نظریه دو عاملی سلامت هیجانی

طی دو دهه گذشته، تحقیقات قابل ملاحظه ای برای تعیین وضعیت سلامت هیجانی بزرگسالان انجام شده است. بنابر این تحقیقات سلامت هیجانی کارکردی از حوادث، فشارهای زندگی، میزان برخورداری از حمایت اجتماعی درراهبردهای مقابله مؤثر می باشد( کسلر و همکاران، 1985؛ نقل از بهمنی،1380).

بنابراین تئوری دو عاملی سلامت هیجانی انسان دارای دو نیاز اساسی می باشد: 1- نیاز به اجتناب از درد 2- نیاز به تحول.

هرزبرگ [1] و همکاران(1974) اظهار داشتند نتایج رفع نیازهای اجتناب از درد، حالات هیجانی متنوعی را موجب می شود. در حالی که رفع نیازهای تحولی حالات انگیزشی را موجب می شود که دامنه اش در دو بعد پوچی و خود شکوفایی قرار دارد. بر طبق این نظریه اگر فردی در رفع نیاز اجتناب از درد شکست بخورد دچار عواطف منفی و نارضایتی می شود. در حالی که شکست در تحقیق نیاز به تحول، موجب از دست دادن عواطف مثبت و رضایتمندی می گردد.هرزبرگ و همکاران ( 1974) بر این باورند که تنها عوامل بهداشتی چون عدم موفقیتهای استرس زای کار می تواند نیازهای اجتناب از درد را برطرف سازند و تنها عوامل انگیزشی چون هماوردجویی و علاقه کاری می تواند نیازهای مربوط به تحول را تحقق بخشد.

محققینی چون بارا [2] ( 1986)، کومیاس [3] (1988) در بررسی حمایت اجتماعی دو مفهوم ازحمایت اجتماعی را مطرح نمودند: 1- دریافت حمایت 2- ادراک حمایت ( نقل از بهمنی، 1380).
منظور از دریافت حمایت، برخورداری از حمایتهای هیجانی آشکار، مانند: کمک و مساعدت عینی از افراد خانواده و دوستان است که می توان با آن اندازه گیری تعداد حامیان یا میزان دسترسی و برخورداری از انواع حمایت اجتماعی آنرا تعیین نمود، منظور از حمایت ادراک شده، ادراک قابلیت دسترسی و کفایت انواع مختلف می باشد. اغلب حمایت ادراک شده را معادل اصطلاح رضایتمندی می دانند.

نلسون [4] ( 1987) و داتسون[5] (1988)، میزان برخورداری از حمایت و داشتن فعالیت اجتماعی را توأم با عواطف مثبت می دانند. این یافته های تجربی منطبق بر تئوری دو عاملی است. محققین پیشنهاد می کنند که حمایت اجتماعی می تواند تنها در رفع نیاز به تحول از طریق ایجاد عواطف مثبت مؤثر باشد ( نقل از بهمنی، 1380).
بررسی ها نشان می دهد که هر دو نوع حمایت اجتماعی دریافت شده و ادراک شده هم در زنان متأهل(شینسل[6] 1986) و هم در زنان مطلقه ( ویکلوس ، 1986) با افسردگی رابطه معکوس دارد.در تئوری دو عاملی به راهبردهای مقابله مانند تحول خود پیروی، درک شخصی، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی که در تحول نیازهای شخص مؤثرند و مستقیماً موجب عواطف مثبت می گردند نیز توجه شده است .

Hersberg -1
Barra -2
komias -3
Nelson -4
Datson -5
Shiacel -6

منبع: “بررسی و مقایسه رابطه بین ابعادکمال گرایی، حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با سطوح بالا و پایین فرسودگی تحصیلی دانشگاه علامه طباطبایی“ افشین شه بخش

اختصاصی تالار همیاری