محبت پدرى

ما در فصل اول اين كتاب دربارۀ انگيزۀ مادرى به عنوان يكى از انگيزه‌هاى فيزيولوژيك سخن گفتيم، زيرا انگيزۀ مادرى بر پايۀ تغييرات فيزيولوژيك استوار است يعنى همان تغييرات بدنى كه در طول حاملگى و زايمان و شيردهى در مادر ايجاد مى‌شود. اين تغييرات بدنى (فيزيولوژيك) ، مادر را آن چنان محكم و قوى به كودكش پيوند مى‌دهد كه اثرات آن در انگيزۀ مادرى، كه عشق به فرزندان و مهربانى نسبت به آنان و سرپرستى آنها از نمونه‌هاى مشخص آن هستند، تبلور مى‌يابد و ما قبلا در مبحث انگيزۀ مادرى به اين مسائل اشاره كرديم.


از آنجا كه پدر با فرزندان خود آن روابط فيزيولوژيك كه مادر را به فرزندان پيوند مى‌دهد، ندارد، روان‌شناسان جديد انگيزۀ پدرى را مانند انگيزۀ مادرى، انگيزه‌اى فيزيولوژيك به شمار نمى‌آورند، بلكه آن را انگيزه‌اى روانى مى‌دانند و انگيزۀ پدرى در ابراز محبت او نسبت به فرزندان تجلى مى‌يابد زيرا فرزندان براى پدران مايۀ لذت و شادى و منشأ قدرت و مقام و عامل مهمى در ادامۀ نقش آنها در زندگى و نيز يادگار آنها پس از مرگشان هستند. اين موضوع از دعاى حضرت زكريا عليه السّلام كه از پروردگارش مى‌خواهد به او پسرى عطا كند كه وارث او و خاندان يعقوب باشد، روشن مى‌شود.


قٰالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ اَلْعَظْمُ مِنِّي وَ اِشْتَعَلَ اَلرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعٰائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَ إِنِّي خِفْتُ اَلْمَوٰالِيَ مِنْ وَرٰائِي وَ كٰانَتِ اِمْرَأَتِي عٰاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اِجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا «عرض كرد پروردگارا استخوان (و اركان حيات من) سست شد و فروغ پيرى بر سرم بتافت و با وجود اين من از دعايى به درگاه كرم تو (چشم اميد دارم و) خود را هرگز از عطاى تو محروم ندانسته‌ام.

بارالها من از اين وارثان كنونى (كه پسر عموهايم هستند) بيمناكم و زوجۀ من هم نازا و عقيم است، خدايا از لطف خاص خود فرزندى صالح و جانشينى شايسته به من عطا فرما. كه وارث من و همۀ خاندان يعقوب باشد و او را وارثى پسنديده و صالح قرار ده.»  ١ با دقت در آيات قرآن ملاحظه خواهيم كرد كه در بسيارى از آيات، حبّ فرزندان، همراه حبّ مال آمده است.



اَلْمٰالُ وَ اَلْبَنُونَ زِينَةُ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا. . .
«مال و فرزندان زينت و آرايش زندگى دنيا هستند.»  ٢ ثُمَّ رَدَدْنٰا لَكُمُ اَلْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْنٰاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً «آنگاه شما را برگردانيم و بر آنها غلبه دهيم و به مال و فرزندان نيرومند مدد بخشيم و عدّۀ(جنگجويان) شما را بسيار گردانيم.»  ٣ 

 ١ ) -مريم: ۴ - ۶ .
 ٢ ) -كهف: ۴۶ .
 ٣ ) -اسراء: ۶ .

وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّٰاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهٰاراً «و شما را به مال بسيار و فرزندان متعدد مدد فرمايد و باغهاى خرم و نهرهاى جارى به شما عطا كند.»  ١ ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً «اى رسول به من واگذار انتقام آن‌كس را كه من او را به تنهايى آفريدم (مراد وليد بن مغيره دشمن بزرگ پيامبر است) . و به او مال و ثروت فراوان دادم. و پسران بسيار حاضر به خدمت نصيبش گردانيدم.»  ٢ قرآن در جريان بازگو كردن داستان حضرت نوح عليه السّلام به حب پدرى و محبتى كه نوح عليه السّلام نسبت به پسرش در دل پنهان داشت، اشاره مى‌كند. اين محبت هنگامى كه نوح عليه السّلام با مهربانى و محبت و دلسوزى او را صدا زد و از او خواست كه براى رهايى از غرق شدن سوار كشتى شود، ظاهر شد.


. . . وَ نٰادىٰ نُوحٌ اِبْنَهُ وَ كٰانَ فِي مَعْزِلٍ يٰا بُنَيَّ اِرْكَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَكُنْ مَعَ اَلْكٰافِرِينَ «. . . و نوح فرزندش را در حالى كه در گوشه‌اى بود ندا كرد كه اى پسر تو هم با ما سوار كشتى شو و با كافران همراه مباش.»  ٣ اين محبت همچنين آنجا كه نوح عليه السّلام از خدا مى‌خواهد پسرش را نجات دهد، بروز مى‌كند.

 ١ ) -نوح: ١٢ .
 ٢ ) -مدثر: ١١ - ١٣ .
 ٣ ) -هود: ۴٢ .

وَ نٰادىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ اَلْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ اَلْحٰاكِمِينَ «و نوح به درگاه خدا عرض كرد بار پروردگارا فرزند من اهل بيت من است و وعدۀ عذاب تو هم حتمى و تو تواناترين حكم‌فرمايانى (پس به لطف خود فرزندم را نجات‌بخش) .»  ١ همچنين محبت پدرى در حبّ حضرت يعقوب نسبت به يوسف و برادر كوچك‌تريش بروز مى‌كند و همين محبت باعث مى‌شود كه برادران يوسف بر او رشك ببرند و كينه‌اش را به دل بگيرند.


إِذْ قٰالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلىٰ أَبِينٰا مِنّٰا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبٰانٰا لَفِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ «هنگامى كه برادران يوسف گفتند: يوسف و برادرش در نزد پدر از ما محبوبترند در حالى كه ما قوى و نيرومند هستيم، همانا پدر ما در گمراهى آشكارى است.»  ٢ محبت پدرانۀ يعقوب و ترس و نگرانى او دربارۀ يوسف، هنگامى آشكار مى‌شود كه پدر، هنگام رفتن يوسف همراه برادرانش، از خود مخالفت نشان مى‌دهد.


قٰالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ اَلذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ «يعقوب گفت من از آن ترسان و پريشان خاطرم كه از او غفلت كنيد و گرگ او را بخورد.»  ٣ 

 ١ ) -هود: ۴۵ .
 ٢ ) -يوسف: ٨ .
 ٣ ) -يوسف: ١٣ .

همچنين محبت پدرى در گريۀ غم‌آلود و اسفبار يعقوب بر فراق فرزندش يوسف، كه تا از دست دادن بينايى ادامه داشت، متبلور است.


وَ تَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا أَسَفىٰ عَلىٰ يُوسُفَ وَ اِبْيَضَّتْ عَيْنٰاهُ مِنَ اَلْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ «آن‌گاه يعقوب (از شدت حزن) روى از آنها بگردانيد و گفت: وا اسفا بر فراق يوسف عزيزم و از گريۀ غم چشمانش (در انتظار يوسف) سفيد شد و سوز هجران و داغ دل بنهفت.»  ١ محبّت پدرى، معمولا در شكل اهتمام پدر نسبت به فرزندان و سرپرستى و نصيحت و راهنمايى آنها به كارهايى كه خير و مصلحتشان در آن است، بروز مى‌كند. قرآن از زبان لقمان و نصايح پدرانه‌اش به پسر، نمونه‌اى از يك پدر حكيم كه فرزندانش را نصيحت و راهنمايى مى‌كند، ارائه مى‌دهد.  ٢ 

 ١ ) -يوسف: ٨۴ .
 ٢ ) -ر. ك به: سورۀ لقمان: آيات: ١٣ - ١٩ .






منبع: قرآن و روانشناسی
نویسنده: نجاتی، محمد عثمان؛ ترجمه عباس عرب
ناشر: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی
محل و سال نشر: مشهد مقدس ؛ ۱۳۸۱
منبع اینترنتی: کتابخانه دیجیتال نور: صفحه اصلی