الهى مرا محرم راز كن
در معرفت بر دلم باز كن
دلى ده كه باشد شناساى تو
زبانى كه بستاید آلاى تو
چو با من در اول كرم كرده اى
به فضل خودم محترم كرده اى
در آخر همان كن كه كردى نخست
كه در هر دو حالت امیدم به توست
چو لطفت مرا رایگان آفرید
خردمندیم داد و جان آفرید
هم آخر به لطف خودم دستگیر
به فضلت مرا رایگان در پذیر
چو دانى كه بى زاد و بى توشه ام
هم از خرمن خویش ده خوشه ام
مبر آبم اى آبرویم به تو
امید من و آرزویم به تو
به روى من از كرده ی ناپسند
درى را كه هرگز نبستى مبند
ز رحمت به رویم ز پیشم مران
به قهر از در لطفِ خویشم مران
كه برگیردم گر توام بفكنى
كه بپذیردم گر توام رد كنى؟
مخوف است راهم دلیلى فرست
گذر آتش آمد خلیلى فرست
اگر دوزخ این ناسزا را جزاست
تو آن كن كه از رحمت تو سزاست
من ار بى رهم از لئیمىِّ خویش
تو مگذار راه كریمىِّ خویش
خط عفو دركش خطاى مرا
ببخش از كرم كرده هاى مرا
مدر پرده من كه بى پرده ام
به رویم میار آن چه من كرده ام
به آب كرم دفترم را بشوى
مریز این سیه نامه را آبرو
اگر من گنه كارم اى كردگار
تو آمرزگارى و پروردگار
سراپاى من گر چه آلایش است
امیدم ز عفو تو، بخشایش است


منبع: اینترنت