دیدگاه نظریه پردازان تحولی پیرامون حمایت اجتماعی

یکی از مفاهیمی که مازلو به عنوان یک نیاز اساسی برای رشد فرد ضروری می داند حمایت اجتماعی است. مازلو بر این باور است که افراد وابسته به محیط اجتماعی هستند و بدین شیوه نیازهای اساسی خود را رفع می کنند و از این رو افراد نسبت به احساسات و نیات دیگران حساس هستند و با انعطاف پذیری خود را با شرایط مختلف سازگار می کنند.

حمایت اجتماعی یک تکامل دائمی است که موجب تعدیل یافتن فرایند تکامل شخصیت فرد می گردد و همچنین یک کمک دو جانبه است که موجب تصور مثبت، پذیرش خود، احساس مورد محبت و عشق بودن می شود که همه اینها فرصت های لازم جهت رشد و تحول را فراهم می کنند. مازلو بر این باور است که افرادی که به خود شکوفایی رسیده اند نیاز اندکی به حمایت اجتماعی دارند زیرا آنها متکی به خود هستند و از این رو منبع حمایت مثبت بر دیگران محسوب می شوند(مزلو، 1970؛ به نقل از سید محمدی،1380).

رولینز و تامز [1](1979)، در مرور پیشینه تحقیقاتی به نشانه هایی که موجب تعدیل شناختی در کودکان می گردد مانند: شایستگی، خلاقیت، مرجع کنترل درونی، عزت نفس، پیامدهای اجتماعی و رفتارهای اخلاقی پی بردند . آنها دریافتند که حمایت والدین و داشتن ارتباط مثبت و با ثبات منجر به حس شایستگی و خلاقیت می گردد. آنها دریافتند که بین پرخاشگری و اعتیاد، سوء مصرف دارو، ناتوانی در یادگیری اسکیزوفرنیا با میزان دریافت حمایت از والدین ارتباط منفی وجود دارد( نقل از برهن و فیلیپس [2]، 1987)
.

اریکسون( 1963) نشان داد که نوزادانی که با احساس اطمینان خاطر مورد مراقبت قرار گرفته اند دارای حس اطمینان بر خود هستند و کمتر تحت استرس هستند. برهن و فیلیپس (1987) اظهار داشتند دریافت حمایت اجتماعی از والدین و خانواده تحت تأثیر موقعیتهای موقتی قرار نمی گیرد.



Rollins & Toms-1
Brhend & Philips -2

منبع: “بررسی و مقایسه رابطه بین ابعادکمال گرایی، حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با سطوح بالا و پایین فرسودگی تحصیلی دانشگاه علامه طباطبایی“ افشین شه بخش

اختصاصی تالار همیاری