شما با نگرانی از آینده است.
    بلاتکلیفی ایجاد کننده استرس هست و دست خود شما نیست. این تغییر اخلاقی ایشون هم احتمالا به خاطر وضعیت کاری هست که شاید دست خودشون نیست. پس درک کردن باید متقابل باشه که چون هنوز رابطه شما محکم نشده متاسفانه خیلی سخت میشه همو درک کرد.
    اما کاری که شما باید بکنین
    متاسفانه چون مدتهاست شما میگین اقدام کن و ایشون خلاف خواسته شما عمل میکنه و به قول خودتون لج میکنه باعث شده اعتماد به نفس شما حتی توهمی کم بشه یعنی چون ایشون تعلل داره باعث شده نقطه ضعف دست خودتون بدین. و تمام تمرکزتون بره سمت اینکه نکنه مشکل از منه و... و انقدر نگرانیتون معطوف این مساله بشه که فراموش کنین چیزهای مهمتری هست که نگرانش بشین مثلا اینکه بخودتون بگین اصلا برفرض هم ایشون عجله داشت برا ازدواج. آیا من نباید یک بک گراند به گذشته و این 5 سال داشته باشم و ایشون رو بیشتر ارزیابی کنم؟
    اصلا شاید این 5 سال ازش رفتارهایی دیدم که نشون داده باشه ایشون مناسب من نیست و من انقدر ذهنم درگیر اینکه "چرا نمیاد جلو" بوده از اونا غافل شدم
    پس بهتره اول مطمئن بشین از انتخابتون. هر وقت واقعا عقلا و منطقا به نتیجه رسیدین اونوقت با هم تصمیم بگیرین پا به پای هم مشکلات رو حل کنین
    تا زمانی که مشکلات جل نشده رابطه تون رو کم کنین(نه فقط رابطه ظاهری از قبیل تعداد تماس و... بلکه روحی و ذهنی تمرکزتون رو به مسائل دیگه بدین. به جنبه های دیگه زندگی هم فکر کنین)
    اینکه ایشون و شما بدخلق شدین بخاطر شرایط فعلیتون خب طبیعی هست. اما مهم این هست چطور بعد از وقوع بحران ها بلافاصله تعادل رو به رابطه برگردونین
    تمام این تعادل باید دو طرفه باشه. هرجا حس کردین بار این رابطه از هر لحاظ فقط رو دوش شماست(یعنی فقط کافیه حس کنیی وصلت یا جدایی فرقی به حال ایشون نمیکنه) باید تمام کنین تا ایشون خودشون تصمیم بگیرن برای آینده
    ویرایش توسط ساجده : 2015_01_01 در ساعت 18:03
    پاسخ با نقل و قول

  20. آیا بهم خیانت کرده؟چطور امتحانش کنم؟  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,nazanin.j,niloofarabi,مهدوی

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •