تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشــاوره برای تفاوت سنی دختر و پسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:The Wanted
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 5

مشــاوره برای تفاوت سنی دختر و پسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    درود...

    بنده 24 سالمه . توی یک شرکت به عنوان ویزیتور که هر ماه راهی شهرستان میشم کار میکنم.
    خصوصیات خودم هم به شرح است :
    آدم گوشه گیری بودم قبلا ( شاید هم الان باشم یکم ) . اعتماد به نفس بالایی هم نداشتم ( شاید هم الان هم همینطوری باشم یکم )
    اهل کار هستم ... جدی تا حدودی ... و تا حدودی هم غرب زده :d .... و از همه مهمتر تا به حال هم به موضوع ازدواج به صورت جدی فکر نکرده بودم و همچنین تا به حال دوست دختر هم نداشتم ( در واقع نخواستم که داشته باشم )
    در حال حاضر هم برای خودم خونه مجردی دارم و با یکی از دوستان صمیمیم دارم زندگی میکنم...ولی از شرایط حالم راضی نیستم ...
    یعنی احساس میکنم که یک همراه واسه ادامه زندگیم لازمه ... یک نفر که منو بفهمه ... یک نفر که واسه من ارزش قائل بشه ... و ...

    و اما طرف :
    حسابدار شرکتمون هست ...
    ایشون در حال حاضر 31 سالشون هست . یعنی 7 سال بزرگتر از من .
    هم شهری خودم هستش . تحصیلاتش هم مثل خودمه . توی یک خانواده 4 نفری که ایشون فرزند سوم خانه هستش . ( البته همشون دخترن )
    بعد اینکه طی چند وقتی که زوم کردم روی ایشون و جدا از روابط همکاری که قبلا داشتیم , چند وقتی هستش که هر دو به هم علاقه پیدا کردیم .
    خیلی بهم علاقه پیدا کردیم . و اینکه معمولا اکثر مواقع تلفنی و حتی حضوری با هم صحبت میکنیم.
    سلایق و افکارمون شبیه به هم داریم . یک جورایی ایشون شبیه به خودمه ... یعنی تا به حال روابطی با کسی نداشته و ...
    ...
    موضوع بعدی اینکه تنها و تنها چیزی که منو به شک می اندازه فقط همین اختلاف سن ماست ...
    من میتونم زندگی رو شروع کنم و عرضه اش رو هم دارم و هم اینکه بهم علاقه داریم منتها از همین اختلاف سنی میترسم .
    اینکه این اختلاف سنی توی اقوام چه جلوه ایی میتونه داشته باشه !؟
    در آینده چطور میشه ؟
    موضوع بچه دار شدنمون چی میشه !؟
    و.... هر چیز مهم دیگه ایی...


    یک نکته اینکه بنده میتونم خانواده خودم رو متقاعد کنم برای پذیرفتن این اختلاف و اصلا هم واسم مهم نیست حرفهای اقوام و دوستانم و به احتمال زیاد هم همین شرایط برای طرف مقابل ...

    باور کنید خیلی تو فکرم همین موضوع ذهنم رو درگیر خودش کرده ...
    ببخشید که زیاد شد دوستان ولی تازه کوتاهش کردم ...
    خوشحال میشم به سوالاتی که بپرسیدم یک مشاوره بدید و یا اینکه سوالات دیگه ایی هم بپرسید ...
    با تشکر...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    به همیاری خوش اومدید
    همه چیز به فرهنگ و شرایط دو طرف و خاونده هاشون بستگی داره شاید برای خانواده ای همسن بودن یا حتی یک ماه بزرگتر بودن دختر مشکلی بزرگی باشه اما برای خانواده ای ایرادی نداشته باشه و حتی نمونه های این چنینی در اقوام یا اون خانواده عادی باشه .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  3. مشــاوره برای تفاوت سنی دختر و پسر  سپاس شده توسط The Wanted

  4. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Wanted نمایش پست ها
    درود...بنده 24 سالمه . توی یک شرکت به عنوان ویزیتور که هر ماه راهی شهرستان میشم کار میکنم.خصوصیات خودم هم به شرح است :آدم گوشه گیری بودم قبلا ( شاید هم الان باشم یکم ) . اعتماد به نفس بالایی هم نداشتم ( شاید هم الان هم همینطوری باشم یکم ) اهل کار هستم ... جدی تا حدودی ... و تا حدودی هم غرب زده :d .... و از همه مهمتر تا به حال هم به موضوع ازدواج به صورت جدی فکر نکرده بودم و همچنین تا به حال دوست دختر هم نداشتم ( در واقع نخواستم که داشته باشم )در حال حاضر هم برای خودم خونه مجردی دارم و با یکی از دوستان صمیمیم دارم زندگی میکنم...ولی از شرایط حالم راضی نیستم ... یعنی احساس میکنم که یک همراه واسه ادامه زندگیم لازمه ... یک نفر که منو بفهمه ... یک نفر که واسه من ارزش قائل بشه ... و ...و اما طرف :حسابدار شرکتمون هست ... ایشون در حال حاضر 31 سالشون هست . یعنی 7 سال بزرگتر از من .هم شهری خودم هستش . تحصیلاتش هم مثل خودمه . توی یک خانواده 4 نفری که ایشون فرزند سوم خانه هستش . ( البته همشون دخترن )بعد اینکه طی چند وقتی که زوم کردم روی ایشون و جدا از روابط همکاری که قبلا داشتیم , چند وقتی هستش که هر دو به هم علاقه پیدا کردیم .خیلی بهم علاقه پیدا کردیم . و اینکه معمولا اکثر مواقع تلفنی و حتی حضوری با هم صحبت میکنیم.سلایق و افکارمون شبیه به هم داریم . یک جورایی ایشون شبیه به خودمه ... یعنی تا به حال روابطی با کسی نداشته و ......موضوع بعدی اینکه تنها و تنها چیزی که منو به شک می اندازه فقط همین اختلاف سن ماست ...من میتونم زندگی رو شروع کنم و عرضه اش رو هم دارم و هم اینکه بهم علاقه داریم منتها از همین اختلاف سنی میترسم .اینکه این اختلاف سنی توی اقوام چه جلوه ایی میتونه داشته باشه !؟ در آینده چطور میشه ؟موضوع بچه دار شدنمون چی میشه !؟و.... هر چیز مهم دیگه ایی...یک نکته اینکه بنده میتونم خانواده خودم رو متقاعد کنم برای پذیرفتن این اختلاف و اصلا هم واسم مهم نیست حرفهای اقوام و دوستانم و به احتمال زیاد هم همین شرایط برای طرف مقابل ...باور کنید خیلی تو فکرم همین موضوع ذهنم رو درگیر خودش کرده ...ببخشید که زیاد شد دوستان ولی تازه کوتاهش کردم ...خوشحال میشم به سوالاتی که بپرسیدم یک مشاوره بدید و یا اینکه سوالات دیگه ایی هم بپرسید ...با تشکر...
    با سلام و خوش امد به شما دوسته گرامیامکانش هست بفرمایید که هدف اصلی شما برای ازدواج چیه؟ این سوال رو از خودتون بپرسید و بدون رودربایستی با خودتون بهش جواب بدیدبه طور کلی در مشاوره ازدواج توصیه میشه زوجین از نظر سنی در یک رده باشند و بهتر هست که آقا یکی دو سالی از خانم بزرگتر باشند اون هم برمیگرده به اینکه خانم ها دو سالی زودتر از آقایون به بلوغ عقلی میرسند.کلا طبیعت خانم ها این هست که زودتر آقایون راه میرند در کودکی، صحبت می کنند و زودتر به بلوغ جنسی و عقلی میرسند. به همین خاطر هم در اسلام خانم ها زودتر به سن تکلیف میرسند.از نظر فیزیولوژیکی هم در خانم ها بعد از 30 سالگی بارداری میتونه با خطراتی همراه باشه و هرچی این سن بالاتر باشه درصد خطر هم بیشتر میشه. مثل عقب ماندگی کودک و اختلالات نافذ رشد و.... دلیلش هم این هست که بعد از این سنین قدرت باروری تخمک ها کم میشه در صورتی که یک مرد حتی تا دوران پیری هم قدرت باوری داره.این موضوع باید از چند زاویه مورد بررسی قرار بگیره:1- ابتدا اینکه بعد از ازدواج باید سریعا اقدام به بچه دار شدن کنید به این خاطر که فاصله بین سن مادر و کودک خیلی بالا نره چراکه هرچقدر سن بالاتر بره جدای از خطرات بارداری حوصله زن هم برای نگهداری کودک کمتر میشه ضمن اینکه ایشون کارمند هم هستند.2- در حرفهاتون اشاره کردید که کمی گوشه گیر هستید و اعتماد به نفس بالایی هم نداشتید و هنوز هم مطمئن نیستید (چراکه از کلمه شاید استفاده کردید). سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که فکر میکنید این اعتماد به نفس پایین و گوشه گیری باعث شده باشه در گذشته و حال مشکلاتی را در برقراری رابطه با جنس مخالف داشته باشید و به همین خاطر به اولین خانمی که باهاش صمیمی شدید ابراز علاقه کردید؟فکر میکنید اگر در آینده اعتماد به نفس بالاتری پیدا کنید و بیشتر اجتماعی باشید و با خانم های بیشتری در ارتباط باشید(ارتباط کاری و...)ممکن باشه از این ازدواج ناراضی بشید و به شخص دیگه ای علاقه مند بشید؟ضمن اینکه شما 7 سال از ایشون کوچکتر هستید و این 7 سال اختلاف سنی در یکی دو دهه دیگه خودش را از نظر ظاهری نشان خواهد داد و شما از همسرتون جوان تر خواهید بود، و ممکنه ایشون در مقایسه با خانم های هم سن و سال خودتان در آینده جذابیت الان رو نداشته باشند.به این هم فکر کنید و این سوال رو باز از خودتون بپرسید که در آینده که ایشون علائم پیری درشون ظاهر شد و من جوان تر بودم و سرزنده تر آیا هنوز هم میتونم بهش متعهد باشم و از همراهی کردن فردی مسن تر از خودم در میهمانی ها لذت ببرم؟3- مورد سوم همانطور که بهش اشاره ای داشتید واکنش خانواده طرفین و اطرافیان و بوِیژه خانواده شماست. ممکنه برای شما حرفه دیگران مهم نباشه اما خانواده شما چنین طرز فکری نداشته باشند. و بالعکس خانواده خانم چنین اختلاف سنی رو زیاد بدونند.این مورد برمیگرده به خانواده ها و اطرافیان و طرز فکر و فرهنگ اونها و چیزیه که از حوزه اختیارات شما خارجه.باید دید نظر خانواده ها در این مورد چیه4- یکی از نکات مهمی که باید در نظر داشته باشید اینه که از نظر شغلی ایشون حسابدار هستند و شما ویزیتور. بنده اطلاعی ندارم حقوق شما و ایشون چقدر هست اما فکر میکنم شغل حسابداری حقوق ثابتی داشته باشه و حقوق ویزیتوری مقدار ثابتی نباشه و بالا و پایین بشه. باید دید که ایشون خودشون رو از نظر جایگاه اقتصادی و شغلی از شما بالاتر میدونند یا خیر؟ چراکه توصیه شده مرد از نظر شغلی و درآمدی از همسرش بالاتر باشه دلیلش هم برمیگرده به اینکه مرد معمولا نان آور خونه است و یجورایی دوست داره ستون خونه باشه اما وقتی این شرایط برعکس باشه مرد ممکنه احساس اقتدار کمتری کنه. و نکته آخر هم اینکه باید مشخص بشه قرار هست حرف اول و آخر رو در منزل چه شخصی بزنه. از اونجایی که ایشون 7 سال از شما بزرگتر هستند ممکنه احساس کنند شما کم سن و کم تجربه هستید و در نتیجه نتونید تصمیمات درستی بگیرید و تصمیماتی که ایشون میگیرند منطقی تر و عقلانی تر باشه چراکه سن و تجربه شون از شما بیشتره.اینها همه مواردی هستند که باید بررسی کنید و از خودتون سوال کنید.جمع بندی:بهتون پیشنهاد میکنم قبل از هر چیز کاغذی تهیه کنید و در یک قسمت خصوصیات مثبت ایشون (مثلا شاغل بودن، چهره ظاهری، اخلاق، اعتقادات و...) و در قسمتی دیگه خصوصیات منفی(سن زیاد و....) را بنویسید و بهشون از 1 تا 10 نمره بدید. یادتون باشه خصوصیات منفی ای که نمره بالایی میگیرند مثلا از 8 به بالا چراغ خطر هستند و باید بهشون رسیدگی کرد.توصیه ام هم به شما این هست که ابتدا ببینید آیا واقعا این علاقه از روی احساس هست یا منطق و اگر منطقی بود ببینید آیا دوطرفه است یا خیر و اگر دو طرفه بود مواردی که بهتون گفتم و نگرانی هاتون رو با ایشون در میان بگذارید و اگر به توافق رسیدید با خانواده هاتون در میان بگذارید.که در این مرحله باید دید واکنش خانواده های طرفین چی هست. ضمن اینکه همانطور که اشاره کردم این قسمت ممکنه از اختیارات شما خارج باشه. به این خاطر که از نظر شما شاید حرف اطرافیان مهم نباشه اما ممکنه خانواده ها چنین اعتقادی نداشته باشند.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2015_01_02 در ساعت 23:20
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشــاوره برای تفاوت سنی دختر و پسر  سپاس شده توسط hojjat,niloofarabi,The Wanted,مهدوی

  6. ارسال:4#
    واقعا عالی بود دوست عزیز ...

    خدا رو شکر هنوز هم به اون مرحله ایی هم نرسیده که عشق کورم کنه و به خاطر این عشق بخوام خودم رو ببازم و بگم فقط همین ...
    میتونم راحت ازش بگذرم ( از دید ازدواج ) و باهاش به عنوان یک دوست ادامه بدم ...
    چون توی این موضوع اگر قرار باشه کسی ضرر بکنه خب مشخصا اون منم ...
    ولی باز یک چیز دیگه منو آزار میده . شدیدا ...
    اینکه اولا شاید نتونم به کس دیگه دل ببندم . کس دیگه ایی با این خصوصیات خوب . دختری دیگر که سالم باشه . لااقل مثل خودم باشه ... دختری که تا حالا با 100 نفر نبوده باشه ...
    احساس میکنم شاید شاید نتونم دیگه با کس دیگه چنین تفاهمی داشته باشم ...

    حرف نهایی :
    خودم درک میکنم این اختلاف سنی واقعا خیلی آزار دهنده است و راحت میتونم از این عشق دردسر ساز بگذرم .
    منتها میترسم یک روز پشیمون بشــــم و حســـرتش رو بخورم . یا برعکس ...

    حالا نظرتون چیه ؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Wanted نمایش پست ها
    واقعا عالی بود دوست عزیز ...

    خدا رو شکر هنوز هم به اون مرحله ایی هم نرسیده که عشق کورم کنه و به خاطر این عشق بخوام خودم رو ببازم و بگم فقط همین ...
    میتونم راحت ازش بگذرم ( از دید ازدواج ) و باهاش به عنوان یک دوست ادامه بدم ...
    چون توی این موضوع اگر قرار باشه کسی ضرر بکنه خب مشخصا اون منم ...
    ولی باز یک چیز دیگه منو آزار میده . شدیدا ...
    اینکه اولا شاید نتونم به کس دیگه دل ببندم . کس دیگه ایی با این خصوصیات خوب . دختری دیگر که سالم باشه . لااقل مثل خودم باشه ... دختری که تا حالا با 100 نفر نبوده باشه ...
    احساس میکنم شاید شاید نتونم دیگه با کس دیگه چنین تفاهمی داشته باشم ...

    حرف نهایی :
    خودم درک میکنم این اختلاف سنی واقعا خیلی آزار دهنده است و راحت میتونم از این عشق دردسر ساز بگذرم .
    منتها میترسم یک روز پشیمون بشــــم و حســـرتش رو بخورم . یا برعکس ...

    حالا نظرتون چیه ؟
    سلامی دوباره به شما دوست عزیزم
    به نظر میرسه بهتره ابتدا رویه اعتماد به نفس خودتان بیشتر کار کنید
    میتونید برای این کار به صورت حضوری با یک روان شناس مشورت کنید.
    چراکه وقتی این موضوع رو به صورت ریشه ای بررسی می کنیم میشه فهمید که مشکل در گوشه گیری و اعتماد به نفس پایین شما در گذشته است که هنوز هم در وجود شما ریشه داره.
    وقتی این مشکل حل بشه به صورت خودکار مشکلات زیر مجموع هم حل خواهد داشت
    در رابطه با موضوعی که براش تاپیک زدید هم طبق حرفهای پست دومتون به نظر میرسه خودتون هم چندان تمایلی برای این ازدواج ندارید و از این بابت مطمئن نیستید.
    فکر میکنید ممکنه علت ادامه داشتن این رابطه ارضای کمبود اعتماد به نفس شما باشه؟
    چراکه در حرفهاتون گفتید:
    میتونم راحت ازش بگذرم ( از دیدازدواج)
    و باهاش به عنوان یک دوست ادامه بدم ...
    تجربه ثابت کرده دختر و پسر نمی تونند فقط به عنوان دوست با هم باشند.البته منظور رابطه کاری نیست چراکه در حاله حاضر ارتباط شما دونفر از سطح کاری فراتر رفته. این حرف مثل این هست که شما دوتا آهن ربا رو کنار هم بزارید و انتظار داشته باشید همدیگر رو جذب نکنند.
    توصیه من به شما این هست که رابطه خودتون رو به سطح کاری برگردونید و کمتر با ایشون به صورت حضوری و تلفنی در ارتباط باشید مگر در مواقع کاری که واقعا ضروری هست.
    چراکه تصور ایشون از این رابطه با تصور شما فرق داره. ایشون در سنی هستند که کم کم گزینه های ازدواج براشون کم میشه و ممکنه رابطه با شما را جدی بگیره و در آینده دچار آسیب های روحی بشه. چراکه خانم ها نسبت به آقایون خیلی احساسی تر هستند.
    میتونید بهشون خیلی منطقی و آرام توضیح بدید که آمادگی ازدواج را ندارید و اینکه یکسری عوامل این وسط شما را نگران میکنه مثل اختلاف زیاد سنی.
    در رابطه با نگرانی شما از اینکه آیا شخص دیگری رو میتونید پیدا کنید یا خیر مطمئنا جواب بله است. اصولا بنده با این جمله که فقط فلانی بدرد من میخورد و برای من آفریده شده بود و فقط او یا هیچ کس مخالف ام.
    دختران پاک و با عفت زیادی وجود دارند که میتونند همراه خوبی برای شما باشند.منتها شما ابتدا باید ملاک های خودت برای انتخاب یک همسر را مشخص کنی و اونها رو براساس اهمیت طبقه بندی کنید.
    یادتون باشه که ملاک ها باید منطقی و عقلانی باشه و ملاک هایی که تخیلی هستند میتونه باعث بشه که هیچ وقت شخص دلخواه خودتون رو پیدا نکنید.

    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشــاوره برای تفاوت سنی دختر و پسر  سپاس شده توسط niloofarabi,The Wanted,مهرسا62

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •