تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




صد حکایت تربیتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ساجده
آخرین ارسال:ساجده
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

صد حکایت تربیتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    برگرفته از کتاب صد حکایت تربیتی مرتضی بذرافشان

    مقدمه

    تربيت فرزند، مقوله‏اى سهل و ممتنع است. سهل است چون اگر به روال طبيعى و تحت ثأثير فطرت سالم انجام گيرد، نه مشكل خاصى دارد و نه كمبودى. ممتنع است زيرا با توسعه زندگى شهرنشينى، ارتباطات، تكنولوژى، كاناليزه شدن بسيارى از مجارى تربيتى، آموزشى، اقتصادى، سياسى و... هزاران معضل و موضوع تازه در مسير تربيت كودكان و نوجوانان و جوانان حادث شده است و بسيارى از خانواده‏ها به كانون‏هاى بحران اخلاقى و تربيتى و عاطفى تبديل گشته‏اند.
    ديگر بى‏سواد بودن والدين توجيه پذير نيست. آنها هرگز نمى‏توانند مشكلات اخلاقى و عاطفى فرزندانشان را تجزيه و تحليل كنند و راهى براى اصلاح بيابند. اينك پدر و مادر بايد با مقوله‏هاى تربيتى و روان‏شناسى كودك و نوجوان و جوان آشنا باشند. در صورت امكان بايد با مشاوران صاحب‏نظر گفتگو كنند و چگونگى ارتباط با فرزندان را زير نظر آنها تنظيم نمايند.
    حداقل كارى كه هر پدر و مادرى بايد انجام دهد آن است كه مسائل ساده و سهل‏الوصول و كلّى را درباره تربيت و برخورد با فرزندان خويش فراگيرد و خود را از فراگيرى و اعمال آنها بى‏نياز نداند.
    شيوه پيامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در تربيت و ارتباط با مردم، به ويژه با كودكان، اين امور سهل الوصول و كلّى و در عين حال مطابق با فطرت و عقل سليم را به ما مى‏آموزد. به عقيده ما آنها به خاطر وصل بودن به منبع وحى و داشتن گوهر عصمت، از خطا و لغزش در امان هستند و لذا شيوه‏اى را كه در تربيت كودكان توصيه مى‏كنند سالم‏ترين و دست‏يافتنى‏ترين روش‏هاست.
    در اين مجموعه كه محور آن، شيوه ارتباط والدين با كودكان است روايات وحكايات برگزيده‏اى از پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و سالكان راه ايشان ونكته‏هايى از دوران كودكى بزرگان و... جمع آورى شده است كه تا حدّى طريقه مواجهه و هماهنگى با دنياى كودكان را تصوير مى‏كند. اميد است كه مفيد واقع شود.

    1:توجه به کودک
    گروهى از كودكان مشغول بازى بودند. ناگهان با ديدن پيامبر(ص) كه‏به مسجد مى‏رفت، دست از بازى كشيدند و به سوى حضرت دويدند و اطرافش را گرفتند. آنها ديده بودند پيامبر اكرم(ص)، حسن(ع) و حسين(ع) را به دوش خود مى‏گيرد و با آنها بازى مى‏كند. به اين اميد، هر يك دامن پيامبر را گرفته، مى‏گفتند: «شتر من باش»!
    پيامبر مى‏خواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت به‏مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاك كودكان را برنجاند. بلال‏در جستجوى پيامبر از مسجد بيرون آمد، وقتى جريان را فهميد خواست بچه‏ها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند. آن حضرت وقتى متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز براى من ازاين كه بخواهم بچه‏ها را برنجانم بهتر است.»
    پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزى براى كودكان بياورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت. پيامبر(ص) گردوها را بين بچه‏ها تقسيم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغول‏شدند.(1)
    P . نفايس الاخبار، ص 286. P(2)
    بيان: توجه به نياز و خواسته‏ هاى كودك از اصول اوليه تربيت است. آسان‏ترين و پسنديده‏ترين راه، راضى كردن كودكان و همان روش متواضعانه پيامبر است كه علاوه بر تأمين نياز كودك، به آنها نوعى شخصيت نيز مى‏بخشد.

    2:مسئولیت پدران
    روزى عدّه‏ اى از كودكان در كوچه مشغول بازى بودند. پيامبر(ص) در حين عبور، چشمش به آنها افتاد و خواست نقش بسيار بزرگ پدران و مسؤوليت سنگين آنها را در رشد كودك به همراهانشان گوشزد كند.
    فرمود:«واى بر فرزندان آخرالزّمان از دست پدرانشان.»
    اطرافيان پيامبر با شنيدن اين جمله به فكر فرو رفتند. لحظه‏اى فكر كردند شايد منظور پيامبر، فرزندان مشركان است كه در تربيت فرزندانشان كوتاهى مى‏كنند.
    عرض كردند: «يا رسول الّله، آيا منظورتان مشركين است؟»
    - نه، بلكه پدران مسلمانى را مى‏گويم كه چيزى از فرايض دينى را به‏فرزندان خود نمى‏آموزند و اگر فرزندانشان پاره‏اى از مسائل دينى را فراگيرند، پدران آنها،ايشان را از اداى اين وظيفه باز مى‏دارند.
    اطرافيان پيامبر با شنيدن اين سخن، تعجب كردند كه آيا چنين پدران بى‏مسؤوليتى نيز هستند.
    پيامبر كه تعجب آنها را از چهره‏شان خوانده بود ادامه داد: «تنها به‏اين قانع هستند كه فرزندانشان از مال دنيا چيزى را به دست آورند....»
    آنگاه فرمود: «من از اين قبيل پدران بيزار و آنان نيز از من بيزارند.»(3)
    P . مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 625 . P(4)
    بيان: در عصر حاضر، دليل دور بودن و ناآگاهى قشر عظيمى از كودكان و نوجوانان از مسائل مذهبى، بى‏توجهى والدينشان به اين مسأله مهم‏ است.

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط ساجده : 2014_12_28 در ساعت 18:20
    پاسخ با نقل و قول

  2. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,mehrdad539,mohamad422261,niloofarabi,samin66,sanaz1368,sokut,مهدوی,محسن عزیزی,سلماء

  3. ارسال:2#
    3: تبعیض ناروا
    سال‏ها از بعثت پيامبر اكرم(ص) گذشته بود. هنوز افكار دوران جاهليت و تبعيض بين فرزندان وجود داشت. مردى عرب، آن روز براى انجام دادن كارى دست دو فرزندش را گرفت و شرفياب محضر رسول اكرم(ص) شد. هنگامى كه نشسته بود، يكى از فرزندان خود را درآغوش گرفت، به او محبت كرد و او را بوسيد و به فرزند ديگرش توجهى نكرد.
    پيغمبر كه اين صحنه تأثّرانگيز را مشاهده كرد نتوانست طاقت بياورد، پس فرمود: «چرا با فرزندان خود به‏طور عادلانه رفتار نمى‏كنى؟»
    آن مرد عرب جوابى جز سكوت نداشت. سرش را پايين انداخت و عرق شرم بر پيشانى‏اش نشست.
    او در آن روز دريافت كه كارش اشتباه بوده است و فهميد كه در نگاه‏كردن نيز نبايد بين فرزندان فرقى گذاشت.(5)
    P . مكارم الاخلاق، ص 113 . P(6)

    4:تربیت قبل از تولد
    ملامحمدتقى مجلسى از علماى بزرگ اسلام است. وى در تربيت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقّت فراوان نشان مى‏داد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد كند.
    محمدباقر، فرزند ملامحمدتقى، كمى بازيگوش بود. شبى پدر براى نماز و عبادت به مسجد جامع اصفهان رفت. آن كودك نيز همراه پدر بود. محمدباقر در حياط مسجد ماند و به بازيگوشى پرداخت. وى مشك پر از آبى را كه در گوشه حياطمسجد قرار داشت با سوزن سوراخ كرد و آب آن را به زمين ريخت. با تمام شدن نماز، وقتى پدر از مسجد بيرون آمد، با ديدن اين صحنه، ناراحت شد. دست فرزند را گرفت و به‏سوى منزل رهسپار شد. رو به همسرش كرد و گفت: «مى‏دانيد كه من در تربيت فرزندم دقّت بسيار داشته‏ام. امروز عملى از او ديدم كه مرا به‏فكر واداشت. با اين كه در مورد غذايش دقّت كرده‏ام كه از راه حلال به‏دست بيايد، نمى‏دانم به‏چه دليل دست به‏اين عمل زشت زده است. حال بگو چه كرده‏اى كه فرزندمان چنين كارى را مرتكب شده است.»
    زن كمى فكر كرد و عاقبت گفت: راستش هنگامى كه محمدباقر را در رحم داشتم، يك بار وقتى به خانه همسايه رفتم، درخت انارى كه در خانه شان بود، توجه مرا جلب كرد. سوزنى را در يكى از انارها فروبردم و مقدارى از آب آن را چشيدم.
    ملامحمدتقى مجلسى با شنيدن سخن همسرش آهى كشيد و به راز مطلب پى برد.(7)
    P . حسين مظاهرى، خانواده در اسلام، ص 161 . P(8)
    بيان: اگر در روايات اسلامى تأكيد شده كه خوردن غذاى حرام ولواندك در نطفه تأثير سوء دارد به همين جهت است. لذا بزرگانِ علمِ‏تربيت گفته‏اند: «تربيت قبل از تولد شروع مى‏شود.»

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  4. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,mehrdad539,niloofarabi,sokut,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی,سلماء

  5. ارسال:3#
    5: فرزند، نتیجه دعا
    «على‏بن بابويه» آن مرد بزرگ الهى، در پنجاه سالگى، هنوز صاحب فرزندى نبود. او كه عشق و علاقه وافرى به اهل بيت و ائمه اطهار(ع) داشت، طى نامه‏ اى به يكى از نايبان خاص امام زمان(ع) از او خواست‏ كه از محضر حضرت بقيةالّله بخواهد براى او دعا كند تاخداوند فرزندى صالح و فقيه به او عنايت فرمايد. تقاضاى آن مرد عارف و خداشناس به محضر امام(ع) رسيد. آن حضرت در جواب فرمود: «او از همسر خود صاحب فرزند نخواهد شد، اما به زودى همسرى نصيب وى خواهد گرديد كه از وى داراى دو پسر فقيه خواهدگشت.»
    مطابق وعده حضرت امام زمان(ع)، دوران بى‏ فرزندى سپرى شد وخداوند به او سه فرزند پسر داد كه دو پسرش به نام هاى محمد وحسين به بركت هوش و حافظه فوق‏العاده شان به بالاترين مراتب فقاهت رسيدند.
    محمد معروف به «شيخ صدوق» در همان دوران طفوليت صاحب نبوغ و هوش سرشارى بود و اساتيد خود را به شگفتى وامى‏داشت.(9)
    P . طوسى، الغيبه، ص 188 . P(10)

    6:کودک و تاثیرات محیط

    سال‏هاى سال از حادثه مصيبت بار جنگ دوم جهانى گذشته بود. زنى فرانسوى به جراحى مغز احتياج پيدا كرد. با اين كه آن زن آلمانى نمى‏دانست، امّا وقتى چاقوى جراحى به رگى از مغز وى اصابت كرد، زن در حال بى‏ هوشى شروع به خواندن سرودى به زبان آلمانى نمود. چاقو را كه از رگ برداشتند، خواندن سرود نيز قطع شد. تكرار اين عمل تعجب پزشكان را در پى داشت.
    پس از تحقيقات فراوان، پرده از اين راز برداشته شد: هنگام هجوم آلمان به فرانسه، اين زن كه در آن هنگام كودك خردسالى بيش نبوده، درخيابان شاهد سرودهايى بوده است كه سربازان اشغالگر آلمانى مى‏خوانده‏ اند. اين سرودها از آن هنگام در ضمير ناخودآگاه وى محفوظ مانده بوده است.(11)
    P . خانواده در اسلام، ص 172 . P(12)
    بيان: موضوع تأثير پذيرى در سنين كودكى، در روايات بسيارى مورد تأكيد قرار گرفته است و شايد حكمت خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ كودك بعد از تولد، همين جهت باشد.

    7:بوسیدن کودک

    بسيار ديده مى‏شد كه پيامبر اسلام(ص) حسن(ع) و حسين(ع) را در آغوش مى‏گرفت و مى‏بوسيد. روزى آن دو را در بغل گرفت و بوسيد. شخصى كه حضور داشت، وقتى علاقه پيامبر و رفتار وى را بااطفال ديد به فكر فرو رفت و پيش خود گفت: «آيا تا به حال در اشتباه بوده‏ ام؟ آيا روش اسلام در تربيت فرزند اين است؟ اگر اين طور است پس من در اين مسأله بسيار كوتاهى كرده‏ ام».
    به پيامبر نزديك شد و در حالى كه خجالت مى‏كشيد سخن بگويد، عرض كرد: «يا رسول الّله من داراى ده فرزند كوچك و بزرگ هستم، اماتاكنون هيچ يك از آنها را نبوسيده‏ ام.»
    پيامبر از گفته او به قدرى ناراحت شد كه رنگ چهره مباركشان تغيير كرد. ايشان به او فرمود: «خداوند مهر و محبت را از قلب تو بيرون‏ كرده است. آن كس كه به كودكان ما رحم نمى‏ كند و به بزرگ ما احترام نمى‏ گذارد، از ما نيست.»(13)
    P . بحارالانوار، ج 43، ص 282 . P(14)

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  6. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi,samin66,sokut,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی

  7. ارسال:4#
    8: پدر خیانتکار
    اواخر آن شب زمستانى، مسافران در ايستگاه اتوبوس به انتظار ماشين ايستاده بودند. مردى تنومند با چهره‏اى غير عادى، به همراه طفل شش ساله‏اش در كنار ديگر مسافران منتظر آمدن اتوبوس بود. حالت سرگيجه و تهوع، آن طفل بى‏چاره را راحت نمى‏گذاشت. تااين‏كه حال آن طفل معصوم بدتر شد و در كنار خيابان استفراغ كرد. همه فكر مى‏كردند غذايى آلوده كودك را مسموم كرده است.
    كنجكاوى، يكى از مسافران را واداشت از پدر طفل بپرسد فرزندش چه مرضى دارد.
    آن مرد پس از كمى سكوت با صداى درشتى گفت: فرزندم مريض نيست. امشب او را به مجلس عيش و نوش يكى از دوستانم بردم و على‏رغم ميل كودك، به او شراب خوراندم!(15)
    P . گفتار فلسفى (كودك)، ج 2، ص 52 . P(16)
    بيان: فكر مى‏كنيد پرورش اين كودك در چنين خانواده‏اى، چه‏نتيجه‏اى به دنبال خواهد داشت. آيا خيانتى بالاتر از اين تصور مى‏شود؟

    9:گام اول در تنبیه کودک

    خانواده‏اى از دست فرزند شرورشان كلافه شده بودند. بى‏ادبى فرزند خردسال، پدر و همه اهل منزل را رنج مى‏داد. بيرون از منزل نيز كسى از آزار و اذيت او آسايش نداشت. پدر نيز هر بار او را به باد كتك مى‏گرفت، به اميد اين‏كه بر اثر تنبيه، دست از كارهاى زشت بردارد؛ اما فايده‏اى نداشت.
    روزى دست فرزند خود را گرفت و نفس زنان، نزد حضرت‏ابوالحسن(ع) آورد و از وى شكايت كرد. حضرت نگاهى به آن مرد كرد و خواست راه و روش تربيت كردن را به او بياموزد. فرمود: «فرزندت را نزن.»
    مرد از خودش پرسيد: پس چگونه فرزندم را تربيت كنم. منتظربودتا ادامه كلام امام را بشنود. امام ادامه داد: «براى ادب كردنش از او دورى و قهر كن.»
    مرد گويا دنياى جديدى در تربيت فرزند به رويش گشوده شد. درهمان لحظه تصميم گرفت شيوه قهر و دورى را پيشه خود سازد وبافرزندش سخنى نگويد. در همين فكر بود كه ادامه كلام امام، او را آگاه‏تر كرد. امام فرمود: «ولى مواظب باش قهرت زياد طول نكشد و هرچه زودتر با فرزندت آشتى كن.» (17)
    P . بحارالانوار، ج 101، ص 99 . P(18)
    بيان: شيوه تنبيه بدنى در تربيت كودك هيچ تأثيرى ندارد، بلكه نتيجه عكس دارد. چون علاوه بر عادت به تنبيه، عظمت و ابهت پدر و مادر و يا معلم را نزد كودك خدشه‏دار مى‏كند و راه براى تربيت بعدى نيز بسته مى‏شود.

    10:کودکان امروز، بزرگان فردا
    حضرت امام حسن مجتبى(ع) هر از گاهى فرزندان را دور خود جمع مى‏كرد و آنان را نصيحت مى‏نمود. روزى فرزندان خود و فرزندان برادرش را فرا خواند. كودكان قبل از شرفياب شدن به حضورامام، نمى‏دانستند ايشان به چه قصدى آنها را دعوت كرده است، ولى خوشحال بودند كه هر وقت نزد امام مى‏روند، با دست پر بازمى‏گردند.
    همه كودكان كه دور امام(ع) گرد آمدند، امام(ع) فرمود: «همه شما، كودكان امروز هستيد و اميد مى‏رود كه بزرگان اجتماع فردا نيز باشيد؛ پس دانش بياموزيد و در كسب علم كوشش كنيد.» (19)
    P . بحارالانوار، ج‏2، ص 152 . P(20)

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  8. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi,samin66,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی

  9. ارسال:5#
    11: مجال تحرک کودک را سلب نکنید

    آن روز پس از تعمير راديو، صداى امام(ره) توجه مرا به خود جلب‏كرد: راديو را كجا مى‏گذاريد؟
    عرض كردم: روى ميز، كنار دستتان.
    - نه، جايى بگذاريد كه دست بچه به آن نرسد و بهتر است روى تاقچه بگذاريد.
    با كمى تأمل مقصود امام را دريافتم. حضرت امام براى آن كه هم راديو محفوظ باشد و هم مجبور نباشد مجال تحرك كودك را محدود و سلب نمايد و او را با امر و نهى آزرده خاطر سازد، اين دستور را فرمود
    در سايه آفتاب، خاطرات حسن رحيميان، ص 194

    12:مادر و فرزندی پاک

    خليفه دوم، گاهى شب‏ها از منزل بيرون مى‏رفت. شبى صداى زنى‏را شنيد كه از دخترش مى‏خواست شير گوسفندان را براى فروش بيشتر، با آب مخلوط كند، اما دختر از اين كار امتناع مى‏كرد. وقتى كه مادر از روى تمسخر گفت: «خليفه ما را نمى‏بيند.»
    دختر گفت: «خداى خليفه كه ما را مى‏بيند».
    خليفه به پسرش «عاصم» گفت: «تحقيق كن تا او را برايت خواستگارى كنيم.»
    بعد از تحقيق، متوجه پاك بودن دختر شدند. ازدواج كه صورت گرفت، خداوند دخترى به آنها داد كه «ام عاصم» نام نهاده شد، اين دختر با «عبدالعزيزبن مروان» ازدواج كرد. خداوند پسرى به نام «عمربن‏عبدالعزيز» به آنها عطا كرد.
    عمربن‏ عبدالعزيز وقتى به خلافت رسيد، سبّ اميرالمؤمنين را ممنوع كرد، فدك را به فرزندان حضرت زهرا برگرداند و وقتى كه به اين كار او اعتراض مى‏كردند مى‏گفت: «حق با حضرت فاطمه(س) است.»
    بحارالانوار، ج 23، ص 295

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  10. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی

  11. ارسال:6#
    13: کودکان را قرآن بیاموزید

    زمانى كه «فرزدق»(3) در دوران كودكى، همراه پدرش به حضور امام ‏على(ع) رسيد، امام از پدرش سؤال كرد: «اين پسركيست؟»
    جواب داد: «او فرزند من است و همام نام دارد.»
    پدر فرزدق در ادامه سخنش گفت: «شعر و كلام عرب را آن چنان به ‏او آموختم كه مهارت كامل در اين فن دارد.»
    آن مرد انتظار داشت كه فرزندش مورد تشويق امام(ع) قرار بگيرد، ولى امام(ع) كه افتخار كودك مسلمان را در فراگيرى قرآن مى ‏دانست فرمود: «اگر قرآن را به او ياد مى ‏دادى برايش بهتر بود.»
    فرزدق وقتى اين سخن امام را شنيد به فكر فرو رفت. كلام امام(ع) در قلبش نشست و اين سخن هميشه در خاطرش ماند. از آن لحظه خودش را مقيّد كرد تا وقتى قرآن را حفظ نكند آرام ننشيند. چنين نيز كرد و قرآن را كاملاً حفظ نمود.
    ابن‏ ابى ‏الحديد، شرح نهج ‏البلاغه، ج 10، ص 21

    14: از حرف تا عمل

    در زمان پيغمبر اكرم(ص)، طفلى بسيار خرما مى‏خورد. هر چه او را نصيحت مى‏كردند كه زياد خوردن خرما ضرر دارد، فايده نداشت. مادرش تصميم گرفت او را به نزد پيغمبر(ص) بياورد تا او را نصيحت كند. وقتى او را به حضور پيغمبر آورد، از پيغمبر خواست تا به طفل بفرمايد كه خرما نخورد، اما آن حضرت فرمود: «امروز برويد و او را فردا دوباره بياوريد.»
    روز ديگر زن به همراه فرزندش خدمت پيغمبر(ص) حاضر شد. حضرت به كودك فرمود كه خرما نخورد. در اين هنگام زن، كه‏نتوانست كنجكاوى و تعجب خود را مخفى كند، از ايشان سؤال كرد: «يا رسول‏الله، چرا ديروز به او نفرموديد خرما نخورد؟»
    حضرت فرمود: «ديروز وقتى اين كودك را حاضر كرديد، خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصيحت مى‏كردم، تأثيرى نداشت.»
    امام صادق(ع) فرمود: «به راستى هنگامى كه عالم به علم خود عمل‏نكرد، موعظه او در دل‏هاى مردم اثر نمى‏كند، همان طور كه باران از روى سنگ صاف مى ‏لغزد و در آن نفوذ نمى‏كند.»
    راهنماى سعادت، ص 107

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  12. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi,samin66,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی

  13. ارسال:7#
    15: اثرات پرورش آرزو در کودک
    مى‏ گويند: زنى ديوانه شد و او را به دارالمجانين بردند. براى معالجه‏ اش هر كار كردند فايده‏ اى نبخشيد. اين زن هر روز صبح، ديوانه‏ ها را دور خودش جمع مى‏كرد و مى‏ گفت: «من يك شوهر زيبا دارم. يك پسر و يك دختر خوشگل دارم. ماشين سوارى قشنگى داريم. عصر به عصر كه شوهرم از سر كار مى ‏آيد، پشت فرمان ماشين مى ‏نشيند و من و بچه‏ ها هم عقب ماشين مى‏ نشينيم. از قصرمان كه در شميران است مى‏ رويم به ويلايى كه داريم و در آنجا تفريح مى‏كنيم...».
    بعد از تحقيقات درباره كودكى اين زن، معلوم شد كه وى در زمان درس‏ خواندن آمال و آرزوهاى عجيبى داشته است، مثلاً آرزو داشته ‏است‏ كه شوهر آينده ‏اش يك ادارى عالى رتبه و خوش قيافه باشد، بچه‏ هاى آنها، قصر و ويلايشان، ماشين و ... چنين و چنان باشد. سال‏ها با اين آرزوها زندگى مى‏كند تا اين كه از قضا به همسرى مردى عادى، فاقد زيبايى و ثروت در مى‏ آيد. زندگى مشتركشان را در خانه‏ اى كوچك و اجاره ‏اى آغاز مى‏ كنند و صاحب فرزند نيز نمى‏ شوند. عملى ‏نشدن آرزوها، چنان روان زن بيچاره را آزار مى‏دهد تا سرانجام ديوانه ‏اش مى‏كند.
    حسين مظاهرى، تربيت فرزند در اسلام، ص 144
    بيان: رؤيايى بارآمدن كودك، بيشتر بر اثر تلقينى است كه از طرف اطرافيان به ذهن او تزريق مى‏ شود. خصوصاً پدر و مادر، به فرزند خود وعده‏ هايى ندهند كه توان انجام دادن آن را نداشته باشند تا نتيجه‏ اش اين‏ بشود كه او يك عمر در رؤياهاى خيالى خود پرواز كند و هيچ‏وقت دسترسى به آن نداشته باشد.

    16: تاثیر تقوای مادر بر فرزند
    شيخ مفيد(ره) در خواب ديد: فاطمه زهرا(س) در حالى كه دست حسن(ع) و حسين(ع) را در دست داشت پيش آمد و رو به او فرمود: «يا شيخ، به اين دو كودك، فقه را تعليم بده.»
    شيخ مفيد از خواب بيدار شد. تعجب كرد از اين كه فاطمه زهرا(س) به‏ همراه حسنين بيايد و بگويد به آنها تعليم بده.
    روزى شيخ در جلسه درس نشسته بود. ناگهان زنى را ديد كه دست‏ دو پسرش را در دست داشت و در برابرش ايستاده بود. زن به شيخ مفيد گفت: «يا شيخ به اين دو كودك (سيد رضى و سيد مرتضى)، فقه را تعليم‏ بده.»
    شيخ مفيد كه تعبير خوابش را دريافته بود، آن دو كودك را به ‏بهترين وجه پرورش داد تا جايى كه سيد رضى و سيد مرتضى ازمفاخر جهان تشيّع گرديدند.
    روزى شيخ مفيد مقدارى سهم امام به اين دو كودك داد كه به‏ مادرشان بدهند. مادر آنها پول را قبول نكرد و گفت: «سلام مرا به شيخ‏ مفيد برسانيد و بگوييد پدرمان مغازه ‏اى به ارث گذاشته است. مادرمان، مال الاجاره اين مغازه را مى ‏گيرد و خرج مى‏كند، لذا احتياج زيادى نداريم و با قناعت زندگى مى‏كنيم.»
    تربيت فرزند در اسلام، ص90

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  14. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی

  15. ارسال:8#
    17: بهترین نام
    چهارمين فرزندم كه به دنيا آمد، او را خدمت حضرت امام بردم تا نامى برايش انتخاب كند. به ايشان عرض كردم: «تصميم داشتم نامش را على بگذارم، ولى ترجيح دادم شما نامى براى او انتخاب فرماييد.»
    امام لبخند شيرينى به لب آورد و فرمود: «از على بهتر چيست؟
    در سايه آفتاب، ص‏129

    18:شیوه تبریک گفتن نوزاد
    مردى به هنگام تبريك تولد فرزند يكى از دوستانش، به او گفت: «توّلد اين نوزاد كه سوار بر مركب مراد خواهد بود، بر تو مبارك باد.»
    حضرت امير(ع) كه حضور داشت به او فرمود: «به هنگام تبريك و شادباش نوزاد چنين بگو: خداى بخشنده را شكرگذار باش و اين بخشش او، بر تو مبارك باد. اميد كه فرزندت به كمال توانايى برسد و از نيكوكارى‏اش بهره‏مند شوى.»
    بيان: اسلام در هر مورد دستور كاملى دارد كه محور آن گام زدن انسان در مسير توحيد و رسيدن به كمال است. اين هدف مقدس حتى در محتواى «شادباش نوزاد» از طرف ائمه(ع) پيشنهاد شده است.
    نهج البلاغه، حكمت346

    19:دختر خیلی خوب است
    در زمستان 1363، خداوند به من دخترى عطا فرمود. اورا به‏خدمت حضرت امام بردم. ايشان با ديدن نوزاد، بى‏درنگ دست‏ها را پيش آورد و قنداق كودك را گرفت. پرسيد: «پسر است يا دختر؟».
    گفتم: «دختر است.»
    ايشان با شنيدن اين حرف، نوزاد را در آغوش فشرد. صورتشان را به صورت كودك گذاشت، پيشانى‏اش را بوسيد و سه بار فرمود: «دختر، خيلى خوب است.»
    آن گاه از نامش سؤال كرد. گفتم: «دلمان مى‏خواهد شما نامى برايش انتخاب بفرماييد.»
    حضرت امام بدون تأمّل سه بار فرمود: «فاطمه، خيلى خوب است.»
    در سايه آفتاب، ص126

    20:بهترین نام برای دختر
    از «سكونى» روايت شده است كه بر امام صادق(ع) وارد شدم، درحالى كه خسته و غمگين بودم. ايشان رو به من كرد و فرمود: «اى‏سكونى، علّت غم و ناراحتى تو چيست؟»
    عرض كردم: «خداوند به من فرزندى داده است كه دختر است.»
    فرمودند: «اى سكونى، سنگينى او بر روى زمين است و روزى او باخداوند. او بدون اين كه به تو نياز داشته باشد، زندگى مى‏كند و نيز بدون استفاده از روزى تو، غذا مى‏خورد.»
    آن گاه پرسيدند: «اسم او را چه گذاشته‏اى؟»
    گفتم : «نامش را فاطمه گذاشته‏ام.»
    آن حضرت با شنيدن نام مقدس فاطمه(س) سه بار آه كشيد.
    سپس دست بر پيشانى گذاشت و فرمود: «امّا اگر اسم او را فاطمه گذاشته‏اى به او فحش نده و او را لعنت نكن.»
    حرّ عاملى، وسائل‏الشيعه، ج 15، ص 200

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  16. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی

  17. ارسال:9#
    21:موفقیت در علاقه و استعداد کودک

    يكى از نقاشان بزرگ روزگار، در كودكى، هنگامى كه به مدرسه مى‏ رفت، بسيار نامرتب و شلوغ بود. نه خود درس مى‏ خواند و نه مى‏ گذاشت ساير شاگردها به درس استاد گوش فرا دهند. روزى استاد او را به حضور طلبيد تا در خلوت پندش دهد و عاقبت بازيگوشى و سهل‏ انگارى را به او گوشزد نمايد. در حينى كه شاگرد تنبل را نصيحت مى‏كرد، مشاهده نمود كه وى با قطعه زغالى، روى زمين، تصاوير زيبايى را نقش مى‏زند. استاد با تجربه به فراست دريافت كه آن كودك براى نقاشى آفريده شده است. براى همين با پدرش صحبت كرد و او را به تغيير دادن رشته تحصيلى فرزندش ترغيب نمود. بعدها كه آن كودك، نقاش بزرگى شد، صحّت پيش ‏بينى آن آموزگار هوشمند، پديدار گرديد.
    از «اديسون» پرسيدند كه چرا اكثر جوانان به قله‏ هاى موفقّيت دست پيدا نمى‏كنند؟ وى جواب داد: «چون در مسيرى كه استعدادش را دارند گام نمى ‏زنند.»
    جعفر سبحانى، رمز پيروزى مردان بزرگ، ص 4

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  18. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی

  19. ارسال:10#
    22: جایزه برای نقاشی کودک

    حجةالاسلام رحيميان نقل مى‏كند:
    «يكى از دوستان، همراه با خانواده‏اش به دستبوسى حضرت امام نائل شدند. او پس از آن به من مراجعه كرد و گفت: اين پسرم كه كلاس پنجم دبستان است، دفتر نقاشى‏ اش را براى تقديم به امام آورده بود كه محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند، براى همين خيلى ناراحت شده است.
    من دفتر نقاشى را گرفتم و در روز بعد خدمت امام تقديم كردم. حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه فرمود و با ديدن تصويرى از يك تانك كه چرخ‏هاى آن را مداد تراش، تنه آن را كتاب، لوله آن را يك مداد و سرنشين آن را يك طفل دانش ‏آموز تشكيل داده ‏بود، فرمود كه به آن دانش ‏آموز خردسال جايزه‏ اى مناسب پرداخت‏ شود، كه جايزه همراه با نامه‏ اى از سوى دفتر امام به او تقديم ‏شد.
    در سايه آفتاب، ص 237

    23:شناخت لیاقت های کودک

    به «ملكشاه سلجوقى» خبر رسيد كه «قيصر روم»، در صدد تسخير بغداد است. ملكشاه با ارتش منظم خود به سوى مرز ايران حركت كرد. «خواجه نظام‏ الملك» روزى از ارتش سان مى ‏ديد كه ناگاه قيافه سربازى‏ كوتاه قد، توجّه او را به خود جلب كرد. دستور داد كه او را ازصف بيرون كنند. او تصور كرده بود كه از آن سرباز كوتاه قد، كارى‏ ساخته‏ نيست. ملكشاه به خواجه گفت: «چه مى ‏دانى؟ شايد همين سرباز قيصر را اسير كند.»
    اتفاقاً مسلمانان در اين نبرد پيروز شدند و قيصر روم به دست همين سرباز اسير گرديد.
    بيان: مى ‏گويند: «انيشتين» دانشمند بزرگ و فيزيكدان عصر حاضر، دركلاس‏هاى ابتدايى چهره درخشانى نداشت، ولى در سال‏هاى بعد، استعداد شگرف و مخفى مانده خود را بروز داد.
    بیان:مربّى يا پدر و مادر موفق، آنهايى هستند كه از شاگرد و يا كودك خود شناخت خوبى داشته باشند؛ استعدادهاى آنها را بيابند و زمينه شكوفايى آن را فراهم كنند. چون خداوند در هر كس استعداد خاصى را قرار داده است كه شخص با شكوفايى آن استعداد به توفيق دست خواهد يافت
    .
    رمز پيروزى مردان بزرگ، ص10

    ادامه دارد...
    پاسخ با نقل و قول

  20. صد حکایت تربیتی  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •