تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از نحوه برخورد مردم با خودم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:raoul
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

ترس از نحوه برخورد مردم با خودم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و و قت بخیر
    یه موضوعی که برام اکثرا اتفاق می افته اینه که در برخورد با اطرافیان ، مردم و ...اگه کسی درباره اون کاری که اون لحظه داره انجام میشه اعتراضی ناجور و یا سروصدایی بکنه من زود کم می یارم و از حرفم عقب نشینی می کنم حتی اگه مشکل از اون طرف باشه و کار ایشون ایراد داشته باشه ولی توی اون لحظات دچار غلیان درونی که شامل ترس ،اضطراب و اینکه به من فحش بده و یا مردم دور خودش جمع کنه و یا منو مسخره کنه و یا منو جلوی کوچیک کنه و شخصیتم رو نابود کنه و یا ایجاد درگیری فیزیکی ،بنا به این موارد از حرف و استدلال خودم عقب نشینی می کنم و زود میگم حق با شماست و اگه اطرافیان و دوستان دور برم باشم دلیلی که براشون می یارم اینه که باید این جور مواقع اوضاع رو مدیریت کرد و نگذاریم سروصدا به پا شه.
    بعضی وقتها که وجدانم از این جور مدیریت کردن راضی هست و با توجه به اتفاق پیش اومده خودم هم راضی هستم که هیچ ، ولی 60 درصد موارد ناراضی هستم که چرا جلوی طرف واینستادم و مدام خود خوری می کنم این شده برام یک معضل. و کلا اون روز تا شب پکرم و حس و حال کاردن ندارم و دور بریام بهم میگن امروز تو خودتی .یه جورائی غمگین و افسرده میشم.کلا مثل روزهای معمولی نیستم و حس حال جنگیدن (مقابله با مشکلات و ...) رو ندارم .
    لطفا در این زمینه منو کمک کنید
    ویرایش توسط raoul : 2015_01_13 در ساعت 21:38
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط ...sana,Far Zane,حسینی,ساجده

  3. ارسال:2#
    سلام...
    خوشحال میشم بیشتر در مورد خودتون بفرمایین....

    چند مدته با این مشکل روبرو هستین؟

    تا بحال چه اقدامی برای مقابله با این مشکلتون انجام دادین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط Far Zane,negare,niloofarabi,حسینی,ساجده

  5. ارسال:3#
    با سلام و شب بخیر
    جوانی هستم 29 ساله و شاغل و مجرد.
    چند مدته با این مشکل روبرو هستین؟چند سالی هست.از وقتی خودم فهمیدم و روابطم تو جامعه بیشتر شد و بیشتر در معرض این جور موقعیتها قرار گرفتم.قبلا سعی می کردم از این جور موقعیتها فرار کنم و یا به هر ترفندی که شده خودمو از اون اتفاق افتاده سلب مسئولیت کنم و یا به قول خودم مدیریت کنم.اما ته دلم بعضی مواقع از کرده خودم راضی نیستم
    تا بحال چه اقدامی برای مقابله با این مشکلتون انجام دادین؟
    اقدام مهمی رو انجام ندادم تا حالا.اما سعی کردم کمتر از این موقعیتها بترسم و تو موقعیت قرار بگیرم و اینکه ببینم چرا می ترسم(زیاد موفق نیودم)،البته به نتایجی هم رسیدم شاید یکی از دلایلش این باشه که: طرف اقدام به درگیری فیزیکی کنه و یا منو مسخره کنه و یا علمش از من بیشتر باشه و منو خراب کنه و شخصیت من جلوی جمع خراب بشه....
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط Far Zane,حسینی,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    سلام raoul عزیز...
    ممنون از پاسختون...
    دو سه تا از تاپیک ها صرفا جهت شناخت ابعاد موضوع و مشکل شماست....پس فعلا نگران نباشین و همراهمون بمونین...
    میخوام به تاپیک های قبلی پل بزنیم..
    این برداشت کلی من از فرمایشات شما بود . "چند سالی هست که شما احساس میکنین زود کم میارین ؛ از حرفتون زود عقب نشینی میکنین در حالی که اکثر اوقات حق با شماست ؛ ترس از مورد تحقیر ، فحاشی ، مسخره شدن ، درگیری و ضایع شدن دارین (البته این حس رو زمانی تجربه میکنین که از سوی طرف مقابلتون به شما القا میشه که حق با شماست ولی قدرت دفاع رو ندارین ) و در نهایت اینکه مدام در حال نشخوار فکری و خودخوری هستین و فکر و ذهنتون درگیر این اتفاقات هست". درسته؟
    حس میکنین چه مسائل دیگه ای هم نیاز هست که با بنده در میان بذارین؟ آیا بجز این موراد مسائل دیگه ای هم هستن که نسبت بهشون حس خوبی ندارین؟
    در مورد شغلتون و همکارانتون هم برام بگین... دوست دارم از شخصیت و طرز برخوردشون با شما و سایر دوستانتون هم بدونم.
    فکر میکنین بهترین راه مقابله با این افکار چه چیزی میتونه باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط nafasebahar,negare,niloofarabi,حسینی

  9. ارسال:5#
    سلام و شب بخیر
    در مورد برداشت شما:
    بلی درست هست.در چنین مواقعی که برام پیش میاد هی فکر می کنم الان طرف منو مسخره می کنه ،الان منو ضایع می کنه،الان بد بیراه بهم میگه و یا الان شروع به درگیری فیزیکی می کنه و ...مخصوصا اگه طرف توپش پر باشه .من کلا قافیه رو می بازم (از لحاظ روانی) و میگم حق با شماست(در صورتی که حق با منه)
    وبدتر از این زمانی هست که سعی کردم از این جور موقعتیها فرار کنم تا به همون دلایل گفته شده ،مورد واکنش طرف مقابل قرار نگیرم و البته چند مورد تجربه تلخ گذشته و شکست دراین موقعیت ها نیز مزید بر علت شده تا من ترسم بیشتر شده و به جای مقابله در شرایط ،سعی در فرار از موقعیت ،سلب مسئولیت ازخودم در اون لحظات و به گردن دیگری انداختن ،به حساب خودم مدیریت کردن موضوع (منظورم اینه که به طرف بگم حق با شماست (که در اصل نیست ) و شما کوتاه بیای من همکارم توجیح و تنبیه می کنم .شما بی خیال شو)...
    انگار می ترسم یک اتفاقی برای بیفته و و منو هی داره مدیریت می کنه. نکته مهم اینه که بعضی وقتها اصلا نمی دونم تو این جور موقعیتها چیکار باید بکنم :مثلا بگم حق با شماست یا نفر دیگه ،اونکار انجام نده یا انجام بده ؟طرف چه کسی رو بگیرم؟ و ....
    که در اخر عوارض این کار برام پیش میاد:عذاب وجدان به خاطر درست عمل نکردن در لحظه،چرا نتونستم جلوی طرف مقابل وایستم ( بااینکه حق با من بود).مخصوصا این مورد بدجوری منو اذیت می کنه...
    دلیل این عوامل رو نمی دونم که چرا تو این موقعیتها کم می یارم و توانای مقابله رو ندارم

    مورد دوم وجود مسائل دیگه:
    قدرت نه گفتنم خیلی کم هست.هی سعی می کنم بقیه رو از خودم راضی نگه دارم (اینو از کارهام فهمیدم).تو رودر بایستی قرار میگیرم و در بعضی جاها مسئولیت اضافی قبول می کنم .نمی تونم ارزشها رو به دور بریام و مخصوصا روسام نشون بدم(احساس اینه که روسام فکر می کنن ادم ساده و دست پا چلفتی هستم.در مورد راست یا غلط بودنش نظری ندارم ولی حسم اینو میگه)
    ادم منفی نگری هم تا حدودی هستم
    و نکته مهم اینه که:قدرت تمرکز روی کارها ندارم.به عنوان نمونه چند روز پیش سر کار گفتن یه چند تا جزوه و دستورالعمل هست که باید بخونین و امروز امتحان داشتیم از اونها.اما با ینکه چند روز وقت داشتم هر موقع خواستم شروع کنم هی کارهای متفرقه برام پیش میومد (شایدم خودم به طور ناخوداگاه برام خودم درست می کردم .قضاوتش با شما) و من نتونستم منابع ذکر شده رو بخونم و اخر هم به مشکل خوردم وا نگار یه چیزی و یا موضوعی منو نمی ذاره ( ویا نیمخواد ) که من برم و درس بخونم
    نکته مهم دیگه اینه که من به بحث ارزیابی خودم توسط دیگران اهمیت خیلی زیاد می دم. سعی می کنم ببینم در نظر بقیه چطور هستم و اینکه از ارزیابی خودم می ترسم....


    ببخشید زیاد شد ولی سعی کردم اصل مطلب رو برسونم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط niloofarabi,حسینی

  11. ارسال:6#
    سلام...
    خیلی عالی....احسنت...
    اینکه ادم شهامت گفتن و پذیرفتن اشتباهات و کم کاری هاش رو داشته باشه خیلی عالی است. این یاد آوری کم کاری ها و پس کشیدن ها و بیرون ریختن ترس های درونی کمک خیلی موثری در شناسایی افکار منفی داره...
    خیلی ساده و صادقانه از همکاری عالی تون صمیمانه تشکر میکنم...آفرین!
    برگردیم سر موضوع خودمون...
    این همه اون چیزی بود که شما تو دو تا از تاپیک هاتون اجمالا بیان کردید.....من نکات مهم رو گلچین کردم...
    با هم مرور میکنیم...
    "چند سالی هست که شما احساس میکنین زود کم میارین ؛ از حرفتون زود عقب نشینی میکنین در حالی که اکثر اوقات حق با شماست ؛ ترس از مورد تحقیر ، فحاشی ، مسخره شدن ، درگیری و ضایع شدن دارین (البته این حس رو زمانی تجربه میکنین که از سوی طرف مقابلتون به شما القا میشه که حق با شماست ولی قدرت دفاع رو ندارین ) و در نهایت اینکه مدام در حال نشخوار فکری و خودخوری هستین و فکر و ذهنتون درگیر این اتفاقات هست ؛ مخصوصا اگه طرف توپش پر باشه؛ من کلا قافیه رو می بازم (از لحاظ روانی) و میگم حق با شماست؛ وبدتر از این زمانی هست که سعی کردم از این جور موقعتیها فرار کنم ؛ چرا تو این موقعیتها کم می یارم و توانای مقابله رو ندارم؛ قدرت نه گفتنم خیلی کم هست؛ هی سعی می کنم بقیه رو از خودم راضی نگه دارم؛ نمی تونم ارزشها رو به دور بریام و مخصوصا روسام نشون بدم ؛ احساس اینه که روسام فکر می کنن ادم ساده و دست پا چلفتی هستم؛ ادم منفی نگری هم تا حدودی هستم ؛ قدرت تمرکز روی کارها ندارم؛ نکته مهم دیگه اینه که من به بحث ارزیابی خودم توسط دیگران اهمیت خیلی زیاد می دم؛ سعی می کنم ببینم در نظر بقیه چطور هستم و اینکه از ارزیابی خودم می ترسم"
    از این لحظه به بعد من دوست دارم با همکاری هم وارد فیلد درمان بشیم...
    من سعی میکنم خیلی ساده مطالب رو عنوان بکنم ؛ ولی به شرطی که نهایت همکاری رو با من داشته باشین....
    هر سوالی که پرسیده میشه نباید بدون پاسخ باشه ! مثلا در بالا ازتون در مورد شغل و همکارانتون پرسیدم که بدون پاسخ مونده...
    توجه: شما میتونین به سوالاتی که دوست ندارین پاسخ ندید ولی باید بنده هم بدونم که حتما سوال رو خوندید و دوست نداشتین جواب بدید...مثلا پاسختون میتونه اینطوری باشه. " فعلا دوست ندارم در این مورد صحبت بکنم"
    این دفعه نوبت منه که حرف بزنم...
    دوست عزیز من مشکلاتی رو که شما عنوان کردید رو دسته بندی کردم و به زبان روان شناسی براتون بیان میکنم.
    شما فعلا مشکل اضطراب ؛ ترس از تحقیر و مسخره شدن ؛ خود کم بینی ؛ ترس از بد به نظر رسیدن ؛ کاهش تمرکز ؛ عدم قدرت تفهیم مطالب به اطرافیان و همچنین قبول مسئولیت های اضافی و عدم قاطعیت رو بخاطر عدم داشتن مهارت نه گفتن دارین تجربه میکنین. حرف بنده رو تائید میکنین؟
    رویکردی که من برای درمان این مشکلات اتخاذ کردم رویکرد شناختی رفتاری هست...
    خیلی ساده اینکه ما با کمک هم افکار منفی و غلط رو شناسایی کردیم و به کمک هم اونها رو به چالش میکشیم و در نهایت اون افکار رو اصلاح و یا حذف میکنیم و بجاش افکار مثبت و منطقی و قابل قبول رو میذاریم.
    تا اینجا متوجه شدید؟ اگر حس کردید نیاز به توضیح بیشتری هست بفرمایین؟
    یک موقعیت اضطراب انگیز رو در نظر بگیر....مثلا صحبت کردن برای 500 نفر
    علی و حسن هردو باید تو یه کنفرانس برای 500 نفر صحبت بکنن
    چرا علی بدون هیچ مشکلی و با آرامش این مهم رو به اتمام میرسونه در حالی که حسن وسط جلسه با اضطرابی که داره کاری میکنه که مورد تحقیر بشه و سالن رو ترک میکنه؟
    هر دو یک موقعیت رو درک کردن....
    به نظرت مشکل کجای کاره؟
    کار ما همینه...
    a………………b……………c
    a همون موقعیت اضطرابیه
    b باور ها و تفکرات و برداشت های ما هستن
    و در نهایت c پاسخ ما رو تشکیل میده
    در درمان شناختی رفتاری عمده کار و مسئولیت ما در قسمت b هست....
    جالبه نه!
    ولی اینکار رو به وسیله یک سری تکالیف باید انجام بدیم...
    من هر جلسه تکالیفی رو به شما خواهم داد و شما ملزم به انجامش هستین.... ولی باید کاملا صادقانه این کار رو انجام بدی و نهایت تلاشت رو بکنی
    تکلیف...
    یک سری اطلاعات کلی از خودت ؛ شغلت و خانواده ات و اهدافت رو کاغذ بنویس و برام آپلود کن . در حد 3 جمله کوتاه
    مسائلی که جنبه خصوصی دارن و نمیخوای افشا بکنین رو میتونی بیان نکنی
    انتظاراتت از من ؛ رویکرد درمان شناختی رفتاری و خودت رو روی یک کاغذ بنویس و برام آپلودش کن
    1 سوال؟
    احساست نسبت به من و این تاپیک ها که جلسات درمانی محسوب میشن رو خیلی خیلی صادقانه توضیح بده ..در حد 3 جمله کوتاه
    کات
    پاسخ با نقل و قول

  12. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط nafasebahar,negare,niloofarabi,raoul,محسن عزیزی

  13. ارسال:7#
    سلام و شب بخیر

    جواب موارد خواسته شده شما:
    دوست عزیز من مشکلاتی رو که شما عنوان کردید رو دسته بندی کردم و به زبان روان شناسی براتون بیان میکنم.

    شما فعلا مشکل اضطراب ؛ ترس از تحقیر و مسخره شدن ؛ خود کم بینی ؛ ترس از بد به نظر رسیدن ؛ کاهش تمرکز ؛ عدم قدرت تفهیم مطالب به اطرافیان و همچنین قبول مسئولیت های اضافی و عدم قاطعیت رو بخاطر عدم داشتن مهارت نه گفتن دارین تجربه میکنین. حرف بنده رو تائید میکنین؟

    این موارد که گفتم و شما نیز گفتید درست هست.یه نکته مهم اینه که هر وقت اینجورمشکلات برام پیش میاد ( مورادی که قبلا ذکر کردم) انگیزه ام خیلی زیاد هست که برم دنبال حل مشکل و پیگیری کنم.اما بعد از گذشت مدتی برام عادی میشه و موضوع رو ولش می کنم.تا اینکه دوباره همچنین مشکل بیاد و من دوباره به فکر پیگیری و راه حل بیفتم و باز روز از نو...
    این حالت نمیدونم شما اسمش چی می ذارین ولی از این حالت خودم هم تو درون خودم راضی نیستم و برای این حالت خودمو ملامت و سرزنش می کنم.بیشتر تصمیمات و اهدافم بر اساس هیجان همون لحظه شکل می گیره تا از به روش حساب شده.
    مقداری هم دهن بین هستم.

    مورد بعدی:
    در مورد مثالی که زدید (
    یک موقعیت اضطراب انگیز رو در نظر بگیر....مثلا صحبت کردن برای 500 نفر
    علی و حسن هردو باید تو یه کنفرانس برای 500 نفر صحبت بکنن
    چرا علی بدون هیچ مشکلی و با آرامش این مهم رو به اتمام میرسونه در حالی که حسن وسط جلسه با اضطرابی که داره کاری میکنه که مورد تحقیر بشه و سالن رو ترک میکنه؟
    هر دو یک موقعیت رو درک کردن.... )

    با اینکه خودم رو در موقعیت مثبت فرض کردم و با خودم گفتم در این لحظه این کار درست میشه و یا به نتیجه دلخواه می رسم و یا در هر موضوعی مثبت فکر کردم ولی به نتیجه برعکس رسیدم.برای همین وقتی به پیشاپیش به جنبه مثبت یک قضیه فکر می کنم ،باز ته دلم فکر می کنم چرا حالت مثبت اتفاق نمی یفته.اینو می خواستم بگم تا مشخص کرده باشم مثبت اندیشی هم یاد انجام دادم ولی نتیجه ای نگرفتم

    بقیه موارد رو هم براتون به صورت خصوصی پیام کردم...
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  14. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  15. ارسال:8#
    سلام
    خیلی خیلی عالی....
    احسنت
    فکر کنم الان آنلاین هستین ... پس تا چند دقیقه تمرکزتون روی این تاپیک باشه

    نکات ریز و خوشبینانه ای رو عنوان کردید ؛ فقط جنسیت تون از قلم افتاده بود.

    من پیش بینی میکنم بتونیم طی 4 هفته مشکلاتتون رو بررسی بکنیم...
    با این تفاوت که چون محیط مجازی هست من یک روز رو براتون انتخاب میکنم که اون روز ان شالله هر دو حضور داشته باشیم و موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم.

    من هر بار یک سری تکالیف به شما خواهم داد و شما باید در طی اون هفته اون تکلیف رو به نحو احسن انجام بدید...

    من چهار شنبه ها عصر رو زمان بررسی موضوع تعیین میکنم. (ان شا الله که یادم نره ولی شما هم حتما به من پیام بدید.

    خب مشکلات مشخص شدند.
    ولی مساله اصلی اینه که این مشکلات باید اولویت بندی بشن. و این کار وظیفه شماست.
    به نظرتون هر مشکلی که نیاز هست اول از همه بررسی بشه رو بفرمایین تا دستور جلسه درمانی این هفته رو تعیین بکنیم.
    پاسخ با نقل و قول

  16. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط niloofarabi,raoul

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    سلام
    خیلی خیلی عالی....
    احسنت
    فکر کنم الان آنلاین هستین ... پس تا چند دقیقه تمرکزتون روی این تاپیک باشه

    نکات ریز و خوشبینانه ای رو عنوان کردید ؛ فقط جنسیت تون از قلم افتاده بود.

    من پیش بینی میکنم بتونیم طی 4 هفته مشکلاتتون رو بررسی بکنیم...
    با این تفاوت که چون محیط مجازی هست من یک روز رو براتون انتخاب میکنم که اون روز ان شالله هر دو حضور داشته باشیم و موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم.

    من هر بار یک سری تکالیف به شما خواهم داد و شما باید در طی اون هفته اون تکلیف رو به نحو احسن انجام بدید...

    من چهار شنبه ها عصر رو زمان بررسی موضوع تعیین میکنم. (ان شا الله که یادم نره ولی شما هم حتما به من پیام بدید.

    خب مشکلات مشخص شدند.
    ولی مساله اصلی اینه که این مشکلات باید اولویت بندی بشن. و این کار وظیفه شماست.
    به نظرتون هر مشکلی که نیاز هست اول از همه بررسی بشه رو بفرمایین تا دستور جلسه درمانی این هفته رو تعیین بکنیم.
    1-جوانی..(پسر) هستم
    2-راستش نمی دونم از مشکلاتی که مطرح کردم کدوم مهمتر هست ولی به نظرم این مورد اخر که مطرح کردم (اسمشو می ذارم دمدمی ،نمی دونم درست یا نه.ولی کارهام و اهداف بر اثر هیجان هست نه بر اساس منطق و برهان) برای همین مرتب هدف عوض می کنم و هر روز دنبال یه بحث جدید می گردم تا خودمو ارضاء کنم.انگار یه چیزی از دورن کم دارم (به نظرم)
    و مورد بعدی اضطراب و استرسی که همیشه همراهم هست (خصوصا در موقعیت های که فکر می کنم برام چالش برانگیز هست).
    در مورد چهارشنبه ها .نمیتونم اون روز هفته باشم.ولی به نظرم یکشنیه شب و یا دوشنبه شب و یا 5 شنبه شب خوب باشه
    پاسخ با نقل و قول

  18. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  19. ارسال:10#
    پنجشنبه شب ها خوبه.

    اولین تکلیفی که من بهتون میدم اینه که طی هفته جاری یک لیست از اهدافتون تهیه بکنین ...هر چی که دلتون میخواد بهش برسین

    1- اهداف کوتاه مدت(اهدافی که فوق فوقش تا یکماه الی 3 ماه دوست دارین بهشون برسین )
    2- اهداف میان مدت (اهدافی که بالاتر از 6 ماه تا یک سال دوست دارین بهشون برسین)
    3- اهداف بلند مدت (اهدافی که طی مدت بیش از 1 سال برای رسیدن بهشون وقت لازمه)

    چیزی که مهمه اینه که اهداف باید منطقی و قابل وصول باشن . ولی میشه با اضافه کردن کمی تلاش دست یابی بهشون آسان تر بشه.

    ...........................
    ولی در مورد موضوع دوم هم براتون تکلیف دارم.
    طی این هفته خودتون رو ملزم بکنین طی روابطتون با همکاران ارتباط چشمی کامل داشته باشین....
    حین صحبت کردن حتما با دقت به چشم های طرف مقابلتون خیره بشین ! ولی این تمرین رو کاملا عادی انجام بدید.

    اگر تکالیفتون سخت هست بفرمایین تا بررسی کنیم.
    پاسخ با نقل و قول

  20. ترس از نحوه برخورد مردم با خودم  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •