تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خرافات زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:narges☺
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خرافات

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    niloofarabi آواتار ها
    من از حرف نرگس یه برداشت دیگه ای دارم

    فکر میکنم منظورش بیشتر فکر های منفی هست. مثلا " به یه اتفاق منفی فکر کنی، و اون اتفاق بیفته ."
    مثلا تصور کنی یه نفر الان تصادف میکنه؛ و این اتفاق بیفته. یعنی مرزی بین فکر کردن و رخ دادان یه قضیه واقعی نیست! به طور مثال: الان هزارتا فکر میاد تو ذهن من... بیشتر هم منفی ...این افکار رو ادامه بدم و .... . بعضی وقتا اینقدر ادامه اش بدم که حس کنم همین الان داره اتفاق میافته. اون افکار فاجعه نگر منظورم این بود. افکار فاجعه نگر اضطراب رو زیاد میکنه.پیش بینی میکنم که اتفاق بد می افته! و این پیش بینی اضطرابم رو زیاد میکنه. اینقدر زیاد که بین فکر و واقعیت نمی تونم تمیز بدم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. خرافات  سپاس شده توسط narges☺

  3. ارسال:12#
    narges☺ آواتار ها
    سلام
    مرسی از همه


    الانم که داشتم نظرا میخوندم یکی گفته میشه یکی گفته نمیشه منم بین همین گیرم... خوب یعنی یک جواب نداره؟

    نیلوفر خانم درست فهمیدن بعضی موقع ها اینقدر افکار منفی داری که دیگه نمیتونی فکر درست از غلط جدا کنی

    اون داستانی که جناب مشاور گفتن من انواعشو شنیدم ولی ..
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  4. خرافات  سپاس شده توسط niloofarabi,مهرسا62

  5. ارسال:13#
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    من از حرف نرگس یه برداشت دیگه ای دارم

    فکر میکنم منظورش بیشتر فکر های منفی هست. مثلا " به یه اتفاق منفی فکر کنی، و اون اتفاق بیفته ."
    مثلا تصور کنی یه نفر الان تصادف میکنه؛ و این اتفاق بیفته. یعنی مرزی بین فکر کردن و رخ دادان یه قضیه واقعی نیست! به طور مثال: الان هزارتا فکر میاد تو ذهن من... بیشتر هم منفی ...این افکار رو ادامه بدم و .... . بعضی وقتا اینقدر ادامه اش بدم که حس کنم همین الان داره اتفاق میافته. اون افکار فاجعه نگر منظورم این بود. افکار فاجعه نگر اضطراب رو زیاد میکنه.پیش بینی میکنم که اتفاق بد می افته! و این پیش بینی اضطرابم رو زیاد میکنه. اینقدر زیاد که بین فکر و واقعیت نمی تونم تمیز بدم.
    میشه گفت اینهایی که شما گفتید(افکار منفی) نوعی خطاهای شناختی است که در cbt هم سعی در اصلاحش هست
    موردی رو داشتم که میگفت من همش برام اتفاقات منفی می افته و همیشه در این نگرانی هستم که مثلا الان تلفن زنگ میخوره و یکی خبر بد بهم میده. ازش سوال کردم: مثلا از ده باری که تلفن زنگ خورده چند بار خبر بدی شنیدی گفت نهایت 1 بار. خب این نشون میده که ایشون دچار خطای شناختی شده بودند.
    گاهی وقت ها ممکنه ما 10 بار فکر منفی داشته باشم و یکبارش به صورت اتفاقی اون فکر اتفاق بیافته و ما اون رو تعمیم بدیم به سایر موقعیت ها و شرایط.
    مثلا به طور اتفاقی لیوان ها در یک ردیف باشه و از قضا میهمان هم بیاد، بعد میگیم وقتی لیوان ها همه در یک راستا باشه خونه آدم مهمون میاد.
    و این تبدیل میشه به خرافه
    امیدوارم منظورم رو درست فهمانده باشم
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  6. خرافات  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi,مهرسا62

  7. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط narges☺ نمایش پست ها
    سلام
    مرسی از همه


    الانم که داشتم نظرا میخوندم یکی گفته میشه یکی گفته نمیشه منم بین همین گیرم... خوب یعنی یک جواب نداره؟

    نیلوفر خانم درست فهمیدن بعضی موقع ها اینقدر افکار منفی داری که دیگه نمیتونی فکر درست از غلط جدا کنی

    اون داستانی که جناب مشاور گفتن من انواعشو شنیدم ولی ..
    سلام
    لازم دیدم مطالبی رو در تکمیل پست های قبلی ام اضافه کنم
    افرادی که چنین نگرانی ای دارند باید بدونند که تنها اونها نیستند که از این مشکل رنج می برند.
    خیلی ها هستند که چنین نگرانی هایی اونها رو آزار میده، پس اگر کسی از چنین نگرانی رنج میبره باید بدونه که چیزی نیست که قابل حل نباشه
    و چیزی هم نیست که فقط اون فرد بهش دچار باشه.
    همانطور که در پست قبلی ام اشاره کردم اینها برمیگرده به خطاهای شناختی ما و درمان cbt هم در این موارد واقعا معجزه میکنه.
    توصیه ام به دوستانی که از چنین مشکلی رنج میبرند این هست که به یک روان شناس بالینی مراجعه کنند و مشکلشون رو مطرح کنند.
    و مطمئن باشند که با صبر و تلاش از این افکار رها خواهند شد.
    بعضی ها ممکنه همون اوله کار به روان پزشک مراجعه کنند. اما توصیه من این هست که اول به یک روان شناس مراجعه بشه چراکه معمولا cbt به تنهایی میتونه کمک کننده باشه و نیازی به دارو درمانی نیست مگر در شرایطی که واقعا نیاز باشه که اون هم روان شناس خودش در صورت لزوم فرد را به یک روان پزشک ارجاع خواهد داد که در کنار cbt، دارو درمانی هم انجام بشه.
    دلیل اینکه توصیه میکنم اول به روان شناس مراجعه بشه این هست که استفاده از دارو میتونه یکسری عوارضی داشته باشه و باعث بشه بدن به این دارو ها اعتیاد پیدا کنه. به این صورت که ممکنه با خوردن داروها علائم کم رنگ بشه اما بعد از قطع کردن اونها مجددا علائم برمیگرده و فرد مجبوره سالیان سال دارو مصرف کنه. اما تاثیر cbt ماندگار خواهد بود
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2015_01_08 در ساعت 14:56
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  8. خرافات  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi,مهرسا62

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •